خبرنگار میبیند اما دیده نمیشود
گروه استانهای دفاعپرس - صدیقه صباغیان؛ 17 مرداد و روز خبرنگار، یادآور نام و خاطره مردانی است که حقیقت را بر مصلحت ترجیح دادند و در مسیر آگاهیبخشی و روایت واقعیت، جان خود را تقدیم کردند. این روز بیش از آنکه صرفاً مناسبتی برای تبریک به اصحاب رسانه باشد، فرصتی برای یادآوری جایگاه خطیر و ارزشمند خبرنگاری و تجلیل از انسانهایی است که در سختترین میدانها، چراغ اطلاعرسانی را روشن نگه داشتهاند.

نام شهید محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در مردادماه ۱۳۷۷ در مزارشریف افغانستان به شهادت رسید، با روز خبرنگار گره خورده است؛ خبرنگاری که در یکی از دشوارترین شرایط امنیتی تا آخرین لحظه به رسالت حرفهای خود پایبند ماند و نامش به نمادی ماندگار از تعهد، شجاعت و فداکاری خبرنگاران تبدیل شد اما صارمی تنها نام این عرصه نیست.
تاریخ رسانه ایران و جهان، مملو از خبرنگارانی است که در میدانهای جنگ، ناامنی، بحران و حوادث، برای رساندن حقیقت به مردم ایستادند و برخی نیز جان خود را در این مسیر از دست دادند. شهدای خبرنگار، گواه روشنی بر این حقیقت هستند که روایتگری در میدانهای پرخطر، گاه همسنگ حضور در خط مقدم است.
در سالهای اخیر نیز همزمان با وقوع جنگها و بحرانهای مختلف در منطقه و جهان، خبرنگاران بار دیگر نشان دادند که رسالت رسانه تنها انتقال خبر نیست، بلکه ثبت حقیقت برای تاریخ، روایت رنج مردم، انعکاس واقعیتهای میدان و مقابله با تحریف و روایتهای ساختگی، بخشی از مسئولیت سنگین آنان است.
در جریان جنگها و درگیریهای اخیر، خبرنگاران و تصویربرداران بسیاری با حضور در مناطق بحرانی، در شرایطی دشوار و گاه با به خطر انداختن جان خود، تلاش کردند تصویری واقعی از حوادث را به افکار عمومی ارائه دهند. آنان در شرایطی که صدای انفجار، ناامنی و اضطراب بر فضای جامعه سایه میافکند، وظیفه سنگین خود را در ثبت و انتقال واقعیتها بر عهده گرفتند.
در چنین شرایطی، خبرنگار فقط یک انتقالدهنده خبر نیست، او حافظ حافظه تاریخی یک ملت است. تصاویر، گزارشها، روایتها و مشاهدات خبرنگاران، بخش مهمی از تاریخ معاصر را شکل میدهند و نسلهای آینده از طریق همین روایتها خواهند فهمید که بر مردم، شهرها و جوامع در روزهای سخت چه گذشته است. امروز و در عصر جنگ روایتها، اهمیت این مسئولیت دوچندان شده است.
جنگها دیگر تنها در میدان نظامی رخ نمیدهند و در کنار میدانهای سخت، عرصه رسانه و افکار عمومی نیز به یکی از مهمترین میدانهای تقابل تبدیل شدهاند. در این شرایط، دقت، صحت، سرعت، اخلاق حرفهای و شجاعت خبرنگار بیش از گذشته اهمیت دارد و رسانه مسئولیتپذیر میتواند با روایت درست، امید و اعتماد را در جامعه تقویت کند.
خبرنگاران همچنین در بحرانهای اجتماعی، حوادث طبیعی، همهگیریها و دیگر رخدادهای دشوار، همواره در کنار مردم حضور داشتهاند؛ از نخستین لحظات حادثه، خود را به میدان رساندهاند، صدای آسیبدیدگان را شنیدهاند، مطالبات مردم را به گوش مسئولان رساندهاند و در بسیاری از موارد، با اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، به مدیریت بهتر بحران کمک کردهاند.
از این منظر، رسانه را باید یکی از ارکان مهم ارتباط میان مردم و مسئولان دانست. خبرنگاران با انعکاس مطالبات، نقد منصفانه عملکردها، معرفی ظرفیتها و دستاوردها و تبیین خدمات صورتگرفته، میتوانند زمینهساز گفتوگویی سازنده و تقویت اعتماد عمومی باشند. در البرز نیز خبرنگاران همواره در صحنههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و بحرانها حضور داشته و با تلاش مستمر، اخبار و رویدادهای استان را به جامعه منتقل کردهاند.
خبرنگاری، حرفهای آمیخته با تعهد، مسئولیت، شجاعت و اخلاق است؛ حرفهای که گاه خبرنگار را از پشت میز خبر به قلب حادثه میکشاند و او را در معرض دشوارترین شرایط قرار میدهد. از این رو، پاسداشت روز خبرنگار، پاسداشت حقیقت، آگاهی و حق مردم برای دانستن است. بیتردید بخش مهمی از انعکاس ظرفیتها، مشکلات، مطالبات مردم و اقدامات دستگاههای اجرایی، حاصل تلاش همین جامعه پرتلاش رسانهای است.
به راستی خبرنگار کیست؟ خبرنگار همان کسی است که وقتی دیگران خستهاند، او هنوز مشغول تنظیم خبر است. همان کسی است که وقتی دیگران در خانه امن خود هستند، او در دل حادثه است تا صحنهای را از دست ندهد. همان کسی است که برای دریافت پاسخ یک سؤال ساعتها پشت درهای بسته میماند و تلاش میکند تا مسئول مربوطه را ببیند.
او همان کسی است که مشکلات مردم را میشنود و آن را به مطالبه عمومی تبدیل میکند اما مشکلات خودش نه جایی دیده و نه شنیده میشود. او همان کسی است که اگر مسئولی پاسخگو نباشد، آنقدر سؤال میکند تا پاسخ مناسب را بشنود، قول مساعد بگیرد و اگر لازم باشد بارها از یک موضوع، گزارش تهیه کند.
او همان کسی است که در تمام مدت کارش، صدای کسانی میشود که تریبونی برای حرف زدن ندارند؛ همان کسی که در بسیاری از مواقع، پاهایش توان راه رفتن ندارند و دستانش از شدت خستگی میلرزند اما کوتاه نمیآید. او خستگی را خسته میکند اما خم به ابرو نمیآورد و با وجود همه خستگیها صبح هنگام، باز هم به صحنه بازمیگردد، بدون خستگی و با امیدی تازه.
در کنار همه این موارد، خبرنگار همان کسی است که به قدری درگیر کار شده که فراموش کرده خودش نیز یک انسان است. انسانی با خانواده، اجاره خانه، قسط، هزینه زندگی، دغدغه آینده، نیاز به امنیت شغلی و حق برخورداری از یک زندگی شایسته. پس اگر قرار است از خبرنگار تقدیر کنیم، بهتر است پیش از آنکه در هفدهم مرداد برای او مراسم بگیریم، در طول سال کنارش باشیم.
اگر قرار است از شأن خبرنگار سخن بگوییم، این شأن باید در رفتار روزمره همه دیده شود. در دعوت از او، احترام به وقتش، فراهم کردن امکانات کاریاش، پاسخگویی به پرسشهایش، تأمین امنیت شغلیاش، توجه به بیمه و معیشتش، حمایت از مسکن و آیندهاش و مهمتر از همه، در این باور که خبرنگار یک ابزار تشریفاتی برای پوشش برنامهها نیست، او یک نیروی حرفهای است که بخش مهمی از مسئولیت آگاهی جامعه بر دوش اوست.
و اما هفدهم مرداد، فرصتی برای تبریک گفتن است اما خبرنگار به یک روز تبریک نیاز ندارد، او به ۳۶۵ روز احترام نیاز دارد؛ به اینکه وقتی حضورش دیده و سؤالش شنیده شود و مطالبهاش جدی گرفته شود، به اینکه وقتی از مشکلات مردم مینویسد، کسی هم از مشکلات خودش بپرسد، به اینکه وقتی سالها برای آگاهی جامعه تلاش میکند، آینده خودش در هالهای از ابهام نباشد.
روز خبرنگار زمانی معنا پیدا میکند که او فقط در قاب مراسم و روی سن دیده نشود، بلکه در زندگی واقعی، در محیط کار و در تمام روزهای سال، کرامتش حفظ شود. او همان کسی است که سالها صدای مردم بوده و حالا نوبت جامعه است که یکبار، نه برای یک روز، بلکه برای همیشه، صدای خبرنگار را بشنود.
انتهای پیام/
