اروپا روی خط آتش/ ناتو ساختار نبرد با روسیه را فعال میکند
گروه بینالملل دفاعپرس: از ابتدای دههٔ ۲۰۲۰، ناتو آمادهسازی خود برای درگیری نظامی با مسکو را افزایش داده است. این روند با سیاست آمریکا برای کاهش هزینهها در صحنهٔ اروپا پیچیدهتر شد و به تبع آن، خواستهها از متحدان واشنگتن که به دسترسی به قابلیتهای آمریکایی عادت کرده بودند، افزایش یافت. با این حال، کار برای تقویت توان نظامی اروپا به شکلی نظاممند ادامه یافت.

گام نخست ناتو در این مسیر، تعیین الزامات راهبردی بود که بر اساس آن، برنامههای نظامی دقیق تدوین شد. سپس ائتلاف ناتو ساختارهای سازمانی خود را اصلاح، منابع را بسیج و آزمایش سناریوهای عملیاتی را در رزمایشها آغاز کرد. نتیجهٔ این اقدامات، افزایش توان و گسترش زیرساختهای ناتو در مرزهای روسیه بود. با توجه به تشدید سیاست خصمانه غرب علیه روسیه، خطرات جنگ بزرگ در اروپا به طرز محسوسی افزایش یافته است.
تحلیل تغییر راهبرد ناتو به ارزیابی دقیقتر وضعیت کنونی ائتلاف و ترسیم مسیر تحول آیندهٔ آن کمک میکند. این تحلیل امکان تمرکز بر ویژگیهای بنیادین اوضاع بینالمللی را فراهم میآورد که اغلب در سایهٔ مشاجرات لفظی میان آمریکا و متحدانش پنهان میمانند. همچنین نتایج نشست ناتو در آنکارا را قابلفهمتر میسازد.
تغییر جهت در راهبرد ناتو در سالهای ۲۰۱۴-۲۰۱۶ شکل گرفت، زمانی که ائتلاف از عملیاتهای برونمرزی در مناطق دورافتاده به رویارویی بیندولتی روی آورد. مسکو به دلیل مخالفتش با گسترش سیاسی-اقتصادی غرب، به عنوان دشمن اصلی ناتو معرفی شد. ضمناً ائتلاف از سال ۲۰۱۰ برنامههایی برای رویارویی با روسیه در اروپای مرکزی تدوین کرده بود.
بر اساس اولویتهای بهروز شده، تا دههٔ ۲۰۲۰ ساختار فرماندهی و ستادی در جناح شرقی ائتلاف تقویت، حضور پیشرو در قالب گروههای رزمی چندملیتی در لهستان و کشورهای بالتیک ایجاد و توان نیروهای واکنش سریع ناتو افزایش یافت.
هدف، رفع موانع جابهجایی نیروها در خاک کشورهای عضو تعیین شد. متحدان بر سر ایجاد دو فرماندهی یکپارچه در نورفولک (آمریکا) و اولم (آلمان) که به ترتیب مسئول حفاظت از ارتباطات فراآتلانتیک و لجستیک پشتیبانی هستند، توافق کردند. اتحادیهٔ اروپا نیز عهدهدار کاهش موانع بوروکراتیک و زیرساختی تحرک نظامی شد.
با مشارکت مراکز کارشناسی، تدوین سناریوهای درگیری مسلحانه با روسیه، از جمله در خاک کشورهای بالتیک، آغاز شد. ابتدا این کار مخفیانه و بدون ارتباط رسمی با ناتو انجام میگرفت. در عین حال، نتایج بازیهای شبیهسازی برای توجیه افزایش بیشتر حضور نظامی استفاده میشد.
در سال ۲۰۱۹، ائتلاف نخستین راهبرد نظامی خود از زمان جنگ سرد را تصویب کرد. برخلاف مفاهیم راهبردی که از سال ۱۹۹۱ به طور علنی منتشر میشدند، این راهبرد محرمانه باقی ماند. در همان سال، نشست لندن بحثی دربارهٔ آیندهٔ ائتلاف آغاز کرد. در سال ۲۰۲۱، این بحث در قالب ابتکار «ناتو ۲۰۳۰» رسمیت یافت و گروهی از کارشناسان برجسته توصیههایی برای اصلاح ناتو ارائه دادند. همزمان، ائتلاف «مفهوم بازدارندگی و دفاع در فضای اورآتلانتیک» را تصویب کرد که اصول بازنگری در برنامهریزی نظامی را تعیین میکرد. در سال ۲۰۲۱، ناتو همچنین «مفهوم بنیادین جنگافزاری» را منتشر کرد که چشمانداز راهبردی عملیاتها تا سال ۲۰۴۰ را ترسیم میکند.
این مواد اساس تصمیمات نشست بروکسل ناتو در سال ۲۰۲۱ را تشکیل دادند. در آنها به صراحت بر گرایش ائتلاف به برتری نظامی بر دشمنان بالقوه تأکید و بر مشارکت در درگیریهای با شدت بالا تمرکز شد. برنامههای بازنگری در ساختار نیروهای ائتلاف اعلام گردید. هدف تدوین برنامههای نظامی در جهات منطقهای و حوزههای عملیاتی تعیین شد.
بنابراین، حتی پیش از عملیات ویژهٔ روسیه، ناتو پایههای افزایش بازدارندگی نظامی را بنا نهاده بود. با توجه به ریسکهای فاجعهبار رویارویی با یک قدرت هستهای، غرب استفاده از اهرمهای سیاسی و اقتصادی را برای فشار بر مسکو دارای اولویت دانست. با این وجود، نقش مؤلفهٔ نظامی در راهبرد ناتو رو به افزایش بود.
تشدید بحران در روابط روسیه و غرب، روند نظامیسازی اروپا در قبال مسکو را شتاب بخشید. بر اساس دستورات نشست ۲۰۲۱، باید تا دو سال بعد از نشست، مدل جدیدی از نیروهای ناتو تدوین و برنامههای استقرار آنها جزئیتر، واضحتر و شفافتر شده باشد. این تصمیمات مشخص کردند که در صورت درگیری با مسکو، نیروها و تجهیزات در کجا، با چه تعداد و با چه سرعتی باید متمرکز شوند.
نیروهایی که کشورهای عضو در اختیار ائتلاف قرار میدهند، به سه رده تقسیم شدند. ردهٔ اول شامل ۱۰۰ هزار سربازی است که ظرف ده روز پس از تصمیمگیری آمادهٔ نبرد هستند. ردهٔ دوم و سوم به ترتیب ۲۰۰ و ۵۰۰ هزار نفر برنامهریزی شدهاند که ظرف یک و شش ماه مستقر میشوند. بدین ترتیب، کشورهای عضو متعهد شدند نیروهای بسیار بیشتری نسبت به قبل در اختیار ناتو قرار دهند. بر اساس برخی برآوردها، این تصمیمات مستلزم تشکیل ۳۵ تا ۵۰ تیپ جدید توسط متحدان بود.
همزمان، الزامات مربوط به آمادگی نیروها نیز افزایش یافت. اگر از نیروهای واکنش سریع پیشین با تعداد تا ۴۰ هزار نفر انتظار میرفت ظرف ۳۰ روز مستقر شوند، اکنون ردهٔ اول که از نظر تعداد ۲.۵ برابر بزرگتر است، باید همان وظایف را سه برابر سریعتر انجام دهد. در مجموع، نیروهای ائتلاف در درجهٔ بالای آمادگی باید حدود ۱۰۰ تیپ، ۱۴۰۰ هواپیمای جنگی، ۲۵۰ کشتی و زیردریایی باشند.
در سال ۲۰۲۳، نیروهای واکنش سریع با «نیروهای واکنش متفقین» به عنوان پیشقراول ردهٔ اول با ۴۰ هزار نفر جایگزین شدند. از نظر نقش، این نیروها معادل گروه عملیاتی مشترک با آمادگی بالا در ترکیب نیروهای واکنش سریع (۵ هزار نفر) هستند. به عبارت دیگر، نیروهای دارای بالاترین درجهٔ آمادگی، هشت برابر افزایش یافتند.
برنامههای نظامی مصوب ۲۰۲۳ شامل دستورالعملهای دقیق در سه جهت منطقهای است: شمال (اسکاندیناوی و منطقهٔ قطب شمال)، مرکز (کشورهای بالتیک و لهستان) و جنوب (منطقهٔ دریای سیاه). برای هر یگانی که در اختیار فرماندهی ناتو قرار میگیرد، منطقهٔ استقرار مشخصی تعیین شده که هماهنگی را در صورت جنگ با روسیه تسهیل میکند.
با این حال، برنامههای تدوینشده، دستکم بر اساس اطلاعات موجود در منابع عمومی، قادر به پشتیبانی و تامین بخش بزرگی از ۳ میلیون نفر نیروهای مسلح کشورهای عضو نیست. این وضعیت نه تنها منعکسکنندهٔ دشواریهای لجستیکی جابهجایی انبوه نیروهاست، بلکه محدودیتهای سیاسی ناشی از آمادگی نداشتن دولتهای ملی برای واگذاری کامل ارتشهای خود به فرماندهی عملیاتی ناتو را نیز نشان میدهد.
برنامهها حاکی از آن است که نیروهای اعزامی، گروههای مستقر در جناح شرقی را تقویت خواهند کرد. در سال ۲۰۲۲، علاوه بر چهار گروه رزمی چندملیتی پیشین، تصمیم به افزودن گروههای مشابه در بلغارستان، مجارستان، رومانی و اسلواکی گرفته شد. در سال ۲۰۲۶، تشکیل نیروهای زمینی ناتو در فنلاند آغاز شد.
همزمان، گروههای رزمی پیشین نیز تقویت شدند. به عنوان مثال، تا سال ۲۰۲۷، گردان مستقر در لیتوانی به تیپ زرهی تبدیل خواهد شد. در لتونی، گروه رزمی چندملیتی تحت فرماندهی کانادا به سطح تیپ افزایش خواهد یافت. لندن، اما به استقرار عناصر پیشرو در استونی اکتفا کرد که استقرار سریع تیپ مستقر در خاک انگلیس را تضمین میکند.
علاوه بر این، در جناح شرقی ناتو، انبارهای تسلیحات برای گروههایی که در صورت بحران اعزام میشوند، ایجاد میشود. این انبارها برای تسهیل جابهجایی انبوه نیروها در مسافتهای طولانی در مدت کوتاه و حفظ سرعت عملیات در جریان درگیری، و جلوگیری از کمبود مهمات طراحی شدهاند.
همراه با نیروهای زمینی، از سال ۲۰۰۴ جنگندههای متحدان ناتو نیز در کشورهای بالتیک برای گشتزنی هوایی مستقر هستند. با تشدید رویارویی با روسیه، تعداد آنها از دو به ۱۲ فروند افزایش یافت. در نشست آنکارا در سال ۲۰۲۶، این مأموریت بازتعریف شده و به نظامیان حق داده شد بدون هماهنگی اضافی در سطح سیاسی، پرندهها را در حریم هوایی ائتلاف سرنگون کنند.
از سپتامبر ۲۰۲۵، ناتو عملیات «نگهبان شرق» را اجرا میکند که شامل استقرار هوانوردی و رادارها در لهستان و رومانی نیز میشود. در سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶، ابتکارات «نگهبان بالتیک» و «نگهبان قطب شمال» گشتزنی در آبهای مجاور روسیه را افزایش دادند. در چارچوب عملیات «ضربهٔ نپتون» که از سال ۲۰۲۲ اجرا میشود، مرز میان رزمایش و گشتزنی منظم در دریای مدیترانه و دریای سیاه مدام کمرنگ میشود.
مجموع این اقدامات در اصطلاحات ناتو با عنوان «فعالیتهای افزایش هوشیاری» شناخته میشود. این اقدامات، بازدارندگی زمینی در مقابل روسیه را تکمیل کرده و آن را به آبهای مجاور منتقل میکنند. همچنین امکان تمرین سناریوهای برقراری کنترل بر این آبها و مسدود کردن مسیرهای دریایی را فراهم میآورند. قابل توجه است که این وظایف در راهبرد دریایی ناتو که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، گنجانده شدهاند.
نیروهای مستقر در جناح شرقی با صحنهٔ عملیاتی منطقه آشنا شده و همکاری با نیروهای مسلح کشورهای میزبان را برقرار میکنند. اصل «چرخش در استقرار نیروها»، دامنهٔ یگانهایی را که تجربهٔ عملیات در اروپای شمالی و مرکزی را کسب میکنند، گسترش میدهد. در این شرایط، تعداد نیروهایی که بیشترین آمادگی را برای فعالیت رزمی در صورت درگیری دارند، مدام افزایش مییابد.
لازم به ذکر است که کشورهای هممرز با روسیه به طور فعال به دنبال گسترش بیشتر حضور نظامیان خارجی در خاک خود هستند. از جمله، لابیگری برای استقرار سلاحهای هستهای در خاک خود را تشدید کردهاند. لهستان و کشورهای بالتیک به این موضوع ابراز علاقه کردهاند. فنلاند در سال ۲۰۲۶ محدودیتهای قانونی استقرار سلاحهای هستهای در خاک خود را لغو کرد.
پس از اعلام مفهوم «بازدارندگی پیشرو» توسط فرانسه در سال ۲۰۲۶، بحثها دربارهٔ امکان استقرار نیروهای هستهای پاریس در جبهه شرقی یا تدوین سناریوهای انتقال سریع آنها فعالتر شد. تا اواسط سال، ۹ کشور به این ابتکار علاقه نشان دادند که دو کشور یعنی نروژ و لهستان با روسیه هممرز هستند.
نزدیک شدن سلاحهای هستهای به خاک روسیه با توجه به کاهش زمان پرواز بالقوه، به معنای افزایش جدی سطح مناقشه خواهد بود. با این حال، منطق اقدامات پیشین ائتلاف امکان اجرای این گزینه را منتفی نمیسازد. این اقدام در راستای سیاست آمریکا برای کاهش هزینههای نگهداری نیروها در اروپا خواهد بود. لابیکنندگان این اقدام، آن را با نیاز به پراکندهسازی نیروهای هستهای برای بقای آنها در بحران توجیه میکنند.
نمیتوان گروههای ناتو را که مستقر یا ذخیره شدهاند، جدا از توان رزمی ارتشهای کشورهای میزبان که به عنوان نیروهای واحد عمل میکنند، در نظر گرفت. خود کشورهای «خط مقدم» شامل بلغارستان، مجارستان، لتونی، لیتوانی، لهستان، رومانی، اسلواکی، فنلاند و استونی از نظر توان نظامی با یکدیگر بسیار متفاوت هستند.
