اندیشکده شورای روابط خارجی بررسی کرد؛

روش ایران برای تحقیر ترامپ و تهدید اقتصاد جهان

ایران با انسداد تنگه هرمز و درهم کوبیدن زیرساخت‌های انرژی متحدان آمریکا در خلیج فارس، ترامپ را وادار به عقب‌نشینی و موافقت با یک تفاهم‌نامه تحقیرآمیز کرد.
کد خبر: ۸۵۰۴۵۹
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۲ - 26July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در ماه‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیک و امنیتی در منطقه غرب آسیا کانون توجه بسیاری از تحلیلگران و مراکز پژوهشی بین‌المللی قرار گرفته است. در این میان، رویکرد‌ها و تصمیم‌های کلان دولت آمریکا در قبال تحولات ایران، به‌ویژه مناقشات مربوط به امنیت انرژی و خطوط مواصلاتی حیاتی مانند تنگه هرمز، ابعاد پیچیده‌ای به خود گرفته است که نیازمند واکاوی دقیق و همه‌جانبه‌ای است.

ایران

در همین راستا، اندیشکده شورای روابط خارجی در گزارشی به بررسی ارزیابی‌های راهبردی پیرامون چرخه تنش‌ها، توافق‌های نافرجام و محدودیت‌های گزینه‌های نظامی و سیاسی پیش روی آمریکا پرداخته است. این متن تلاش می‌کند تا با کالبدشکافی وضعیت موجود، چشم‌انداز مبهم این منازعه را تبیین و پیامد‌های منطقه‌ای و جهانی آن را ارزیابی کند.

متن کامل تحلیل این اندیشکده بدین شرح است:

در اول مارس، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا گفت که جنگ منطقه‌ای ایران حداکثر «چهار تا پنج هفته» طول خواهد کشید. اما با گذشت بیش از چهار ماه، جنگ همچنان شعله‌ور بوده و هیچ نشانه‌ای از پایان آن دیده نمی‌شود.

آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا به علت حملات ایران به کشتی‌های تجاری که سعی در عبور از تنگه هرمز در نزدیکی سواحل عمان، به جای خط ساحلی ایران، داشتند، فروپاشید. آمریکا با بمباران پایگاه‌های نظامی ایران و حداقل دو پل، پاسخ داد و ایران نیز به نوبه خود علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه تلافی کرد. در آخر هفته، ایران اعلام کرد که تنگه هرمز مجددا بسته شده است و ترامپ روز دوشنبه با اعلام اینکه محاصره نفتی ایران توسط آمریکا دوباره برقرار شده است و اینکه واشنگتن به عنوان «نگهبان تنگه» عوارض ۲۰ درصدی بر محموله‌های عبوری از این آبراه اعمال خواهد کرد به این اقدام پاسخ داد.

تفاهم‌نامه‌ای که ترامپ در ۱۸ ژوئن در ورسای امضا کرد تلاشی برای بازگشایی تنگه هرمز به عنوان مجرای ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان بود. ترامپ با لغو تحریم‌ها، آزاد کردن دارایی‌های مسدود شده ایران و ارائه کمک‌های بازسازی، میلیارد‌ها دلار کمک اقتصادی به ایران وعده داد. در عوض، تنها کاری که ایران باید انجام می‌داد این بود که اجازه دهد کشتی‌ها مانند زمان پیش از جنگ از تنگه هرمز عبور کرده و با آمریکا در مورد وضعیت برنامه هسته‌ای خود وارد مذاکره شود.

این توافق به عنوان اقدامی برای دلجویی از سوی ترامپ پس از شکست در بازگشایی آبراه با نیروی نظامی یا دستیابی به سایر اهداف نظامی خود از جمله سرنگونی حکومت ایران و کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و حمایت از گروه‌های نیابتی در سراسر منطقه مورد انتقاد گسترده قرار گرفت.

ایران دیده است که چگونه می‌تواند با کنترل تنگه هرمز، کل جهان را گروگان بگیرد و عجله‌ای برای رها کردن این کنترل ندارد. جمهوری اسلامی ایران اصرار دارد که هر کشتی که قصد عبور از تنگه را دارد، از آب‌های سرزمینی ایران عبور کند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به هر کشتی که از رعایت این قانون امتناع ورزد، حمله می‌کند.

همانطور که قابل پیش‌بینی بود، ترامپ با بمباران ایران و بازگرداندن محاصره دریایی به این حملات واکنش نشان داد، در حالی که ادعا می‌کرد آمریکا عوارض خود را بر تردد از طریق تنگه هرمز اعمال خواهد کرد و بدین ترتیب ظاهراً تعهد دیرینه واشنگتن به آزادی ناوبری در آبراه‌های بین‌المللی را رها کرد.

اگرچه تهدید ترامپ برای اخذ عوارض احتمالاً فقط یک رجزخوانی است، اما بمباران و محاصره واقعی هستند. سوال این است که این بمباران و محاصره چه دستاوردی خواهند داشت؟

آمریکا و اسرائیل به مدت سی و نه روز ایران را بمباران کردند، بدون اینکه موفق به سرنگونی حکومت یا وادار کردن آن به تسلیم در مقابل خواسته‌های واشنگتن یا تل‌آویو شوند. ایران در نهایت با انسداد تنگه هرمز و درهم کوبیدن زیرساخت‌های انرژی متحدان آمریکا در خلیج فارس، ترامپ را وادار به عقب‌نشینی و موافقت با یک تفاهم‌نامه تحقیرآمیز کرد. ترامپ پس از اینکه به ایران اجازه داد از لغو موقت تحریم‌های خود سود ببرد، در موقعیت ضعیف‌تری برای فشار آوردن به ایران قرار دارد. طبق یک تخمین، ایران از زمان لغو محاصره توسط آمریکا در ۱۷ ژوئن، حداقل ۵ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است.

مشکل اساسی این است که با وجود همه هیاهوی ترامپ و پیت هگست وزیر جنگ، آنها هیچ گزینه نظامی معقولی برای به زانو درآوردن ایران ندارند. شکست واقعی ایران و سرنگونی حکومت مستلزم حمله صد‌ها هزار سرباز آمریکایی است. تصور این احتمال با توجه به نفرت مردم آمریکا از جنگ، غیرممکن است. در نظرسنجی اخیر، ۶۰ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقد بودند که جنگ با ایران فاقد دستاورد با ارزش برای آمریکا بوده است.

ترامپ با همان معضلی رو‌به‌رو است که بسیاری از اسلاف خود در دفتر بیضی شکل نیز با آن رو‌به‌رو بودند. وی در حال جنگ محدودی با ابزار‌های محدود است و جای تعجب نیست که در بهترین حالت به نتایج محدودی نیز دست می‌یابد. بیشترین دستاوردی که می‌توان در مورد این جنگ برشمرد این است که این جنگ توانایی‌های نظامی ایران را تضعیف کرده است، اما پهپاد‌ها و موشک‌های ایرانی همچنان به عنوان یک تهدید باقی مانده‌اند و ایران در واقع از زمان آغاز جنگ، توانایی خود را برای باج‌گیری از جهان افزایش داده است. حتی پس از امضای تفاهم‌نامه، ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز هرگز به سطح قبل از جنگ بازنگشت. اکنون با ادعای ایران مبنی بر بسته بودن این آبراه، احتمالاً کشتی‌های کمتری نیز از آن عبور خواهند کرد.

ترامپ با یک انتخاب ناخوشایند روبروست، وی باید یا به دریافت عوارض از سوی ایران برای تردد از طریق این تنگه رضایت دهد یا خطرات قابل توجه تشدید درگیری نظامی را بپذیرد. بیش از چهار ماه از آغاز جنگ گذشته است و این جنگ بار دیگر نشان داد که چرا روسای جمهور باید نسبت به شروع جنگ‌های دلخواه بر اساس افکار واهی و بدون یک راهبرد خروج آشکار، محتاط باشند.

انتهای پیام/ ۹۹۹

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار