«حبیب» پسر من نبود، پدر من بود
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- مریم حاجیعلی؛ تعداد شهدا آنقدر زیاد است که اگر یک همت جمعی برای روایت از آنها به میدان نیاید، این ما هستیم که متضرر شدهایم. چرا که گنجینهی عظیم سیرهی مردان و زنانی را از دست دادهایم که قطعا انسانساز خواهند بود.

پدر دلشکستهی شهید حبیب فرشباف میگفت: «تعریف کردن از پسرم؛ تعریف کردن از تمام شهداست. همین قدر برایتان بگویم که یک چهارم تبریز برای پسر من گریه میکنند؛ بچهها، جوانها، سالمندان... او دستگیر مردم بود، با ادب، با معرفت، با شخصیت، میهماننواز، بسیار مهربان و پرکار بود. پسرم بسیجی بود، جهادگر بود، برای نوجوانها کلاس عقیدتی میگذاشت، آنها را به نماز جمعه میبرد... چه بگویم؟!...»
بغض میکند و ادامه میدهد: «او با اینکه پسر کوچک من بود، اما بزرگ بود. حقیقت را بگویم این است که حبیب؛ پسر من نبود، پدر من بود. با رفتنش من را یتیم کرد...»
صاحب این عکس، فرمانده پایگاه شهدای گمنام مسجد امام زمان (عج) تبریز بوده است. این جوان متولد سال ۱۳۵۸ که فوق لیسانس مدیریت صنعتی داشته است، در حین انجام وظیفه در زادگاهش به شهادت میرسد. شاید فکر کنید این خصوصیاتی را که پدر شهید ذکر کردند، فقط مخصوص آقا حبیب است، اما خوب است بدانید که این منش تمام بسیجیانی است که «امام روح الله» با درایت خود، از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی، فرمان تشکیل آن را داد.

این روزها باید به همهی ما ثابت شده باشد که بسیجی همان کسی است که وقت سیل و زلزله و کرونا و جنگ در میدان است. همان کسی که معتقد است اگر با تهمتها و بیمهریهای رسانههای بیگانه و عدهای وطنفروش ناامید و خسته شود، دشمن را شاد کرده است.
روحت شاد و راهت پر رهرو باد شهید حبیب فرشباف؛ چقدر لباس خادمی حضرت امام رئوف برازندهی شماست.
انتهای پیام/ 122
