هوش مصنوعی؛ همکار خلاق نویسنده/ هویت قلم خط قرمز نویسنده است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، باشگاه ادبی بانوی فرهنگ به عنوان یکی از مجموعههای پیشرو در حوزه آموزش و تربیت استعدادهای ادبی، سلسله جلسات آموزشی «هوش مصنوعی و نویسندگی» را با هدف بررسی ابعاد فنی، ادبی، اخلاقی و حقوقی این فناوری نوظهور برگزار میکند. این جلسات تلاش دارند تا با ایجاد نگاهی علمی و کارگاهی، نویسندگان را با توانمندیها و در عین حال محدودیتهای ابزارهای نوین آشنا کنند.

در همین راستا با رامونا میرحاجیان، مدرس این دوره آموزشی، پژوهشگر حوزه فناوری و نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، گفتوگویی انجام شده است تا ابعاد مختلف تعامل انسان و ماشین را در فرایند خلق ادبی بررسی شود.
دفاعپرس: ایده برگزاری این دوره «هوش مصنوعی و نویسندگی» در باشگاه ادبی بانوی فرهنگ چطور شکل گرفت؟ آیا با مقاومت یا استقبال اولیه از سوی نویسندگان سنتیتر مواجه شدید؟
ایده برگزاری این دوره حاصل گفتوگوها و دغدغههای مشترک من و مجموعه باشگاه ادبی بانوی فرهنگ بود. این باشگاه سالهاست در زمینه آموزش و پرورش استعدادهای ادبی فعالیت میکند و همواره تلاش داشته است موضوعات روز را با نگاه علمی وارد فضای آموزش نویسندگی کند. از سوی دیگر، من نیز به عنوان مدرس دانشگاه در حوزه هوش مصنوعی، پژوهشگر این حوزه و نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، در سالهای اخیر به این نتیجه رسیده بودم که هوش مصنوعی به یکی از موضوعات جدی پیش روی نویسندگان تبدیل شده است و نیاز به آموزش آن و ایجاد ارتباط مناسب میان نویسنده و هوش مصنوعی بیشتر از گذشته احساس میشود.
در هماندیشی با مسئولان باشگاه، به این جمعبندی رسیدیم که نویسندگان با ماهیت این فناوری بیشتر آشنا شوند، کاربردهای واقعی آن را در فرایند خلق داستان بشناسند و در کنار آن، درباره موضوعات مهمی مانند اصالت اثر، سبک شخصی، اخلاق حرفهای و حقوق مالکیت فکری نیز گفتوگو کنند. بر همین اساس، ساختار دوره بهصورت مرحلهای طراحی شد. در جلسه نخست، هنرجویان با مبانی هوش مصنوعی، مدلهای زبانی، تواناییها و محدودیتهای آن آشنا میشوند. جلسه دوم کاملاً جنبه کارگاهی دارد و شرکتکنندگان بهصورت عملی از هوش مصنوعی برای ایدهپردازی، پژوهش، شخصیتپردازی، طراحی پیرنگ، بازنویسی و ویرایش استفاده میکنند. در جلسه سوم نیز به موضوعات بنیادینی مانند اخلاق حرفهای، اصالت اثر، حقوق مالکیت فکری و حفظ هویت قلم نویسنده میپردازیم تا هنرجویان بتوانند از این فناوری به شکلی آگاهانه و مسئولانه بهره ببرند.
فضای دوره از همان ابتدا، فضایی مبتنی بر گفتوگو و تبادل تجربه بود. طبیعی است که درباره هر فناوری نوظهور، دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد و هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنا نیست. برخی از نویسندگان با اشتیاق بیشتری به استقبال این فناوری آمدهاند و برخی دیگر ترجیح میدهند با احتیاط بیشتری آن را بشناسند. به نظر من، این تنوع دیدگاه ارزشمند است؛ زیرا نشان میدهد جامعه ادبی در پی شناخت دقیق و استفاده سنجیده از این فناوری است.
آنچه در طول برگزاری دوره برای من بسیار امیدوارکننده بود، کیفیت پرسشها و گفتوگوهای شکلگرفته میان شرکتکنندگان بود. بحثها خیلی زود از سطح آشنایی با ابزارها فراتر رفت و به موضوعاتی مانند خلاقیت، سبک شخصی، تجربه زیسته، مسئولیت نویسنده و آینده ادبیات رسید. این دقیقاً همان هدفی بود که من و باشگاه ادبی بانوی فرهنگ از ابتدا برای این دوره در نظر داشتیم؛ اینکه پلی میان ادبیات و فناوری ایجاد شود و نویسندگان با اطمینان بیشتری بتوانند از فرصتهای هوش مصنوعی در مسیر خلق آثار ادبی بهره بگیرند. من باور دارم که ادبیات در طول تاریخ همواره خود را با ابزارهای جدید سازگار کرده است. ماشین تحریر، رایانه و اینترنت هر کدام در دورهای بخشی از فرایند نوشتن را دگرگون کردند و امروز هوش مصنوعی نیز به این مسیر افزوده شده است. آنچه در این میان ثابت میماند، نقش نویسنده است؛ کسی که با تجربه زیسته، جهانبینی، تخیل و نگاه منحصربهفرد خود، به واژهها معنا میبخشد.
دفاعپرس: به عنوان مدرس این دوره، بزرگترین تصور اشتباه یا اسطورهسازی که نویسندگان درباره هوش مصنوعی دارند را چه میدانید؟
به نظر من، بزرگترین برداشت نادرست این است که هوش مصنوعی را یا بیش از اندازه توانمند میبینیم یا کمتر از ظرفیت واقعی آن ارزیابی میکنیم. هر دو نگاه میتواند تصمیمهای نادرستی در پی داشته باشد. مدلهای زبانی ابزارهایی بسیار قدرتمند برای پردازش و تولید متن هستند. آنها میتوانند در ایدهپردازی، پژوهش، بازنویسی، خلاصهسازی و حتی تحلیل ساختار داستان به نویسنده کمک کنند؛ اما تجربه، جهانبینی، قضاوت زیباییشناختی و دغدغههای انسانی ندارند. همین ویژگیهاست که به یک اثر ادبی هویت میبخشد. در این دوره تلاش کردهام تصویر واقعبینانهای از هوش مصنوعی ارائه دهم. اگر نویسنده تواناییها و محدودیتهای این ابزار را بشناسد، میتواند از آن به عنوان یک دستیار خلاق استفاده کند و در عین حال، هویت و استقلال فکری خود را نیز حفظ کند.
دفاعپرس: در این دوره، هوش مصنوعی را بیشتر به عنوان یک همکار و دستیار ایدهپردازی معرفی میکنید یا یک خالق همتراز؟ مرز خلاقیت انسانی و تولید ماشینی کجاست؟
در این دوره، هوش مصنوعی را یک دستیار خلاق معرفی میکنم؛ ابزاری که میتواند فرایند نویسندگی را تسهیل کند، اما جایگاه نویسنده را بر عهده نمیگیرد. هوش مصنوعی بر پایه الگوهای زبانی آموزش دیده است و میتواند پیشنهادهای متنوعی ارائه دهد، اما تصمیمگیری درباره اینکه کدام ایده ارزش دنبال کردن دارد، کدام شخصیت باورپذیرتر است یا یک داستان چه معنا و پیامی را منتقل کند، همچنان بر عهده نویسنده است. این انتخابها از تجربه، نگاه و جهانبینی و از همه مهمتر فهم انسان سرچشمه میگیرند.
به اعتقاد من، مرز خلاقیت انسانی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که نویسنده از میان صدها امکان، یک مسیر را انتخاب میکند و با سبک شخصی خود به آن معنا میبخشد. هوش مصنوعی میتواند پیشنهاد بدهد، اما اثر ادبی زمانی متولد میشود که این پیشنهادها از صافی ذهن، احساس و قلم نویسنده عبور کنند. درغیراینصورت ما تنها تکرار الگوهای زبانی بهمبافتهشده توسط هوش مصنوعی را خواهیم داشت.
