فتنهانگیزی کییف و تلآویو در آستانه جنگ جهانی سوم
گروه بینالملل دفاعپرس: جاهطلبیهای جهانی زلنسکی، مدتهاست بر همگان روشن شده و هرچه جنگ روسیه و اوکراین طولانیتر میشود، توهم عظمت در درون او نیز آشکارتر میشود. ایدهٔ ثابت او متقاعد کردن جهان از بابت دائمی و فراگیر بودن تهدید روسیه برای تمام جهان است تا درنهایت موفق به تشکیل یک جبهه واحد برعلیه روسیه شود. واضح است که زلنسکی صرفاً شعار همیشگی روسستیزان غربی را تکرار میکند، اما وقتی تحریکات نظامی و تلاش عملی برای گسترش نبرد در مقیاسی جهانی در دستور کار او قرار میگیرد، روشن میشود که این کمدین سابق فاقد هرگونه خط قرمز اخلاقی است.
حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر که منجر به شهادت یک ملوان ایرانی شد، با اظهارات زلنسکی مبنی بر آمادگی کرهشمالی برای اعزام ۳۰ هزار سرباز به خط مقدم جنگ روسیه و اوکراین همزمان شد. اگرچه نیروهای کرهٔ شمالی در نیمهٔ اول سال ۲۰۲۵ در نبردها شرکت داشتند، اما تعداد آنها صرفا کمی بیش از ده هزار نفر بود و مهمتر اینکه، این نیروها صرفا در آزادسازی منطقهٔ «کورسک» شرکت کردند و در عملیاتهای تهاجمی ارتش روسیه هیچ نقشی نداشتند. در مختصات فعلی نبرد میان روسیه و اوکراین، هیچ دلیلی برای دخالت نظامیان کرهشمالی وجود ندارد، اما زلنسکی در تلاش است تا با پررنگ کردن نقش کرهشمالی، ژاپن و کرهجنوبی را ترسانده و از آنان تسلیحات و کمک مالی دریافت کند. زلنسکی با خود فکر میکند حالا که کرهٔ جنوبی در حال تبدیل شدن به تأمینکنندهٔ کلیدی تسلیحات برای کشورهای اروپایی عضو در ناتو است، پس چرا مستقیماً به اوکراین کمک تسلیحاتی ارسال نکند؟
با این حال، به نظر میرسد این هیاهوها بر سئول و توکیو بیاثر بوده و آنها را مجاب نکرده که از ترس تهدید موهوم کرهشمالی وارد بازی خطرناک رژیم حاکم بر کییف شوند. حتی کارشناسان نظامی کرهٔ جنوبی اظهارات زلنسکی را تلاشی دیگر برای دریافت کمکهای نظامی و مالی بیشتر از اروپا و کرهٔ جنوبی ارزیابی و تأکید کردند که هیچ اطلاعات تأییدشدهای از منابع مستقل دربارهٔ حضور قریبالوقوع نظامیان پیونگیانگ در جنگ اوکراین و روسیه وجود ندارد و حتی اگر سربازان کرهٔ شمالی دوباره به روسیه اعزام شوند، صرفا نقشی مستشاری و به دور از خط مقدم نبرد خواهند داشت.
با وجود عدم تاثیر این شوی رسانهای بر ذهن مقامها و مردم سئول و توکیو، زلنسکی کماکان بر حضور نظامیان کرهشمالی در خط مقدم پافشاری کرده و چندین بار بر نبرد نظامیان کییف با سربازان پیونگیانگ تاکید کرده است. هدف اصلی زلنسکی از تکرار این ادعا، نشاندادن وزن ادعایی خود به آمریکا محسوب میشود. زلنسکی در آستانهٔ سفر به واشنگتن میخواست سطح جهانی خود را به واشنگتن نشان داده و با اعتماد به نفس خود را مسئول تامین امنیت شرق آسیا نیز نشان دهد. وی همچنین با حمله به کشتی ایرانی واقع در دریای خزر تلاشی مذبوحانه برای پیوند زدن جنگ خود با روسیه به جنگ منطقهای ایران نیز انجام داد.
