دلنوشته/

مادری برای فرزندان ایران

مصطفی عزیزم؛ من و همه مادران شهدا با عشق و استواری ایستاده‌ایم. خون پاک شهیدان، چراغ روشن آینده ایران است و امروز خود را مادر همه فرزندان این سرزمین می‌دانیم و سعادت و عزت آنان را از خداوند مسئلت داریم.
کد خبر: ۸۵۲۳۷۲
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۹ - 04August 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس ـ «زهرا کمکی» مادر «سید مصطفی صفادل» شهید نیروی پدافند هوایی ارتش در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه؛  سلام بر حضرت ولی‌عصر (عج)، منجی بشریت. سلام بر روح بلند شهیدان و سلام بر رهبر شهید.

شهید پدافند هوایی ارتش؛ مصطفی صفادل

من مادری از دیار کنگ هستم؛ مادری که فرزندش را در راه ایمان، وطن و آرمان‌هایش تقدیم کرد. افتخارم عشق به امام حسین (ع)، دلبستگی به انقلاب اسلامی و باور‌هایی است که جوانم را تا معراج شهادت رساند. من قطره‌ای از دریای خروشان انقلابم و آنچه بر زبان می‌آورم، تنها روایت یک مادر نیست؛ صدای همه مادرانی است که عزیزترین سرمایه زندگی خود را برای اعتلای ایمان و میهن تقدیم کرده‌اند.

سید مصطفی! روزی که خداوند به برکت توسل به سیدالشهدا (ع) تو را در آغوشم نهاد، امید و همدم روز‌های غربت و تنهایی من شدی، فرزند نخست، برای هر مادر، تجلی آرزو‌ها و آینده‌ای روشن است. تو بزرگ شدی، قد کشیدی، پیشرفت کردی و هر بار که به قامت رشیدت می‌نگریستم، قلبم از غرور لبریز می‌شد.

روزی رسید که برایت به خواستگاری رفتم و خانه‌ای از امید و آرزو برای آینده‌ات ساختم. گمان می‌کردم مقدمات جشن دامادی‌ات را فراهم می‌کنم، اما تقدیر الهی، تو را به ضیافتی باشکوه‌تر فراخواند؛ ضیافت وصال محبوب.

دردانه ۲۵ ساله‌ام، یادآوری آن روز‌ها هنوز برایم سخت است. با شوق مادرانه، خانه آینده‌ات را در ذهن می‌ساختم، اما طوفان جنایت رژیم صهیونیستی، کاخ آرزوهایم را ویران کرد. با این حال، هرگز نشکستم؛ زیرا یقین داشتم روح پاکت همواره همراه من است و شهادت، پایان راه تو نبود.

روزی که برای انجام مأموریت راهی شدی، همچون همیشه با اشک و دعا بدرقه‌ات کردم. تنها برادرت نیز همراهت بود و دل مادرانه‌ام از نگرانی لبریز، اما همه چیز را به خدا سپردم و دعای عافیت را بدرقه راهتان ساختم. ده روز بعد، هنگامی که برادرت را در آغوش گرفتم و دانستم تو در آغوش او به دیدار معبود شتافته‌ای، بار دیگر به خود گفتم: «من مادر شهیدم؛ باید استوار بمانم.»

ایمان دارم که این وطن، همچون مادر، مقدس و عزیز است و پاسداری از آن وظیفه همه فرزندان این سرزمین است. امروز نیز افتخار می‌کنم که فرزندم راه پدر نظامی خود را ادامه داد و جانش را در مسیر دفاع از اسلام و ایران تقدیم کرد.

در خلوت اشک‌هایم، بار‌ها به مصائب حضرت زینب (س) اندیشیده‌ام و با افتخار گفته‌ام که تازه‌دامادم را به تازه‌داماد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) تقدیم کردم تا در جمع برگزیدگان الهی آرام گیرد.

سید مصطفی عزیزم! به راهت، به شهادتت و به زندگی کوتاه، اما سرشار از اخلاصت افتخار می‌کنم. تو برای رضای خدا زیستی و برای رضای او پر کشیدی.

من و همه مادران شهدا با عشق و استواری ایستاده‌ایم. خون پاک شهیدان، چراغ روشن آینده ایران است و امروز خود را مادر همه فرزندان این سرزمین می‌دانیم و سعادت و عزت آنان را از خداوند مسئلت داریم.

برای حضرت ولی‌عصر (عج) و نایب برحق ایشان، مقام معظم رهبری، سلامتی و عزت مسئلت دارم و برای ملت بزرگ ایران، صبر، اقتدار و سربلندی آرزو می‌کنم. ملت ایران در سخت‌ترین آزمون‌ها ایستادگی کرده و نشان داده است که آینده از آن مردمی است که بر ایمان، استقلال و عزت خود پای می‌فشارند.

پیام من به رژیم صهیونیستی این است که هر قطره از خون شهیدان، سند استواری ملت ایران است. ما ریشه در ایمان داریم و هرگز تن به ذلت نخواهیم داد. شما از مرگ هراس دارید، اما فرزندان این سرزمین، شهادت را اوج افتخار می‌دانند و همین باور، آنان را در دفاع از حق استوارتر می‌کند.

مصطفی عزیزم! یاد تو در همه لحظه‌های زندگی‌ام جاری است. خون پاک تو و دیگر شهیدان، درخت عزت و بیداری ایران را آبیاری کرده است. تو رفتی تا ما بمانیم و راهت را ادامه دهیم.

یادم نمی‌رود آخرین جمله‌ات را که گفتی: «برو آسوده بخواب، ما بیداریم تا شما آسوده بخوابید.»

اکنون من به تو می‌گویم: پسرم، آسوده بخواب در جوار رحمت الهی؛ ما اینجا، با یاد تو و همه شهیدان، راهی را که با خونتان متبرک شد، ادامه خواهیم داد.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار