راوی دفاع مقدس: «فروغ جاویدان» آخرین برگ برنده صدام بود/ مردم منطقه مهمترین سد راه منافقین بودند
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس؛ پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، رژیم بعث عراق که با کمک نظامی-مالیِ بلوک غرب، شرق و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نسبت به ابتدای جنگ توانمندتر به نظر میرسید؛ با این تصور که جمهوری اسلامی ایران از سر استیصال و ضعف نظامی-اقتصادی به پذیرش قطعنامه تن داده است به کشور حمله کرد، اما با پاسخ سخت نیروهای مسلح مجبور به عقبنشینی شد.

ناکامی حزب بعث در دستیابی به اهداف نظامی، موجب شد تا صدام به ساکنین پادگان اشرف متوسل شود؛ طرح خام، نارس و تکمیل نشده عملیات «فروغ جاویدان» که به واسطه پذیرش قطعنامه توسط ایران، بلا استفاده به نظر میرسید، به صورت ناقص و شتابزده در دستور کار منافقین قرار گرفت که با رشادت و نیروهای مردمی، ارتش و سپاه در نطفه خفه شد؛ در همین رابطه با «احمد خنجری قمی» فرمانده گردان حضرت ابوالفضل از لشکر ۱۷ علیبنابیطالب در دوران دفاع مقدس اول و راوی دفاع مقدس به گفتوگو نشستیم. وی پس از دوران دفاع مقدس اول با وجود جانبازی ۷۰ درصد ادامه تحصیل داد و پزشک عمومی شد، در ادامه متن این مصاحبه از نظر میگذرد.
یازده بار مجروح شدم و سه بار تا مرز شهادت رفتم
خنجری قمی ضمن اشاره به سابقه حضور خود در جبهههای حق علیه باطل گفت: از رزمندگان گردان حضرت ابوالفضل لشکر ۱۷ علیبنابیطالب هستم؛ اسم گردانم را نیز خودم انتخاب کردم. در عملیات کربلای ۵ مجروح شدم و دستم قطع شد و این نشانی بود که حضرت ابوالفضل به من داد. یازده بار مجروح شدم و سه بار تا مرز شهادت رفتم.
وی افزود: از ابتدا حضورن در سپاه سال ۱۳۵۹، در پاکسازی شهر سنندج از دست منافقین و دموکراتها حضور داشتم و حضورم در دفاع مقدس اول از اسفند سال ۱۳۵۹ تا پایان جنگ ادامه داشت. ابتدا در گروههای عملیاتی و سپس گردانهای عملیاتی را تشکیل دادیم و در قالب لشکر ۱۷ حضرت علی ابن ابیطالب علیهالسلام در دفاع مقدس اول حضور داشتم.
هفت قطعنامه تا قبل از کربلای ۵ به نفع عراق صادر شد
خنجری قمی در تشریح مقدمات عملیات مرصاد عنوان کرد: در دفاع مقدس اول، هفت قطعنامه تا قبل از عملیات کربلای ۵ از سوی سازمان ملل صادر شد که کاملاً به نفع رژیم بعثی عراق بود. متعاقب عملیاتهای برونمرزی مانند خیبر، والفجر ۸ و آزادسازی مهران و کربلای ۵ قطعنامه صادر شد؛ وقتی کربلای ۵ در سال ششم جنگ انجام شد عمق مواضع دشمن در این منطقه ۹ کیلومتر و عرض آن ۱۳ کیلومتر بود، دشمن هفت سال تا عمق ۹ کیلومتر بر موانع خود در این منطقه افزوده بود. اما به فضل خدا، رزمندگان سلحشور سپاه پاسداران با حمایت آتش هوانیروز، نیروی هوایی و توپخانه پیشروی کردند و بر دشمن غلبه یافتند. این موضوع موجب ترس، و صدور قطعنامه شد.
وی افزود: اگر بصره سقوط میکرد، رژیم بعثی و تمام حامیانش سقوط میکردند و اعتبارشان دچار خدشه میشد. در این مقطع شورای امنیت سازمان ملل با تزویر تشکیل جلسه داد و برای تأمین خواستههای جمهوری اسلامی وارد عمل شد. شورای امنیت در ۲۶ تیر سال ۱۳۶۶ قطعنامه ۵۹۸ را تصویب کرد که «لازمالاجرا» بود و اگر کشوری از آن تبعیت نمیکرد با هجوم بینالمللی مواجه میشد؛ ایران یک سال این قطعنامه را نادیده گرفت و نپذیرفت، چون خواستهها به طور کامل تأمین نشده بود و پذیرش آن تا حدودی به ضرر ما تمام میشد. سرانجام در ۲۸ تیر سال ۱۳۶۷، ایران رسماً قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و به دبیرکل سازمان ملل و شورای امنیت اعلام کرد و درصدد فراهم کردن سازوکار آتشبس برآمد.
توهم رژیم بعث پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران
این پیشکسوت دفاع مقدس با اشاره به اشتباه محاسباتی دشمن اظهار داشت: وقتی ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، رژیم بعث چند روز در سکوت محض به سر برد و هیچ اظهار نظری نکرد. پس از پذیرش قطعنامه، رژیم بعثی عراق دچار توهم شد. تصور کرد که ایران از سر استیصال و ضعف قطعنامه را پذیرفته است و اگر تا به حال در رسیدن به خواستههایش ناکام بوده است، حالا با تهاجم دوباره میتواند خواستههایش را تأمین کند؛ سه روز بعد، در ۳۱ تیر ۱۳۶۷، در ۲ محور منطقه جنوب یعنی شلمچه و کوشک و از محور غرب و شمال غربی به ایران حمله کرد؛ اگر ابتدای جنگ توان ارتش بعث ۱۲ لشکر و سه هزار تانک آغاز بود، در پایان جنگ، دشمن ۵۷ لشکر داشت و ما به ازای آن حجم بسیار بالایی از تجهیزات و تسلیحات داشت و تا بن دندان مسلح شده بود.
دشمن، کمتر از ۲۴ ساعت در محور جنوب به مرزهای بینالمللی برگشت
وی افزود: رژیم بعث در محور جنوب از شلمچه به سمت خرمشهر و آبادان و از کوشک به جاده اهواز-خرمشهر پیشروی کرد و قصد داشت اهواز را تصرف کند و در جبهههای میانی تا مهران، سومار، قصر شیرین و خسروی و تا کرمانشاه جلو آمد. در محور شمالغرب به دلیل ارتفاعات، موفقیتی نداشت؛ در محور جنوب نیز نیروهای داوطلب مردمی به ویژه بسیج خوزستان و سایر نقاط کشور جلوی پیشروی دشمن را گرفتند و دشمن را به عقبنشینی وادار کردند. کمتر از ۲۴ ساعت، نیروهای دشمن در محور جنوب به مرزهای بینالمللی برگشتند. در جبهه میانی، محور خسروی تا اسلامآباد، دشمن تا حدودی عقبنشینی کرد، اما در محورهای سرپلذهاب و قصر شیرین هنوز حضور داشت.
طرح عملیات از قبل تنظیم شده بود ولی پخته نبود
خنجری قمی ادامه داد: در این مقطع، منافقین که در دامن رژیم بعثی عراق پناه گرفته بودند، به این نتیجه رسیدند که اگر قطعنامه ۵۹۸ به صلح بین ایران و عراق منجر شود، حضور آنها در عراق بدون توجیه و وجودشان بلااستفاده خواهد شد؛ بنابراین تصمیم گرفتند خود را نشان دهند. منافقین که از قبل برنامه حمله گسترده به ایران را داشتند. پذیرش ناگهانی ایران در آن بازه زمانی منافقین را غافلگیر کرد. آنها قصد داشتند حمله گستردهای انجام دهند، اما با پذیرش ناگهانی قطعنامه این طرح نارس و خام ماند ولی بصورت تعجیلی درصدد اجرا برآمدند، مسیر عبورشان در آن مواضع پیش از این با حمله رژیم عراق در ۳۱ تیر هموار شده بود.
منافقین در ۴ ساعت از مرز خسروی به اسلامآباد رسیدند
وی در تشریح عملیات فروغ جاویدان گفت: منافقین در سوم مرداد سال ۱۳۶۷ بعد از مراسم صبحگاه، عملیات خود را با نام «فروغ جاویدان» از پایگاه اشرف به سمت مرز خسروی آغاز کردند. سرکرده منافقین گفته بود که «ما میرویم یک لگد به کمر جمهوری اسلامی بزنیم»؛ طبق جدول زمانبندی ساعت ۴ بعد از ظهر به مرز خسروی رسیدند. آنها قصد داشتند در ۳۳ ساعت از محور خسروی به قصر شیرین، سرپلذهاب، کرمانشاه، همدان، قزوین و تهران برسند و زندان اوین را آزاد کنند. حتی برنامه بخشش عمومی برای نیروهای انقلابی هم داشتند، تا تسلیم شوند.
خنجری با اشاره به سرعت پیشروی منافقین توضیح داد: آنها ساعت ۴ بعد از ظهر به مرز خسروی، ساعت ۵ به قصر شیرین، ساعت ۶ به سرپلذهاب و حدود ۸:۳۰ شب به اسلامآباد رسیدند. این پیشروی سریع به یمن حمایت همهجانبه رژیم بعثی عراق بود. رژیم عراق معبر را باز کرده بود و با توپخانه، بالگرد و جنگندههایش از آنها پشتیبانی میکرد.
نیروهای عقبه مقر لشکرها و مردم به مصاف منافقین رفتند
وی در رابطه با اولین مواجه اظهار داشت: اولین مواجهه، مقابله مردم با منافقین بود. منافقین در دل مردم هراس انداختند و عدهای از مردم با هر وسیلهای که داشتند به سمت کرمانشاه حرکت کردند و جلوی ستون منافقین افتادند. جاده اسلامآباد به کرمانشاه که محور اصلی حرکت منافقین بود با ترافیک سنگین مردمی مواجه شد. مردمی که خود منافقین باعث فرارشان شده بودند، جلوی ستون آنها افتادند و باعث کندی پیشروی دشمن شدند.
عدهای از مردم منطقه نیز با سلاحهای مختلف حتی با دست خالی با منافقین مقابله کردند. نیروهای نظامی حاضر در منطقه هم اغلب نیروهای عقبه و پشتیبانی مستقر در مقر لشکرها در منطقه بودند و از جمله آشپزها و نگهبانان پادگانها، چون اغلب لشکرها برای مقابله با تهاجم سراسری به سایر مناطق اعزام شده بودند، اغلی این نیروها در عقبه لشکرها حضور داشتند. اما همینها نیز باعث اختلال در حرکت دشمن شده و با آنها مقابله کردند.
صیاد دستور آتش داد ولی خلبانان امتناع کردند / خلبانان در تشخیص اولیه دچار اشتباه شدند
خنجری قمی با نقل خاطرهای از شهید صیاد شیرازی بیان داشت: صیاد شیرازی به فرمان امام وارد عرصه نبرد شد و با دو فروند هلیکوپتر آمد تا وضعیت دشمن را ارزیابی کند. وقتی هلیکوپترها با ستون دشمن مواجه شدند صیاد دستور آتش داد؛ اما خلبانان هلیکوپترها به صیاد شیرازی گفتند که اینها ایرانی و نیروهای خودی هستند. علت ابن بود که لباس منافقین دقیقا شبیه لباس بسیجیها بود و مواجهه با چنین شرایطی یک موضوع تازه برای خلبانها بود؛ لذا میگفتند خودی هستند و اگر بزنیم، ما را محاکمه میکنند. صیاد فرود آمد و به خلبانان گفت: «آقا جان! بروید و بزنید»، اما آنها زیر بار نمیرفتند و میگفتند اینها نیروهای خودی هستند، مجادله ادامه داشت تا اینکه دشمن به سمت هلیکوپترها آتش گشود. آن وقت ماهیتشان آشکار شد و نیروهای خودی نیز به مقابله پرداختند.
وی افزود: پس از آن به فرماندهی سپاه پاسداران، دستور صادر شد که از سه محور علیه منافقین وارد عمل شوند. محور اصلی: کرمانشاه به سمت اسلامآباد غرب؛ محور جنوبی: پلدختر به اسلامآباد و محور ایلام: از ایلام به اسلامآباد؛ ماموریت همه نیروها محاصره دشمن، اضمحلال، اسارت و پاکسازی منطقه از لوث وجود منافقین بود.
سپاه با ۶۰ گردان حاضر شد / جنازه منافقین دوطرف جاده تلنبار شده بود
فرمانده گردان حضرت ابوالفضل لشکر علی ابن ابیطالب در دوران دفاع مقدس اول عنوان کرد: عملیات مرصاد با رمز مقدس «یا علیبنابیطالب (علیهالسلام)» در فاصله ۵ تا ۱۰ مرداد ۱۳۶۷، با حضور ۶۰ گردان از سپاه پاسداران و سایر یگانهای نظامی برای مقابله با منافقین و پاکسازی منطقه از نیروهای دشمن که بین تنگه چهارزبر و پاتاق محاصره شدند، انجام شد. لشکر ۱۷ علیابنابیطالب از محور پلدختر به اسلامآباد آمد. از سمت گردنه حسنآباد که نگاه میکردیم، تمام دشت مملو از ماشینهای منهدم شده و جنازههایی بود که دو طرف جاده ریخته بود. بسیاری از جنازهها متعلق به دختران فریبخوردهای بود که لباس نظامی پوشیده بودند و فکر میکردند به سادگی میتوانند ایران را تصرف کنند.
منافقین با ۲۵ گردان آمدند
وی ادامه داد: منافقین با ۲۵ گردان و سلاحهای زرهی شامل نفربرهای «دجله»، جیپهای زرهی و انواع ادوات، عازم تصرف ایران بودند. اما تمام این تجهیزات یا منهدم شد یا به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. آمار نهایی منتشر شده از عملیات مرصاد بدین شرح است: یک هزار و ۵۲۳ نفر کشته از منافقین، دو هزار و ۵۰۰ زخمی، ۳۵ اسیر، انهدام ۵۲۰ دستگاه تانک و نفربر، منهدم شدن ۱۷ قبضه خمپاره، ۳۰ قبضه توپ ۱۰۶ میلیمتری.
عربستان و کویت برای تامین مالی حزب بعث، به نیابت از عراق نفت میفروختند
خنجری قمی در انتها با اشاره به اینکه عراق از همه لحاظ تامین میشد، توضیح داد: قبل از جمعبندی، لازم میدانم به ابعاد بینالمللی جنگ نیز اشاره کنم. در تیرماه ۱۳۵۹، برژینسکی مشاور امنیتی رئیس جمهور آمریکا مجوز جنگ علیه ایران را صادر کرد. در ۱۲ مرداد ۱۳۵۹، عربستان کنفرانس طائف را تشکیل داد و صدام را دعوت کرد و تمام کشورهای عربی را برای حمایت از عراق در جنگ علیه ایران فراخواند. عربستان و کویت به نیابت از عراق نفت صادر میکردند و کمکهای بلاعوض به رژیم بعثی میدادند. مصر نیز نیروی کار مورد نیاز عراق را تأمین کرد و نیروهای مصری در خدمت ارتش عراق قرار گرفتند.
انتهای پیام/ 119