تهران این اقدام را با اقدامات «آنارشیستهای اروپایی که در آستانهٔ جنگ جهانی اول دست به اقدامات نمایشی و فوقالعاده خطرناکی زدند که پیامدهای آن تمام اروپا را تحت تأثیر قرار داد» مقایسه و زلنسکی را به «گاوریلو پرینسیپ» تشبیه کرد که در سال ۱۹۱۴ «آرشیدوک فرانتس فردیناند» ولیعهد اتریش را در سارایوو به قتل رساند. با وجود تفاوتهای شخصیتی، انگیزه میان این دو شخصیت واقعاً مشابه یکدیگر است، در هر دو مورد، هدف اصلی کشاندن اروپا به جنگ بوده است. اروپای کنونی در جنگ با روسیه مشارکت غیر مستقیم داشته و از دخالت در جنگ منطقهای ایران، به هر نحو ممکن طفره میرود. آمریکا نیز تلاش میکند از جنگی که به شدت به ضررش است خارج شود، اما اسرائیل با تمام توان میکوشد ترامپ را به ازسرگیری و حتی گسترش عملیات نظامی تا حد حملهٔ زمینی ترغیب کند. اگر آمریکا و اروپا نسبت به تشدید تنشها مقاومت میکنند، پس باید کاری کرد که متوجه شوند ایران برای امنیت آنها خطری بزرگ است؛ زلنسکی دقیقا با همین نقشه به کشتی ایرانی در دریای خزر کرد تا ایران را تحریک و وادار به حمله موشکی به اروپا کند.
ایران با وجود عصبانیت فراوان از رفتار بزدلانه زلنسکی و درحالی که گزینه حمله به بنادر اوکراینی در دریای سیاه را نیز در دست بررسی داشت، به این اقدام دست نزد، زیرا نمیخواست که در زمین رژیم حاکم بر کییف بازی کرده و از خود یک خطر بزرگ برای امنیت ملی اروپا به اذهان متبادر کند. در همین زمینه سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه صریحا اعلام کرد که زلنسکی به دستور اسرائیل عمل میکند تا اروپا را به جنگ بکشاند. ایران برای خنثیسازی نقشه اوکراین وانمود کرد که اظهارات اوکراین را مبنی بر غیرعمدی بودن حمله پذیرفته است، هرچند کییف همچنان اصرار دارد که کشتی ایرانی محمولهٔ نظامی به روسیه حمل میکرده و بنابراین «هدف قانونی» به شمار میرفته است. حتی کایا کالاس نیز از ایران خواست ارسال محمولههای نظامی به روسیه را متوقف کند و بیانیهای بسیار مبهم دربارهٔ «حق اوکراین برای دفاع از خود» صادر کرد.
آتشبیاری زلنسکی اینبار نتیجه نداد، اما بازی او با آتش روزبهروز خطرناکتر میشود. تلاش مضاعف او برای پیوند دادن دو جنگ جریان گرفته در آسیا و اروپا، چیزی فراتر از جنون را به ذهن متبادر میکند. بنیامین نتانیاهو نیز دیگر دیوانه زنجیری جهان است که در تلاش است تا با استفاده از ضعف شخصیتی ترامپ، او را داخل در جنگی بیپایان برای منافع تلآویو کند. اگر این دو «بازیگر» در تلاشاند تا کبریتی بر بشکه باروت کره زمین بیندازند، وظیفه جهان این است که جلوی آنها را بگیرد تا بعداً مجبور نباشد وضعیتی مشابه سال ۱۹۱۴ را تجربه کند. زمانی که تقریباً هیچیک از سران کشورها تا آخرین لحظه به وقوع جنگ فراگیر باور نداشتند.
انتهای پیام/ 999
