ماهیت توافق مکه

ریاض در حال ایجاد لایه دوم امنیتی در کنار روابط خود با آمریکا است. عربستان نمی‌خواهد الزاماً آمریکا را کنار بگذارد؛ بلکه می‌کوشد تعداد ستون‌های امنیتی خود را افزایش دهد.
کد خبر: ۸۵۳۴۷۱
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۲ - 08August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - سعید شهرابی فراهانی، تحلیل‌گر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بین‌الملل و حوزه امنیت ملی؛ امضای «توافق دفاعی مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت ۲۰۲۶ را نمی‌توان صرفاً یک توافق نظامی میان سه کشور مسلمان تلقی کرد. این پیمان در شرایطی شکل گرفته که محیط امنیتی غرب آسیا به‌شدت متحول شده و بازیگران منطقه‌ای بیش از گذشته به دنبال ایجاد سازوکار‌های مستقل برای تأمین امنیت خود هستند. بر اساس مفاد اعلام‌شده، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد و طرف‌ها متعهد به تقویت بازدارندگی، همکاری دفاعی و صنایع نظامی شده‌اند.

سعید شهرابی فراهانی

اهمیت توافق زمانی بیشتر می‌شود که آن را در امتداد توافق دفاع متقابل عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ قرار دهیم؛ توافقی که از ابتدا نیز اصل «حمله به یکی، حمله به هر دو» را در خود داشت؛ بنابراین پیمان مکه را باید مرحله دوم و گسترده‌ترشدن یک روند دانست، نه پدیده‌ای کاملاً ناگهانی.

۱. انگیزه اصلی ریاض؛ عبور از وابستگی امنیتی یک‌جانبه

برای عربستان، مسئله اصلی امنیت است. تجربه حملات پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های حیاتی، تهدید‌های یمنی و نگرانی از گسترش دامنه درگیری‌های منطقه‌ای، این تصور را در ریاض تقویت کرده که اتکای صرف به تضمین‌های خارجی کافی نیست. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد مقام‌های سعودی نسبت به تهدید‌های هم‌زمان از سوی نیرو‌های همسو با ایران در شمال و جنوب هشدار داده‌اند.

از این منظر، ریاض در حال ایجاد لایه دوم امنیتی در کنار روابط خود با آمریکا است. عربستان نمی‌خواهد الزاماً آمریکا را کنار بگذارد؛ بلکه می‌کوشد تعداد ستون‌های امنیتی خود را افزایش دهد. پاکستان برای نیروی انسانی، تجربه نظامی و ظرفیت راهبردی اهمیت دارد و ترکیه نیز توانمندی‌های نظامی، پهپادی، صنایع دفاعی و موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه‌ای دارد. بنابراین، تعبیر «دست‌وپا زدن عربستان» ممکن است از نظر سیاسی قابل طرح باشد، اما از منظر راهبردی دقیق‌تر آن است که بگوییم ریاض در حال متنوع‌سازی منابع قدرت و کاهش آسیب‌پذیری امنیتی خود است.

۲. ترکیه؛ بازیگری که نمی‌خواهد در یک اردوگاه محصور شود

ورود ترکیه به این ساختار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آنکارا عضو ناتو است، اما هم‌زمان طی سال‌های اخیر تلاش کرده است استقلال راهبردی بیشتری در سیاست خارجی ایجاد کند. مشارکت ترکیه در پیمان مکه الزاماً به معنای فاصله گرفتن از ناتو نیست. حتی متن توافق نیز بر مکمل‌بودن این ترتیبات با تعهدات ترکیه در ناتو تأکید می‌کند. درباره احتمال پیوستن ترکیه به توافق پاکستان و عربستان این امر نیز نشان می‌داد که آنکارا می‌تواند از چنین چارچوبی برای افزایش اهرم‌های منطقه‌ای و حفظ گزینه‌های متعدد استفاده کند. در نتیجه، ترکیه احتمالاً این پیمان را نه به‌عنوان «جنگ علیه ایران»، بلکه به‌عنوان ابزاری برای افزایش وزن خود در معماری امنیتی خاورمیانه می‌بیند.

۳. پاکستان؛ حلقه‌ای که نباید نقش آن دست‌کم گرفته شود

پاکستان مهم‌ترین عنصر راهبردی این توافق است. اسلام‌آباد دارای ارتش بزرگ، تجربه طولانی در مدیریت بحران‌های امنیتی و توان بازدارندگی هسته‌ای است. با این حال، نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که پیمان مکه به‌معنای انتقال یا اشتراک‌گذاری توان هسته‌ای پاکستان با عربستان است؛ چنین برداشتی بدون سند رسمی قابل اثبات نیست. اهمیت پاکستان در اینجا بیشتر در ایجاد اعتبار بازدارندگی و عمق ژئوپلیتیکی برای عربستان است.

از سوی دیگر، پاکستان نیز با پیوستن ترکیه به چارچوب دفاعی، شریک قدرتمندتری در غرب آسیا پیدا می‌کند؛ بنابراین توافق مکه برای اسلام‌آباد صرفاً یک تعهد به ریاض نیست؛ بلکه فرصتی برای افزایش نقش پاکستان در معادلات امنیتی جهان اسلام است.

۴. آیا این توافق علیه ایران است؟

 پاسخ هم بله و هم خیر است. متن توافق تأکید می‌کند که کشور خاصی هدف قرار نگرفته و این پیمان ماهیت دفاعی دارد. اما در تحلیل راهبردی باید میان هدف اعلام‌شده و اثر ژئوپلیتیکی تفاوت گذاشت.

حتی اگر ایران در متن توافق نام برده نشده باشد، افزایش همکاری نظامی سه کشوری که همگی در محاسبات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا نقش دارند، طبیعتاً بر محاسبات تهران اثر می‌گذارد. به‌ویژه آنکه این توافق در فضایی شکل گرفته که عربستان تهدید‌های مرتبط با نیرو‌های همسو با ایران را جدی می‌داند؛ بنابراین بهتر است توافق مکه را در وضعیت فعلی دربعدامنیت ملی «پیمان ضدایرانی اعلام‌شده» بدانیم، اما آن را یک تحول بالقوه محدودکننده برای آزادی عمل منطقه‌ای ایران تلقی کنیم.

۵. نقش آمریکا و اسرائیل؛ از فرضیه تا واقعیت

این توافق مستقیماً با هماهنگی آمریکا و اسرائیل طراحی شده است. با این حال، از منظر منافع راهبردی، واشنگتن احتمالاً از ایجاد سازوکاری که بتواند بخشی از بار امنیتی منطقه را میان متحدان و شرکای منطقه‌ای توزیع کند، استقبال خواهد کرد. از سوی دیگر، اگر پیمان جدید موجب افزایش قدرت نظامی ترکیه و پاکستان در کنار عربستان شود، اسرائیل درپشت پرده نیزبایدمحاسبات امنیتی خود را بازتنظیم کند.الان فعلامشکلی نداردچون به نفع خودمیداند.

۶. پیامدهای مستقیم برای ایران

ایران باید در برابر توافق مکه واکنش نشان دهد؛ بی‌تفاوتی نیز اشتباه راهبردی خواهد بود. تهران باید دست‌کم پنج محور را به‌صورت فوری رصد کند: اول، مفاد محرمانه و سازوکار عملی دفاع جمعی؛ دوم، ایجاد فرماندهی یا مرکز هماهنگی مشترک؛ سوم، همکاری اطلاعاتی و اشتراک داده‌های شناسایی؛ چهارم، استقرار نیرو یا تجهیزات ترکیه و پاکستان در عربستان؛ پنجم، پیوستن کشورهای جدید به این چارچوب.

اگر توافق از سطح بیانیه سیاسی به سطح تمرین‌های مشترک، استقرار نیرو، تبادل اطلاعات و یکپارچه‌سازی سامانه‌های دفاعی برسد، آن‌گاه ماهیت آن از یک پیمان سیاسی به یک معماری امنیتی مؤثر تبدیل خواهد شد.

۷. راهبرد پیشنهادی تهران

واکنش مناسب ایران به تفکیک، تهدیدات مستقیم سه کشوربررسی وارزیابی شود؛ زیرانبایدگذاشت به تقویت همگرایی برعلیه ایران کمک شود. راهبردباید ترکیبی از بازدارندگی، دیپلماسی فعال و شکستن محاصره ژئوپلیتیکی باشد.

ایران باید از یک سو به‌صورت روشن اعلام کند که هرگونه اقدام نظامی علیه منافع یا تمامیت ارضی ایران با پاسخ مواجه خواهد شد؛ اما از سوی دیگر، کانال‌های دیپلماتیک با ریاض و آنکارا را فعال نگه دارد. به‌ویژه رابطه تهران ـ ریاض اهمیت حیاتی دارد. اگر ایران بتواند نشان دهد که اختلافات امنیتی با عربستان از طریق دیپلماسی قابل مدیریت است، بخشی از فلسفه وجودی یک ائتلاف امنیتی ضدایرانی تضعیف خواهد شد. همچنین تهران باید در روابط خود با پاکستان و ترکیه فعال‌تر شود. پاکستان نباید صرفاً از زاویه «متحد عربستان» دیده شود و ترکیه نیز نباید در چارچوب «عضو ناتو»دانست. هر دو کشور منافع مستقل و قابل مذاکره دارند.

جمع‌بندی راهبردی

توافق مکه را باید نشانه تغییر معماری امنیتی منطقه دانست، نه صرفاً یک پیمان نظامی سه‌جانبه. این توافق هنوز به‌تنهایی یک «ناتوی اسلامی» نیست و نباید درباره توان عملیاتی آن اغراق کرد. اما اگر به همکاری اطلاعاتی، رزمایش مشترک، صنایع دفاعی مشترک و سازوکار واقعی دفاع جمعی منتهی شود، می‌تواند در میان‌مدت موازنه امنیتی غرب آسیا را تغییر دهد.

برای ایران، خطر اصلی خودِ امضای توافق نیست؛ خطر واقعی تبدیل‌شدن آن به یک شبکه امنیتی چندلایه است که ترکیه، پاکستان و عربستان را در یک سازوکار عملیاتی مشترک قرار دهد. بنابراین پاسخ تهران بایدمقتدرانه ومحاسبه شده باشد؛چندلایه و پیش‌دستانه در عرصه دیپلماسی، اطلاعات، اقتصاد و بازدارندگی باشد. در چنین شرایطی، بهترین سیاست برای ایران جلوگیری از تبدیل «توافق مکه» به یک بلوک دائمی و ضدایرانی است؛ پیش از آنکه ساختار سیاسی امروز، به زیرساخت نظامی فردا تبدیل شود.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار