سازمان اطلاعات ۹۰ میلیونی
گروه بینالملل دفاعپرس - سعید شهرابی فراهانی؛ در دهههای اخیر، مفهوم امنیت ملی دستخوش تحولات بنیادینی شده است. اگر در گذشته تهدیدهای نظامی مهمترین دغدغه دولتها به شمار میرفت، امروز بخش قابل توجهی از رقابت میان کشورها در عرصه اطلاعات، فضای سایبری، عملیات روانی و جنگ شناختی جریان دارد. توسعه فناوریهای ارتباطی، گسترش شبکههای اجتماعی و دسترسی آسان به اطلاعات، فرصتهای فراوانی برای ارتباطات جهانی ایجاد کرده است، اما در کنار این فرصتها، تهدیدهای امنیتی جدیدی نیز شکل گرفتهاند. به همین دلیل، موضوع نفوذ اطلاعاتی و فعالیت سرویسهای جاسوسی خارجی به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی بسیاری از کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، تبدیل شده است.

همزمان با افزایش تنشهای منطقهای و بینالمللی، حجم گستردهای از اخبار، تحلیلها، تصاویر و پیامهای منتشرشده در فضای مجازی، افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، یکی از موضوعاتی که همواره مورد توجه رسانهها و افکار عمومی قرار میگیرد، احتمال فعالیت شبکههای جاسوسی یا همکاری برخی افراد با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه است. با این حال، بررسی این موضوع باید همواره بر پایه شواهد معتبر، مستندات قابل اتکا و فرآیندهای قانونی انجام شود و از هرگونه قضاوت شتابزده یا تعمیم اتهامات به گروههای اجتماعی، مذهبی، قومی یا سیاسی پرهیز شود.
واقعیت آن است که سرویسهای اطلاعاتی جهان، از جمله موساد، سیا،امآی۶ و سایر نهادهای مشابه، برای تحقق اهداف راهبردی خود از مجموعهای گسترده از ابزارها و روشها استفاده میکنند. جمعآوری اطلاعات، جذب منابع انسانی، عملیات نفوذ، جاسوسی سایبری، عملیات روانی، جنگ روایتها، تأثیرگذاری بر افکار عمومی و بهرهگیری از فناوریهای نوین، تنها بخشی از ظرفیتهایی است که این سرویسها در اختیار دارند. این موضوع نیز محدود به یک کشور خاص نیست و تقریباً تمامی دولتهای جهان، متناسب با توان و ظرفیت خود، دارای ساختارهای اطلاعاتی و ضدجاسوسی برای مقابله با چنین تهدیدهایی هستند.
بااین وجود، تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که موفقیت عملیاتهای اطلاعاتی تنها به توانایی سرویسهای جاسوسی وابسته نیست، بلکه میزان هوشیاری شهروندان نیز نقش تعیینکنندهای در کاهش یا افزایش آسیبپذیری کشورها دارد. در بسیاری از موارد، دشمنان از طریق بیاحتیاطی، ناآگاهی یا غفلت افراد عادی به اطلاعات ارزشمند دست پیدا میکنند. انتشار تصاویر اماکن حساس، اعلام موقعیت جغرافیایی مراکز مهم، افشای اطلاعات مرتبط با مأموریتهای سازمانی، انتشار جزئیات فعالیتهای تخصصی در فضای مجازی، اعتماد به افراد ناشناس یا مشارکت در فعالیتهای مشکوک، همگی میتوانند ناخواسته زمینه سوءاستفاده را برای بازیگران خارجی فراهم کنند.
از همین رو، ارتقای سواد رسانهای و امنیتی شهروندان یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی در عصر جدید محسوب میشود. شهروند آگاه پیش از انتشار هر خبر، منبع آن را بررسی میکند، اخبار تأییدنشده را بازنشر نمیدهد، نسبت به محتوای تحریکآمیز واکنش احساسی نشان نمیدهد و تلاش میکند روایتهای مختلف را با نگاه انتقادی ارزیابی کند. چنین رفتاری نه تنها از گسترش شایعات جلوگیری میکند، بلکه هزینه اجرای عملیات روانی را نیز برای بازیگران خارجی افزایش میدهد.
در سالهای اخیر، اصطلاح «سازمان اطلاعاتی نود میلیون نفری» نیز در برخی تحلیلها و رسانهها مطرح شده است. این عبارت را باید یک مفهوم نمادین دانست که بر نقش مردم در حفظ امنیت ملی تأکید دارد، نه اینکه شهروندان جایگزین نهادهای تخصصی اطلاعاتی شوند. معنای این مفهوم آن است که هر شهروند میتواند با رعایت اصول امنیتی، حفظ محرمانگی اطلاعات، خودداری از انتشار دادههای حساس، هوشیاری در برابر تلاشهای فریبکارانه و همکاری قانونی با نهادهای مسئول، سهمی در تقویت امنیت کشور داشته باشد. چنین مشارکتی زمانی اثربخش خواهد بود که کاملاً در چارچوب قانون، احترام به حقوق شهروندی و مسئولیتپذیری اجتماعی انجام شود.
در مقابل، یکی از آسیبهای جدی در فضای رسانهای، تعمیم اتهامات به گروههای مختلف جامعه است. گاهی در شبکههای اجتماعی، برخی جریانها یا افراد، بدون ارائه مستندات معتبر، یک قوم، مذهب، گرایش سیاسی یا قشر اجتماعی را به همکاری با سرویسهای جاسوسی متهم میکنند. این رویکرد نه تنها با اصول حقوقی و اخلاقی مغایرت دارد، بلکه میتواند به انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی نیز آسیب وارد کند. اصل مسئولیت فردی ایجاب میکند که هر شخص تنها بر اساس عملکرد، رفتار و مدارک مربوط به خود مورد قضاوت قرار گیرد و هیچ فرد یا گروهی صرفاً به دلیل تعلق اجتماعی یا عقیدتی، در معرض اتهام قرار نگیرد.
از سوی دیگر، جنگ اطلاعاتی امروز صرفاً به سرقت اطلاعات یا جذب منابع انسانی محدود نمیشود. انتشار اخبار جعلی، تولید روایتهای هدفمند، دامن زدن به اختلافات اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی و ایجاد فضای ناامیدی، از مهمترین ابزارهای جنگ شناختی محسوب میشوند. هدف این اقدامات، تغییر ادراک جامعه و تأثیرگذاری بر تصمیمها و رفتارهای مردم است. به همین دلیل، مقابله با این تهدیدها نیازمند ارتقای قدرت تحلیل، تفکر انتقادی و مسئولیتپذیری عمومی است.
در نهایت، حفظ امنیت ملی مسئولیتی مشترک میان نهادهای تخصصی و شهروندان است. نهادهای اطلاعاتی و امنیتی وظیفه شناسایی، پیشگیری و مقابله با تهدیدها را بر عهده دارند و شهروندان نیز با رعایت قانون، افزایش آگاهی، حفظ محرمانگی اطلاعات، پرهیز از انتشار مطالب تأییدنشده و برخورد مسئولانه با فضای مجازی، میتوانند نقش مؤثری در افزایش تابآوری جامعه ایفا کنند. جامعهای که شهروندان آن از سواد رسانهای، آگاهی امنیتی، مسئولیتپذیری و قانونمداری برخوردار باشند، در برابر نفوذ اطلاعاتی، عملیات روانی، جنگ شناختی و سایر تهدیدهای نوین، مقاومتر، هوشمندتر و موفقتر عمل خواهد کرد و امنیت ملی آن بر پایه مشارکت آگاهانه، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی استوارتر خواهد شد.
انتهای پیام/ 999
