خبرنگار؛ راوی دردهای مردم و فراموششده در میان دردها
گروه استانهای دفاعپرس - مینا صدیقیان؛ هر سال که روز خبرنگار از راه میرسد، دوباره همان جملات تکراری آغاز میشود؛ خبرنگار چشم بینای جامعه است، خبرنگار زبان مردم است، خبرنگار رکن چهارم دموکراسی است، خبرنگار پل میان مردم و مسئولان است اما پشت این واژههای پرطمطراق، یک سؤال ساده وجود دارد؛ اگر خبرنگار اینهمه مهم است، چرا وقتی خودش حرف میزند، کمتر کسی گوش میدهد؟

چرا همان جامعهای که از خبرنگار انتظار دارد دردهای مردم را فریاد بزند، گاهی برای شنیدن دردهای خود خبرنگار گوش شنوایی ندارد؟ خبرنگار موجودی عجیب است؛ باید مطالبهگر باشد، اما خودش نباید مطالبه کند! باید مشکلات مردم را پیگیری کند، اما وقتی از مشکل خودش حرف میزند، متهم میشود به گلایهمندی! باید شفافیت بخواهد، اما وقتی از عملکرد یک دستگاه سؤال میپرسد، گاهی به جای پاسخ، با دیوار سکوت، بیتوجهی یا حتی دلخوری مواجه میشود.
سالهاست درباره جایگاه خبرنگار حرف میزنیم، اما هنوز بسیاری از خبرنگاران برای ابتداییترین مسائل حرفهای خود درگیرند. هنوز هستند خبرنگارانی که با عشق و تعهد کار میکنند، اما امنیت شغلی ندارند. هنوز هستند کسانی که هر روز خبر تولید میکنند، اما خودشان خبر ندارند فردا چه آیندهای در انتظارشان است. این تناقض بزرگی است؛ جامعهای که خبرنگار را مسئول آگاهی مردم میداند، اما گاهی نسبت به امنیت و معیشت همان خبرنگار بیتفاوت است.
خبرنگار باید در سختترین شرایط کنار مردم باشد؛ در بحران، حادثه، گرما، سرما، سیل، آلودگی هوا، مشکلات شهری و اجتماعی. باید به دل میدان برود، تصویر بگیرد، مصاحبه کند، گزارش بنویسد و صدای کسانی باشد که تریبونی ندارند اما کمتر کسی میپرسد خود این خبرنگار چه زمانی فرصت نفس کشیدن دارد؟ خبرنگاری در بسیاری از مواقع شبیه دویدن در مسیری است که خط پایانش مشخص نیست. نه ساعت کاری مشخصی دارد، نه تعطیلی واقعی و نه مرز روشنی میان زندگی شخصی و کار.
نیمهشب ممکن است خبری برسد، صبح زود باید در محل حادثه حاضر شود، ظهر باید به دنبال پاسخ مسئول باشد و شب باید گزارش را تحویل دهد اما در پایان ماه، گاهی تمام این تلاشها با رقمی مواجه میشود که حتی نمیتواند پاسخگوی هزینههای ابتدایی زندگی باشد. بعد هم انتظار داریم خبرنگار با انگیزه بماند، حرفهای رفتار کند و همیشه امیدوار بنویسد! بیایید کمی صادق باشیم؛ بخشی از مشکلات امروز رسانه، نتیجه نگاههای تشریفاتی به خبرنگار است.
برخی مدیران رسانه را فقط زمانی دوست دارند که خبرهای مثبت منتشر کند. برخی روابط عمومیها خبرنگار را نه یک عنصر مستقل برای اطلاعرسانی، بلکه ابزاری برای بازنشر عملکرد خود میبینند. برخی مسئولان پاسخگویی را وظیفه نمیدانند و ترجیح میدهند خبرنگار فقط شنونده باشد، نه پرسشگر. اما خبرنگار قرار نیست بلندگوی کسی باشد؛ رسانه اگر فقط تعریف کند، دیگر رسانه نیست، تبلیغات است. خبرنگار اگر فقط خبرهای خوشایند بنویسد، خبرنگار نیست، روابط عمومی است.
وظیفه خبرنگار این نیست که همه را راضی نگه دارد، وظیفهاش این است که واقعیت را روایت کند. گاهی همین روایت واقعیت هزینه دارد. گاهی یک سؤال ساده، یک گزارش انتقادی یا بیان یک مطالبه عمومی میتواند خبرنگار را با واکنشهایی روبهرو کند که شاید هرگز در تعریفهای روز خبرنگار گفته نشود. در مراسمها از خبرنگار تقدیر میکنند، اما در میدان عمل، تحمل نقد خبرنگار هنوز برای بسیاری سخت است.
ما خبرنگاران گاهی عجیبترین تناقضها را تجربه میکنیم؛ برای گرفتن یک خبر باید ساعتها منتظر پاسخ بمانیم، اما همان مسئول انتظار دارد خبر عملکردش در سریعترین زمان ممکن منتشر شود. برای یک گزارش مردمی باید دهها تماس بگیریم، اما وقتی گزارش منتشر میشود، بعضیها به جای پاسخگویی، دنبال پیدا کردن مقصر میگردند. مشکل اینجاست که هنوز برخی متوجه نشدهاند رسانه دشمن مدیر نیست، رسانه میتواند بهترین فرصت برای اصلاح باشد.
جامعهای که خبرنگار منتقد را تهدید میبیند، دیر یا زود با مشکلاتی روبهرو میشود که کسی آنها را بهموقع هشدار نداده است. از سوی دیگر، خود جامعه رسانهای هم نیازمند آسیبشناسی است. خبرنگاری فقط انتشار سریع خبر نیست. در عصر شبکههای اجتماعی، هر کسی میتواند یک متن را منتشر کند، اما هر کسی خبرنگار نیست. خبرنگار بودن یعنی مسئولیتپذیری، صحتسنجی، اخلاق حرفهای و شجاعت پرسیدن.
اعتماد مردم سرمایه رسانه است و این سرمایه با عجله، هیجان و انتشار اخبار تأییدنشده از بین میرود اما برای حفظ این سرمایه، خبرنگار هم نیازمند حمایت است. نمیتوان انتظار داشت خبرنگار حرفهای تربیت شود، اما شرایط حرفهای برای فعالیت او فراهم نباشد. خبرنگار نباید برای ادامه دادن، مجبور باشد میان حقیقت و معاش یکی را انتخاب کند. خبرنگاری که دغدغه نان شب دارد، چگونه میتواند با تمام توان دغدغه حقیقت و منافع عمومی را دنبال کند؟
روز خبرنگار فقط روز تقدیر از کسانی نیست که پشت تریبونها از آنها تعریف میشود، روز یادآوری مسئولیت کسانی است که باید شرایطی را فراهم کنند تا خبرنگار بتواند آزادانه، دقیق و مسئولانه کار کند. خبرنگار نه قهرمان میخواهد خطاب شود و نه قربانی، خبرنگار فقط میخواهد کاری که انجام میدهد، جدی گرفته شود. میخواهد وقتی سؤال میپرسد، به جای برچسب خوردن، پاسخ بگیرد و وقتی مشکلی را مطرح میکند، به جای متهم شدن، شنیده شود.
خبرنگار میخواهد وقتی برای مردم مینویسد، خودش هم بخشی از همین مردم دیده شود. امروز اگر از خبرنگار میگوییم، بهتر است از پشت واژههای زیبا عبور کنیم و به واقعیت برسیم. واقعیت این است که بسیاری از خبرنگاران خسته هستند، نه از نوشتن، بلکه از نادیده گرفته شدن، خسته از اینکه همیشه باید صدای دیگران باشند، اما کمتر کسی صدای آنها را بشنود. با این حال، هنوز قلمها روی کاغذ میچرخند، دوربینها روشن و خبرنگاران دوباره راهی میدان میشوند.
نه به خاطر لوح تقدیرها، نه به خاطر تعریفها و نه برای تشویقهای مقطعی، فقط به یک دلیل؛ چون هنوز باور دارند جامعه بدون حقیقت، راه خود را گم میکند. اما کاش روزی برسد که خبرنگار فقط در تقویم دیده نشود، بلکه در زندگی واقعی هم دیده شود چراکه جامعهای که خبرنگارش را تنها بگذارد، دیر یا زود با سکوتی روبهرو خواهد شد که هزینهاش از شنیدن یک نقد ساده بیشتر است.
انتهای پیام/
