چالشها و چشمانداز همکاری افغانستان و آسیای مرکزی
گروه بینالملل دفاعپرس: در تاریخ ۳۱ تیر، افغانستان و ازبکستان دربارهٔ انجام مطالعاتی برای پروژهٔ راهآهن فراافغانستان به توافق رسیدند که هدف آن افزایش حملونقل بار میان آسیای مرکزی و جنوبی است. هیأت فنی افغانستان به رهبری «محمداسحاق صاحبزاده»، معاون وزیر راهآهن، در تاشکند با «ظفر نرزولایف»، مدیرعامل راهآهن ازبکستان، دیدار کرد. بر اساس اطلاعات رسمی، این دیدار با هدف تقویت همکاریهای ریلی دوجانبه، اجرای پروژههای مشترک و تسریع در تحقق طرحهای زیرساختی میان دو کشور انجام شد. کارشناسان فنی دربارهٔ ارزیابی امکانسنجی پروژه، انتقال اسناد فنی مسیر «هرات – مزارشریف» و همچنین ساخت انبارهای جدید و بخشهای ریلی در امتداد راهآهن «خیراتان – مزارشریف» که با کمک ۱۶۵ میلیون دلاری بانک توسعه آسیایی ساخته شده و ازبکستان را به مرکز استان بلخ متصل میکند، به تبادل نظر پرداختند.

تاشکند با تأمین برق، برقراری ارتباط ریلی و ایجاد شرایط برای تجارت مرزی در ترمذ، از همسایهٔ جنوبی خود حمایت میکند. به گفتهٔ دولت ازبکستان، در سال ۲۰۲۴، دو کشور ۳۵ قرارداد تجاری و سرمایهگذاری به ارزش ۲.۵ میلیارد دلار امضا کردند.
علاوه بر طرحهای یادشده، پروژهٔ بلندپروازانهتری برای راهآهن فراافغانستان وجود دارد که شامل انجام کارهای مقدماتی و سپس ساخت مسیر ۵۷۳ کیلومتری «ترمذ – مزارشریف – کابل – پیشاور» تا گذرگاه مرزی «هرلاچی» در پاکستان با هزینهٔ تقریبی حدود ۵ میلیارد دلار است که امکان حمل سالانه تا ۲۰ میلیون تن بار را فراهم میکند. اگرچه توافق سهجانبه میان کابل، تاشکند و اسلامآباد در سال ۲۰۲۵ امضا شد، اما این پروژه به دلیل وخامت روابط میان افغانستان و پاکستان که با تبادل آتش و درگیریهایی در امتداد «خط دیورند» که از سوی کابل به رسمیت شناخته نشده، همراه است، همچنان متوقف مانده است. افزون بر این، پاکستان با ایجاد مسیرهای تجاری به آسیای مرکزی از طریق ایران و چین در چارچوب پروژههای بینالمللی مختلف، به دنبال دورزدن خاک «همسایهٔ دشمن» است، اما با این حال نمیتواند افغانستان را نادیده بگیرد، زیرا بیثباتی در این کشور بهطور سنتی بر مهاجرت، امنیت، تجارت و وضعیت انسانی فراتر از مرزهای آن تأثیر میگذارد. در عین حال، درک فرایندهای افغانستان برای همسایگان شمالی پنجاب (آسیای مرکزی) بسیار حیاتی است که برخی رویدادهای اخیر گواه آن است.
به عنوان مثال، در ۲۶ خرداد، مرکز مطالعات راهبردی افغانستان وابسته به وزارت خارجه، نخستین مجمع اندیشکدههای افغانستان و آسیای مرکزی را در کابل برگزار کرد که رهبران و مقامهای عالیرتبهٔ مؤسسات پژوهشی سراسر منطقه را گرد هم آورد. این مجمع که با شعار «نقش راهبردی اندیشکدهها در توسعهٔ همکاری منطقهای» برگزار شد، میزبان هیأتهایی از ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان، آذربایجان و همچنین همتایان افغانستانی آنها بود.
«مولوی امیرخان متقی»، وزیر امور خارجهٔ افغانستان، خاطرنشان کرد که نظم بینالمللی در دوراهی مهمی قرار دارد و میان روایتهای رقیب و اردوگاههای متخاصم تقسیم شده است.
وی تاکید کرد: با توجه به رویدادها و چالشهای ساختار جهانی، نظم کنونی بینالمللی در مرحلهٔ پیچیدهای از تاریخ قرار دارد؛ دورهای که از یک سو با توهمات گوناگون و روایتهای متناقض و از سوی دیگر با تلاشهایی برای توسعهٔ همکاری و چندجانبهگرایی مشخص میشود.