لهستان در این زمینه کشوری برجسته است و تا سال ۲۰۳۰ برنامه دارد نیروهای مسلح خود را به ۳۰۰ هزار نفر برساند. این تعداد، نیروهای لهستانی را نسبت به سال ۲۰۲۲ دو برابر کرده و آنها را پس از آمریکا و ترکیه به سومین نیروی بزرگ ناتو تبدیل میکند. ورشو همچنین ذخیرهای ۲۰۰ هزار نفری تشکیل خواهد داد. در سالهای ۲۰۲۱–۲۰۲۵، لهستان به بزرگترین واردکنندهٔ تسلیحات در اروپا تبدیل شد و تانکها، توپخانه، سامانههای موشکی پرتابچندگانه و هوانوردی را به مقدار زیاد خریداری کرد.
نیروهای نظامی دیگر کشورهای جبهه شرقی کوچکتر هستند. رومانی تا سال ۲۰۳۰ برنامه دارد نیروهای خود را به ۱۰۰ هزار نفر برساند. ارتش سایر کشورهای منطقه از ۴۰ هزار نفر تجاوز نمیکند. فنلاند در این میان برجسته است و میتواند با استفاده از ذخایر آموزشدیده، نیروهای مسلح را به سرعت به ۲۸۰ هزار نفر برساند. این کشور از نظر استانداردهای ناتو دارای زرادخانههای قابلتوجهی از توپخانه و هوانوردی است.
از سال ۲۰۲۴، لهستان و کشورهای بالتیک در امتداد مرزهای روسیه و بلاروس استحکاماتی میسازند که شامل شبکهای از خندقها، پناهگاهها، سامانههای ضدتانک و ضدپرنده و سنسورهای ردیابی تحرکات است. خروج این کشورها از کنوانسیون اتاوا، امکان مینگذاری در مناطق مجاور را افزایش میدهد. چنین استحکاماتی نه تنها میتوانند وظایف دفاعی را انجام دهند، بلکه نیروها را برای تمرکز بر عملیات تهاجمی آزاد میکنند.
در صورت تحقق تعهدات اعلامشده، توان انسانی کشورهای جبهه شرقی تا پایان دهه با احتساب ذخایر، از ۱.۲ میلیون سرباز فراتر خواهد رفت. در این راستا، نقش ناتو نه تنها در اعزام نیروهای اضافی، بلکه در تلفیق توانمندیهای آنها تحت رهبری واحد است. ساختار پیچیدهٔ نیروها، الزامات بالایی را برای سازماندهی ستاد-فرماندهی برای هماهنگی آنها ایجاد میکند.
در هنگام فعالسازی مادهٔ ۵ پیمان آتلانتیک شمالی دربارهٔ دفاع جمعی، بخش بزرگی از توان نظامی کشوری که درخواست کمک کرده، تحت کنترل فرماندهی عالی نیروهای ناتو در اروپا قرار میگیرد. در سطح عملیاتی و طبق برنامههای مصوب ۲۰۲۳، هر جهت منطقهای توسط یک فرماندهی یکپارچه جداگانه در نورفولک (آمریکا)، برونسوم (هلند) و ناپل (ایتالیا) اداره میشود.
در ذیل فرماندهیهای یکپارچه مناطق، ستادهایی در سطح منطقهای-تاکتیکی قرار دارند. به عنوان مثال، هدایت نیروها در اروپای مرکزی تا چندی پیش به سپاه چندملیتی «شمال-شرق» مستقر در «شچچین» (لهستان) محول شده بود. در ژوئن ۲۰۲۶، حوزهٔ مسئولیت این سپاه به لهستان و لیتوانی محدود شد و فرماندهی نیروها در لتونی و استونی به سپاه اول «آلمان-هلند» به مرکزیت ستاد مونستر در آلمان واگذار گردید.
ساختار ستادی گستردهٔ ائتلاف برای گروههایی که اکنون در مرزهای روسیه مستقر هستند، بیش از حد بزرگ است؛ این ساختار برای افزایش مقیاس در بحران طراحی شده است. با این وجود، ناتو به تطبیق آن ادامه میدهد، از جمله دلایل علاقه ناتو به حفظ این ساختار، تجربهای است که از طریق فعالیت در این ساختار در سالهای طولانی انباشته شده است.
ناتو از نیمهٔ اول دههٔ ۲۰۱۰ عملاً تمرین سناریوهای درگیری با روسیه را آغاز کرد. از سال ۲۰۲۴، مانورها مطابق با برنامههای جدید استقرار نیرو، تغییر جهت داده شدند. رزمایش «مدافع استدفست» در سال ۲۰۲۴ با حدود ۹۰ هزار سرباز، بزرگترین رزمایش ناتو از زمان جنگ سرد بود. در این رزمایش، انتقال نیروها از آمریکای شمالی و انگلیس به اروپای مرکزی تمرین شد. سناریوی مانورها شامل دفع تهاجم «دشمنی با توان قابلمقایسه» و انتقال به ضدحمله بود.
در همان سال، رزمایش «بازدارندگی استدفست» در قالب شبیهسازی رایانهای برگزار شد که برای نخستین بار اقدامات نیروهای واکنش متفقین را تمرین میکرد. در سال ۲۰۲۵، آزمایش میدانی همان شبیهسازی رایانهای آغاز شد. در چارچوب مانورهای «دارت استدفست»، ناتو انتقال نیروها به رومانی و بلغارستان را در آستانهٔ یک بحران فرضی تمرین کرد. در جریان رزمایش ۲۰۲۶، استقرار گستردهتر نیروهای واکنش متفقین در آلمان تمرین شد.
باید انتظار داشت که در سالهای آینده، توانایی ناتو برای جابهجایی انبوه نیروها به مرزهای روسیه همچنان افزایش یابد. با این حال، حتی با در نظر گرفتن دستاوردهای تحرک نظامی، تجربه نشان میدهد که برای ائتلاف ارجح است که در زمان درگیری، نیروهای قابلتوجهی از پیش در صحنهٔ عملیاتی متمرکز شده باشند.
همزمان با افزایش تحرک نظامی و قابلیتهای عملیاتی، ائتلاف روی استفاده از تجربهٔ جنگ روسیه و اوکراین برای تطبیق رویکردهای جنگی کار میکند. مرکز مشترک تحلیل، آموزش و تربیت ناتو-اوکراین که در سال ۲۰۲۵ در بیدگوشچ (لهستان) راهاندازی شد، به انتقال این تجربه کمک میکند. نتیجهٔ این کار، بازنگری عمیق در الزامات مربوط به توانمندیهای کشورهای عضو، از جمله از نظر کمیت و مشخصات تسلیحات است.
رزمایشهای ائتلاف به طور فزایندهای بر ادغام پهپادها و سایر سامانههای روباتیک در آرایشهای جنگی و همچنین جنگ ضدپرنده متمرکز هستند. یگانهای اوکراینی با تجربهٔ واقعی رزمی به طور فعال در این رزمایشها شرکت داده میشوند. از اوایل دههٔ ۲۰۲۰، ناتو توجه فزایندهای به تمرین در منطقهٔ قطب شمال دارد.
اگرچه ائتلاف بر ماهیت دفاعی آمادهسازیها تأکید دارد، اما نیروها در رزمایشها، اقدامات تهاجمی، شکستن دفاع مستحکم و عملیات هوابرد را نیز تمرین میکنند.
در سال ۲۰۲۴، کارشناسان آمریکایی پرسشی را صریح مطرح کردند: آیا ائتلاف برای یک جنگ واقعی آماده است؟ پاسخ ناتو به این پرسش یک سفسطهٔ تمام عیار بود، ناتو در پاسخ به این پرسش گفت: بله، ناتو همین حالا برای جنگ آماده است، اما برای یک جنگ طولانی آماده نیست و درگیری با روسیه ناگزیر طولانی خواهد بود.
این ادبیات ناتو نشاندهنده تمایل این ائتلاف به توجیه همزمان مسیر طیشده در سالهای پیشین و توجیه نیاز به هزینههای بیشتر بود.
در سال ۲۰۰۶، ائتلاف تعهد کشورهای عضو به هزینهکردن حداقل ۲ درصد تولید ناخالص داخلی برای امور نظامی را تثبیت کرد. در سال ۲۰۱۴، این تعهد تأیید و با الزام هزینهکردن حداقل ۲۰ درصد از این بودجه برای توسعه و خرید تسلیحات تکمیل شد. با این حال، تا سال ۲۰۲۴ همهٔ اعضای ناتو به این سطح از هزینهکرد نرسیده بودند. با این وجود، از ابتدای دههٔ ۲۰۲۰، بودجهٔ نظامی متحدان به سرعت در حال رشد است.
کشورهایی مانند لهستان یا انگلیس چندین بار از ناکافی بودن الزامات موجود در ائتلاف سخن گفتند. در سال ۲۰۲۵، این الزامات بازنگری شدند و متحدان متعهد شدند طی ده سال هزینههای نظامی را به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی رسانده و ۱.۵ درصد دیگر را برای توسعهٔ زیرساختهای مرتبط اختصاص دهند. یک سال بعد، مارک روته دبیرکل ناتو، اعلام کرد که اعضای اروپایی و کانادا بودجهٔ نظامی را به ۴ درصد تولید ناخالص داخلی رساندهاند. در سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶، آنها هزینهها را ۲۶۰ میلیارد دلار افزایش دادند.
افزایش بودجه مالی به خودی خود قدرت نظامی را افزایش نمیدهد، این بودجه باید به نیروها و تجهیزات تبدیل شود. با توجه به پیچیدگی تولید تسلیحات مدرن، ناتو با ناتوانی صنایع نظامی در تأمین حجم مورد نیاز تسلیحات مواجه شده است. این مشکل با این واقعیت تشدید میشد که بخشی از ظرفیتهای کشورهای ائتلاف برای کمک به کییف ذخیره شده بود.
بزرگترین ذینفع سرمایهگذاریهای رو به رشد، شرکتهای آمریکایی بودند. در سال ۲۰۲۴، سبد سفارشهای آنها از متحدان ناتو از ۶۸ میلیارد دلار فراتر رفت، در حالی که سهم شرکتهای آمریکایی از سفارش تسلیحات کشورهای عضو ناتو در نیمهٔ دوم دههٔ ۲۰۱۰ تا اوایل دههٔ ۲۰۲۰ به طور متوسط ۱۱ میلیارد دلار بود. سهم خرید از آمریکا در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۴ بیش از نیمی از هزینههای تسلیحاتی کشورهای اروپایی را تشکیل میداد در حالی که این رقم در سالهای ۲۰۱۹–۲۰۲۱ کمی بیش از یک چهارم هزینههای تسلیحاتی اروپا را شامل میشد.
کرهٔ جنوبی از سال ۲۰۲۲ از نظر صادرات تسلیحات به اروپا در رتبهٔ دوم قرار گرفت. حجم صادرات سئول به بروکسل، نه به دلیل سیستمهای منحصربهفرد ساخت کره، بلکه به دلیل تولید انبوه و بیوقفه تسلیحات رشد کرده است. برای تقویت مواضع خود، سئول در سال ۲۰۲۶ توافقنامهٔ چارچوبی با ناتو برای توسعه و تولید مشترک تسلیحات را آغاز کرد.
علاوه بر واردات تسلیحات از کشورهای جهان، شرکتهای اروپایی نیز به طور محسوسی ظرفیتهای تولیدی خود را افزایش میدهند. به عنوان مثال، «راینمتال» که در سال ۲۰۲۲ سالانه ۷۰ هزار گلولهٔ توپخانه برای توپهای ۱۵۵ میلیمتری تولید میکرد، تا سال ۲۰۳۰ برنامه دارد ۱.۵ میلیون گلوله تولید کند. این شرکت در سال ۲۰۲۶ کارخانههایی در بلغارستان، لیتوانی و رومانی و در سال ۲۰۲۷ کارخانهای دیگر در لتونی افتتاح میکند. خودروسازانی که در رقابت با چین در خودروهای برقی بازنده هستند، نیز به سمت تسلیحات روی میآورند. به عنوان مثال، شرکت فرانسوی رنو به تولید پهپاد پرداخته است.
با این حال، متحدان اروپایی در زمینهٔ ساخت برخی سامانهها با دشواری مواجه هستند. برای رفع این دشواریها، ائتلافهایی از چندین کشور برای پیشبرد سریعتر و دقیقتر امور ایجاد میشود. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۴، انگلیس، آلمان، ایتالیا، لهستان، فرانسه و سوئد پروژهٔ مشترک موشک کروز زمینپایه را راهاندازی کردند. در عین حال، مشارکت طیف گستردهای از شرکا، ریسکها را افزایش میدهد. به عنوان نمونه، آلمان و فرانسه پروژهٔ دیرینهٔ جنگندهٔ نسل ششم را به دلیل اختلافات تعطیل کردند.
با توجه به اهتمام روزافزون به تأمین تسلیحات کشورهای عضو، ناتو نقش هماهنگکنندهٔ خود را در این حوزه تقویت کرد. در سال ۲۰۲۳، همزمان با تصویب برنامههای دقیق استقرار در جبهه شرقی، ائتلاف برنامهٔ اقدام برای تولید تسلیحات نظامی را تصویب کرد. در چارچوب این برنامه، «شورای تولید صنعت نظامی» ایجاد شد تا تجارب برتر در زمینهٔ برنامهریزی صنعتی، تدارکات و ایجاد زنجیرههای تأمین را جمعآوری کند.
در همان سال، «شتابدهندهٔ نوآوری دیانا» و «صندوق نوآوری ناتو» فعالیت خود را آغاز کردند که وظیفه آنها جذب سرمایه برای استارتآپهای حوزهٔ فناوری نظامی است. هدف آنها تضمین برتری ائتلاف در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، سامانههای رزمی خودکار و رمزگذاری کوانتومی است.
در سال ۲۰۲۴، متحدان فهرستی از مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع دفاعی را تصویب کردند. در سال ۲۰۲۶، ۱۲ کشور عضو ناتو پروژهای برای خرید و حملونقل مشترک آنها راهاندازی کردند. این اقدامات در کنار سایر ابتکارات مانند توافقهای آمریکا و اتحادیهٔ اروپا و برنامهٔ اقدام مصوب «گروه هفت»، در جهت کاهش وابستگی زنجیرههای تأمین غرب به چین است.
