پیروزی راهبرد بر تجهیزات در جنگ آمریکا علیه ایران

کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که بار حملات تلافی‌جویانه ایران را متحمل می‌شوند، درباره شایستگی و پایبندی آمریکا به حفظ امنیت متحدان منطقه‌ای دچار تردید هستند.
کد خبر: ۸۴۹۴۱۹
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰ - 22July 2026

به گزارش خبرنگار بین‌الملل دفاع‌پرس، جنگ منطقه‌ای ایران نشان داد که تکیه صرف بر توان آتش و برتری نظامی، هنگامی که با راهبردی سنجیده همراه نباشد، نه تنها به پیروزی نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند به شکستی راهبردی ختم شود. تاریخ سرشار از نمونه‌هایی است که قدرت برتر به دلیل محاسبات نادرست راهبردی شکست خورده است؛ از آتن در جنگ پلوپونزی تا ناپلئون در روسیه و آلمان در دو جنگ جهانی. آمریکا نیز در ویتنام با وجود برتری نظامی آشکار، به دلیل دست‌کم‌گرفتن اراده دشمن برای «تاب‌آوری درازمدت» شکست خورد.

سرداران شهید

در جریان جنگ منطقه‌ای ایران نیز ترامپ اهدافی از جمله نابودی توان نظامی ایران، مهار برنامه هسته‌ای و تغییری شبیه به دگرگونی نظام را با این امید که کار جمهوری اسلامی ایران تمام شود، دنبال کرد، اما در کمال تعجب و شگفتی، با وجود حملات سنگین نظامی، حاکمیت ایران نه تنها فرونپاشید، بلکه مستحکم‌تر از قبل به مسیر خود ادامه داد.

ایران در راهبرد نظامی خود، حملات را طی شش هفته حفظ کرد تا بتواند فشار اقتصادی را بیش از تحمل ترامپ ادامه دهد. تهران با غیرمتمرکز کردن ساختار فرماندهی و ایجاد لایه‌های جانشینی، از فلج‌شدن جلوگیری کرد و با تاکتیک‌های نامتقارن از جمله هدف‌قراردادن پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و متحدانش در خلیج‌فارس هزینه‌های سرسام‌آوری بر دشمن تحمیل کرد.

ایران از تنگه هرمز به‌عنوان برترین اهرم نامتقارن خود استفاده کرد و نشان داد که با کنترل این آبراه می‌تواند اقتصاد جهان را گروگان بگیرد. سایه سنگین رکود جهانی، ترامپ را وادار به امضای توافقی کرد که وضعیت هرمز را مبهم باقی گذاشت و تعهدات اندکی برای ایران در برداشت.

با وجود خسارت‌های سنگین اقتصادی، ایران سربلند از میدان جنگ منطقه‌ای خارج شد. این جنگ در داخل آمریکا باعث تعمیق شکاف در ناتو، تضعیف چهره قدرت آمریکا در جهان و ایجاد این برداشت شد که ترامپ در جنگی پرهزینه و بدون اتخاذ برنامه‌ای راهبردی برای پایان آن، دست به ماجراجویی زده است. در منطقه نیز کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که بار حملات تلافی‌جویانه ایران را متحمل می‌شوند، درباره شایستگی و پایبندی آمریکا به حفظ امنیت متحدان منطقه‌ای دچار تردید هستند.

همچنین رئیس جمهور آمریکا در شروع و پیش‌برد جنگ منطقه‌ای ایران دچار شش اشتباه راهبردی شد که این اشتباهات به شکست آمریکا و ناکامی این کشور در دست‌یابی به اهداف خود منجر شد.

شش اشتباه راهبردی ترامپ در جنگ منطقه‌ای ایران عبارت‌اند از:

۱. توهم جنگ کوتاه: ترامپ انتظار داشت که یک کارزار هوایی برق‌آسا باعث فروپاشی یا تغییر رفتار ایران شود و هنگامی که این اتفاق نیفتاد، راهبردی برای پایان جنگ نداشت.

۲. ناتوانی در درک احساسات ایرانی: ترور رهبر شهید انقلاب، تمام مردم ایران را متحد و نظامیان را متقاعد کرد که در جنگی سرنوشت‌ساز قرار دارند.

۳. چشم‌پوشی از بدترین سناریوها: کاخ سفید از موفقیت ایران در بستن تنگه غافل‌گیر شد، در حالی که این تهدید از دهه‌ها قبل وجود داشت؛ دونالد ترامپ ارزیابی اشتباهی از میزان احتمال رخ دادن این سناریو و اقدام نیروهای مسلح ایران برای انسداد تنگه هرمز داشت.

۴. شکاف میان هدف و ابزار: ترامپ اهداف خود را دنبال می‌کند، اما در عین حال از به‌کارگیری نیروی زمینی یا عملیات‌های پرهزینه برای بازگشایی تنگه خودداری کرده است.

۵. هماهنگ‌ نبودن با متحدان و آزمایش نکردن فرضیه‌ها: مشورت اندک با متحدان و کنگره و تصمیم‌گیری در حلقه‌ای تنگ از مشاوران، ترامپ را در برابر انتقادات داخلی و خارجی آسیب‌پذیر کرده است.

۶. بی‌توجهی به مقوله راهبرد: ترامپ به‌عنوان یک «کنش‌گر ضد‌راهبردی» از برنامه‌ریزی و سنجش گام‌به‌گام گریزان است و بر غریزه و قدرت برتر آمریکا تکیه دارد؛ رویکردی که در برابر دشمنی مصمم با راهبردی هوشمندانه مانند ایران، بسیار پرریسک است.

انتهای پیام/ 944

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین