دلنوشته/

از درد مردم تا روایت شهدا؛ سه سال با قلم و دوربین

سه سال خبرنگاری به من یاد داد که خبر فقط تیتر و گزارش نیست؛ گاهی روایت دردِ کارگری است که برای بیمه و حقوق معوقه‌اش راهی می‌جوید و گاهی نشستن پای حرف‌های خانواده شهیدی که هر جمله‌شان، دنیایی از صبر، دلتنگی و افتخار را پیش چشم آدم می‌گذارد.
کد خبر: ۸۵۳۴۰۲
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۷ - 08August 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس، «سحرنخعی» سه سال از روزی که وارد دنیای خبرنگاری شدم می‌گذرد؛ سه سالی که به من فهماند خبرنگار بودن فقط نوشتن چند خط خبر، گرفتن یک مصاحبه یا حضور در یک مراسم نیست.

نخعی

خبرنگاری یعنی همیشه آماده بودن؛ یعنی تلفنی که ساعت نمی‌شناسد، چشمی که باید جزئیات را ببیند و گوشی که باید صدای مردم را بشنود. خبرنگار استراحت واقعی ندارد. خبر ممکن است صبح زود، نیمه‌شب، روز تعطیل یا درست وقتی که خستگی تمام جانت را گرفته، سراغت بیاید. باید راه بیفتی، ببینی، بشنوی، بررسی کنی و آنچه واقعاً اتفاق افتاده را درست و مسئولانه روایت کنی؛ چون پشت هر خبر، گاهی زندگی یک انسان و امید یک خانواده قرار دارد.

در این مسیر با درد‌های زیادی روبه‌رو شده‌ام؛ با مادری که برای درمان فرزندش دنبال راهی می‌گردد، با کارگری که برای رد نشدن بیمه‌اش و نگرفتن حقوقش از این اداره به آن اداره می‌رود، با خانواده‌ای که مشکلشان میان وعده‌ها و نامه‌ها مانده و با جوانی که از بیکاری و شنیده‌نشدن حرفش خسته شده است.

گاهی یک خبر، یک تماس یا یک پیگیری، باعث می‌شود مسئولی پاسخ بدهد و گرهی هرچند کوچک از کار مردم باز شود؛ همان‌جاست که می‌فهمی خستگی خبرنگاری، شیرینی خودش را دارد.

اما در میان همه سوژه‌ها، چند سالی است که فرصت داشته‌ام در حوزه دفاع مقدس هم قلم بزنم؛ کنار خانواده‌های شهدا بنشینم، خاطراتشان را بشنوم و از صبر و بزرگی‌شان بنویسم. این بخش از خبرنگاری برای من فقط یک حوزه کاری نبود؛ یک افتخار و یک درس بزرگ بود.

پای حرف مادر شهیدی که هنوز عکس فرزندش را با همان محبت سال‌های دور نگاه می‌دارد، یا همسر شهیدی که با دلتنگی از روز‌های زندگی و فراق می‌گوید، آدم بیشتر از همیشه می‌فهمد که از شهدا هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم. شهدا فقط نام‌هایی بر تابلو‌ها و سنگ‌نوشته‌ها نیستند؛ آنها قصه‌های زنده‌ای از ایثارند که در خانه‌هایشان، در نگاه پدر و مادر‌ها و در صبوری همسران و فرزندانشان ادامه دارد.

نوشتن از شهدا آسان نیست. هر واژه باید با احترام انتخاب شود، چون پشت هر جمله، دلی نشسته که سال‌ها با فقدان عزیزش زندگی کرده است. در چنین لحظه‌هایی، خبرنگار فقط روایتگر نیست؛ شنونده‌ای است که باید امانت‌دار خاطره‌ها باشد.

برای من، در خدمت شهدا بودن و روایت زندگی‌شان، لطفی بزرگ و نعمتی بود که خداوند در حقم قرار داد؛ فرصتی که شاید هیچ‌وقت نتوانم حق آن را آن‌طور که باید ادا کنم.

در روز‌های حساس و پرالتهاب هم، مسئولیت خبرنگاری شکل دیگری پیدا می‌کند. از خاطرات جنگ تحمیلی تا روز‌های جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، و از حضور مردم در خیابان‌ها پس از شهادت رهبر تا لحظه‌هایی که غم و غیرت در کنار هم دیده می‌شد، خبرنگار باید حقیقت را از میان هیاهو پیدا کند.

در آن لحظه‌ها، خبر فقط خبر نیست؛ ثبت یک برهه از تاریخ و روایت ایستادگی مردمی است که با همه دلتنگی‌ها، از میدان کنار نمی‌روند. با این همه، خبرنگاران خودشان هم مشکلات کمی ندارند؛ مشکلاتی که اغلب کمتر دیده و پیگیری می‌شوند.

بسیاری از خبرنگاران با درآمد ناکافی، نبود قرارداد پایدار، بیمه ناقص، امنیت شغلی پایین، فشار کاری و خستگی‌های روحی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. خبرنگاری که پیگیر دغدغه‌های مردم است، گاهی برای ابتدایی‌ترین حق شغلی خودش هم باید پیگیری کند. روز خبرنگار فقط روز تبریک گفتن نیست؛ روز دیدن مسئولیتی است که پشت هر خبر و هر گزارش قرار دارد.

روز قدردانی از کسانی است که در گرما و سرما، در آرامش و بحران، در شادی و سوگواری، تلاش می‌کنند صدای مردم گم نشود و حقیقت درست روایت شود.

سه سال خبرنگاری به من یاد داده که ممکن است خسته شوم، ممکن است گاهی مشکلات خودمان شنیده نشود، اما تا وقتی دردِ ناگفته‌ای هست، تا وقتی خانواده شهیدی خاطره‌ای برای گفتن دارد و تا وقتی مسئله‌ای از مردم نیازمند پیگیری است، قلم را نمی‌شود زمین گذاشت. خبرنگاری سخت است؛ اما افتخار دارد، به‌ویژه وقتی فرصتی باشد برای خدمت به مردم و روایت نام و راه شهدا.

انتهای‌پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار