یاد دانش آموزان شهید مدرسه میناب همیشه زنده‌ خواهد ماند

مادر شهید «ستایش علی‌حسینی» با تأکید بر اینکه یاد ستایش و دیگر دانش‌آموزان شهید همیشه زنده خواهد ماند، گفت: امروز تنها یادگارهای دخترم برای ما باقی مانده است؛ لباس مدرسه، وسایل شخصی و خاطرات شیرینش. این یادگارها هر روز داغ او را برایمان تازه می‌کند، اما در عین حال به ما یادآوری می‌کند که خون این کودکان بی‌گناه هرگز فراموش نخواهد شد.
کد خبر: ۸۴۹۵۲۲
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۷ - 20July 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از همدان، «معصومه مهران‌شیخ‌آبادی» مادر شهید ستایش علی‌حسینی امروز (دوشنبه) در جمع خبرنگاران همدان، با بیان خاطرات آخرین صبح حضور دخترش در خانه، اظهار داشت: آن روز مانند همیشه برای رفتن به مدرسه آماده شد. حتی درباره روزه گرفتن با هم صحبت کردیم. با همان روحیه همیشگی از خانه خارج شد و من او را تا مدرسه رساندم. هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم این آخرین باری باشد که دخترم را می‌بینم.

همدان

وی افزود: پس از رساندن ستایش به مدرسه، به محل کارم رفتم. حدود ساعت ۱۰ صبح، خبرهایی درباره حمله دشمن و شهادت تعدادی از افراد منتشر شد، اما باورش برایمان سخت بود. تصور نمی‌کردیم دشمن حتی به مدرسه و کودکان نیز رحم نکند.

مادر شهید علی‌حسینی ادامه داد: دقایقی بعد همسرم با من تماس گرفت و گفت به دنبال ستایش رفته است. هنوز امیدوار بودیم اتفاقی برای بچه‌ها نیفتاده باشد، اما لحظاتی بعد صدای انفجار مهیبی همه‌جا را لرزاند. شدت انفجار به حدی بود که شیشه‌ها و درها به لرزه درآمد و همان لحظه احساس کردم حادثه بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که تصور می‌کردیم.

وی با اشاره به لحظه حضور در محل حادثه اظهار کرد: وقتی خودم را به مدرسه رساندم، صحنه‌ای دیدم که هرگز از خاطرم پاک نخواهد شد. ساختمان مدرسه به شدت تخریب شده بود و نیروهای امدادی و مردم مشغول بیرون آوردن دانش‌آموزان از زیر آوار بودند. گرد و غبار همه‌جا را فرا گرفته بود و صدای گریه و فریاد از هر سو شنیده می‌شد.

شیخ‌آبادی گفت: هر لحظه نام ستایش را صدا می‌زدم و به دنبال او می‌گشتم. در آن شرایط، دیگر فرقی میان بچه‌ها برایم وجود نداشت. هر کودکی که زیر آوار بود، انگار فرزند خودم بود. همراه نیروهای امدادی در آواربرداری کمک می‌کردم و امیدوار بودم در میان آن‌ها دخترم را زنده پیدا کنم.

وی با بیان اینکه ساعت‌ها میان مدرسه و بیمارستان‌ها در جست‌وجوی دخترش بود، افزود: چند بار خبر دادند که شاید ستایش در بیمارستان باشد. با عجله خودم را به بیمارستان رساندم، اما اثری از او نبود. دوباره به محل حادثه برگشتم و جست‌وجو را ادامه دادم. تا نیمه‌های شب هنوز امید داشتم که زنده باشد.

مادر این شهید دانش‌آموز ادامه داد: سرانجام برای شناسایی پیکرها به سردخانه رفتم. لحظه‌ای که پیکر دخترم را دیدم، سخت‌ترین لحظه زندگی‌ام بود. باورش غیرممکن بود که کودکی که صبح با لبخند راهی مدرسه شده بود، چند ساعت بعد قربانی جنایت دشمن شده باشد.

وی با تأکید بر اینکه یاد ستایش و دیگر دانش‌آموزان شهید همیشه زنده خواهد ماند، گفت: امروز تنها یادگارهای دخترم برای ما باقی مانده است؛ لباس مدرسه، وسایل شخصی و خاطرات شیرینش. این یادگارها هر روز داغ او را برایمان تازه می‌کند، اما در عین حال به ما یادآوری می‌کند که خون این کودکان بی‌گناه هرگز فراموش نخواهد شد.

مادر شهید ستایش علی‌حسینی در پایان، ضمن محکوم کردن حمله رژیم صهیونیستی به مردم و دانش‌آموزان بی‌دفاع، متذکر شد: دشمن نشان داد که حتی به کودکان نیز رحم نمی‌کند، اما ملت ایران با ایستادگی و مقاومت، راه شهدا را ادامه خواهد داد و خون پاک این عزیزان، ضامن عزت و سربلندی کشور خواهد بود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین