تغییر معادله بازدارندگی و راهبرد جدید ایران

تقابل ایران و آمریکا از سطح پاسخ‌های محدود و بازدارنده عبور کرده و وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که تهران در آن به‌جای مدیریت تنش، به سمت تشدید سریع درگیری‌ها، هدف‌گیری زیرساخت‌ها و لجستیک نظامی آمریکا و انتقال میدان رقابت به خلیج فارس حرکت می‌کند.
کد خبر: ۸۵۱۰۳۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۵ - 28July 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس - شایان میرزایی؛ درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا را دیگر نمی‌توان صرفاً ادامه الگوی گذشته دانست. حتی در ارزیابی مراکز مطالعاتی آمریکایی نیز این نکته مورد تأکید قرار گرفته که رفتار عملیاتی ایران نسبت به سال‌های گذشته دچار یک تغییر بنیادین شده است. اگر پیش از این، پاسخ‌های ایران بیشتر با هدف حفظ توازن بازدارندگی و جلوگیری از گسترش جنگ طراحی می‌شد، اکنون نشانه‌های یک راهبرد فعال‌تر و تهاجمی‌تر دیده می‌شود؛ راهبردی که تلاش می‌کند ابتکار عمل را در میدان نبرد در اختیار بگیرد.

54

نخستین ویژگی این تغییر، عبور از پاسخ‌های محدود و حرکت به سمت «تشدید سریع» است. در الگوی جدید، فاصله زمانی میان اقدام آمریکا و پاسخ ایران کاهش یافته و دامنه عملیات نیز گسترده‌تر شده است. این مسئله نشان می‌دهد که تهران دیگر صرفاً به دنبال ارسال پیام بازدارنده نیست، بلکه می‌کوشد با افزایش هزینه‌های عملیاتی آمریکا، روند تصمیم‌گیری در واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد.

اما شاید مهم‌ترین تحول، تغییر ماهیت اهداف باشد. در دور جدید درگیری‌ها، تمرکز حملات بیش از گذشته بر زیرساخت‌های نظامی، مراکز پشتیبانی و شبکه لجستیکی آمریکا قرار گرفته است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در جنگ‌های مدرن، توان رزمی تنها به تعداد نیرو‌ها یا تجهیزات وابسته نیست؛ بلکه استمرار عملیات به شبکه گسترده‌ای از انبارها، مراکز سوخت‌رسانی، سامانه‌های ارتباطی، پایگاه‌های پشتیبانی و زنجیره تأمین وابسته است. هرگونه اختلال در این شبکه، سرعت و کیفیت عملیات نظامی را کاهش می‌دهد.

به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی معتقدند ایران در دور جدید، بیش از آنکه به دنبال وارد کردن خسارت محدود باشد، تلاش می‌کند توان عملیاتی آمریکا را فرسوده کند. هدف قرار دادن تجهیزات، زیرساخت‌ها و مراکز لجستیکی، هزینه ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش می‌دهد و این همان تغییری است که در الگوی عملیاتی ایران مشاهده می‌شود.

از سوی دیگر، دامنه جغرافیایی عملیات نیز تغییر کرده است. اگر در گذشته بسیاری از تنش‌ها در محدوده‌ای مشخص رخ می‌داد، اکنون میدان رقابت به بخش وسیع‌تری از منطقه کشیده شده است. این همان چیزی است که برخی مراکز مطالعاتی غربی از آن با عنوان «تشدید افقی و عمودی» یاد می‌کنند؛ یعنی هم تعداد جبهه‌ها افزایش یافته و هم شدت عملیات در هر جبهه بیشتر شده است. در این میان، خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری به مرکز ثقل این تقابل تبدیل شده است. اهمیت این منطقه تنها به حضور ناو‌های نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه بخش عمده تجارت انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند. به همین دلیل، هرگونه افزایش تنش در این آبراه، بلافاصله بازتاب خود را در بازار‌های جهانی نشان می‌دهد.

اکنون رقابت تنها بر سر حملات نظامی نیست؛ بلکه کنترل خطوط دریایی، امنیت کشتیرانی و حفظ یا برهم زدن جریان انرژی به یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حتی بدون توقف کامل صادرات نفت، صرف افزایش سطح تهدیدات امنیتی می‌تواند هزینه بیمه نفتکش‌ها، کرایه حمل‌ونقل دریایی و ریسک سرمایه‌گذاری در بازار انرژی را افزایش دهد. به بیان دیگر، اثرگذاری ایران دیگر صرفاً در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود؛ بلکه هر تحول امنیتی در خلیج فارس می‌تواند به سرعت قیمت نفت، بازار‌های مالی و زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. این همان نقطه‌ای است که اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس را دوباره به کانون توجه بازیگران بین‌المللی بازگردانده است.

در کنار این تحولات، نکته مهم دیگری نیز قابل مشاهده است؛ افزایش دقت عملیات‌ها. گزارش‌های منتشرشده از سوی نهاد‌های مطالعاتی غربی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از حملات اخیر ایران با هدف قرار دادن مراکز پشتیبانی، تجهیزات و ظرفیت‌های لجستیکی آمریکا طراحی شده است. این تغییر بیانگر آن است که تهران تلاش می‌کند به جای تمرکز بر اهداف صرفاً نمادین، مستقیماً بر توان استمرار عملیات نظامی آمریکا اثر بگذارد. این رویکرد، از منظر نظامی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در جنگ‌های فرسایشی، آسیب به زنجیره پشتیبانی گاه اثرگذارتر از هدف قرار دادن نیرو‌های رزمی است. کاهش دسترسی به تجهیزات، اختلال در انتقال مهمات، آسیب به مراکز نگهداری و سامانه‌های پشتیبانی می‌تواند هزینه عملیات را به شکل محسوسی افزایش دهد.

54

آنچه امروز در صحنه تقابل ایران و آمریکا مشاهده می‌شود،در مجموع، بیش از آنکه صرفاً افزایش حجم حملات باشد، بیانگر تغییر در منطق راهبردی ایران است. تهران اکنون تلاش می‌کند با افزایش سرعت پاسخ، گسترش دامنه عملیات، هدف‌گیری دقیق شبکه‌های لجستیکی آمریکا و بهره‌گیری از موقعیت راهبردی خلیج فارس، موازنه هزینه و فایده را به ضرر واشنگتن تغییر دهد.

در چنین شرایطی، آینده این تقابل بیش از هر زمان دیگری به توان دو طرف در مدیریت هزینه‌های نظامی و اقتصادی وابسته خواهد بود. آنچه مسلم است این است که با تغییر راهبرد ایران، معادلات امنیتی منطقه نیز وارد مرحله‌ای تازه شده؛ مرحله‌ای که در آن، خلیج فارس تنها یک آبراه حیاتی نیست، بلکه به مهم‌ترین صحنه رقابت راهبردی و سنجش قدرت میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار