استفاده پنتاگون از هوش مصنوعی برای اهداف تروریستی
گروه بینالملل دفاعپرس: در تاریخ ۲۴ خرداد، نشریهٔ اکونومیست مقالهای انتقادی نسبت به محدودیتهای اعمالشده توسط دولت دونالد ترامپ علیه شرکت انتروپیک منتشر کرد. در این مقاله به نقل از «مارک وارنر»، معاون رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا ادعا شده بود که به گفتهٔ ژنرال «جاشوا راد» رئیس آژانس امنیت ملی و فرماندهی سایبری، شبکهٔ عصبی «کلود میتوس» توانسته است شبکهها و سامانههای مخفی را نه در عرض هفتهها، بلکه در عرض چند ساعت هک کند. در شرایطی که نظامیگری محیط فناوری اطلاعات و ارتباطات شتاب گرفته و سیاست آمریکا در فضای سایبری از حالت واکنشی به دفاع پیشدستانه و حتی تهاجمی تغییر یافته، بررسی توانمندیها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی برای اجرای حملات سایبری خودمختار، ضرورتی انکارناپذیر است.

به طور کلی، آسیبپذیریهای نرمافزاری، خطاها یا کاستیهایی در کد، ناهنجاریهای تعامل برنامهها یا اجزای آنها یا پیکربندیهای اشتباه هستند که میتوانند توسط مهاجمان برای حمله به شبکهها و سامانهها به کار گرفته شوند.
شبکهٔ عصبی کلود میتوس، کد برنامهها را تحلیل کرده و آسیبپذیریهای بالقوه را شناسایی میکند و امکان اقدام سریع برای رفع آنها را فراهم میآورد. این مدل قادر است بهطور خودمختار کد برنامهنویسی برای تأیید آسیبپذیریهای یافتشده ایجاد کرده و حملهٔ سایبری را اجرا کند. همچنین چندین آسیبپذیری میتوانند در یک الگوی حملهٔ واحد ترکیب شوند. در اصل، کلود میتوس کار یک هکر کلاهسفید را انجام میدهد؛ یعنی متخصصی که شبکهها و سامانهها را از نظر مقاومت در برابر تهدیدات داخلی و خارجی آزمایش میکند. به گفتهٔ انتروپیک، حتی نسخهٔ آزمایشی میتوس، هزاران آسیبپذیری جدی از جمله در تمام سیستمهای عامل اصلی و مرورگرهای وب را شناسایی کرده است. ارزیابی مستقل این نسخه توسط مؤسسهٔ امنیت هوش مصنوعی نیز نشان داد که این مدل میتواند حملات چندمرحلهای به شبکههای آسیبپذیر انجام دهد و بهطور خودکار آسیبپذیریها را کشف و از آنها سوءاستفاده کند.
با توجه به اینکه چنین توانمندیهایی میتوانند هم به سود و هم به ضرر سیستمها استفاده شوند، انتروپیک در ۱۸ فروردین پروژهٔ «گلسوینگ» را راهاندازی کرد که در آن دسترسی به کلود میتوس به حلقهای محدود از شرکتها و سازمانها اعطا شده تا سطح امنیت سایبری مهمترین نرمافزارها افزایش یابد. دسترسی اولیه به شرکتهایی مانند آمازون وب سرویسز، اپل، برودکام، سیسکو، کراوداسترایک، گوگل، جیپیمورگان چیس، بنیاد لینوکس، مایکروسافت، انویدیا و پالو آلتو نتورکس داده شد. سپس این فهرست با ۴۰ سازمان دیگر که زیرساختهای نرمافزاری حیاتی را پشتیبانی میکنند، تکمیل شد. قابلتوجه است که انتروپیک بر این نکته تأکید کرد که هیچ سازمانی به تنهایی نمیتواند مشکلات امنیت سایبری را حل کند و همه نقش مهمی ایفا میکنند؛ از توسعهدهندگان پیشروی هوش مصنوعی و نرمافزار (از جمله متنباز) گرفته تا متخصصان امنیت رایانهای و دولتهای سراسر جهان که نشان از تلاش این شرکت برای ورود به بازارهای جدید دارد.
در اواسط خرداد ماه، برنامههایی برای گسترش تعداد مشارکتکنندگان به حدود ۲۰۰ سازمان از بیش از ۱۵ کشور اعلام شد و در ۲۲ خرداد، وزارت بازرگانی آمریکا بخشنامهای در زمینهٔ کنترل صادرات صادر کرد که دسترسی به مدلهای «فِیْبِل ۵» (نسخهٔ محدودشدهٔ میتوس) و «میتوس ۵» را برای همهٔ اتباع خارجی، چه در داخل و چه در خارج از آمریکا، از جمله کارمندان خارجی انتروپیک، به حالت تعلیق درآورد. به گفتهٔ این شرکت، دلیل رسمی این ممنوعیت، امکان دورزدن موانع تعبیهشده برای ایجاد نرمافزارهای مخرب بود. با این حال، چنین حملهای میتواند توسط سایر سیستمهای شناختهشده مانند «چتجیپیتی» نیز انجام شود.
به دلیل عدم امکان شناسایی مناسب تابعیت کاربران در زمان واقعی برای اجرای این بخشنامه، انتروپیک دسترسی به فِیْبِل ۵ و میتوس ۵ را برای همهٔ مشتریان مسدود کرد. اما در اوایل تیرماه، این شرکت اعلام کرد که ممنوعیت تا حدی لغو شده و مدل به برخی سازمانهای آمریکایی که زیرساختهای حیاتی را مدیریت و از آن محافظت میکنند، عرضه میشود. به نظر میرسد این ناپایداری، خودسرانه نیست، بلکه وسیلهای برای دستیابی به اهداف مشخص، یعنی دورزدن محدودیتهای توسعهدهندگان و کسب مزیت در میدان نبرد است.
روابط دولت آمریکا با انتروپیک در سال ۲۰۲۵، زمانی که قراردادی به ارزش حدود ۲۰۰ میلیون دلار با وزارت دفاع منعقد شد، رسمیت یافت. با این حال، این شرکت شرط کرد که از شبکهٔ عصبی کلود برای نظارت انبوه داخلی و در سیستمهای تسلیحاتی کاملاً خودمختار استفاده نشود.
در ابتدای سال ۲۰۲۶، پنتاگون راهبرد خود در حوزهٔ هوش مصنوعی را ارائه کرد که در آن بر استفاده از مدلهای هوش مصنوعی آزاد از محدودیتهای تحمیلشده توسط سیاستهای بهرهبرداری که ممکن است مانع کاربرد در اهداف نظامی قانونی شوند تأکید شده بود. گمان میرود انتروپیک از لغو محدودیتها خودداری کرده و در اواخر اسفندماه، دونالد ترامپ دستور داد که آژانسهای فدرال ظرف شش ماه بهتدریج از فناوریهای این شرکت کنار بکشند. همزمان، پیت هگزت وزیر جنگ آمریکا این شرکت را تهدیدی برای امنیت ملی در زنجیرهٔ تأمین اعلام کرد. نکتهٔ جالب اینکه با وجود این دستورات، بر اساس برخی گزارشها، آژانس امنیت ملی همچنان از کلود میتوس برای اسکن شبکهها و سیستمهای خود استفاده میکرد و حتی بعداً انتروپیک کارشناسانی را برای ارائهٔ پشتیبانی فنی اعزام کرد.
بنابراین، خبر «هک شدن» سیستمهای آژانس امنیت ملی کاملاً با واقعیت مطابقت ندارد. بهنظر میرسد آنها در محیطی کنترلشده برای آزمایش مقاومت، مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. بهنظر میرسد با این کار دو هدف دنبال میشده، از یک سو، نقاط ضعف شناسایی و از سوی دیگر، کلود میتوس به عنوان ابزاری رزمی ارزیابی شده است.
با توجه به کارآمدی این شبکهٔ عصبی در شناسایی آسیبپذیریها و پتانسیل آن برای اجرای حملات سایبری خودمختار، میتوان حدس زد که دلیل واقعی اعمال محدودیتها، تمایل دولت ترامپ برای «انعقاد معاملهای» با انتروپیک بهویژه محدود کردن دسترسی به مدل برای شرکتهای خارجی (حتی اگر از کشورهای متحد آمریکا باشند) و همچنین رفع محدودیتهای استفادهٔ نظامی «در اهداف قانونی» بوده است. نشانهٔ دیگر اینکه این رویدادها بخشی از یک «بازی مبتنی بر قدرت» هستند، این است که ممنوعیتهای جدید در شبکههای اجتماعی اعلام شد و مشخص نیست که آیا واقعا ابلاغ شدند یا خیر، لغو احتمالی این قوانین نشاندهنده این نکته خواهد بود که طرفین به نوعی تفاهم رسیدهاند. واضح است که آمریکا به داشتن ابزارهایی مانند کلود میتوس در زرادخانهٔ فرماندهی سایبری و آژانس امنیت ملی علاقهمند است، بهویژه در شرایطی که شرکتهای چینی ابتکارات مشابهی از خود نشان میدهند. در عین حال، انتروپیک همچنان با تلاشها برای استفادهٔ غیرمجاز از مدلهای خود مبارزه میکند.
