شهید نصرالله: هر شب با خود حساب و کتاب کنیم

اینجا در این شب، شیطان هم می‌نشیند و خود را محاسبه می‌کند که تو می‌توانستی بیست تا گناه بکنی، اما فقط دو تا را انجام دادی و هشت‌تا گناه را شکست دادی. مهم این است که خسته نشویم. نکته اساسی اینجاست که ناامید نشویم.
کد خبر: ۸۶۶۰۹۳
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶ - 28September 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهید حجت‌الاسلام سید حسن نصرالله درس‌گفتار‌هایی مبتنی بر کتاب چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره) داشته است که به مناسبت دومین سالگرد شهادتش، بخشی از این درس‌گفتار را با هم مرور می‌کنیم.

سید حسن نصرالله

جلسه سوم: توبه
محاسبه

در روایات، درباره محاسبه بسیار سخن گفته شده است. برای مثال:
«لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فی کُلِّ یَوْمٍ»

محاسبه یعنی یک قلم و کاغذ دست بگیری ـ البته اگر خیلی فنی و پیشرفته باشی و خواستی در کامپیوتر این کار را انجام بدهی، مشکلی نیست ـ و پیش خودت و خدا بررسی کنی که من از صبح که بیدار شدم تا کنون چه کار کرده‌ام؟

آیا دروغی گفتم؟ آیا غیبت کسی را کردم؟ نه، نکردم. آیا واجبی ترک کردم؟ نه، نکردم. آیا مرتکب معصیت شده‌ام؟ نه، نشده‌ام.
حساب و کتاب کن. در این محاسبه، درباره مستحبات و مکروهات حرفی نمی‌زنیم؛ اینجا تنها به انجام واجبات و ترک محرمات می‌پردازیم و تمام.

فرد باید پیش خودش بررسی کند که کار اشتباهی نکردم، واجباتم را ادا کردم و از محرمات اجتناب کردم. اگر این‌طور بود، در شرطی که با خود کرده بودی، پیروز شدی.

آنگاه شکر خدای سبحان و تعالی را می‌کنی و برای نعمت و فضل او، به خاطر اینکه یک روز گذشت و در آن معصیت خدا را نکردی، سجده شکر به‌جا می‌آوری.

آیا چیزی شیرین‌تر از این هست؟! در روز قیامت، این روز نورانی خواهد بود.

باید توجه کنی و نگویی: «من کردم!» باید بگویی: «شکر خدایی که مرا یاری کرد و شیطان را شکست داد و او را از من دور کرد؛ شکر خدایی را که مرا بر نفس اماره‌ام فائق آورد و در برابر هوای نفس و شهوت پیروز کرد؛ شکر خدایی را که مرا به طاعت و اجتناب از معصیت موفق کرد.»

باید احساس کنی که این فضل خداست و بدون آن نمی‌توانستی کاری بکنی؛ پس باید خدا را بر این نعمت بزرگ و گران‌قدر شکر کنی و تصمیم بگیری حالا که این کار ساده است و برای بهشت و اگر چنین باشی، حداقل از آن در امان هستی، پس برای روز دوم قیام کنی و دوباره برای روز دوم، مشاطه و مراقبه و محاسبه را عملی کنی؛ یعنی مشاطه در شب قبل را و مراقبه در طول روز و محاسبه در شب [انت‌های روز]. همچنین برای روز سوم، همین‌طور این مسیر را ادامه می‌دهی تا وقتی که خدا را ملاقات کنیم؛ درحالی‌که در روز و شب‌مان گناه و معصیتی نیست.

اگر در محاسبه شب اول دیدم که در حالت معمول، در روز بیست تا دروغ می‌گفتم، حالا شده دو تا؛ یا مثلاً در حالت معمول، کسی نبود که از غیبت من در امان مانده باشد، اما حالا شده سه غیبت، باید خدا را شکر کنم؛ یا قبلاً در طول روز همیشه مادام در حال نگاه حرام بودم، اما اکنون کمتر شده. همه اینها را می‌نویسم: دو تا دروغ، سه تا غیبت و هرچه... آنها را نزد خداوند عرضه می‌کنم و می‌گویم: خدای من! آن گناهانی که مرتکب نشده‌ام، از فضل تو بود. تو را شکر می‌کنم که بیست تا دروغ نگفتم و دو تا غیبت نکردم! خدایا شکرت که مرا یاری کردی. فضلت را بر من تمام کن و مرا بر نفس اماره‌ام پیروز گردان. تو را برای گناهانی که کردم، استغفار می‌کنم؛ نمی‌خواهم به آنها برگردم و پشیمانم؛ اما من نیاز دارم به کمک تو و تکیه‌گاه بودن تو.

اینجا در این شب، شیطان هم می‌نشیند و خود را محاسبه می‌کند که تو می‌توانستی بیست تا گناه بکنی، اما فقط دو تا را انجام دادی و هشت‌تا گناه را شکست دادی. مهم این است که خسته نشویم. نکته اساسی اینجاست که ناامید نشویم. [برای اینکه خسته نشویم، باید]حالات برتر از آن را تصور کنیم.

من به حسب عادت، معاذالله، روزی بیست بار معصیت خدا را می‌کردم؛ حالا شب با خود شرط کردم و از صبح مراقب خود بودم، اما یک جا مغلوب شیطان شدم و عصبانی شدم. حالا شب شده و من در محاسبه دیدم که باز همان گناه را کرده‌ام و حتی یکی هم کم نشده؛ اصلاً نباید ناامید بشوم!
«إِنَّ مِنَ الْکَبَائِرِ عُقُوقَ الْوَالِدَیْنِ، وَالْیَأْسَ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَالْأَمْنَ لِمَکْرِ اللَّهِ.»

ناامید شدن از روح و رحمت خدا، از گناهان کبیره است. ناامیدی یعنی اینکه تسلیم شدی و پذیرفتی که جهنمی باشی. آیا کسی می‌پذیرد که جهنمی باشد؟! آیا عاقل هست که تسلیم شود و وارد جهنم شود؟! آیا کسی می‌پذیرد؟ خیر!
پس اگر موفق به اطاعت و ترک معصیت نشدی، نباید ناامید شوی!

باید در شب استغفار کنی؛ از خدا یاری بگیری و بر نفس و گناهانت گریه کنی؛ باید از نو با خودت مشارطه و از نو تلاش کنی؛ حتی اگر در روز دوم شکست خوردی، باید در روز سوم باز هم تلاش کنی و در روز چهارم و پنجم و... نیز همین‌طور.

تا وقتی که در تلاش‌هایت صادق باشی، قطعاً خدا دستت را می‌گیرد و یاری‌ات می‌کند! نباید ناامید بشوی؛ خدا یاری می‌کند، دستت را می‌گیرد. فقط کافی است از قلب تو صدق در ترک گناه را ببیند؛ تو را می‌گیرد و عاقبت به‌خیر می‌کند و شیطان را از تو کنار می‌زند.

اینها چیز‌هایی است که نام آنها را می‌گذاریم مشارطه، مراقبه و محاسبه. دیدی چقدر ساده بود؟ وقتی آدم این اصطلاحات را می‌شنود، می‌گوید این دیگر چیست؟ اینها چه می‌گویند؟

پس اول، مشارطه؛ یعنی کسی با خودش شرط کند برای ترک گناهان و انجام واجبات
دوم، مراقبه؛ یعنی در طول روز و شب مراقبت کند از خودش و اعمال و اقوالش را به تناسب شرط.
سوم، محاسبه آخر شب؛ یعنی بنشیند و با خود حسابو کتاب کند و به میزان توفیقی که یافته، خدا را شکر کند.
این درس‌گفتار‌ها در مجموعه کتاب‌هایی با عنوان گفتار اسوه‌ها توسط انتشارات بین‌الملل به چاپ رسیده است.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار