روایتی بکر از دل جنگ پس از چهار دهه
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، کتاب «زینب فقط بخواند» به قلم حسین شرفخانلو و بر مبنای نوشتههای روزانه حسین حاجیحسینلو، از رزمندگان لشکر عاشورا، پس از حدود چهل سال توسط انتشارات روایت فتح راهی بازار نشر شده است.

این اثر حاصل ثبت بیواسطه چیزی است که یک رزمنده در میدان نبرد دیده و حس کرده. راوی از اولین گامهای حضورش در جبهه، دفترچهای را همیشه همراه داشت و خاطراتش را در آن مینوشت. آنچه در این کتاب میخوانیم، فقط شرح عملیاتهای جنگی نیست؛ خواننده با زندگی عادی یک سرباز، دلتنگیهایش برای خانواده، آرزوی شهادت، اندوه از دست دادن دوستان، طنز در دل آتش و تجربههای معنوی آشنا میشود.
ریشه عنوان در یک آرزوی شخصی
نام کتاب از خواسته قلبی نویسنده دفترچه گرفته شده. حسین حاجیحسینلو مدتها قبل از ازدواج، در یادداشتهایش نوشته بود که دوست دارد خدا به او فرزندی دختر بدهد و اسمش را «زینب» بگذارد تا وقتی بزرگ شد، این نوشتهها را بخواند. او حتی روی جلد دفترچه نوشته بود که اگر شهید شد، کسی که آن را پیدا میکند نخواند و به سپاه خوی تحویل دهد.
متن اصلی بدون تغییر
شرفخانلو تأکید کرده که نوشتههای منتشرشده، عیناً همان چیزی است که در دفترچه ثبت شده و دستنخورده باقی مانده. فقط جایی که جملهای از نظر دستوری ناقص بوده، اصلاح جزئی انجام گرفته و نسخه نهایی به تأیید خود راوی رسیده. علاوه بر این، توضیحاتی درباره افراد، مناطق، عملیاتها و واژههای تخصصی به صورت پاورقی اضافه شده تا برای خواننده امروزی قابل فهم باشد.

ثبت لحظهای وقایع
یکی از نقاط قوت این کتاب، نوشته شدن همزمان با رویدادهاست. تمام مطالب دفترچه در همان لحظات و در دل جبهه به نگارش درآمده. وقتی راوی به مرخصی میرفته یا در مأموریتی خارج از جبهه بوده، چیزی ننوشته و با برگشتن به میدان، دوباره قلم به دست گرفته. این نشان میدهد مطالب کتاب حاصل حضور مستقیم در متن حوادث است.
علت تأخیر در انتشار
این دفترچه سالها به عنوان یک یادگار شخصی پیش صاحبش ماند و هیچ برنامهای برای چاپ آن وجود نداشت. در گفتوگویی با حاجیحسینلو مشخص شد که این نوشتهها سندی ارزشمند و دستاول از زندگی رزمندگان لشکر عاشوراست. همین موضوع باعث شد ایشان به اهمیت تاریخی آن پی ببرد و دفترچه را برای انتشار در اختیار شرفخانلو بگذارد.
مخاطب اصلی
کسی که این یادداشتها برایش نوشته شده بود، دختری به نام زینب بود. پدرش تمام این سطرها را برای پاسخ به سوالات او درباره خودش و جنگ نوشته بود. اما در انتهای کتاب مشخص میشود که زینب در حادثهای ناگوار از دنیا رفته. چاپ این کتاب، ادای دینی به همان دختر است؛ دختری که نامش باعث شد این روایت شخصی از یک خاطره خانوادگی فراتر رود.
چه فرقی با کتابهای دیگر دارد؟
شرفخانلو به تفاوت اساسی این اثر با خاطرات بازنویسیشده اشاره کرده: «بیشتر کتابهای دفاع مقدس، حاصل گفتن خاطرات رزمندگانی است که سالها بعد از جنگ، وقایع را به یاد آورده و تعریف کردهاند. طبیعتاً زمان روی حافظه تأثیر میگذارد و جزئیات کمرنگ میشود.»، اما این دفترچه، تصویر مستقیم افکار و احساسات راوی در همان لحظه وقوع حوادث است.
نویسنده موقع نوشتن مطمئن بوده که فقط دخترش اینها را میخواند، پس بدون هیچ ملاحظهای احساسات و نظراتش را ثبت کرده. او حتی در ابتدای دفترچه نوشته که این یادداشتها شخصی هستند و اگر کس دیگری پیدا کرد، به سپاه تحویل دهد.
قالب متفاوت
نمونههای مشابه این کتاب در ادبیات دفاع مقدس خیلی کم پیدا میشود. این نوشتهها را نمیتوان در دسته «تاریخ شفاهی» جا داد، چون نویسنده قصد روایت منظم و پیوسته نداشته، بلکه لحظههایی را ثبت کرده. اسم دقیقتر برای این نوع آثار «دفترچه جنگ» است.
وجه تمایز اصلی این کتاب با نمونههای مشابه، اطلاعات پژوهشی اضافه شده به آن است. توضیحاتی درباره افراد، مکانها و عملیاتها به صورت پاورقی ارائه شده تا خواننده امروزی بتواند فضای آن دوران را بهتر تصور کند.
روایت به عنوان یک وظیفه تاریخی
شرفخانلو درباره تغییر نگاه جامعه گفته: «اگر در همان سالهای جنگ به صاحب دفترچه میگفتند این نوشتهها چاپ میشود، شاید باور نمیکرد. آن موقع هنوز این باور عمومی شکل نگرفته بود که ثبت تجربههای شخصی یک وظیفه تاریخی است.»
امروز انتشار چنین آثاری فراتر از یک کار فرهنگی، انجام یک وظیفه تاریخی محسوب میشود. این دفترچه حدود چهل سال پنهان ماند و خوشبختانه حالا صاحبش هم فهمیده که این یادداشتها فقط یک یادگار شخصی نیستند، بلکه سندی تاریخی هستند که باید به دست نسلهای بعد برسند.
کتاب «زینب فقط بخواند» علاوه بر روایت روزهای جنگ، تصویری از روابط اجتماعی، فرهنگ و شیوه زندگی دهه شصت به دست میدهد و برای علاقهمندان به تاریخ شفاهی دفاع مقدس، اثری خواندنی و قابل استناد محسوب میشود.
انتهای پیام/ 122