دفاعپرس: ابزارهای هوش مصنوعی مولد (مثل ChatGPT یا مدلهای نگارشی دیگر) چطور میتوانند به نویسندگان در عبور از «سد نویسندگی» (Writer’s Block) یا بنبستهای داستانی کمک کنند؟
یکی از کاربردیترین قابلیتهای هوش مصنوعی، همراهی نویسنده در زمانهایی است که جریان خلاقیت برای مدتی متوقف میشود. تقریباً همه نویسندگان، از نویسندگان تازهکار تا حرفهای، تجربه مواجهه با «سد نویسندگی» را داشتهاند. در چنین موقعیتی، هوش مصنوعی میتواند مانند یک همکار صبور، ایدههای تازهای پیشنهاد دهد یا مسیرهای متفاوتی را پیش روی نویسنده قرار دهد.
در این دوره تأکید میکنم که نباید از هوش مصنوعی انتظار داشت داستان را به جای ما بنویسد. ارزش واقعی این ابزار در ایجاد گفتوگو با نویسنده است. ممکن است از آن بخواهیم برای یک شخصیت گذشتهای متفاوت طراحی کند، چند پایان احتمالی برای داستان پیشنهاد دهد یا انگیزههای یک شخصیت را تحلیل کند. همین پرسش و پاسخهای مرحلهای، ذهن نویسنده را دوباره فعال میکند و او را از بنبست خارج میسازد. من معمولاً به هنرجویان میگویم از هوش مصنوعی به عنوان «همراه اندیشه» استفاده کنند، نه «جانشین اندیشه». هرچه گفتوگو با هوش مصنوعی و پرامپتنویسی دقیقتر و خلاقانهتر باشد، ایدههایی که در ذهن نویسنده شکل میگیرد نیز غنیتر خواهد شد.
دفاعپرس: یکی از دغدغههای جدی نویسندگان فارسیزبان، محدودیتهای زبانی و لحنی هوش مصنوعی در پردازش زبان فارسی، به ویژه در متون ادبی و داستانی است. ما چطور میتوانیم این شکاف را پر کنیم و آیا ابزارهای فعلی توان درک ظرافتهای ادبیات فارسی را دارند؟
مدلهای زبانی در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری در پردازش زبان فارسی داشتهاند، اما هنوز با ظرافتهای ادبیات فارسی فاصله دارند. لایههایی مانند ایهام، موسیقی کلام، ارجاعات فرهنگی، ضربالمثلها، زبان بومی و گویشهای محلی، نیازمند شناخت عمیق از فرهنگ و تجربه زیسته هستند و هوش مصنوعی هنوز در این حوزهها محدودیتهایی دارد.
این مسئله زمانی پررنگتر میشود که نویسنده بخواهد از لهجهها و گویشهای ایرانی در داستان استفاده کند. برای مثال، بازآفرینی لحن یک شخصیت مشهدی، شیرازی، یزدی، گیلکی، لری یا آذری، فقط به دانستن چند واژه محلی محدود نمیشود. هر لهجه، حامل بخشی از فرهنگ، شیوه زیستن، طنز، روابط اجتماعی و هویت یک منطقه است. هوش مصنوعی گاهی میتواند نمونههایی نزدیک ارائه دهد، اما هنوز در بازآفرینی طبیعی و باورپذیر این ظرافتها، بهویژه در داستاننویسی، به دقت و غنای نویسندگان بومی نمیرسد. به همین دلیل، من در کلاس همیشه توصیه میکنم نویسندگان فارسیزبان، هوش مصنوعی را بیشتر برای تولید نسخه اولیه، ایدهپردازی یا بازآرایی متن به کار بگیرند و بخش نهایی را با قلم خودشان بازنویسی کنند. اتفاقاً همین مرحله بازنویسی است که به متن هویت میبخشد و ظرافتهای زبانی و فرهنگی را به آن بازمیگرداند
دفاعپرس: سبک شخصی نویسنده (Voice) شناسنامه اوست. آیا استفاده از هوش مصنوعی باعث یکدست، کلیشهای و بیروح شدن لحن داستانها نمیشود؟ چطور میتوان هویت قلم نویسنده را در کار با این ابزارها حفظ کرد؟
سبک شخصی، حاصل سالها مطالعه، تجربه، زیستن و نوشتن است و به همین دلیل ارزشمندترین سرمایه هر نویسنده محسوب میشود. اگر نویسنده متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی را بدون تأمل و بازآفرینی منتشر کند، طبیعی است که به تدریج لحن آثارش به خروجیهای رایج مدلهای زبانی نزدیک شود. در این دوره، یکی از مهمترین توصیههای من این است که هوش مصنوعی باید در خدمت سبک نویسنده قرار بگیرد، نه اینکه سبک نویسنده در خدمت هوش مصنوعی قرار گیرد. استفاده از این ابزار برای ایدهپردازی، پژوهش یا ویرایش مفید است، اما انتخاب واژهها، ریتم روایت، لحن شخصیتها و جهانبینی اثر باید از ذهن نویسنده سرچشمه بگیرد. حتی پیشنهاد میکنم نویسندگان باید بخشی از داستان را بدون هیچ ابزار کمکی بنویسند تا ارتباطشان با زبان و قلم خودشان حفظ شود. فناوری زمانی ارزشمند است که خلاقیت انسان را تقویت کند و به رشد سبک شخصی نویسنده کمک کند.
دفاعپرس: از نظر حقوقی و اخلاقی، مالکیت معنوی اثری که با کمک هوش مصنوعی خلق یا بازنویسی شده، متعلق به کیست؟ نویسنده، توسعهدهنده ابزار، یا هر دو؟
این موضوع یکی از مهمترین چالشهای حقوقی هوش مصنوعی در جهان امروز است و هنوز پاسخ واحدی برای آن وجود ندارد. قوانین کشورهای مختلف و حتی سیاست شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی با یکدیگر تفاوت دارند و این حوزه همچنان در حال تحول است. اگر نویسنده از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کمکی استفاده کند و نقش اصلی را در انتخاب، بازنویسی، ساختاردهی و خلق اثر بر عهده داشته باشد، در اغلب نظامهای حقوقی، اثر به عنوان محصول خلاقیت انسانی شناخته میشود و مسئولیت و حقوق آن نیز بر عهده نویسنده خواهد بود. البته نویسنده باید شرایط استفاده از ابزار مورد نظر را نیز مطالعه کند؛ زیرا هر پلتفرم، مقررات خاص خود را درباره مالکیت محتوا و نحوه استفاده از آن دارد.
از منظر اخلاق حرفهای، موضوع حتی روشنتر است. نویسنده مسئول همه مطالبی است که با نام او منتشر میشود؛ چه آن متن را خود نوشته باشد، چه بخشی از آن با کمک هوش مصنوعی شکل گرفته باشد. به همین دلیل، من در کلاس همیشه تأکید میکنم که هوش مصنوعی مسئولیت را از نویسنده سلب نمیکند؛ بلکه مسئولیت او را سنگینتر میکند، زیرا باید هم صحت مطالب را بررسی کند، هم اصالت اثر را حفظ کند و هم به حقوق دیگران احترام بگذارد.
دفاعپرس: آیا در آینده نزدیک باید منتظر ژانر جدیدی از ادبیات باشیم که کاملاً مبتنی بر تعامل انسان و ماشین (Cyber-literature) است؟ این موضوع چه تغییری در ذائقه مخاطبان و خوانندگان کتاب ایجاد خواهد کرد؟
ادبیات همیشه از تحولات اجتماعی و فناوری تأثیر پذیرفته است. همانطور که پیدایش چاپ، سینما، اینترنت و کتاب الکترونیک شیوه روایت و حتی سلیقه مخاطبان را تغییر داد، هوش مصنوعی نیز افقهای تازهای را پیش روی نویسندگان قرار خواهد داد. به نظر من، در سالهای آینده آثاری را بیشتر خواهیم دید که حاصل همکاری خلاقانه انسان و هوش مصنوعی هستند. البته ارزش این آثار به میزان استفاده از فناوری وابسته نیست، بلکه به کیفیت اندیشه و خلاقیت نویسنده بستگی دارد. مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال تجربههای تازه است، اما همچنان با روایتهایی ارتباط برقرار میکند که احساس، معنا و تجربه انسانی در آنها حضور پررنگی داشته باشد. بنابراین آینده ادبیات را رقابت میان انسان و ماشین نمیبینم؛ بلکه آن را عرصه همکاری میان نویسنده و فناوری میدانم. نویسندگانی که بتوانند از این ابزارها آگاهانه استفاده کنند و در عین حال هویت ادبی خود را حفظ کنند، در این مسیر موفقتر خواهند بود.
دفاعپرس: هنرجویانی که در این دوره شرکت میکنند، در پایان قرار است چه مهارتهای عملی را کسب کنند؟ آیا خروجی ملموسی برای این دوره تعریف شده است؟
این دوره کاملاً کاربردی طراحی شده است. هدف ما این نبود که شرکتکنندگان فقط با چند ابزار هوش مصنوعی آشنا شوند؛ هدف این بود که بتوانند این ابزارها را به بخشی از فرایند حرفهای نویسندگی خود تبدیل کنند. شرکتکنندگان در پایان دوره میآموزند چگونه برای ایدهپردازی، پژوهش، شخصیتپردازی، طراحی پیرنگ، بازنویسی، ویرایش و دریافت بازخورد از هوش مصنوعی استفاده کنند. همچنین با اصول پرامپتنویسی، گفتوگوی مرحلهای با مدلهای زبانی و روش ارزیابی و اصلاح خروجیهای هوش مصنوعی آشنا میشوند. در کنار این مهارتهای عملی، بخش مهمی از دوره به حفظ سبک شخصی، رعایت اصول اخلاقی و شناخت مسئولیت نویسنده اختصاص دارد. امیدوارم هنرجویان پس از پایان دوره، تنها کاربر ابزارهای هوش مصنوعی نباشند، بلکه بتوانند با نگاه نقادانه و حرفهای از این فناوری در مسیر خلق آثار ادبی استفاده کنند.
دفاعپرس: به عنوان سؤال آخر، توصیه شما به نویسندگان جوانی که نسبت به ورود فناوری به حریم ادبیات گارد دارند یا برعکس، بیش از حد به آن وابسته شدهاند چیست؟
توصیه من این است که هیچگاه یادگیری را متوقف نکنند. فناوری بخشی از دنیای امروز ماست و شناخت آن، بخشی از مهارت حرفهای یک نویسنده محسوب میشود. در عین حال، هیچ فناوری نمیتواند جای مطالعه عمیق، مشاهده دقیق، تجربه زیسته و تمرین مستمر نوشتن را بگیرد. به همان اندازه که وابستگی کامل به هوش مصنوعی میتواند خلاقیت را تضعیف کند، نادیده گرفتن این فناوری نیز فرصتهای ارزشمندی را از نویسنده میگیرد. راهحل، انتخاب یکی از این دو مسیر نیست؛ راهحل، استفاده آگاهانه و متعادل از ابزارهای جدید است. در پایان، دوست دارم جملهای را با هنرجویان و همه نویسندگان جوان به اشتراک بگذارم که به نوعی خلاصه نگاه من به این دوره نیز هست: هوش مصنوعی میتواند سرعت نوشتن را افزایش دهد، اما معنا را انسان خلق میکند. تا زمانی که نویسنده با تخیل، تجربه، جهانبینی و صدای منحصربهفرد خود به جهان نگاه میکند، ادبیات همچنان انسانی خواهد ماند.
انتهای پیام/ 161
