تثبیت جایگاه بغداد در منطقه بدون میانجیگری میان تهران و واشنگتن
گروه بینالملل دفاعپرس - الناز رحمتنژاد؛ روابط ایران و عراق را نمیتوان بدون بازگشت به سال ۱۹۷۹ فهم کرد؛ سالی که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، کل موازنه سیاسی و امنیتی منطقه دستخوش تغییر شد. از همان مقطع، مناسبات بغداد و تهران وارد مرحلهای پرتنش، بیثبات و خصمانه شد؛ روندی که در نهایت به جنگ هشتساله ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ انجامید. آن جنگ نه فقط دو کشور، بلکه ساختار امنیتی کل منطقه را برای سالها تحت تأثیر قرار داد. حتی پس از پایان جنگ نیز بیاعتمادی عمیق، اختلافات مرزی، نگرانیهای امنیتی و رقابت ژئوپلیتیک، اجازه شکلگیری یک رابطه عادی و پایدار را نداد.

از تقابل تا همگرایی پس از ۲۰۰۳
تا پیش از ۲۰۰۳، روابط رسمی تهران و بغداد محدود، کنترلشده و سرد باقی ماند و اساساً چیزی به نام رفتوآمد عادی و منظم مقامهای عالیرتبه عراقی به تهران، آنگونه که امروز دیده میشود، موضوعیت نداشت. اما سقوط رژیم صدام در ۲۰۰۳، آغاز فصل تازهای در روابط دو کشور بود؛ فصلی که در آن، ایران و عراق بهتدریج از دو همسایه با گذشتهای خونین، به دو بازیگر با پیوندهای گسترده سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل شدند.
در این دوره، روابط تهران و بغداد نه فقط بهبود یافت، بلکه عمق پیدا کرد؛ بهگونهای که سفر نخستوزیران عراق به تهران به بخشی از روند طبیعی و راهبردی مناسبات دو کشور بدل شد. نوری المالکی در دوران نخستوزیری خود به تهران آمد و با مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی دیدار کرد؛ از جمله دیدار مهم او با رهبر معظم انقلاب اسلامی که از سطح و اهمیت ویژه این روابط حکایت داشت. پس از او، حیدر العبادی نیز به تهران سفر کرد و با مقامهای ایرانی درباره مسائل دوجانبه و تحولات منطقهای به گفتوگو نشست. محمد شیاع السودانی نیز در ادامه همین مسیر، در قالب سفر رسمی به تهران آمد و در دیدار با مسئولان ایرانی، هم درباره روابط دوجانبه و هم درباره پروندههای مهم منطقهای گفتوگو کرد.
نقش حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس
در این میان، نمیتوان از نقش شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در تقویت پیوندهای ایران و عراق چشم پوشید. این دو چهره، بهویژه در سالهای نبرد با تروریسم و مقابله با داعش، نقشی تعیینکننده در نزدیکتر شدن دو کشور، تحکیم همکاریهای امنیتی و شکلگیری درک مشترک از تهدیدهای منطقهای داشتند. بخش مهمی از عمق راهبردی روابط امروز تهران و بغداد، محصول همان دورهای است که همکاری میدانی، امنیتی و سیاسی دو طرف به سطحی کمسابقه رسید.
سفر الزیدی به تهران در سایه واشنگتن
سفر علی الزیدی به تهران فقط یک برنامه دیپلماتیک معمولی نبود، اما به همان اندازه نیز نباید آن را بهسادگی در قالب میانجیگری میان ایران و آمریکا تفسیر کرد. الزیدی اندکی پیش از سفر به تهران، در واشنگتن با دونالد ترامپ و شماری از مقامهای ارشد آمریکایی دیدار کرده و مجموعهای از توافقها و تفاهمنامهها را در حوزههای انرژی، امنیت، فناوری و سرمایهگذاری امضا کرده بود. همین همزمانی، بهویژه در فضای رسانهای ایران، واکنشهایی را برانگیخت و این احتمال را تقویت کرد که بغداد شاید در پی ایفای نقشی میانجیگرانه باشد.
در همین چارچوب، اظهارات علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بینالملل، که زمانبندی سفر واشنگتن را «بیموقع و تأسفبار» توصیف کرد، به این گمانهزنیها دامن زد. با این حال، فاصله میان «طرح احتمال انتقال پیام» و «پذیرش نقش میانجیگری مؤثر» فاصلهای جدی و معنادار است.
چرا بغداد میانجی مناسبی نیست؟
واقعیت آن است که احتمال میانجیگری بغداد میان تهران و واشنگتن، دستکم در شرایط فعلی، چندان بالا نیست. عراق برخلاف کشورهایی چون عمان یا قطر، از موقعیت یک میانجی کلاسیک و بیطرف برخوردار نیست. بغداد از یک سو با ایران روابط راهبردی، پیوندهای اقتصادی، همپوشانیهای امنیتی و اشتراکات ژئوپلیتیک دارد و از سوی دیگر، همچنان در چارچوب همکاریهای گسترده با آمریکا حرکت میکند و میزبان حضور و نفوذ آمریکاییها نیز هست. چنین وضعیتی، عراق را بیشتر به یک بازیگر در متن معادله تبدیل میکند تا داوری بیرون از آن.
به بیان دقیقتر، بغداد اگر هم نقشی ایفا کند، نقش «تسهیلکننده ارتباطات» است، نه یک میانجی تعیینکننده. آنچه از سفر الزیدی به تهران فهمیده میشود، بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ توازن، کاهش فشارها و جلوگیری از تبدیل شدن عراق به صحنه رویارویی مستقیم دیگران است.
تثبیت جایگاه عراق در معادلات منطقه
در حقیقت، هدف اصلی سفر الزیدی به تهران را باید در سطحی بالاتر جستوجو کرد: تثبیت جایگاه عراق در یک مقطع حساس از تحولات منطقه. غرب آسیا در حال عبور از مرحلهای است که در آن موازنه قوا، مسیر ائتلافها و شکل روابط امنیتی در حال بازتعریف است. در چنین فضایی، عراق نمیخواهد فقط محل عبور بحرانها باشد؛ بلکه میکوشد خود را بهعنوان بازیگری متوازن، مسئول و اثرگذار در معادلات امنیتی منطقه معرفی کند.
سیاست بغداد در سالهای اخیر بر پایه «موازنه مثبت» استوار بوده است؛ یعنی حفظ رابطه با همه طرفهای مؤثر، بدون افتادن کامل در اردوگاه این یا آن محور. سفر الزیدی به تهران نیز در همین چارچوب قابل فهم است. او به تهران نرفت تا نقش میانجی میان ایران و آمریکا را بر عهده بگیرد؛ بلکه رفت تا به همه طرفها یادآوری کند که عراق قصد دارد در نظم در حال تغییر منطقه، جایگاه خود را حفظ و تثبیت کند.
بغداد در پی نقشآفرینی، نه پیامرسانی
از این رو، اگرچه برخی تحلیلها تلاش کردهاند این سفر را در قاب انتقال پیام میان تهران و واشنگتن بخوانند، اما تعبیر دقیقتر آن است که بغداد در پی تثبیت موقعیت خود در معادلهای بزرگتر است؛ معادلهای که در آن، عراق میخواهد نه حاشیهنشین، بلکه صاحب جایگاه باشد. سفر الزیدی به تهران، بیش از آنکه نشانه ورود عراق به پرونده میانجیگری باشد، علامت تلاش این کشور برای تثبیت وزن سیاسی و امنیتی خود در منطقهای است که هر روز بیش از گذشته در حال تغییر است.
انتهای پیام/ 999
