بایدها و نبایدهای فرماندهان نظامی در عرصه دیپلماسی عمومی
گروه بینالملل دفاعپرس: مصاحبه «پیبیاس نیوز اور» (PBS NewsHour) با سردار محمدرضا نقدی، مشاور ارشد فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که توسط «رضا سیاح» در تهران انجام شد، یک تحول رسانهای و نشانهای آشکار از بحران عمیق بیاعتمادی رسانههای مستقل و افکار عمومی آمریکا به روایتهای مسئولان کاخ سفید است.

تحلیلگران و خبرنگاران ارشد آمریکایی که سالها شاهد ادعاهای تخیلی، هالیوودی و دور از واقعیت مقامات سیاسی و نظامی کشورشان درباره تحولات منطقه بودهاند، اکنون تلاش میکنند تا اطلاعات واقعی و واقعیتهای میدان نبرد را بدون سانسور و مستقیما از منابع اصلی و حقیقی آن در تهران دریافت کنند.
این رویداد بیسابقه که به عنوان نخستین حضور رسمی و مستقیم یک فرمانده شاخص سپاه پاسداران در یک رسانه مطرح آمریکایی ثبت میشود، نشان میدهد که فضای تحلیلی غرب برای درک ابعاد واقعی توانمندیها و محاسبات ایران، دیگر به بیانیههای یکطرفه واشنگتن بسنده نمیکند.
انتخاب شبکه «پیبیاس» برای انجام این مصاحبه و انتقال پیامهای راهبردی ایران، مبتنی بر محاسبه دقیق و هوشمندانه طرفین بوده است. پیبیاس به عنوان یک رسانه عمومی، غیرانتفاعی و مستقل از جریانهای تجاری و تبلیغاتی غولهای خبری نظیر «سیانان» (CNN)، «فاکس نیوز» (Fox News) یا «اماسانبیسی» (MSNBC) از اعتبار و وزن قابل توجهی در ساختار اجتماعی و سیاسی آمریکا برخوردار است. بر اساس پیمایشها و نظرسنجیهای معتبر موسسات فراملی نظیر «مرکز تحقیقاتی پیو» (Pew Research Center) و «یوگاو» (YouGov)، این شبکه با جلب اعتماد بیش از ۶۰ درصد از طیفهای نخبگانی و مردم، همواره در صدر اعتمادسازترین و معتبرترین رسانههای خبری آمریکا قرار داشته است.
از نظر گستره مخاطبان نیز «پیبیاس» جایگاهی منحصربهفرد دارد. این شبکه از طریق بیش از ۳۰۰ ایستگاه محلی، به پوشش سراسری بیش از ۹۸ درصدی خانوارها در آمریکا دسترسی دارد و برنامه محوری «پیبیاس نیوز اور» بهطور میانگین روزانه بین ۱ تا ۱.۲ میلیون بیننده تلویزیونی مستقیم و بیش از ۵ میلیون بیننده هفتگی را جذب میکند، ضمن آنکه حضور فعال دیجیتالی و پادکستهای آن روزانه میلیونها بازدیدکننده را در میان نسل جدید پدید میآورد.
گرچه بدنه اصلی مخاطبان و بینندگان ثابت برنامههای تحلیلی این شبکه را طیفهای اجتماعی متمایل به حزب دموکرات، نخبگان دانشگاهی، سیاستپژوهان و طبقه متوسط تحصیلکرده تشکیل میدهند، اما همین ساختار مخاطب است که اهمیت این انتخاب را دوچندان میکند. سردار نقدی با پی بردن به این وزن رسانهای و ضریب نفوذ بالا، پیام خود را به جای ارسال به سمت فضاهای هیجانی و عمومی، به قلب اندیشکدهها، اتاقهای فکر و بدنه رایدهندهای فرستاده که منتقد سیاستهای جنگطلبانه، ادعاهای غیرواقعی و مداخلات نظامی واشنگتن در غرب آسیا هستند.
از سوی دیگر، این مصاحبه نشاندهنده ابعاد جدیدی از دکترین دفاعی ایران و ورود به عصر دیپلماسی عمومی پیشرو و تهاجمی است؛ عصری که در آن، قدرت نظامی و رسانهای بسان دو لبه یک تیغ بران به کار گرفته میشود. یک لبه این تیغ، عملکرد میدانی، تثبیت توان تسلیحاتی و ایجاد بازدارندگی سخت است و لبه دیگر آن، تبیین حقوقی، نخبگانی و سیاسی است که پیام بازدارندگی و هزینههای هرگونه تجاوز را مستقیما به گوش حریف و تصمیمگیرندگان آن میرساند.
سردار نقدی در این مصاحبه با تشریح راهبرد جنگ فرسایشی، اعلام ناکامی اهداف راهبردی آمریکا در شکست دادن ایران و تاکید بر تداوم تولیدات تسلیحاتی حتی در صورت طولانی شدن درگیریها، از ابزار جنگ نرم بهره برد تا سیگنالهای مستقیم و بدون واسطهای را به افکار عمومی آمریکا ارسال کند. در معادلات قدرت در قرن بیستویکم، هیچ نبرد میدانی بدون پیوست رسانهای دقیق و قدرتمند به پیروزی نهایی و تثبیت دستاوردها منجر نخواهد شد.
این ارتباط مستقیم با مردم و نخبگان آمریکا از طریق یک پلتفرم مرجع، کارکرد کلیدی دیگری نیز دارد که همان شکستن حصر خبری و دور زدن سانسور ساختاری غرب است. در فضای رسانهای غالب در غرب، تصویر ایران و توانمندیهای آن معمولا از فیلترهای سنگین تحریف، روایتسازیهای یکطرفه و انحرافات خبری کاخ سفید عبور میکند. حضور بیواسطه یک فرمانده ارشد نظامی در برابر دوربین یک رسانه غربی، این امکان را فراهم ساخت تا پیام بدون سانسور به عمق جامعه آمریکا نفوذ کند.
طی این گفتوگو، چند خط پیامی کلیدی به جامعه آمریکا تزریق شد: نخست، تفکیک کاملا شفاف و هوشمندانه میان مردم آمریکا و سیاستمداران جنگطلب آن کشور. دوم، هشدار مستقیم در خصوص هزینههای هنگفت مالی، جانی و پرسنلی یک جنگ فرسایشی برای مالیاتدهندگان آمریکایی؛ و سوم، ارائه روایتی واقعی و بیواسطه از محاسبات منطقهای ایران و باورهای دینی و ملی که متضمن ایستادگی کشور است. این اقدام عملا ادعاهای غیرواقعی واشنگتن مبنی بر پیروزی نظامی سریع را در ذهن افکار عمومی غرب زیر سوال میبرد.
با وجود تمام ابعاد مثبت و دستاوردهای رسانهای این اقدام، ورود فرماندهان نظامی به عرصه حساس دیپلماسی عمومی و مصاحبه با رسانههای بینالمللی، بستری لغزنده و پرچالش است که به دقت فراوان و ابزارشناسی دقیق نیاز دارد. اتاقهای فکر و رسانههای حرفهای غربی در مواجهه با مقامات نظامی، اهداف چندلایهای شامل جمعآوری اطلاعات، سنجش روانی و دامگذاریهای حقوقی را دنبال میکنند؛ از این رو، رعایت نکات آسیبشناسانه برای جلوگیری از بروز مخاطرات امنیتی و سیاسی، ضرورتی حیاتی دارد.
نخستین آسیب متصور در این حوزه، خطر درز اطلاعات محرمانه و کددهی ناخواسته به دستگاههای اطلاعاتی دشمن است. کوچکترین بیدقتی در بیان جزئیات عملیاتی، میزان ذخایر تسلیحاتی، نرخ تولید یا سازوکارهای دور زدن تحریمها، توسط تحلیلگران ارتش و سازمانهای جاسوسی حریف دستچین شده و به عنوان دادههای حیاتی عملیاتی مورد استفاده قرار میگیرد.
دومین آسیب، خطر رجزخوانیهای کاذب و ایجاد مستمسکهای حقوقی و تبلیغاتی برای طرف مقابل است. بهکارگیری کلمات بیش از حد تند یا عبارات غیرحقوقی میتواند خوراک تبلیغاتی لازم را برای ماشین جنگ روانی غرب فراهم سازد تا ایران را به عنوان تهدید بینالمللی معرفی و از آن برای اجماعسازی جهانی، توجیه تحریمهای جدید یا صدور قطعنامههای ایذایی بهرهبرداری کند.
آسیب سوم، افتادن در دام عملیات روانی و سناریوسازی خبرنگاران آموزشدیده غربی است. خبرنگاران غربی با طرح پرسشهای چالشی، ایهامی و فرضیههای پیچیده تلاش میکنند مصاحبهشونده را به اتخاذ مواضعی بکشانند که ناخواسته بر شکافهای داخلی، قومی یا منطقهای بیفزاید یا ایران را در موقعیت انفعال قرار دهد.
در نهایت، چهارمین و مهمترین آسیب، ایجاد دوگانه یا تناقض در دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور است. مواضع مطرح شده از سوی فرماندهان نظامی در رسانهها باید در هماهنگی و همافزایی کامل با دستگاه دیپلماسی رسمی و وزارت امور خارجه باشد. هرگونه ناهمخوانی یا اتخاذ مواضع متفاوت میان میدان و دیپلماسی، از سوی اتاقهای فکر غرب به عنوان چندصدایی، تزلزل در حاکمیت و عدم وجود فرماندهی واحد تعبیر شده و مورد سوءاستفاده قرار خواهد گرفت.
در جمعبندی نهایی، مصاحبه یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران با شبکه «پیبیاس» را باید گامی شجاعانه، مبتکرانه و تحولآفرین در نبرد نوین رسانهای دانست.
انتهای پیام/ ۱۳۴