راهحلهای چینی در حوزهٔ هوش مصنوعی نیز از پتانسیل قابلتوجهی برخوردارند و از نمونههای جهانی کمتر نیستند. دیپسیک که در سال ۲۰۲۵ معرفی شد، با بودجهای به مراتب کمتر، وظایفی را در سطح مدل پیشروی چتجیپیتی انجام داد که باعث سقوط سهام شرکتهای آمریکایی هوش مصنوعی شد. مدل چینی «جیالام-۵.۲» نیز از بسیاری جهات از جمله در زمینهٔ وظایف امنیت سایبری به راهحلهای انتروپیک نزدیک میشود. اخیراً رسانهها گزارش دادهاند که شرکت چینی ۳۶۰ سکیوریتی تکنولوژی، نمونهٔ مشابه کلود میتوس را توسعه داده است. در این میان، مدل آمریکایی به عنوان «ابزار سایبری راهبردی» نامیده شده است، یعنی به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ملی تلقی میشود.
توسعهٔ قابلیتهای عملیات سایبری دفاعی و تهاجمی از دههٔ ۲۰۰۰ در آمریکا انجام میشود. علاوه بر ایجاد فرماندهی سایبری در سال ۲۰۱۰ و تصویب اسناد برنامهریزی راهبردی مربوطه، بهاصطلاح «فرایند ارزیابی آسیبپذیریها» (ویایپی) نیز اهمیت ویژهای دارد. این فرایند در سال ۲۰۰۸ با بخشنامهٔ امنیت ملی شماره ۵۴ راهاندازی شد تا آسیبپذیریهای جدید و ناشناخته در فناوری اطلاعات و ارتباطات بررسی شود. در سال ۲۰۱۷، بخشی از اطلاعات دربارهٔ ویایپی فاش شد که بر اساس آن میتوان گفت این فرایند، سازوکاری دولتی برای جستوجو، ثبت و انتخاب آسیبپذیریهایی است که ممکن است در اهداف نظامی نیز به کار روند. متحدان نزدیک آمریکا بهویژه انگلیس، استرالیا و کانادا نیز دارای سازوکارهای مشابهی هستند.
ویایپی بر تمام مؤلفههای مورد استفاده در نهادهای فدرال آمریکا اعمال میشود و بر این اساس، پیمانکاران نیز شرکتهای آمریکایی هستند. از این رو، کارآمدی استفاده از پایگاه دادهٔ آسیبپذیریها در محصولات شرکتهای فناوری اطلاعات آمریکا، به ناچار با افزایش حاکمیت فناورانهٔ سایر کشورها، ترویج راهحلهای ملی و اعمال محدودیتها بر محصولات خارجی کاهش مییابد.
در این زمینه، بر اساس گزارشهای رسانهای، پنتاگون حداقل از بهمن ماه به طور فعال به دنبال راهحلهای هوش مصنوعی برای شناسایی آسیبپذیریها در زیرساختهای حیاتی چین بوده است.
کلود میتوس دقیقاً ابزاری است که امکان خودکارسازی و مقیاسپذیری قابلتوجه جستجوی آسیبپذیریها در شبکهها و سیستمهای دشمن احتمالی و خودکارسازی عملیات سایبری تهاجمی را فراهم میکند. رویکردهای مفهومی برای چنین اقداماتی قبلاً تدوین و در راهبردهای آمریکا تثبیت شده است و انتصابات و اظهارات اخیر نشان میدهد که این مسیر ادامه خواهد یافت.
در حال حاضر، مبانی سیاست آمریکا در زمینهٔ عملیات دفاعی و تهاجمی در «راهبرد سایبری برای آمریکا» که در ۱۵ اسفند منتشر شد، تثبیت شده است. این راهبرد، مسیر تشدید سایبری را که در اولین دورهٔ ریاستجمهوری ترامپ با اسناد سال ۲۰۱۸ (راهبرد ملی سایبر و راهبرد سایبری وزارت دفاع) پایهگذاری شد، ادامه میدهد. در آن اسناد، دو مفهوم جدید برای آن زمان ارائه شد: «دفاع پیشرو» و «درگیری مستمر». این مفاهیم، اقدامات تهاجمی را در شبکههای دشمن حتی در زمان صلح، بدون توجه به خطرات تشدید و محو کامل مرزهای میان حمله و دفاع، پیشبینی میکنند.
در راهبرد جدید، هدف، شکست دادن دشمنان در فضای سایبری پیش از نفوذ به شبکهها و سیستمهای آمریکایی تعیین شده و به صراحت بیان شده که برای مقابله با تهدیدات، تمام طیف عملیات سایبری دفاعی و تهاجمی به کار گرفته خواهد شد. در این راستا، مشارکت فعال بخش خصوصی، از جمله شرکتهای توسعهدهندهٔ ابزارهای امنیت سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، برای اختلال در عملکرد شبکههای دشمن و گسترش تواناییهای آمریکا پیشبینی شده است.
میتوان با بررسی موضع «کاترین ئی. ساتن»، ایدئولوگ اصلی توسعهٔ قابلیتهای تهاجمی هوش مصنوعی، که در سال ۲۰۲۵ به عنوان دستیار وزیر دفاع در امور سیاست سایبری و مشاور ارشد امنیت سایبری منصوب شد، تصوری از راهبرد سایبری جدید پنتاگون که انتظار میرود در سال ۲۰۲۶ منتشر شود، به دست آورد. او در جلسات کمیتهٔ نیروهای مسلح کنگره، بر لزوم اتخاذ اقدامات فوری برای تسریع توسعه و پیادهسازی فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی تأکید کرد که برتری آمریکا در فضای سایبری را تضمین خواهد کرد. در سال ۲۰۲۶، او در پاسخ به پرسشهایی دربارهٔ راهبرد سایبری آینده، بر فناوریهای هوش مصنوعی تأکید ویژه کرد و توضیح داد که به عنوان مشاور ارشد امنیت سایبری، اختیارات کامل برای سازماندهی پیادهسازی هوش مصنوعی در کار فرماندهی سایبری و هماهنگی مسائل گستردهتر امنیت سایبری در وزارت دفاع را دارد.
همهٔ موارد فوق نشان میدهد که آمریکا مسیر توسعهٔ سیاست دفاع تهاجمی را ادامه خواهد داد و در راهبرد بعدی باید نه تنها تأیید دستورالعملهای قبلی، بلکه رسمیتبخشی بیشتر به این نکته را انتظار داشت که چنین دفاعی، هرچند از حمله قابلتشخیص نیست، فعالیتی قانونی است و بنابراین محدودیتهای احتمالی توسعهدهندگان راهحلهای هوش مصنوعی بر آن قابل اعمال نیست.
فناوریهای هوش مصنوعی مانند کلود میتوس که در اصل برای تأمین امنیت سایبری طراحی شدهاند، به طور فزایندهای توسط آمریکا سلاحیسازی میشوند؛ یعنی در مواجهه با اهداف حساس به عنوان سلاح یا ابزاری برای افزایش قدرت نظامی به کار گرفته میشوند. خودکارسازی دفاع سایبری و محو شدن مرزهای میان دفاع و حمله میتواند به پیامدهای غیرقابلپیشبینی منجر شود، زیرا عوامل هوش مصنوعی هنوز خودآگاهی و هدفگذاری ندارند و نمیتوانند اثرات آبشاری بالقوهٔ یک حمله را ارزیابی کنند و این مسیر را به سمت تشدید کنترلنشده میگشاید. در عین حال، مسابقهٔ تسلیحات سایبری در خارج از چارچوب حقوقی توسعه مییابد. کشورها و سازمانهای بینالمللی تاکنون به توافقهای حقوقی بینالمللی قابلتوجهی دست نیافتهاند که بتواند از درگیریها در محیط فناوری اطلاعات و ارتباطات جلوگیری و به کاهش تنشها کمک کند.
با در نظر گرفتن این عوامل، امیدوارکنندهترین مسیر برای مقابله با چالشهای جدید، ادامهٔ کار برای تأمین حاکمیت فناورانه و بهویژه حاکمیت دیجیتال و همچنین ایجاد و بهبود عوامل هوش مصنوعی بومی برای شناسایی و رفع آسیبپذیریها به صورت پیشگیرانه به نظر میرسد.
انتهای پیام/ 999