متقی در واقع از نظم بینالمللی حمایت کرد که به افغانستان و همسایگانش اجازه دهد با تعامل سازنده با شرکای مایل به همکاری، مسیر سیاست خارجی خود را مستقلا تعیین کنند. وزیر خارجهٔ افغانستان به مشکلات مشترک از جمله تغییرات اقلیمی، کمبود آب، مشکلات اقتصادی و گسترش مناقشات اشاره کرد. همکاری عملی بیش از انزوا یا رویکردهای یکجانبه برای افغانستان سودمند خواهد بود. متقی بر پایبندی افغانستان به اجرای پیشنهادهای مبتنی بر علم که در نشست مشورتی کابل مطرح شد، تأکید کرد. سخنان وزیر خارجه افغانستان نشاندهندهٔ این دیدگاه بود که توسعهٔ همهجانبهٔ اقتصادی و روابط حسن همجواری، پایههای مکمل ثبات اجتماعی در چارچوب تمدنی مشترک هستند. این دیدگاه به هر حال توسط بسیاری از جمهوریهای آسیای مرکزی نیز مورد قبول است.
متقی در میان پروژههای فرامرزی به «کاسا-۱۰۰۰»، خط لولهٔ گاز ترکمنستان – افغانستان – پاکستان – هند (تیایپیآی)، پروژهٔ انتقال برق ترکمنستان – افغانستان – پاکستان (تیایپی-۵۰۰)، دالان لاجورد و راهآهن افغانستان و ایران اشاره کرد. این طرحها در مراحل مختلفی از اجرا قرار دارند و برخی از آنها دههها پیشرفت نکردهاند.
به عنوان مثال، ایدهٔ احداث خط لولهٔ گاز در سرزمینهای ناآرام افغانستان از نیمهٔ دوم دههٔ ۲۰۰۰ مطرح شده و «تضمینهای امنیتی» مقامهای کابل، مشارکتکنندگان بالقوه را چندان دلگرم نمیکند.
با این حال، در دورهٔ اخیر، تماسها به وضوح افزایش یافته است. از پاییز ۲۰۲۵، شرکتهای ازبکستانی و افغانستانی قراردادهایی به ارزش حدود ۵ میلیارد دلار منعقد کردهاند. به نوشتهٔ تایمز آسیای مرکزی، جاهطلبیهای ازبکستان، فراتر از پیوندهای حملونقل و انرژی است. ازبکستان به دنبال ایجاد یک فضای اقتصادی و سیاسی واحد در آسیای مرکزی و جنوبی است که در آن دستور کار توسط کشورهای منطقه تعیین شود.
«اکرامجان نعماتوف»، معاون اول مدیر مؤسسهٔ مطالعات راهبردی و منطقهای وابسته به رئیسجمهور ازبکستان، شاید کمی پیش از موعد، تأکید کرد که آسیای مرکزی به منطقهای متحد با راهبرد توسعهٔ مبتنی بر روابط سازنده با همسایگان، اعتماد متقابل و همکاری اقتصادی تبدیل شده که به تقویت هویت منطقهایی میانجامد. این تصور که حتی پیچیدهترین مسائل منطقهای را میتوان از طریق گفتوگو، مصالحه و احترام به منافع متقابل حل کرد، هنوز کمی خوشبینانه به نظر میرسد.
پیشتر، در ۱۴ خرداد، «گفتوگوی ترمذ – ۲۰۲۶» در تاشکند برگزار شد که مرحلهای برای آمادهسازی مجمع مذکور اندیشکدههای افغانستان و آسیای مرکزی بود. این بستر در سال ۲۰۲۵ برای اجرای مفاد قطعنامهٔ مجمع عمومی سازمان ملل تأسیس شد و دولتها، سازمانهای بینالمللی، جوامع تجاری و مؤسسات دانشگاهی را برای تبدیل نیات سیاسی به راهحلهای مشخص زیرساختی و تجاری گرد هم میآورد. «نورالدین عزیزی»، وزیر صنعت و تجارت افغانستان، در جمع شرکتکنندگان سخنرانی کرد و افغانستان را پیوندی غیرقابلجایگزین میان آسیای مرکزی و جنوبی خواند. عزیزی در برابر مقامهای عالیرتبهٔ دولتی، کارشناسان منطقهای و نمایندگان سازمانهای بینالمللی، افغانستان را نه به عنوان مشکلی که نیاز به حل دارد، بلکه به عنوان شریان حیاتی معرفی کرد که بزرگترین تمدنها، بازارها و مردمان منطقه را به هم متصل میکند.
وی تاکید کرد: افغانستان بر تعهد خود به تقویت همکاریهای اقتصادی و تجاری تأکید کرده و آمادگی کامل خود را برای همکاری با کشورهای همسایه و شرکای بینالمللی در توسعهٔ تجارت، ترانزیت، سرمایهگذاری و روابط اقتصادی اعلام میدارد.
به گفتهٔ عزیزی، پروژههای حملونقل افغانستان، به عنوان یکی از مهمترین ابتکارات منطقهای برای برقراری ارتباط، نقش بسزایی در یکپارچهسازی شبکههای ریلی آسیای مرکزی و جنوبی ایفا کرده و به توسعهٔ تجارت، تسهیل ترانزیت، کاهش هزینههای حملونقل و تقویت همکاریهای اقتصادی منطقهای کمک میکنند. در مرحلهٔ دوم اجرای این ابتکار، افغانستان از طریق مسیر «شیرخانبندر – پنجاب» به تاجیکستان، از طریق «ترمذ – خیراتان» به ازبکستان و از طریق «آقینه – امامنظر» به ترکمنستان و همچنین به ایران و جنوب آسیا از طریق بندرعباس متصل خواهد شد.
عزیزی ایدههای تجارت آزاد، توسعهٔ اقتصادی پایدار و منافع مشترک را به عنوان عناصر بههمپیوستهای مطرح کرد که میتوانند در مجموع از ثبات منطقهای حمایت کنند:
وی خاطرنشان کرد: توسعهٔ پایدار و رفاه همگانی در صورتی محقق میشود که موانع تجاری کاهش یابد، زیرساختهای ترانزیت تقویت شوند و شرایطی برای مشارکت گستردهتر بخش خصوصی فراهم آید.
وی معتقد است که باید به اهداف اقتصادی عملی پایبند بود و هیچ بانک سرمایهگذاری، شرکت لجستیکی یا بازرگانی در دالانهایی که از مناطق ناپایدار عبور میکنند، سرمایهگذاری نخواهد کرد.
«الدور آریپوف»، مدیر مرکز بینالمللی مطالعات راهبردی، در جمعبندی جو حاکم بر منطقه گفت: رشد مسالمتآمیز افغانستان و ادغام تدریجی آن در ابتکارات اقتصادی منطقهایی و طرحهای اتصال برای احیای نقش تاریخی این کشور به عنوان پل میان آسیای مرکزی و جنوبی ضروری است. همکاری عملی مبتنی بر منافع متقابل میتواند به تقویت ثبات منطقهایی و رفاه عمومی کمک کند.
از سوی دیگر تمایل رهبری افغانستان برای به رسمیت شناخته شدن بیشتر در سطح بینالمللی، بهویژه پس از آنکه روسیه این جنبش را از فهرست سازمانهای تروریستی خود حذف کرد، آشکار است. در ماه اردیبهشت، مسکو و کابل قراردادی دربارهٔ همکاری نظامی-فنی امضا کردند که جزئیات آن فاش نشده است.
در این دیدار سرگئی لاوروف وزیر امور خارجهٔ روسیه، با اشاره به سازمان تروریستی «داعش خراسان»، این گروه را تهدید اصلی امنیت برای کشورهای آسیای مرکزی دانست و اعلام کرد که این گروه تلاش میکند از خاک افغانستان به عنوان پایگاهی برای توسعهٔ قلمرو و ایجاد «خلافت» استفاده کند.
لاوروف تاکید کرد که این تهدید تروریستی ماهیتی فراملی دارد و مبارزه با آن نیازمند همکاری جدی منطقهای و بینالمللی است.
در پاسخ، «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی امارت اسلامی، اعلام کرد که داعش خراسان در خاک افغانستان حضور فیزیکی نداشته و فعالیت آن سرکوب شده و هیچ تهدیدی از خاک افغانستان متوجه کشورهای منطقه نیست، اما به سختی میتوان این ادعا را پذیرفت. پیش از سرمایهگذاری میلیاردها دلار در توسعهٔ زیرساختهای کشوری که به تازگی در حال بازیابی مشروعیت بینالمللی خود است، باید جوانب مثبت و منفی را به دقت سنجید و دستکم دید که کشورهای آسیای مرکزی چگونه از عهدهٔ آن برمیآیند.
انتهای پیام/ 999
