فرمانده ارتش تروریستی آمریکا در جستوجوی «رمپ خروج»
گروه بینالملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ ژنرال «دن کین» رئیس ستاد مشترک ارتش تروریستی آمریکا، در روزهای اخیر بهصورت پنهانی و آشکار در تلاش است تا «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا را برای یافتن یک راه خروج دیپلماتیک و سریع از جنگ با ایران متقاعد کند. گزارشی اختصاصی و افشاگرانه از شبکه خبری سیانان که در هفتم آگوست ۲۰۲۶ منتشر شد، پرده از نگرانیهای عمیق نظامیان ارشد آمریکایی برداشته و نشان میدهد که چرا کاخ سفید با وجود لفاظیهای آتشین، در عمل میخواهد به سرعت از این درگیری بیرون بیاید. سیانان در این زمینه میگوید: در هفتههای گذشته «ژنرال دن کین» بالاترین مقام نظامی آمریکا، بهطور خصوصی و در جلسات پشت درهای بسته به دیگر مشاوران ارشد ترامپ روشن ساخته است که آمریکا نیاز مبرمی به یافتن یک «رمپ خروج» از جنگ با ایران دارد.

این شبکه خبری میافزاید: اصطلاح «رمپ خروج» به معنای یافتن راهی برای خروج ایمن، تدریجی و بدون آبروریزی از یک درگیری است و این مهم نشاندهنده اجماعی تلخ در میان استراتژیستهای نظامی آمریکاست؛ گزینههای نظامی موجود برای تشدید درگیری نهتنها کارساز نیستند، بلکه احتمال بازگشت و عواقب مخرب آنها بسیار بالاست.
گزارش منابع رسانهای نشان میدهد رئیس ستاد ارتش تروریستی آمریکا به دنبال آن است تا دیگر با ایران جنگ نکند. منابع آگاه در گفتوگو با سیانان تأیید کردهاند که کین در تلاش است تا پیش از برگزاری جلسات رسمی با رئیسجمهور، با دیگر مشاوران همفکر ترامپ هماهنگیهای بیندستگاهی ایجاد کند. هدف از این نشستهای جانبی و غیررسمی این است که محدودیتها و دامهای پنهان گزینههای نظامی پیش روی ترامپ به درستی تبیین شود؛ گزینههایی که در چارچوب خواسته ترامپ، یعنی عدم استقرار نیرو زمینی آمریکا در خاک ایران، طراحی شدهاند و ممکن است که قابلیت عملیاتی روی زمین را نداشته باشند. این رویکرد نشان میدهد که پنتاگون به خوبی میداند جنگی که تنها بر پایه بمبارانهای هوایی استوار باشد، در برابر کشوری با وسعت، جمعیت و پیچیدگیهای ژئوپلیتیک ایران، محکوم به شکست است.
کین و سایر اعضای کابینه ترامپ در محافل خصوصی، ایده رئیسجمهور مبنی بر اینکه بمبارانهای سنگین هوایی میتواند ایران را مجبور به پذیرش یک توافق با شروط آمریکا کند، به شدت بعید و خوشبینانه میدانند. از همین رو، آنها در تلاش برای توسعه گزینههای جایگزینی هستند که در همان پارامترهای مدنظر ترامپ بگنجد، اما در عین حال از هزینههای گزاف نظامی و سیاسی بکاهد. این وضعیت، کاخ سفید را در یک بنبست استراتژیک قرار داده است؛ از یک سو ترامپ به دنبال پیروزی سریع، پرزرقوبرق و بدون درگیری زمینی است و از سوی دیگر ژنرالهای او میدانند که چنین پیروزیای در دنیای واقعی وجود خارجی ندارد.
توهم قدرت هوایی
یکی از مهمترین بخشهای گزارش شبکه خبری سیانان که به خوبی عمق شکاف میان ترامپ و پنتاگون را نشان میدهد، بحث بر سر کارایی قدرت هوایی در وادار کردن ایران به تسلیم است. دونالد ترامپ که همواره از اعزام نیروهای زمینی به منطقه غرب آسیا گریزان بوده و آن را اشتباهی تاریخی و پرهزینه از سوی روسای جمهور پیشین میداند، سیگنالهایی مبنی بر این باور ارسال کرده است که میتواند صرفاً با اتکا به نیروی هوایی و بمبارانهای استراتژیک، تهران را بر سر میز مذاکره و به پایبندی به شروط خود بکشاند؛ اما کین و کارشناسان بلندپایه نظامی به شدت با این پارادایم مخالفند.
گزارش رسانههای آمریکایی نشان میدهد که رئیس ستاد ارتش تروریستی آمریکا در گفتوگوهای خصوصی خود به صراحت به محدودیتهای قدرت هوایی در این مرحله از جنگ اشاره کرده است. تاریخ جنگهای مدرن، از جنگ ویتنام گرفته تا افغانستان، لیبی و صربستان، نشان داده است که بمباران هوایی به تنهایی نمیتواند اراده سیاسی یک ملت را در هم بشکند؛ به ویژه ملتی که دههها تحت تحریمها و فشارهای حداکثری زیسته و تابآوری بالایی در برابر بحرانها پیدا کرده است. منابع آگاه به سیانان میگویند که حمله به زیرساختها نه تنها به فروپاشی سیستم سیاسی منجر نمیشود؛ بلکه میتواند دقیقاً نتیجهای معکوس داشته باشد.
بر اساس تحلیلهای پنتاگون که در گزارش سیانان به آن اشاره شده، بمباران زیرساختهای حیاتی ایران به جای آنکه خشم مردم را متوجه حکومت کند، باعث همبستگی ملی شده و جمعیت ایران را بیش از پیش نسبت به غرب و آمریکا بیگانه و خشمگین خواهد کرد. این یک کابوس اطلاعاتی و روانی برای استراتژیستهای آمریکایی است که میدانند جنگهای روانی و رسانهای، بخش جداییناپذیر از نبردهای قرن بیست و یکم هستند. ایجاد یک موج عظیم از احساسات ضدآمریکایی در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت، میتواند هرگونه امید برای تغییر رفتار دیپلماتیک یا نفوذ اطلاعاتی را برای دههها از بین ببرد و این دقیقا همان موضوعی است که ژنرال دن کین و برخی سیاستمداران آمریکایی از آن واهمه دارند؛ علاوه بر این، کین به طور خصوصی تاکید کرده است که بمباران هوایی نمیتواند به اهداف اعلامشده ترامپ دست یابد، زیرا فاقد عنصر «اشغال و کنترل» است. در غیاب نیروهای زمینی، هر تاسیساتی که بمباران شود، به سرعت بازسازی شده و چرخه جنگ به درازا میکشد. از این رو، کین به دنبال خروج از این چرخه معیوب است؛ پیش از آنکه آمریکا در یک جنگ فرسایشی بیپایان گرفتار شود که نه پیروزی در آن متصور است و نه پایان مشخصی برای آن وجود دارد.
انبارهای خالی، بحران مهمات و پدافند هوایی
شاید یکی دیگر از تکاندهندهترین دلایل تلاش خروج ارتش تروریستی آمریکا برای خروج سریع از جنگ با ایران که در گزارش سیانان برجسته شده است، مسئله لجستیک و به طور خاص، کاهش نگرانکننده ذخایر استراتژیک مهمات نظامی باشد. این بحران که ریشه در درگیریهای متعدد آمریکا در نقاط مختلف جهان، از حمایت از اوکراین گرفته تا دیگر جبهههای فعال در دریای سرخ و اروپای شرقی دارد، اکنون توان پنتاگون را برای خنثی کردن عواقب یک جنگ تمامعیار با ایران به شدت محدود کرده است؛ همچنین این مهم منجر به پیشی گرفتن جمهوری خلق چین در یک نبرد نظامی پایاپای در آینده نزدیک خواهد شد که این موضوع هم برای دولتمردان آمریکایی بسیار دردناک خواهد بود.
