تو با چه جرأتی هشتگ «نه به اعدام» میزنی؟
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، در پی کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان و شهادت جمعی از مدافعان امنیت، برخی سلبریتیها با انتشار هشتگ «نه به اعدام» واکنشهایی نشان دادند که خشم و اعتراض خانوادههای معظم شهدا را برانگیخت.

دو همسر شهید از شهدای این حادثه به این واکنشها پاسخ دادند؛ روایتی از درد مادری که همسرش را در برابر چشمانش از دست داده و اکنون با دو فرزند یتیم، از کسانی میپرسد که با چه جرأتی درباره رحم و اعدام سخن میگویند. این گزارش، روایت این دو بانوی داغدیده از شبهای سخت دیماه و پاسخ آنها به هشتگهایی است که برایشان هرگز معنادار نبوده است.
سمانه عشقی، همسر شهید رسول شاهنظری از شهدای کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان است. او مجری و گوینده صدا و سیمای اصفهان است که بیش از ۱۱ سال سابقه اجرای تلویزیونی و بیش از ۱۳ سال تجربه اجرای همایشها، جشنها و سمینارها را دارد.
همسر شهید شاهنظری اظهار داشت: چگونه میتوانیم به کسانی که رحمی به دلشان نداشتند رحم کنیم؟ برخی از سلبریتیها وقتی حیوان خانگیشان گم میشد، چه میکردند؛ استوری پشت استوری منتشر میکردند. حتی وقتی کیف یا طلای گردن شان را دزدیده بودند، میگفتند: «من نمیگذرم.» شما که از اینها نمیگذرید، شما که حتی جرات این کارها را ندارید، چرا باید درباره این موضوع صحبت کنید؟ لطفاً ساکت بمانید. شما الان حق دخالت در این ماجرا را ندارید.
وی افزود: هر وقت عزیز شما را گرفتند، جلوی چشمانتان تکهتکه و سلاخی کردند و خونش را کف خیابانی ریختند که هر روز از جلویش رد میشوید و بچههایتان را از آنجا میبرید و میآورید؛ هر وقت پسر یا دخترت هر روز بهانه گرفت و گفت «بابام کجاست؟ بابام چرا نمیاد؟» و تو نمیدانستی چه جوابی به او بدهی؛ آن وقت بیا و حرف بزن. تو با چه جرأتی میآیی و حرف میزنی؟ چه حقی داری که هشتگ «نه به اعدام» میزنی؟
رسول شانظری متولد ۱۸ دی ۱۳۶۷ بود. او شغل آزاد داشت و به مدت ۱۰ سال فرمانده گردان بسیج بود. شهید شانظری، شامگاه پنجشنبه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴، در جریان اقدامات آشوب گران تروریست در شاهین شهر (اصفهان) به شهادت رسید.
پس از این حادثه، نام او در میان مدافعان امنیت کشور قرار گرفت. همسر او درباره آن شب گفته است که همسرش علاقه زیادی به ولایت داشت و مرتب صحبتهای رهبری را گوش میداد و خوابهای زیادی درباره ایشان میدید.
از این شهید سه دختر به نامهای فاطمهحلما، محمدحسن و محمدحسین به یادگار مانده است.
اغتشاشگران دیماه واقعاً انسان بودند؟
همچنین همسر شهید حسین رمضانی سواردزی گفت: در صفحه اینستاگرام دیدم که شبکههای خارجی دارند جا میاندازند که «چهار تا بسیجی کشته شدند و اینها بچههای اغتشاشات دیماه هستند» و از مردم میخواهند از آنها حمایت کنند. اما بچههای اغتشاشات دیماه چه کردند؟ چرا هیچجا گفته نمیشود که آنها چه کارهایی کردند و چه جسارتهایی از خود نشان دادند؟ آیا واقعاً انسان بودند؟

من به عنوان کسی که داغ دیده است، با هزار درد درونی، با دو بچه یتیم، با تمام چیزهایی که دیدم، نتوانستم سر بلند کنم و جان دادن دو نفر را ببینم. پس چطور ممکن است یک آدم جلوی چشمانت بایستد و تو بنزین بریزی؟ «نه به اعدام» یعنی چه؟ این هشتگ برای من هرگز معنادار نبوده است.
«حسین رمضانی» پولدار نبود؛ از لحاظ اقتصادی جزو طبقه متوسط یا شاید به قول همسرش متوسط رو به پایین بود؛ حقوقش کفاف زندگی را نمیداد؛ خرج زندگی آن هم با دو بچه کوچک ۲ساله و ۶ ماهه از خرید شیرخشک و پوشک گرفته تا دوا و درمان و خورد و خوراک موجب شده بود تا بعد از بازگشت از اداره، تازه با ماشین مسافرکشی کند. اگرچه خانهاش در زیر زمینی نمناک بود، اما همسرش میگفت دلمان خوش بود به با هم بودن و از زندگی راضی بودیم.
تا اینکه شامگاه ۱۸ دی از راه رسید. ماموران یگان ویژه برای تأمین امنیت مردم در مقابل اغتشاشگران تا دندان مسلح وارد میدان شهید علیخانی (اصفهان) شدند.
آشوبگران و مزدوران خودفروخته به دشمن به سمتشان یورش برده و حسین رمضانی و سه نفر از همرزمانش که حق تیر نداشتند در این معرکه گرفتار شدند.
اغتشاشگران ماموران را دوره کرده و هر موتور را جدا گیر انداخته و راکب و ترکنشین را با چاقو زخمی کرده و از روی موتور به پایین کشیدند. بعد همچون حرامیان داعشی بر پیکرشان هجوم برده و با ضربات چاقو و تیزی و میله و چوب و سنگ بدن هایشان را اربا اربا کرده و به شهادت رساندند.
انتهای پیام/ 122
