اندیشکده امریکن انترپرایز بررسی کرد؛

بی‌کفایتی احزاب دمکرات و جمهوری‌خواه در اداره ارتش تروریستی آمریکا

بعد از جنگ منطقه‌ای ایران، کمبود مهمات حفره بزرگی در بازدارندگی آمریکا ایجاد کرده است.
کد خبر: ۸۵۵۱۹۹
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴ - 18August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در سال‌های اخیر، چالش‌های راهبردی آمریکا در مواجهه با بحران‌های منطقه‌ای و جهانی، به یکی از مباحث رایج در محافل سیاسی و پژوهشی تبدیل شده است. از جمله مهم‌ترین مسائل مطرح شده، وضعیت ذخایر تسلیحاتی و تأثیر آن بر تصمیم‌گیری‌های کلان نظامی و سیاست خارجی آمریکا مخصوصا پس از جنگ منطقه‌ای ایران است. در همین راستا، اندیشکده «امریکن انترپرایز» تحلیل جامعی پیرامون ابعاد مختلف این چالش، ریشه‌های تاریخی کمبود مهمات و الزامات راهبردی پیش روی دولت آمریکا منتشر کرده است. این پژوهش به بررسی دقیق‌تر گزاره‌ها و تصورات نادرست رایج درباره توانمندی‌های دفاعی و محدودیت‌های تدارکاتی پرداخته است.

واشنگتن

متن کامل این تحلیل بدین شرح است:

 در ۳ مرداد، نیویورک تایمز گزارش داد که دونالد ترامپ برنامه‌های خود برای ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران را به دلیل نگرانی از تخلیه بیشتر موجودی‌های رهگیر‌های پدافند هوایی آمریکا کنار گذاشته است. این گزارش بحث‌های شدیدی را در مورد یک سوال راهبردی برانگیخته است: چگونه آمریکا از منافع خود در سراسر جهان دفاع می‌کند در حالی که دچار کمبود مهمات است؟ پاسخ به این سوال تنها با پرداختن به برخی تصورات درباره کمبود مهمات که در روز‌های اخیر ایجاد شده ممکن است.

دست‌کشیدن آمریکا از تشدید تنش در جبهه ایران، تنها به دلیل کمبود مهمات نیست؛ مسئله راهبردی این است که حتی اگر آمریکا هیچ مشکلی در زمینه مهمات نداشته باشد، باز تضمینی نیست که حملات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد؛ علت اصلی اجتناب واشنگتن از حمله نظامی مجدد به ایران، مقاومت تهران در مقابل تنش‌های قبلی بوده است. آمریکا به وضوح دریافته که حملات هوایی و موشکی نمی‌تواند باعث تسلیم ایران یا پایان این نبرد به شکلی رضایت‌بخش برای آمریکا شود.

 کمبود مهمات آمریکا از چندسال پیش مسئله‌ای قابل پیش‌بینی برای کشور‌های رقیب و دشمن بوده است. گزارش‌های خبری اخیر چیزی را فاش نکرده است که ایران، چین یا روسیه از آن مطلع نباشند. از سوی دیگر این مسئله برای ایران اهمیتی ندارد. تهران مصمم است که کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد و میزان توانایی نظامی آمریکا و موجودی زرادخانه واشنگتن در عزم ایران هیچ خللی وارد نمی‌کند.

با وجود اینکه که  ایران سد راه منافع آمریکا در غرب آسیاست، آمریکا نمی‌تواند به سادگی تمام منافع جهانی خود را با تمام کردن ذخایر مهمات حیاتی در جنگ منطقه‌ای ایران رها کند. «تام روگان» از «واشنگتن اگزمینر» به خوبی بیان می‌کند که طرفداران استدلال عدم تاثیر کمبود مهمات در تقابل با ایران، یا خود را درباره تهدید قریب‌الوقوع چین فریب می‌دهند یا معتقدند که ایران تهدید بزرگ‌تری است. در هر صورت این افراد تا حد زیادی احمق هستند.

در حقیقت سال‌ها طول می‌کشد تا مهمات صرف شده در جنگ منطقه‌ای ایران و سایر عملیات‌های اخیر دوباره پر شود. همچنین سال‌های بیشتری طول خواهد کشید تا موجودی مهمات برای درگیری با چین به اندازه کافی نزدیک شود و همه اینها در شرایطی است که همه‌چیز در زنجیره تامین مهمات به درستی پیش‌رود، یعنی کنگره به تقاضای دولت برای افزایش بودجه پنتاگون جواب مثبت دهد، پنتاگون به سرعت با شرکت‌های تسلیحاتی قرارداد بسته و به موقع و مناسب از آنها پشتیبانی مالی به عمل آورد و شرکت‌های تسلیحاتی نیز قادر باشند در کوتاه‌ترین مدت، تسلیحات مورد نیاز را به وزارت جنگ آمریکا تحویل دهند.

اگرچه عملیات خشم حماسی باعث تشدید این کمبود شد، اما این کمبود از بیش از یک دهه قبل مشهود بود. آمریکا هیچ‌گاه مهمات کافی برای مبارزه و درگیری پایدار و با شدت بالا با دشمن توانمندی مانند چین یا ایران را نداشته است.

اگرچه جو بایدن باعث کمبود مهمات در آمریکا نشد، اما دولت او به اندازه کافی برای کاهش کمبود مهمات اقدام نکرد. برداشت‌ از زرادخانه‌ها اغلب از بازسازی‌ها پیشی می‌گرفتند و بودجه تخصیص داده شده برای ابتکارات مربوط به جبران کمبود مهمات به طرز معناداری ناکافی به نظر می‌رسید.

کمبود مهمات قبل از انتخاب ترامپ نیز  وجود داشت. ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود، اقدامات افزایشی، اما در نهایت ناکافی برای افزایش تدارکات مهمات انجام داد. وی در دور دوم ریاست‌جمهوری خود نیز تلاش‌های بسیاری برای جبران کمبود مهمات انجام داده است، اما در نهایت به علت تنش‌آفرینی‌های مختلف وی در نقاط متعدد جهان، نه تنها کمبود مهمات جبران نشد، بلکه این کمبود اکنون به صورت یک بحران خود را نشان داده است.

ساده کردن محاسبات چین در مورد شروع یک جنگ بزرگ با صرفا یک متغیر واحد از قدرت نظامی آمریکا، تقلیل‌آمیز و ساده‌انگارانه است. تصمیم چین در مورد استفاده از قوای نظامی علیه تایوان یک معادله چند متغیره است و بسیاری از متغیر‌ها هیچ ارتباطی با آمریکا ندارند. با این حال، کمبود مهمات آمریکا چه قبل از جنگ منطقه‌ای ایران و چه پس از آن حفره بزرگی در بازدارندگی آمریکا در برابر چین ایجاد کرده است.

کمبود مهمات آمریکا یک شکست برای هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به شمار می‌رود و هیچ‌کدام از این دو حزب نمی‌توانند از مسئولیت آن شانه خالی کنند، زیرا هر دو حزب به اندازه کافی و به مدت طولانی بر صندلی قدرت در آمریکا تکیه زده‎‌‌اند. اگرچه آمریکا از قدرت تکنولوژیکی و صنعتی برای رفع این کمبود برخوردار است، اما جبران این کمبود امری محال به نظر می‌آید، زیرا این امر به اراده سیاسی و انضباط راهبردی محتاج است و این دو خصلت در سیاستمداران آمریکا همچون تسلیحات در زرادخانه‌ها دچار کمبود است.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار