حراست از مرزهای شرقی برای پیشگیری از هجوم مهاجران به ایران/ پدیده «سئوتا» را باید جدی گرفت
گروه بینالملل دفاعپرس - محمد رزمجو؛ تحولات مرزی در تابستان سال ۲۰۲۶ و ورود بیسابقه دهها هزار مهاجر غیرقانونی از خاک مراکش به مبادی ورودی و پناهگاههای ساحلی اسپانیا، بهویژه در منطقه «سئوتا»، مباحث جدیدی را در ادبیات سلاحسازی از مهاجرت و جنگهای ترکیبی گشوده است. این بحران گسترده را نمیتوان صرفا یک جابهجایی ساده، متاثر از فقر یا پدیدهای اجتماعی تلقی کرد، بلکه این رویداد برآیند پیچیدهای از گسلهای ژئوپلیتیک، فشارهای ساختاری اقتصادی و تحرکات هدایتشده منطقهای و فرامنطقهای است.

در وهله نخست، فقر ریشهدار، بیکاری چشمگیر در میان نسل جوان و چالشهای عمیق اقتصادی در مراکش، انگیزه اولیه و زمینه زیستی مناسبی را برای خروج جمعی نیروهای کار و جویندگان زندگی بهتر فراهم ساخته است. با این حال، زمانبندی و ابعاد بیسابقه این هجوم نشان میدهد که متغیرهای سیاسی و انگیزههای فشار بر حاکمیت «مادرید»، نقش پیشران اصلی را در این حرکت ایفا کردهاند.
حکومت مراکش که طی سالهای اخیر توازن شکنندهای را در مناسبات دیپلماتیک خود با مادرید حفظ کرده بود، از تقویت چشمگیر روابط اقتصادی و سیاسی میان دولت «پدرو سانچز» در اسپانیا و کشور الجزایر ابراز نارضایتی کرد. از آنجا که الجزایر رقیب دیرینه و سنتی مراکش در منطقه مغرب عربی به شمار میرود، هرگونه نزدیکی مادرید به الجزیره از دید مقامات رباط به منزله تضعیف موقعیت منطقهای مراکش در مناقشات ارضی و سیاسی تلقی شد.
در پاسخ به این رویکرد، حاکمیت مراکش با تعلیق تعمدی نظارتهای سختگیرانه مرزی و هموار کردن مسیر حرکت تودههای مهاجر به سمت مرزهای اسپانیا، از ابزار فشار جمعیتی برای ایجاد اختلال سیاسی و امنیتی در اسپانیا بهرهبرداری کرد تا مادرید را مجبور به تجدیدنظر در سیاستهای منطقهای خود کند.
در کنار این انگیزههای منطقهای، تحرکات و مداخلات بازیگران فرامنطقهای بهویژه رژیم صهیونیستی نیز نقش پررنگی در تشدید این بحران ایفا کرد. هدف بنیادین از این اقدام، اعمال فشار مستقیم بر دولت چپگرای پدرو سانچز به دلیل مواضع اخیرش در قبال مسائل بینالمللی و تضعیف موقعیت سیاسی او در داخل اسپانیا بوده است. ایجاد ناامنیهای اجتماعی، برهم زدن موازنه خدمات شهری و تحریک افکار عمومی علیه حاکمیت مادرید، الگویی آشکار از ابزارسازی سیاسی از پدیده مهاجرت است که در بحران ۲۰۲۶ اسپانیا نمایان شد.
احتمال انتقال این الگوی تهدید از حوزه جغرافیایی مدیترانه و شمال آفریقا به حوزه غرب آسیا و فلات ایران، اهمیت و ضرورت آیندهنگری امنیتی را برای مسئولان و تصمیمگیرندگان بیش از پیش آشکار میسازد. باید توجه داشت که پتانسیل بروز سناریوهای مشابه و حتی بهمراتب سهمگینتر، به شکل جدی در مرزهای شرقی و جنوبشرقی ایران وجود دارد.
شبهقاره هند و کشورهای همجوار و نزدیک به مرزهای شرقی ایران نظیر پاکستان، بنگلادش و هند، مامن صدها میلیون نفر جمعیت با نرخ تراکم بسیار بالا و اقتصادهای شکننده و آسیبپذیر هستند که هماکنون تحت تاثیر شرایط حاد به علت انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران از جانب رژیم آمریکا، فشار معیشتی سنگینی را تجربه میکنند.
با توجه به شرایط انسداد تنگه، تبعات و آسیبهای مستقیم اقتصادی این رویداد کلیدی در منطقه به شکل عمیق نمایان شده است. انسداد این شریان حیاتی ترانزیت، زنجیره تامین غذا، انرژی و کالاهای اساسی را در کشورهای پرجمعیت شبهقاره با اختلال شدید مواجه کرده است. پیامد واقعی این مسدودسازی، جهش ناگهانی و چشمگیر تورم، گرانی بیسابقه مواد غذایی اولیه و فروپاشی بسیاری از مشاغل خرد وابسته به تجارت منطقهای بوده است.
این وضعیت دشوار معیشتی، دهها میلیون نفر را در پاکستان، هند و بنگلادش با بحران گرسنگی و بیکاری روبهرو ساخته و تودههای عظیم انسانی را برای نجات از وضعیت موجود، به سمت تحرکات جمعی و جابهجاییهای فرا مرزی سوق میدهد.
در اثر پیامدهای ناشی از انسداد تنگه هرمز و اوجگیری تورم و قیمت کالاهای اساسی در شبهقاره هند، ایران میتواند به هدفی بالقوه برای هجوم مهاجرین تبدیل شود. کشور ما به دلیل برخورداری از اراضی پهناور و حاصلخیز کشاورزی، وفور منابع انرژی، قیمت بهنسبت پایینتر اقلام غذایی و همچنین داشتن زیرساختهای رفاهی مطلوب در مقایسه با همسایگان شرقی، گزینهای مناسب برای مهاجرین میلیونی این کشورها به شمار میرود. این هجوم جمعیتی نه تنها از طریق مرزهای زمینی طولانی و نفوذپذیر با پاکستان، بلکه از طریق مرزهای آبی در دریای عمان و سواحل مکران نیز امکان وقوع خواهد داشت.
حرکت لنجها و قایقهای صیادی حامل مهاجران فراری از شرایط سخت اقتصادی به سواحل جنوبی ایران، الگویی مشابه با ورود شناورهای مهاجران به سواحل اسپانیا ایجاد خواهد کرد. چنین حجم عظیمی از ورود بیقاعده میتواند زیرساختهای خدماتی، رفاهی و بهویژه امنیت اجتماعی کشور را تحت فشاری کمرشکن قرار دهد و زمینهساز نفوذ عناصر مخرب و ناامنساز شود.
برای مواجهه با این تهدید بالفعل که مستقیما تمامیت ارضی و امنیت ملی را هدف قرار میدهد، اتخاذ یک استراتژی جامع و فوری بر پایه آمادگی حداکثری ضرورت دارد. مسئولان امنیتی و نظامی ایران باید با در نظر گرفتن ابعاد بحران موجود، زیرساختهای پایش و نظارت هوشمند بر مرزهای شرقی و آبی را به طور کامل ارتقا دهند.
این امر نیازمند سرعت بخشیدن به فرایند انسداد مرزهای شرقی، استفاده گسترده از پهپادهای شناسایی مداومپرواز، و استقرار سیستمهای راداری و حسگرهای پیشرفته ساحلی در طول دریای عمان است تا هرگونه تحرک مشکوک یا تجمع غیرعادی در آن سوی مرزها و پهنه دریا در کوتاهترین زمان ممکن کشف و رصد شود.
علاوه بر ارتقای تجهیزات پایش، بازتعریف پروتکلهای مواجهه و برخورد قاطع با هرگونه ورود سازمانیافته یا بیقاعده از اهمیت حیاتی برخوردار است. در صورتی که تودههای جمعیتی تحت تاثیر تبعات تورمی و ناامنی غذایی یا تحریکات بیرونی بخواهند بدون مجوز قانونی و با اتکا به فشار فیزیکی از مرزهای زمینی یا آبی عبور کنند، این اقدام دیگر یک چالش ساده اجتماعی نیست، بلکه در ادبیات امنیتی یک حمله آشکار به حدود و ثغور کشور محسوب میشود.
از این رو، نیروهای مرزبانی، یگانهای انتظامی و نیروی دریایی باید مجهز به اختیارات کامل و قواعد درگیری شفاف برای برخورد شدید نظامی باشند. قاطعیت در عقبراندن تودههای مهاجم، توقیف سریع شناورهای متخلف در آبهای سرزمینی و ایمنسازی کامل خطوط مرزی، تنها راه ایجاد بازدارندگی موثر در برابر این دست تهدیدات است.
همزمان با اقدامات سختافزاری و نظامی، دستگاه دیپلماسی کشور نیز باید با اتخاذ یک دیپلماسی فعال و مقتدرانه، مسئولیتهای حقوقی و بینالمللی کشورهای همسایه شرقی، بهویژه پاکستان را در زمینه کنترل مرزها و جلوگیری از گسیل جمعیتی یادآور شود. شفافسازی این پیام که ایران در حفظ امنیت مرزهای خود با هیچ کشوری تعارف ندارد و با هرگونه عبور غیرقانونی به شدیدترین شکل ممکن برخورد نظامی خواهد کرد، هزینه سیاسی و عملیاتی اینگونه موجآفرینیها را برای دشمنان و بازیگران مداخلهگر افزایش میدهد.
در نهایت، تجربه تلخ بحران مهاجرتی سال ۲۰۲۶ در اسپانیا نشان داد که ابزارسازی از گرسنگی، فقر و تحرکات جمعیتی، به یکی از کارآمدترین روشها در جنگهای مدرن برای تضعیف حاکمیتها تبدیل شده است. ایران با قرار گرفتن در مجاورت کانونهای پرجمعیت، باید این واقعه و تبعات ناشی از مسدود بودن تنگه هرمز را به عنوان زنگ خطری جدی تلقی کند. اتخاذ تدابیر امنیتی پیشگیرانه، هوشمندی در پایش مرزی، انسداد کامل مرز و آمادگی برای برخورد نظامی صریح و بدون اغماض در برابر هجومهای احتمالی، تنها ضامن حفظ استقلال، امنیت پایداری و تمامیت ارضی کشور در مواجهه با این بحران خواهد بود.
انتهای پیام/ ۱۳۴