منابع رسانهای تایید کردهاند که «کاهش ذخایر مهمات کلیدی» یکی از فاکتورهای اساسی در تغییر رویکرد آمریکا و تمایل آنها به یافتن راه خروج است. این نگرانی تنها در راهروهای پنتاگون مطرح نشده، بلکه به یک دغدغه مشترک میان آمریکا و متحدان کلیدیاش در حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است. مقامات کشورهای عربی خلیج فارس در تماسهای اخیر خود با مقامات دولت ترامپ، به شدت نگرانی خود را از کمبود سیستمهای پیشرفته پدافند هوایی آمریکایی ابراز داشتهاند.
آنها به وضوح به واشنگتن منتقل کردهاند که در صورت تصمیم ترامپ به تشدید درگیری و حمله به ایران، توانایی آنها برای دفع حملات تلافیجویانه گسترده ایران به شدت تحتالشعاع قرار خواهد گرفت. ایران دارای زرادخانهای عظیم و متنوع از موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری است که میتواند به راحتی از سدهای پدافندی موجود در منطقه عبور کند (راهبرد اشباع پدافندی که هم اکنون هم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی در حملات به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه دنبال میکنند). اگر آمریکا مهمات رهگیر کافی برای حفاظت از متحدانش نداشته باشد، اعتماد به آمریکا به عنوان «چتر امنیتی» منطقه برای همیشه خدشهدار خواهد شد.
بنابراین، کمبود مهمات و سیستمهای دفاع هوایی سطح بالا، تنها یک مشکل لجستیکی نیست؛ بلکه یک بحران ژئوپلیتیک است که میتواند ساختار اتحادهای آمریکا در منطقه غرب آسیا را از هم بپاشد. ژنرال دن کین و مقامات پنتاگون به خوبی میدانند که جنگ با ایران تنها یک نبرد هوایی یکطرفه نخواهد بود؛ بلکه یک تبادل آتش گسترده است که در آن، پایداری لجستیکی حرف اول و آخر را میزند. وقتی انبارها خالی است، ادامه جنگ نه یک شجاعت نظامی، بلکه یک خودکشی استراتژیک است. به همین دلیل است که کین به دنبال یک رمپ خروج است تا پیش از خالی شدن کامل انبارها و فروپاشی سیستم دفاعی متحدان، ترمز این ماشین جنگی را بکشد.
وحشت متحدان عرب
در معادلات پیچیده منطقه غرب آسیا، متحدان منطقهای آمریکا همواره نقش ضربهگیر را برای واشنگتن ایفا کردهاند؛ اما در کمال تعجب، در جریان بحران اخیر با ایران، این همان متحدان بودند که به عنوان ترمز اصلی برای جلوگیری از تشدید درگیری عمل کردند. سیانان در این زمینه میگوید: متحدان ترامپ نقش مهمی را در برخی تصمیم گیریهای حساس رئیس جمهور آمریکا ایفا میکنند. در حقیقت کاخ سفید در حال بررسی برنامهای برای انجام حملات جدید، گستردهتر و تهاجمیتر علیه ایران بود. ژنرال کین و سایر مقامات دولتی ترامپ به شدت نسبت به این برنامه محتاط و نگران بودند، زیرا پیشبینیهای آنها از عواقب این تشدید درگیری بسیار تیره و تار بود؛ اما آنچه در نهایت باعث شد ترامپ از این حملات صرفنظر کند، گفتوگوهای مستقیم او با متحدان منطقهای آمریکا بود.
یک مقام ارشد دولت ترامپ در این زمینه به شبکه خبری سی ان ان میگوید: رهبران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس صراحتاً به رئیسجمهور آمریکا ابراز ترس و نگرانی کردهاند. پیام آنها روشن و هشداردهنده بود؛ آنها از انتقامجویی ایران به شدت هراس دارند؛ به ویژه حملات تلافیجویانه که مستقیماً زیرساختهای حیاتی انرژی آنها را هدف قرار دهد. پالایشگاهها، میادین نفتی و تاسیانات صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) این کشورها، شریانهای حیاتی اقتصاد آنها هستند که ضربه به آنها میتواند اقتصاد جهانی را فلج کرده و موجودیت سیاسی آنها را به خطر بیندازد. آنها همچنین نگران بسته شدن تنگه هرمز و گروگانگیری آبراههای بینالمللی توسط نیروی دریایی ایران هستند. در حقیقت ترامپ که همواره روابط نزدیکی با رهبران عرب حاشیه خلیج فارس داشته و منافع اقتصادی شرکتهای آمریکایی و قراردادهای کلان تسلیحاتی را در آن کشورها مدنظر دارد، نتوانست در برابر این فشارها مقاومت کند. او تصمیم گرفت از برنامه حملات جدید در این مقطع عقبنشینی کند. هرچند این مقام ارشد به CNN گفت که رئیسجمهور این گزینهها را برای تاریخهای آینده به طور کامل از روی میز خارج نکرده است، اما همین عقبنشینی تاکتیکی نشاندهنده آن است که ایالات متحده در ائتلاف منطقهای خود با یک شکاف عمیق مواجه است.
در شش ماه اخیر و با جنگ جانانهای که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان نبرد با آمریکا انجام دادند؛ مشخص شد که متحدان آمریکا دیگر حاضر نیستند بهای ماجراجوییهای نظامی واشنگتن را با نابودی اقتصاد خود بپردازند. این شکاف، به ژنرال کین و تیمش این اهرم فشار را میدهد تا ترامپ را متقاعد کنند که ادامه این مسیر، نه تنها به نفع آمریکا نیست، بلکه باعث از دست رفتن آخرین پایگاههای نفوذ آمریکا در خلیج فارس نیز خواهد شد.
لفاظیهای آمریکایی
یکی از جذابترین و در عین حال چالشبرانگیزترین ابعاد این ماجرا که سیانان هم به آن پرداخته، شیوه تعامل ژنرال دن کین با دونالد ترامپ است. کین به عنوان یک نظامی کهنهکار وظیفه دارد هم به قانون اساسی وفادار باشد و هم دستورات فرمانده کل قوا را اجرا کند؛ لذا او در یک بندبازی ظریف میان هشدارهای صریح و حفظ رابطه با رئیسجمهور گرفتار شده است. منابع آگاه در این باره میگویند که کین در انتقال پیامهای خود به شدت محتاط عمل میکند تا مبادا ترامپ او را یک ژنرال ضعیف یا شکستخورده تلقی کند. به گفته منابع حاضر در جلسات اخیر کاخ سفید، کین در هنگام ارائه گزینهها، ابتدا ابعاد قدرت نظامی آمریکا را برای ترامپ برجسته میکند؛ برای مثال در یکی از همین جلسات، وقتی بحث از عملیاتهای احتمالی به میان آمد، کین به وضوح به ترامپ اطمینان داد که اگر او تصمیم به پیشروی داشته باشد، ارتش آمریکا این توان را دارد که «آنها را کاملاً نابود کند». این ادبیات، دقیقاً همان چیزی است که ترامپ دوست دارد از دهان ژنرالهایش بشنود؛ تایید قدرت بینظیر و بیرقیب ماشین نظامی آمریکا.

ترامپ همواره به نمایش قدرت علاقهمند است و شنیدن جملاتی که غرور ملی آمریکاییها را نوازش دهد، برایش اهمیت بالایی دارد. اما در همان جلسه و در ادامه بحثها، کین به آرامی و با احتیاط کامل، نیمه تاریک و عواقب این نابودی را نیز برای رئیسجمهور تشریح میکند. او تلاش میکند به ترامپ بفهماند که «نابود کردن» یک چیز است و «دستیابی به اهداف سیاسی و استراتژیک» چیزی کاملاً متفاوت. این هنر دیپلماسی نظامی کین است که میتواند بدون آنکه اقتدار ترامپ را زیر سوال ببرد، واقعیتهای تلخ میدان نبرد را به او منتقل کند (اما چیزی که ترامپ مایل به شنیدن آن است و حملات ویرانگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به پایگاههای آمریکایی دو موضوع متضاد برای رئیس جمهور آمریکا هستند که لازم است ترامپ با آن به خوبی آشنا شود).
با این حال، در درون پنتاگون و میان دیگر رهبران نظامی، نقدهایی به این رویکرد کین وارد میشود؛ یک منبع آشنا با تعاملات کین و ترامپ اوایل سال جاری میلادی در گفتوگو با سیانان در این زمینه میگوید: کین مواضعش را با توجه به شرایط تعدیل کرده و در قیاس با گفتوگوهای خصوصیاش با دیگر رهبران نظامی پیش از آغاز جنگ، در کاخ سفید به اندازه کافی قاطع و صریح نیست.
وی میافزاید: کین باید با صراحت بسیار بیشتری در برابر ترامپ بایستد و به او بگوید که گزینههای روی میز، بیش از آنکه ابزار پیروزی باشند، بلیط ورود به یک فاجعه منطقهای هستند؛ با این وجود، کین میداند که ترامپ به ژنرالهایی که مدام با او مخالفت میکنند، اعتمادی ندارد و ممکن است آنها را از دایره تصمیمگیری خارج کند. از این رو، کین ترجیح میدهد در اتاق باقی بماند و با زبان نرم، ترمز جنگ را بکشد، تا اینکه با فریاد زدن از کاخ سفید اخراج شده و سکان جنگ به دست افراد تندروتر بیفتد.
گزینههای روی میز و خطرات پنهان
با وجود تمام تلاشها برای یافتن راه خروج، ترامپ هنوز تهدیداتی را علیه ایران مطرح میکند که میتواند در هر لحظه آتش جنگ را شعلهورتر کند. یکی از این تهدیدات که بارها از سوی ترامپ تکرار شده، حمله به زیرساختهای انرژی ایران است. از دیدگاه ترامپ، قطع شریانهای اقتصادی ایران میتواند این کشور را به سرعت به زانو درآورد و مجبور به پذیرش شروط آمریکا کند؛ اما تحلیل پنتاگون که در گزارش سیانان بازتاب یافته، این سناریو را یک اشتباه استراتژیک بزرگ میداند. منابع آگاه به سیانان میگویند که حمله به تاسیسات نفتی و گازی ایران نه تنها باعث تسلیم شدن حکومت نخواهد شد، بلکه تقریباً به طور قطع منجر به حملات تلافیجویانه متقابل علیه زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس خواهد شد.
ایران به خوبی میداند که اگر قرار باشد اقتصادش نابود شود، اجازه نخواهد داد که رقبای منطقهایاش از این وضعیت سود ببرند و بازارهای انرژی جهانی را در اختیار بگیرند. در نتیجه، تاسیسات نفتی عربستان، امارات و دیگر کشورهای منطقه نیز در تیررس حملات گسترده قرار خواهند گرفت؛ در حقیقت این سناریو، به معنای انفجار قیمت نفت در بازارهای جهانی، ایجاد تورم بیسابقه در اقتصاد آمریکا و اروپا و ورود جهان به یک رکود عمیق اقتصادی خواهد بود. برای ترامپ که همواره اقتصاد و بازارهای بورس را مهمترین دستاورد خود و دماسنج محبوبیتش میداند، چنین پیامدی میتواند به یک خودکشی سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شود. ژنرال کین و تیم اقتصادی ترامپ به خوبی از این ریسک آگاهند و میدانند که ضربه زدن به انرژی ایران، در واقع شلیک به پای اقتصاد جهانی و در نهایت اقتصاد خود آمریکاست.
از سوی دیگر، استراتژیستهای کاخ سفید نگرانند که این حملات، جمعیت ایران را کاملاً در مقابل آمریکا متحد کند. بمباران زیرساختهای غیرنظامی یا شبهنظامی که اقتصاد مردم عادی را هدف قرار میدهد، خشم عمومی را برمیانگیزد و هرگونه روزنه امید برای تغییر رفتار یا تغییر ساختار سیاسی در آینده را مسدود میکند. این انزوای استراتژیک، همان چیزی است که کین و دیگران به دنبال جلوگیری از آن هستند و ترجیح میدهند پیش از وقوع چنین فاجعهای، یک «رمپ خروج دیپلماتیک» طراحی کنند.
چرا فرمانده نظامی آمریکا برای پایان جنگ با ایران عجله دارد؟
گزارش افشاگرانه سیانان از تلاشهای ژنرال دن کین برای متقاعد کردن ترامپ به خروج از جنگ با ایران، پرده از یک واقعیت بزرگتر در استراتژی کلان واشنگتن برمیدارد. آمریکا دیگر ابرقدرتی نیست که بتواند بدون در نظر گرفتن عواقب، در هر نقطهای از جهان و به ویژه در قلب منطقه پرآشوب و ثروتمند غرب آسیا، جنگهای طولانیمدت و بیهدف را تحمل کند. تلاش برای یافتن یک «رمپ خروج»، نشاندهنده درک عمیق پنتاگون از محدودیتهای ذاتی قدرت آمریکاست.
دلایل این خروج اضطراری آمریکا از جنگ با ایران را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
نخست محدودیتهای لجستیکی و نظامی؛ انبارهای مهمات آمریکا به دلیل درگیریهای متعدد خالی شده و سیستمهای پدافندی برای حفاظت از متحدان در برابر سیل موشکهای ایرانی کافی نیست.

دوم شکست استراتژی قدرت هوایی؛ پنتاگون به این نتیجه رسیده است که بمباران هوایی به تنهایی نمیتواند اراده ملت ایران را در هم بشکند و تنها به تقویت همبستگی ملی و نفرت از آمریکا منجر میشود.
سوم فشار متحدان منطقهای؛ کشورهای عربی خلیج فارس که تابآوری اقتصادی و امنیتی خود را در خطر میبینند، به شدت در برابر ماجراجوییهای نظامی واشنگتن مقاومت میکنند و اهرم فشار قدرتمندی بر ترامپ محسوب میشوند.
چهارم خطرات اقتصادی جهانی؛ حمله به زیرساختهای انرژی ایران میتواند بازارهای جهانی را مختل کرده و اقتصاد آمریکا را که برای ترامپ اهمیت حیاتی دارد، به ورطه نابودی بکشاند.
در مجموع، ژنرال کین در یک راهرو باریک و خطرناک در حال حرکت است؛ او باید همزمان اقتدار نظامی آمریکا را به رخ رئیسجمهور بکشد و همزمان او را از لبه پرتگاه یک جنگ ویرانگر و بیحاصل به عقب بکشاند. ادبیات دوگانه او در کاخ سفید، یعنی اطمینان دادن به ترامپ از توانایی «نابودی کامل» و در عین حال هشدار درباره عواقب آن، تاکتیکی است برای خریدن زمان. زمانی که شاید بتواند در آن، دیپلماتها و میانجیهای بینالمللی راهی برای پایان دادن به این بحران پیش از آنکه دیر شود، بیابند.
اگر ترامپ به هشدارهای پنتاگون و متحدانش بیتوجهی کند و بر طبل جنگ و بمباران زیرساختهای انرژی بکوبد، آمریکا نه تنها در باتلاق منطقه پرآشوب غرب آسیا گرفتار خواهد شد، بلکه اعتبار خود را به عنوان یک قدرت جهانی که توانایی مدیریت بحران و حفاظت از دوستانش را دارد، برای همیشه از دست خواهد داد. گزارش سیانان در حقیقت هشداری است روشن به سیاستمداران در واشنگتن با این مضمون که گاهی اوقات، بزرگترین پیروزی یک ارتش، در میدان جنگ به دست نمیآید، بلکه در اتاقهای بسته و با زدن ترمز پیش از سقوط در پرتگاه رقم میخورد؛ لذا اکنون، تمام هنر ژنرال کین و همفکرانش در کاخ سفید، یافتن همان ترمز و همان رمپ خروج است.
انتهای پیام/281
