یادداشت/

مهندسی حاکمیت؛ بازتعریف قواعد منازعه در نبرد روایت‌ها

پژوهشگر مسائل راهبردی به بررسی مفهوم "مهندسی حاکمیت" پرداخته و معتقد است که در منازعات نوین، مشروعیت به‌تنهایی برای پیروزی کافی نیست؛ بلکه بازیگری که بتواند چارچوب‌های ادراکی و قواعد حاکم بر منازعه را بازتعریف کند، از ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری بر روند تحولات و شکل‌دهی به توافق‌های سیاسی برخوردار خواهد بود.
کد خبر: ۸۵۳۰۸۵
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۸ - 05August 2026

به گزارش گروه بین‌‌الملل دفاع‌پرس، دکتر "عاطف الموسوی"، پژوهشگر ارشد لبنانی در یادداشتی، مطلب تحلیلی خود را با ذکر چند محور آغاز کرده و می‌نویسد..

ز

محور نخست: از دفاع از مشروعیت تا مهندسی معنا

نبرد‌ها در مرز‌های جغرافیا پایان نمی‌یابند، بلکه در بسیاری از موارد، واژه‌ها پیش از گلوله‌ها به بازتعریف آن می‌پردازند.

در جنگ‌های نامتقارن، منازعه تنها به میدان مادی محدود نمی‌شود، بلکه غالبا به عرصه‌ای عمیق‌تر گسترش می‌یابد که همان نبرد بر سر تعریف واقعیت است؛ از این‌رو، هر طرفی که بتواند بر نحوه صورت‌بندی پرسش‌های مربوط به منازعه اثر بگذارد، به‌طور طبیعی فرصت بیشتری برای هدایت پاسخ‌ها و تحمیل چارچوب معرفتی خواهد داشت که بر اساس آن، توازن میان پیروزی و شکست یا مشروعیت و تجاوز خوانده می‌شود.

منظور از "مهندسی حاکمیت" در این مقاله، تلاش بازیگر سیاسی برای گذار تدریجی از موضع دفاع از مشروعیت خود در چارچوبی است که طرف مقابل تعیین کرده، به سوی ایجاد چارچوبی مستقل‌تر که در پی بازتعریف بازیگران، مسئله، زمان و شرایط حل‌وفصل منازعه باشد.

مقصود از حاکمیت در اینجا، صرفا معنای حقوقی آن که به دولت و مرز‌ها محدود است، نیست؛ بلکه بُعد گسترده‌تر آن مدنظر است؛ یعنی توان نسبی برای اثرگذاری بر قواعد تعامل و حدود کنشگری در فضای نمادین سیاست، و ترجمه این معنا از طریق رفتار‌های سیاسی، مذاکراتی و میدانی که به بازسازی رابطه میان طرف‌های درگیر کمک می‌کند.

در این چارچوب، می‌توان با تمایز میان دو الگوی اصلی گفتمان سیاسی در محیط‌های منازعه، موضوع را تحلیل کرد:

۱ - گفتمان دفاع یا اسارت:

این گفتمان، وظیفه‌ای اساسی بر عهده دارد؛ یعنی دفاع از مشروعیت، پاسخ به اتهام‌ها و تبیین مواضع برای افکار عمومی.

اما محدودیت کارآمدی آن زمانی آشکار می‌شود که به وضعیتی دائمی تبدیل شود و در درون مفاهیمی حرکت کند که طرف مقابل آنها را تحمیل کرده است.

برای مثال، هنگامی که گفته می‌شود "ما این خسارت‌ها را متحمل شدیم، زیرا دشمن مسئول آغاز جنگ است"، این گفتمان روایتی متقابل ارائه می‌دهد، اما همچنان در چارچوب همان پرسشی باقی می‌ماند که طرف مقابل درباره مسئولیت هزینه‌های جنگ مطرح کرده است، بی‌آنکه الزاما ساختار اصلی منازعه را بازتعریف کند.

- گفتمان مهندسی یا بازآفرینی

این گفتمان، از پاسخ‌گویی صِرف دفاعی؛ فراتر می‌رود و می‌کوشد عناصر صحنه را از نو صورت‌بندی کند؛ آن هم از طریق طرح پرسش‌های بنیادین درباره ماهیت بازیگر، ریشه مسئله، منشأ مشروعیت، معیار‌های موفقیت و شکل مرحله بعدی و این دیدگاه بر یک الگوی تحلیلی استوار است که بر پنج تحول احتمالی در گفتمان تکیه دارد:

نخست: تلاش برای انتقال بازیگر از جایگاه "متهمی که از خود دفاع می‌کند" به جایگاه "تعریف‌کننده نقش و مشروعیت خویش"

دوم: جابه‌جایی تعریف مسئله از این پرسش که "چگونه بحران را متوقف کنیم؟ " به این پرسش که "چه شرایطی از تکرار بحران جلوگیری کرده و حاکمیت را تضمین می‌کند؟ "

سوم: انتقال معیار مشروعیت از صرف "اثبات حقانیت" به تلاش برای "تولید معیار‌های ارزیابی"

چهارم: بازتعریف مدیریت زمان از صرف "توضیح خسارت‌ها" به ابزار‌هایی برای "ساختن مسیری آینده‌نگر که با فداکاری‌ها پیوند داشته باشد".

پنجم: تلاش برای گذار در مهندسی حل‌وفصل منازعه از "تعامل با شروط طرف مقابل" به "مشارکت در تعیین ساختار خود توافق"

در اینجا نویسنده این مقاله تاکید می‌کند که این تحولات فرضی، در چارچوب یک محیط تعاملی با مخاطب اصلی، یعنی افکار عمومی، قابل درک است؛ زیرا آگاهی جمعی و واکنش مخاطبان، بستر منابع نمادین و میدانی این گفتمان را تشکیل می‌دهد.

با وجود آنکه این چارچوب تحلیلی، عمدتا بر ساختار گفتمانی و راهبردی بازیگر تمرکز دارد، اما نقش افکار عمومی، یکی از عوامل پنهان و تعیین‌کننده در میزان موفقیت یا ناکامی این مهندسی به شمار می‌رود؛ از همین رو، تعامل میان گفتمان و مخاطبان آن، عرصه‌ای مهم است که انجام پژوهش‌های میدانی و کاربردی مستقل در آینده را ضروری می‌سازد.

محور دوم؛ گفتمان چگونه بازیگر، طرف مقابل (یا دشمن) و زمان را بازتعریف می‌کند؟

این تحول احتمالی را می‌توان به‌عنوان امتداد کاربردی تلاقی چند نظریه در جامعه‌شناسی سیاسی مطالعه کرد...

در اندیشه "پیر بوردیو" (Pierre Bourdieu): حاکمیت تنها به قدرت مادی خلاصه نمی‌شود، بلکه با توانایی تحمیل طبقه‌بندی، معنا و اعمال قدرت نمادین در عرصه سیاست نیز ارتباط دارد.

در اندیشه "میشل فوکو" (Michel Foucault): منازعه به‌مثابه رقابتی برای در اختیار گرفتن قدرت تولید گفتمان تعریف می‌شود؛ گفتمانی که تعیین می‌کند چه چیزی مشروع و پذیرفتنی است و چه روایتی از سایر روایت‌ها مقبول‌تر جلوه می‌کند.

در اندیشه "اروینگ گافمن" (Erving Goffman): نقش "چارچوب‌های ادراکی" (Framing) در هدایت برداشت افراد از رویداد‌ها و تفسیر معانی آنها برجسته می‌شود.

در اندیشه "جوزف نای" (Joseph Nye): بار دیگر تأکید می‌شود که قدرت، علاوه بر ابزار‌های مادی و اجبار، شامل توانایی اثرگذاری بر ادراک‌ها، برداشت‌ها و اولویت‌های دیگران نیز هست.

از این منظر، حرکت به سوی مهندسی گفتمان، به معنای کنار گذاشتن نبرد بر سر مشروعیت نیست؛ بلکه تلاشی است برای ارتقای آن، به گونه‌ای که پرسش از "آیا ما بر حق هستیم؟ " به پرسش "چگونه می‌توانیم بر شرایط حاکم بر صحنه و روند حل‌وفصل منازعه اثر بگذاریم؟ " تبدیل شود.

در این چارچوب، پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای خطاب به جوانان حزب‌الله در ژوئیه ۲۰۲۶، از نگاه نویسنده، نمونه‌ای تحلیلی برای به‌کارگیری این الگو به شمار می‌رود که می‌توان در آن نشانه‌های زیر را مشاهده کرد:

۱- بازتعریف شرایط پایان منازعه

تأکید بر این عبارت که "پایان کامل تجاوز، بدون هیچ قید و شرطی، نخستین شرط در یادداشت تفاهم پایان جنگ است"، از نگاه نویسنده، تلاشی برای انتقال محور مذاکرات از مسئله توقف فوری جنگ، به مسئله عوامل تعیین کننده و ضوابط حاکم بر مرحله پس از پایان درگیری است.

۲- مدیریت بحران نماد‌ها و تداوم ساختاری

به نظر می‌رسد تأکید بر ادامه حرکت در "راه امام خمینی و رهبر شهید، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای"، تلاشی برای نشان دادن تداوم نهادی و سازمانی باشد؛ به گونه‌ای که فقدان رهبران، نه به‌عنوان نشانه ضعف، بلکه به‌عنوان عاملی برای آزمودن و تثبیت پایداری ساختار سازمانی معرفی شود.

۳- بازتعریف نقش‌ها و قدرت نمادین

به‌کارگیری تعابیری همچون "پیشگام گروه‌ها" و "صخره استوار" برای توصیف مقاومت، تلاشی است برای معرفی آن به‌عنوان یکی از بازیگران محوری در معادلات منطقه‌ای.

در مقابل، سلب مشروعیت اخلاقی از طرف مقابل نیز در راستای تقویت بُعد ادراکی و افزایش وزن نمادین و قدرت چانه‌زنی مقاومت در روند‌های سیاسی و مذاکراتی ارزیابی می‌شود.

۴- بازتعریف زمان سیاسی

استعاره "نهالی که به درختی تنومند تبدیل شده است"، بیانگر تلاشی برای قرار دادن فداکاری‌ها در چارچوب یک روند تاریخی انباشتی است؛ روندی که مانع از آن می‌شود این هزینه‌ها صرفا به‌عنوان فرسایش یا شکست تلقی شوند.

۵- بازدارندگی ادراکی از طریق بین‌المللی‌سازی

توصیف این رویارویی به‌عنوان "پیامی الهام‌بخش برای ملت‌های آزاده"، نشان‌دهنده تلاشی برای گسترش دامنه گفتمان از سطح داخلی به سطحی راهبردی‌تر و بین‌المللی است؛ تلاشی که هدف آن، افزایش هزینه‌های سیاسی و اخلاقی برای طرف مقابل است.

محور سوم: نبرد بر سر ریتم مذاکرات؛ چه کسی شرایط پایان را تعیین می‌کند؟

روند‌های مذاکراتی و تحولات میدانی، عرصه عملی سنجش میزان کارآمدی چارچوب‌بندی گفتمانی به شمار می‌روند؛ زیرا منازعه تنها بر سر محتوای توافق‌ها نیست، بلکه بر سر کنترل ریتم زمان و اولویت‌های مذاکراتی نیز جریان دارد.

این نبرد ادراکی را می‌توان در اظهارات چند روز پیش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در کمپ دیوید (در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۵؛ معادل با ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) مشاهده کرد؛ جایی که وی از طولانی شدن گفت‌و‌گو‌های مربوط به پرونده هسته‌ای ابراز نارضایتی کرد.

از نگاه نویسنده، این اظهارات را می‌توان نشانه وجود تعارض میان دو منطق متفاوت دانست:

منطق نخست: زمان را هزینه‌ای می‌داند که باید با تکیه بر برتری مادی، هرچه سریع‌تر کاهش یابد تا منازعه به پایان برسد.

منطق دوم: زمان را ابزاری مذاکراتی می‌داند که از طریق پرداختن به جزئیات و طولانی شدن روند گفت‌وگوها، می‌توان از آن برای ایجاد تضمین‌ها و تثبیت ابعاد مختلف حاکمیت استفاده کرد.

این کشمکش ادراکی، در بیانیه‌ای که دونالد ترامپ در شبکه "تروث سوشال" منتشر کرد نیز به‌روشنی قابل مشاهده است؛ بیانیه‌ای که در آن، از یک سو بر امکان استفاده از قدرتی استثنایی تأکید شده و از سوی دیگر، تعویق اقدام نظامی به درخواست برخی طرف‌های منطقه‌ای و در پرتو نشانه‌هایی از دستیابی به توافقی مشروط اعلام شده است.

این الگوی گفتمانی را می‌توان تلاشی برای پوشاندن بازنگری در گزینه تشدید نظامی دانست؛ به‌گونه‌ای که تصمیم به تعویق عملیات، با افزودن بُعدی اخلاقی و مذاکراتی، نه به‌عنوان عقب‌نشینی، بلکه به‌عنوان تصمیمی مسئولانه و حساب‌شده معرفی شود.

در سطح سازوکار‌های مذاکراتی و رفتار سیاسی، گزارش‌های رسانه‌ای ـ از جمله آنچه سازمان رادیو و تلویزیون "اسرائیل" منتشر کرده است ـ نشان می‌دهد که بنیامین نتانیاهو از تصمیم لغو حمله، از طریق همان پیام منتشر شده مستقیم در شبکه اجتماعی مطلع شده است.

این وضعیت را می‌توان نشانه‌ای از آن دانست که تداوم و کش‌دار شدن منازعه، واشنگتن را به اتخاذ تصمیم‌هایی یک‌جانبه واداشته که بیش از هر چیز، مبتنی بر محاسبات راهبردی خود این کشور بوده است؛ تصمیم‌هایی که در آن مقطع، عملا هماهنگی مستقیم با متحد منطقه‌ای خود را به حاشیه رانده است.

همچنین، از هشدار‌های منتشرشده از سوی ژنرال "الکسیس گرینکویچ"، «فرمانده ستاد فرماندهی اروپایی آمریکا» و نیز گزارش‌های مربوط به هشدار‌های ژنرال "دن کین"، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، درباره کاهش ذخایر سامانه‌های پدافند هوایی، می‌توان دریافت که بازدارندگی ادراکی متقابل، با فشار‌های واقعی لجستیکی و میدانی تلاقی پیدا کرده است.

این عوامل، ممکن است در نهایت تصمیم‌گیران را ناگزیر کرده باشد هزینه‌های ادامه تنش را بار دیگر ارزیابی کنند و به‌تدریج مسیر تحولات را به سمت مذاکرات و طراحی چارچوب‌های حل‌وفصل منازعه سوق دهند.

محور چهارم: میان "مهندسی حاکمیت" و "مهندسی روایت"

ضروری است که از نظر تحلیلی، میان دستیابی به "روایت" و تحقق "حاکمیت" تمایز قائل شویم؛ زیرا توانایی گفتمانی در جهت‌دهی به تفسیرها، به‌خودی‌خود به حاکمیت واقعی تبدیل نمی‌شود، مگر آنکه با ترتیبات نهادی، میدانی و سیاسی مستحکم همراه باشد.

الگوی "مهندسی حاکمیت" نیز با محدودیت‌های عینی روبه‌رو است که میزان کارآمدی آن را تعیین می‌کنند؛ از جمله ماهیت محیط‌های رسانه‌ای بسته، شدت شوک‌های نظامی که ممکن است از چارچوب‌بندی زبانی فراتر روند، همچنین میزان شکاف‌های داخلی و فاصله میان گفتمان و عملکرد واقعی.

نتیجه‌گیری و یافته‌های کلی

در پایان، مفهوم "مهندسی حاکمیت" مدعی آن نیست که گفتمان، به‌تنهایی قادر است موازنه مادی قدرت را دگرگون کند؛ بلکه چارچوبی تحلیلی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد چگونه بازتعریف پرسش‌های اصلی منازعه، می‌تواند به منبعی سیاسی و مفهومی برای مدیریت رویارویی تبدیل شود.

اهمیت تحلیلی این الگو، در قابلیت آزمون و به‌کارگیری آن در پرونده‌های مختلف منازعه نهفته است؛ به‌گونه‌ای که بتوان بررسی کرد بازیگران تا چه اندازه موفق شده‌اند از موضع دفاع از مشروعیت، به جایگاهی برسند که در شکل‌دهی به شرایط حل‌وفصل منازعه و ساختار نظام سیاسی برآمده از آن مشارکت داشته باشند.

انتهای پیام/955

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار