حاجقاسم؛ فرماندهی که قلم را هم به میدان آورد
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، حاجقاسم برای بسیاری با تصویر فرماندهی در میدانهای نبرد شناخته میشود؛ اما در کارنامه او، سنگری دیگر هم وجود داشت؛ سنگری از جنس قلم و روایت.

نشریه «ثارالله» یکی از همین بخشهای کمتر دیدهشده از زندگی اوست؛ نشریهای که نام حاجقاسم نه در جایگاه یک چهره تشریفاتی، بلکه به عنوان مدیرمسئول آن ثبت شده بود؛ رسانهای که قرار بود خاطرات رزمندگان را روایت کند و در کنار آن، زبان مطالبهگری از مسئولان باشد.
شناسنامهای که نام حاجقاسم را داشت
سال ۱۳۷۴، همزمان با برگزاری کنگره ۶۵۰۰ شهید کرمان، نشریهای با عنوان «ثارالله» منتشر شد.
سیدابراهیم یزدینژاد، سردبیر سابق این نشریه، درباره آن گفته است که حاجقاسم مدیرمسئول «ثارالله» بود و خودش نیز به عنوان سردبیر در این مجموعه فعالیت میکرد.
به گفته او، این نشریه ۱۷ سال توسط حاجقاسم اداره شد و این مسئولیت تا سال ۱۳۹۴ ادامه داشت.
در صفحات «ثارالله» تنها خبرهای رسمی جای نداشت؛ خاطرات رزمندگان و مطالب مطالبهگرانه از مسئولان نیز منتشر میشد. یعنی قلم قرار نبود فقط گذشته را روایت کند؛ قرار بود در زمان حال نیز پرسشگر باشد.
فرماندهی که پشت میز رسانه ماندگار نشد
تصویر حاجقاسم در جایگاه مدیرمسئول شاید در نگاه اول با تصویر شناختهشده او از میدان جنگ فاصله داشته باشد؛ اما روایت نزدیکان رسانهایاش، وجه دیگری از شخصیت او را نشان میدهد.
یزدینژاد درباره آشنایی حاجقاسم با رسانه گفته است که او با حوزه رسانه بیگانه نبود و وقتی در کنار اصحاب رسانه مینشست، چنان سخن میگفت که به گفته او، کمتر کسی تصور میکرد با یک فرمانده نظامی روبهروست.
حاجقاسم برای رسانه فقط جایگاهی برای انتشار خبر قائل نبود؛ رسانه را بخشی از میدان اثرگذاری میدانست.
رسانهای که باید صادق باشد
شاید مهمترین میراث حاجقاسم برای خبرنگاران، نه فقط سابقه مدیرمسئولی او، بلکه نگاهی باشد که به کار رسانه داشت.
به روایت سردبیر سابق «ثارالله»، حاجقاسم معتقد بود یک فرد رسانهای باید به هدف خود اعتقاد و توجه داشته باشد؛ رسانه باید امانتدار و صادق باشد، جامع فکر کند، قدرت تحلیل داشته باشد، خودآگاه و بصیر باشد و دوست و دشمن خود را بشناسد.
اما در نگاه او، مطالبهگری نیز معنای مشخصی داشت؛ مطالبهگری باید وجود داشته باشد، اما نباید به مچگیری و تهدید تبدیل شود.
این نگاه، رسانه را از یک تریبون صرف فراتر میبرد؛ رسانهای که هم باید روایت کند و هم سؤال بپرسد.
قلمی که فقط برای «ثارالله» نبود
حاجقاسم فعالیت رسانهای خود را به نشریه «ثارالله» محدود نکرد.
یزدینژاد گفته است، حاج قاسم نشریات دیگری را که مدافع انقلاب و دلسوز جامعه بودند و حرفی برای گفتن داشتند، دور هم جمع میکرد تا در کنار یکدیگر مطالبهگری کنند.
این روایت، تصویری متفاوت از حاجقاسم ارائه میدهد؛ فرماندهای که رسانه را صرفاً ابزار تبلیغ نمیدید، بلکه آن را عرصهای برای طرح مسائل و پیگیری مطالبات جامعه میدانست.
حاجقاسم و خبرنگارانی که باید «بصیر» باشند
در نگاه حاجقاسم، خبرنگار فقط کسی نبود که خبر را منتقل کند.
به روایت یزدینژاد، او بر صداقت، امانتداری، جامعنگری، قدرت تحلیل و بصیرت تأکید داشت؛ ویژگیهایی که به گفته او، برای یک فرد رسانهای ضروری بود.
او همچنین بر شناخت دوست و دشمن تأکید میکرد؛ نگاهی که نشان میدهد از نظر حاجقاسم، قلم بدون شناخت و تحلیل، نمیتواند نقش واقعی خود را ایفا کند.
یک فرمانده، یک مدیرمسئول، چند سنگر
شاید یکی از جذابترین بخشهای این روایت همین باشد؛ حاجقاسم را نمیتوان فقط در یک قاب دید.
فرمانده میدان بود، اما با رسانه هم بیگانه نبود؛ مدیرمسئول نشریه بود، اما فعالیتش در همان صفحههای «ثارالله» متوقف نمیشد؛ مطالبهگری را میپذیرفت، اما آن را با مچگیری یکی نمیدانست.
همین چندوجهی بودن، تصویری متفاوت از مردی میسازد که معمولاً او را با لباس نظامی و نقشههای عملیاتی به یاد میآوریم.
حرف آخر...
امروز، در روز خبرنگار، شاید بد نباشد حاجقاسم را از قاب دیگری ببینیم؛ نه فقط فرماندهی که در میدان جنگ ایستاد، بلکه مدیری که برای قلم هم سنگر ساخت.
نام او سالها پای نشریه «ثارالله» بود؛ نشریهای که به روایت سردبیرش، خاطرات رزمندگان را ثبت میکرد و از مسئولان مطالبه میکرد.
حاجقاسم خوب میدانست میدان فقط جایی نیست که گلوله شلیک میشود؛ گاهی میدان، صفحهای است که باید حقیقت را در آن نوشت.
انتهای پیام/ 119
