تازه سرودههای رضا اسماعیلی برای پیکر شهدای دانشآموز میناب
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رضا اسماعیلی، شاعر و دبیر اسبق جشنواره شعر فجر به مناسبت برگزاری مراسم تشییع ۶۲ قطعه از پیکر شهدای دانشآموز میناب، تازه سرودههایش با عنوان «فرشتگان میناب» را در اختیار خبرگزاری دفاع مقدس قرار داد.

💠 ۱
با شعله خشم، دفترم را خط زد
سیما و سپیده، خواهرم را خط زد
در مدرسه، جیغ سرخ موشک پیچید
ماکان، ماکان... برادرم را خط زد!
💠 ۲
میناب... بخواب دخترم! لالاییای غُصۀ ناب، دخترم! لالاییای غنچۀ نوشکفتۀ من، بدرودای بوی گلاب، دخترم! لالایی
💠۳
از داغِ جوان، شنیدهای آیا تو؟
از قدِ کمان، شنیدهای آیا تو؟
چون بوی گُلی پرید «ماکان»، گُم شد
از رفتنِ جان، شنیدهای آیا تو؟
💠 ۴
از سینه آسمان کبوتر افتاد
از نیمکتِ شکسته دفتر افتاد
وقتی که به خاک، کیفِ دختر را دید
شد موی سرش سفید و مادر افتاد!
💠 ۵
کیف تو مُچاله شد، کتابت پرپر
لبخند خجستهی تو شد، خاکستر
تا مشق امید و عشق را بنویسی
دست تو ز خاک، مانده بیرون دختر!
💠 ۶
لبخند شکفتۀ چکاوک را بُرد
پرواز قشنگ بادبادک را بُرد
در مدرسه جیغِ سرخِ «موشک» پیچید
آیینه شکست و شوقِ کودک را بُرد!
💠 ۷
بر سینۀ آسمان کبوتر گُم شد
در خاک، بهار لاله پرور گُم شد
افتاد به باغِ مدرسه یک «موشک»
لبخند شکفتۀ صنوبر گُم شد
💠 ۸
«میناب» در این بهار، باغی سرخ است
بر سقف زمانه، چلچراغی سرخ است
با یکصد و شصت و هشت یاسِ پرپر
بر سینۀ روزگار، داغی سرخ است
💠 ۹
بر سینۀ عشق، داغِ دیگر، میناب
باغی ز گلابِ خون مُعطر، میناب
در چشم زمانه، کربلایی دیگر
منظومۀ غنچههای پرپر، میناب
💠 ۱۰
بر جان وطن، دوباره داغی دیگر
بر سینهی نوبهار، باغی دیگر
در چشم زمانه، کربلایی خونین
بر سقف حماسه، چلچراغی دیگر
💠 ۱۱
دیروز به تخته مشقِ «بابا نان» بود
امروز سرودِ بچهها «ایمان» بود
«ما را بکُشید، زندهتر میگردیم»
سرمشقِ جدید ملت ایران بود
💠 ۱۲
در آتش فتنه دست و پا زد میناب
ما را به نماز خون صدا زد میناب
با مشقِ عطش به کربلای میهن
آتش به دل فرشتهها زد میناب
💠 ۱۳
داغی ست گران، دلا! خموشی تا کی؟!
خون شد دلِ سنگ، پرده پوشی تا کی؟
شد مدرسه کربلای میناب،ای دل
در ماتمِ گل نمیخروشی؟ تا کی؟!
💠 ۱۴
در مدرسه نیست عطر لبخند تو
نقاشی دستان هنرمند تو
با مادر تو چگونه باید گفتن:
پرپر شده در کلاس فرزند تو؟!
💠 ۱۵
بر شیون مادران، نگاهی حتی...!
یک جمله همدلانه، گاهی حتی...!
میناب به خون نشست و پرپر شد گل.
اما ز تو برنخاست، آهی حتی...!
💠 ۱۶
برخیز ز غنچههای میناب بگو
از قلب شکسته، چشم پر آب بگو
برخیز و برای داغ ماکان با اشک
شعری، غزلی، ترانهای ناب بگو
💠 ۱۷
لرزید زمین، قیامتی دیگر شد
آیینه شکست و عشق، خاکستر شد
با داس شقاوت خزان در میناب
یک باغ گل محمدی پرپر شد
💠 ۱۸
بر تخته نوشته بود: «بابا نان داد»
«میناب» که در غروب و غربت جان داد
در جَنگ شکُفته شد؛ در آتش گل کرد
«میناب» به خاک پاک ایران جان داد
انتهای پیام/ 121
