شور عراقیها در تشییع رهبر شهید؛ فراتر از مرزها
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- حجت الاسلام و المسلمین علی سلمانیان، پیشکسوت جبهه مقاومت (نجف اشرف)؛ یکی از دوستان محترم و بزرگان درخواست کردند که در جهت ضبط و ثبت حوادث جالبی که در عراق، در تشییع نایب امام زمان (عج) اتفاق افتاد، روایتی را ارائه کنم. باید بگویم که اگر شور ملت عراق بیشتر از ایرانیها نبود، کمتر هم نبود. ملت شریف ایران ثابت کرد که عاشق نایب امام زمان (عج) بود، و ملت غیور عراق ثابت کرد که کمتر از ملت ایران به نایب امام زمان (عج) ارادت و عشق نمیورزیدند، بلکه بیشتر.

من در انتظار تشییع علمایی بودم؛ چون تشییع در عراق دو صورت داشت؛ یکی مردمی بود و یکی علمایی. تشییع مردمی از ساعت ۵ صبح شروع شد و تشییع علمایی ساعت ۸. حرم را قرق کردند برای علمای نجف. بنده در بین مردم بودم و به سمت حرم مشرف شدم. آمدم داخل حرم امیرالمؤمنین (ع). پس از ساعت ۸ صبح، شاید بیش از ۲۵ هزار طلبه آمده بودند برای وداع با نایب امام زمان (عج). من زیر ایوان طلا نشسته بودم.
با آقا صحبت میکردم. انگار به من الهام شد که امروز باید یک قربانی کنم؛ برای شهادت آقا اعلام آمادگی کردم. با اینکه وضع بدنیام به گونهای شده است که به زور مسائل شخصی خودم را انجام میدهم، ولی بالاخره گفتم: آقا جان، ما که ۵۰ سال است دنبال شهادتیم؛ اگر این شهادت مورد قبولتان هست، بسمالله، من آمادهام؛ اگر شهادت بهتری برایم در نظر دارید، دیگر خود دانید. من تسلیم امرم. به دلیل اینکه میترسیدم خفه بشوم و نتوانم خودم را حفظ کنم، رفتم دورتر و پشت خیل عظیم طلبهها ایستادم.
حدود سه ساعت زیر آفتاب بودیم. طلبهها و علمای عراق همینجور صبوری میکردند، همانطور نشسته بودند، منتظر بودند آقای خود را ببینند و دعا کنند. مردم عراقی که من شاهدشان هستم، زیر جنازه پدر و مادرشان در آفتاب نمیایستند؛ سَحَر میآیند، با اذان، جنازه را میآورند، مراسم را انجام میدهند و قبل از شروع شدن گرما و آفتاب میروند خانههایشان. برایم عجیب بود که این عراقیها که اینقدر نسبت به مسائل شخصی خودشان حساساند، چطور چند ساعت زیر آفتاب تحمل کردند.
نزدیک اذان ظهر بود. رفتم دم در شیخ طوسی که از آنجا قرار بود بیایند. گفتم ببینم چه خبر است. تقریباً اذان ظهر شد و من برگشتم. یک دفعه دیدم خودم در صف اول نماز ظهرم. نماز ظهر که تمام شد، یک دفعه تشییعکنندگان آمدند داخل حرم امیرالمؤمنین (ع). من هم صف اول بودم. خوشحال شدم که بتوانم بروم زیر تابوت آقا؛ دیگر فراموش کردم خودم را، فراموش کردم که قدرت حفظ خودم را ندارم. یک وقت دیدم موج دریا، مرا برد. همانجا بود که عمامهام افتاد، نزدیک بود پیکر هم بیفتد، ولی خوشحال بودم که زیر پیکر آقایم. یک دفعه دیدم دارم خفه میشوم. انگار یک دستی آمد مرا گرفت و از این صحنه انداخت بیرون. نفسم برگشت.
عجب اینجاست؛ جماعتی که پدر و مادرشان را زیر آفتاب تحمل نمیکنند و پنج دقیقه صبر نمیکنند، تا ساعت دو بعد از ظهر که تشییع آقا تمام شد این ۳۰–۴۰ هزار طلبه که آمده بودند، همه ایستاده بودند داخل حرم و کسی عقبنشینی نکرد؛ با چه شوری، با چه عشقی. ندیدم و تاریخ دنیا هم ندیده و نشنیده و نخوانده است. این آقای ما ثابت کرد که واقعاً نایب امام زمان (عج) بود و واقعاً این لیاقت و شایستگی را داشت که بعد از ۶۹ سال به دیدن مولایش بیاید، آن هم با این کیفیت.
در این تشییع، عالمان اهلسنت به وفور در بین علمای شیعه دیده میشدند. چه تحولی است که علمای اهلسنت از اطراف و اکناف شهرها، بعضاً هزار و ۸۰۰ کیلومتر، از بصره، از انبار، از جاهای مختلف و صلاحالدین، به نجف آمده بودند و همه اشک میریختند و به مانند شیعیان عزاداری میکردند و توی سر و صورت خودشان میزدند. خدایا، این چه رویدادی است، این چه شورشی است که در خلق عالم است، این چه عزا و چه ماتم است؟
من در این تشییع و در این نشر، دیدم تابوت آمریکا در حال پوسیدن است و دارد از بین میرود. اگر بنیامیه با خون امام حسین (ع) از بین رفت، این حکومت هم با این اتفاق از بین میرود.
خوش به حال این سید مخلص، سید بزرگوار، این سیدی که ۶۹ سال نتوانست به کربلا و نجف بیاید با این که پدرشان آیتالله سید جواد خامنهای متولد نجف است. خداوند متعال این آبرو را به این انسان مخلص و فرهیخته که لیاقت نایب امام زمان (عج) را داشت، داد.
من ۵۰ سال قبل، همان اوایل انقلاب، با یقین گفته بودم که اگر ملت ایران و عراق اینگونه بشوند، امام زمان (عج) خواهد بود، و این اتفاق افتاد. این وحدت جگرسوزی که من دیدم، جا دارد که ما همین روزها منتظر آمدن آقایمان باشیم به برکت سید مخلص.
دنیا در اختیار ماست، اراده کنیم امروز قیام میکنیم. ما آقا داریم، صاحب داریم و تدابیری داریم که همین سید مظلوم، امام شهیدمان ۵۰ سال کار کرد و زحمت کشید، برای امروز که اینها را ادب کند، و میتوانیم ادب کنیم.
انشاءالله که همه جوانان عالم و همه مستضعفان عالم که امروز برخاستهاند تا ظهور حضرت، ننشینند و مقاومت را ادامه بدهند. گرچه ما چیزی از دست نمیدهیم؛ اگر شهید شدیم که فبها، نزدیکترین پل رسیدن به بهشت خدا، به خود خدا، به اهلبیت خدا و به امام حسین (ع) خواهد بود؛ و اگر پیروز شدیم که الحمدلله.
اما این نامردان و اشباح الرجال، همه وجودشان در این دنیا همین اموال و زرق و برق دنیاست، همین رسیدن به دلار و دینار. همین نامرد عالم، در این چند سالی که رئیسجمهور آمریکا شد، خودش و خانوادهاش ۱۰۰ برابر ثروتشان را افزودند. اما آقای ما چه داشت؟
۳۰–۴۰ سال قبل با یکی از آقازادهها در مدرسه مروی خدمت آیتالله شیخ احمد مجتهدی بودیم. یک حادثه دیدم و فهمیدم چقدر آقا پاک است و چقدر فرزندان آقا پاکند. اما بعضی از مسئولانی که با ما بودند، همین بچههایی که الان در رأس امور در ایران هستند، اکثراً بچههای جبهه و جنگند. ما همه برهنه وارد نظام شدیم، همه بلااستثنا، یا کارگر بودیم یا عمله بودیم یا طلبه بودیم یا دانشجو بودیم. اما بعضیها امروز دارند در چشم و همچشمی مادیات دنیا غوغا میکنند.
جوانهای ما صبر و تحملشان آنقدر زیاد است که به عشق امام زمان (عج) صبوری خواهند کرد. اما ما وظیفه داریم شمشیر را از غلاف بکشیم و به جان این نامردها بیفتیم. اینها زمینه کشتن آقایمان را چیده بودند. من دو سال قبل، بعد از شهادت آقای رئیسی، پیشبینی کردم و به یکی از بزرگان محترم عرض کردم مواظب باشید آقای ما را از ما نگیرند.
خداوند انشاءالله هرچه زودتر وجود مقدس امام زمان (عج) را به ما برساند و همه معضلات و مشکلات جامعه ما، جامعه اسلامی و جامعه مستضعفین را به برکت وجود مقدس امام زمان (عج) حل و فصل نماید و همه ما را عاقبتبخیر فرماید.
این شعار را از ته قلبمان میدهیم: «خدایا، تا انقلاب مهدی، از نهضت خمینی محافظت بفرما، خامنهای رهبر تا ظهور حضرت مهدی محفوظ بدار، از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.»
انتهای پیام/ 122