در سال ۲۰۲۵، برنامهٔ «اقدام برای پیادهسازی سریع» تصویب شد که مهلتی ۲۴ ماهه برای خرید راهحلهای فناورانه بر اساس نیازهای مطرحشده تعیین کرد. همزمان، ائتلاف برنامهٔ اقدام تولید تسلیحات نظامی را که تنها دو سال پیش تصویب شده بود، بهروز کرد. همچنین شاخصهای هدف جدیدی برای توانمندیهای نظامی در پشتیبانی از برنامههای نظامی مصوب ۲۰۲۳ تصویب کرد.
گام بعدی در سال ۲۰۲۶، نشست صنایع نظامی بود که در آستانهٔ نشست سران ائتلاف برگزار شد. در این نشست، قراردادهایی به ارزش بیش از ۵۰ میلیارد دلار منعقد شد. از جمله، ابتکاری برای تسلیحات دوربرد دقیق به رهبری انگلیس تاسیس شد و توافقی برای تولید موشکهای «آتکمز» در آلمان حاصل گردید.
در این نشست، سرمایهگذاری ۴۰ میلیارد دلاری برای ساخت تسلیحات ضدپرنده در پنج سال آینده تصویب و برنامههایی برای افزایش پنج برابری آموزش اپراتورهای پهپاد در سال ۲۰۲۷ اعلام شد. همچنین منابع اطلاعاتی برای تولیدکنندگان تسلیحات راهاندازی شد.
بدین ترتیب، ائتلاف به طور فعال پایهٔ صنعتی خود را برای یک جنگ طولانی تقویت میکند. علیرغم وابستگی حفظشده و حتی تشدیدشده به تولیدکنندگان آمریکایی، متحدان اروپایی تولید دستههای اصلی تسلیحات را افزایش میدهند. افزایش فعالیت در جهت خودکفایی تسلیحاتی اروپا، به اولویت کلیدی ناتو در سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶ تبدیل شده است.
قابل توجه است که در ابتکارات ناتو در جبهه شرقی، مسئولیت اصلی بر دوش متحدان اروپایی گذاشته شده است. در سال ۲۰۱۶، آمریکا تنها رهبری گروه رزمی در لهستان را بر عهده گرفت. با این حال، واشنگتن دو تیپ دیگر در اروپای مرکزی مستقر کرد، اما این دو تیپ خارج از چارچوب پیشروی ناتو به شمار میرفتند.
علاوه بر این، نظامیان آمریکایی وارد نیروهای واکنش متفقین نشدند که هستهٔ اصلی آن را انگلیس، اسپانیا، ایتالیا، ترکیه و فرانسه تشکیل دادند. این تصمیمات در دورهای گرفته شده که جو بایدن در واشنگتن قدرت داشته است. بنابراین، حتی پیش از دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، آمریکا به دنبال واگذاری هزینههای بازدارندگی غیرراهبردی روسیه به سایر کشورهای عضو بود. برخلاف تصورات، رئیس جمهور کنونی آمریکا آغازگر این سیاست نبوده و این سیاست در زمان ریاست جمهوری ترامپ، صرفا جدیتر دنبال میشود.
در سال ۲۰۲۶، آمریکا کاهش حضور خود در اروپا را از جمله با کاهش حدود هزار نفری نظامیان خود در رومانی و اعلام خروج پنج هزار سرباز از آلمان آغاز کرد. فعلاً صحبت از خروج سهم کوچکی از نظامیان آمریکایی در منطقه است که به ۸۰ هزار نفر میرسد. دولت ترامپ همچنین از برنامههای استقرار موشکهای کروز تاماهاوک در آلمان که برای سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود، صرفنظر کرد.
علاوه بر این، آمریکا رهبری فرماندهیهای مسئول جهات منطقهای شمال و جنوب را به انگلیس و ایتالیا واگذار کرد. نشانهٔ دیگر فاصلهگیری واشنگتن از این چارچوب، محدود کردن مشارکت در رزمایشهای ناتو بود. این تصمیم باعث کاهش رزمایشها در سال ۲۰۲۵ نسبت به سالهای قبل شد. در نهایت، آمریکا نسبت به کاهش قابلتوجه تعداد هواپیماها و کشتیهای ذخیرهشده برای عملیات ناتو هشدار داد.
متحدان اروپایی قادر به جبران بخشی از تسلیحاتی هستند که آمریکا دیگر حاضر به واگذاری به فرماندهی ائتلاف نیست. به ویژه، در زمینه جنگنده و هواپیماهای شناسایی کمرنگ شدن آمریکا به چشم نخواهد آمد. با این حال، کشورهای عضو ناتو وابستگی عجیبی به آمریکا در زمینهٔ ابزارهای شناسایی، سامانههای مدیریت و ارتباطات، جنگ الکترونیک و هواپیماهای سوخترسان هوایی دارند و کمرنگ شدن حضور آمریکا در ائتلاف، از این جهات ضربات مهلکی را به اروپا وارد میآورد.
واشنگتن همچنین طیفی از تسلیحات را تأمین میکند که متحدان هیچ جایگزینی برای آن ندارند، از جمله جنگندههای نسل پنجم اف-۳۵، سامانههای پدافند هوایی پاتریوت و سامانههای موشکی پرتابچندگانه هایمارس. البته آمریکا نه تنها از فروش این تسلیحات خودداری نمیکند بلکه کشورهای عضو ناتو را به خرید آنها تشویق میکند. با این حال مشکل در زنجیره تامین این تسلیحات این است که خود آمریکا گاهی ظرفیت تولید کافی برای پاسخگویی به تقاضاها را ندارد.
پیامد فاصلهگیری آمریکا از متحدان، تلاش آنها برای اتکا به تولیدات داخلی خواهد بود. توافقهای حاصلشده در نشست آنکارا برای جایگزینی ناوگان پیر هواپیماهای هشداردهنده و کنترل راداری دوربرد آواکس که در اختیار ناتو است، با محصولات سوئدی به جای آمریکایی، نشاندهندهٔ این موضوع است. همچنین برای ناوگان هوایی حملونقل در حال ایجاد، هواپیماهای ایرباس به جای بوئینگ انتخاب شدند.
علاوه بر این، کشورهای عضو ناتو تمایل فزایندهای به استفاده از ظرفیت تولیدی اوکراین برای منافع خود نشان میدهند. نمونهٔ واضح در این زمینه، همکاری در تولید سامانههای بدون سرنشین است. تجربهٔ اوکراین در توسعه تسلیحات موشکی دوربرد و همکاری در ساخت رهگیرهای موشکهای بالستیک، مورد توجه متحدان اروپایی قرار گرفته است.
بنابراین، کاهش سهم آمریکا در ناتو ابعاد چندگانهای پیدا کرده و به پیامدهای عملی بسیاری منجر شده است. با این حال، این کاهش مشارکت آمریکا به معنای کنارهگیری کامل از ایفای نقش در زنجیره تامین تسلیحات ناتو نیست، بلکه بیشتر با چانهزنی بر سر توزیع منافع و هزینهها در چارچوب ناتو تعیین ارتباط پیدا میکند. ضمن اینکه از همان ابتدا، برنامههای ائتلاف برای بازدارندگی روسیه بر اساس مشارکت محدود آمریکا طراحی شده بود. این امر شانس سازگاری با نقش حتی محدودتر واشنگتن را افزایش میدهد.
علیرغم اقدامات گسترده انجامشده، ناتو امروز برای جنگ تمامعیار با روسیه آماده نیست. متحدان اروپایی با کمبود قابلتوجهی در سامانههای پدافند هوایی، تسلیحات دوربرد و شماری دیگر از جنگافزارهای کلیدی مواجه هستند. مسئلهٔ جذب جوانان به خدمت نظامی نیز به شدت مطرح است. کشورهای حوزهٔ بالتیک و شمال اروپا موفق به بازگشت به نظام سربازی اجباری شدهاند، اما در سایر کشورها (از جمله آلمان و لهستان) مخالفت جدی وجود دارد.
بسیاری از برنامههای افزایش نیروها و راهاندازی خطوط تولید تا سال ۲۰۳۰ به ثمر خواهند رسید. جالب آنکه شماری از رهبران سیاسی، اسناد و کارشناسان دقیقاً همین تاریخ را به عنوان تاریخ بالقوهٔ درگیری معرفی میکنند. این موضوع همچنین تداوم علاقهٔ کشورهای عضو ناتو به درگیری اوکراین را توجیه میکند؛ به نظر میرسد که اروپا در حال خرید زمان برای تقابل با مسکو است.
با این حال، تجربهٔ تاریخی نشان میدهد که درگیریهای نظامی همیشه زمانی رخ نمیدهند که طرفین برای آن آماده شدهاند، بلکه تقابل نظامی زمانی رخ خواهد داد که کشورهای دشمن از اثرگذاری ترفندهای سیاسی و اقتصادی ناامید و مایوس شده باشند. غرب در سالهای اخیر از طیف گستردهای از اقدامات سیاسی و اقتصادی برای تحمیل شکست راهبردی به روسیه استفاده کرده، اما به نتیجه نرسیده است. در این شرایط، وزن رویارویی نظامی به ناچار افزایش مییابد.
علاوه بر این، تقویت توان نظامی ناتو، به بازیگران غربی احساس حاشیهٔ امنیت و اعتماد به نفس برای گسترش تقابل با مسکو میدهد. این امر میتواند آنها را به اقدامات ماجراجویانهای سوق دهد که روسیه ناگزیر با استفاده از تمام ابزارهای موجود به آن پاسخ خواهد داد. از این رو، شعار ائتلاف ناتو مبنی بر اینکه نظامیگری برای جلوگیری از درگیری طراحی شده، میتواند به توهمی خطرناک تبدیل شود که تنها ریسکها را افزایش میدهد.
انتهای پیام/ ۹۹۹
