کتاب «نیمه پنهان بدر» به قلم "رضا قلیزاده علیار" منتشر شد
به گزارش دفاعپرس استان آذربایجان شرقی، نیمۀ پنهان بدر، روایتی مستند از زندگی، حماسهها و شهادت "سردار شهید اکبر جوادی" فرمانده گردان تخریب و مسئول آموزش نظامی لشکر عاشورا راهی بازار نشر شد. این کتاب که از سوی انتشارات صریر و به قلم "رضا قلیزاده علیار" منتشر شده، زندگی، حماسهها و "شهادت سردار شهید اکبر جوادی" از فرماندهان خوشنام و خوشفکر لشکر عاشورا را از زبان اعضای خانواده، فرماندهان دوران دفاع مقدس، دوستان و همرزمانش برای خواننده روایت میکند.

نیمۀ پنهان بدر که با محوریت "شهید جوادی" به نگارش درآمده، مأموریتهای مهم گردان تخریب لشکر عاشورا را نیز تا عملیات بدر بازگو میکند.
یاران "شهید جوادی" و رزمندگان گمنام گردان تخریب، در خاطراتشان که زینتبخش این کتاب است، میکوشند چهرۀ سرشار از صداقت، اعتماد به نفس، شجاعت، توانمندی، ایمان و ولایت مداری و... فرمانده دوستداشتنی خود را به زیبایی تمام پیش روی مخاطب بگذارند و دِین خود را نسبت به آن شهیدِ سعید اَدا کنند، امید که چنین باشد.
بنا به روایت بیشتر افرادی که خاطراتشان در کتاب آمده است، "شهید جوادی" از افراد مورد اعتماد و مورد وثوق قافلهسالار نام آشنا و بلندآوازۀ لشکر عاشورا، "شهید آقامهدی باکری" بوده است طوری که فرماندهی و مسئولیت دو مجموعۀ تخصصی و مهم (گردان تخریب و آموزش نظامی) لشکر را همزمان بر عهدۀ او میگذارد. علاوه بر اینها در عملیات بزرگ بدر، مسئولیت قرارگاه پشتیبانی لشکر عاشورا و یگانی از ارتش را نیز به جوادی میسپارد.
"اکبر جوادی"، زادۀ 15 مهر 1344 در تبریز، اولینبار در زمستان 1359 به جبهههای غرب میرود. از عملیات رمضان به جمع نیروهای تخریب تیپ عاشورا میپیوندد و یک دورۀ تخریب را در پادگان شهید غیوراصلی اهواز سپری میکند. در عملیات مسلمبنعقیل با عنوان معاون تخریب تیپ عاشورا شرکت میکند و از عملیات والفجر مقدماتی هم رسماً فرمانده گردان تخریب لشکر عاشورا میشود که تا زمان شهادتش این مسئولیت را برعهده داشت. بعد از عملیات خیبر، با حفظ سمت فرماندهی تخریب، مسئولیت آموزش نظانی لشکر را هم برعهدهاش میگذارند. این فرمانده جوان، سرانجام در عملیات بدر، 25 اسفند 1363 به قافلۀ شهدا ملحق میشود.
کتاب در بیست و چهار معبر(فصل) باضافۀ عکس و اسناد در 544 صفحه به شیرازه درآمده است. همچنین یک اشاره که روند شکلگیری کتاب را به قلم نویسنده بیان میکند و یک زندگینامۀ جامع و کامل از شهید جوادی. نیمۀ پنهان بدر، با نثری روان و چینش روایتهایی که همدیگر را تکمیل میکنند، اثری قبل اعتنا در حوزۀ خاطرهنگاری و مستندنگاری ادبیات دفاع مقدس به شمار میرود.
عناوین تعدادی از معبرها(فصلها) عبارتند از: دنیای رنگها، توپ سرخ پلاستیکی، مبارزِ کوچک، روزی که جنگ شروع شد، برفراز بانسیزان، طعم تخریب؛ اولین اشتباه آخرین اشتباه، سرزمین مینها، فرمانده جوان، تلههای ستارهای، جنگ و آدمهایش، بدر تمام، نیمۀ پنهان بدر، پس از واقعه و...
شایان ذکر است معبر بیست و چهارم به آثار برجای مانده از شهید جوادی، شامل خاطرات خودنوشت، سخنرانی، مصاحبه، دستنوشتهها و... اختصاص دارد. نویسنده در مقدمۀ(اشارۀ) کتاب سروسامان یافتن این کتاب را مرهون زحمات، حمایت و پیگیریهای "جناب آقای حاج حسین نیکی"، از فرماندهان گردان تخریب و یاران نزدیک "شهید اکبر جوادی" بیان کرده است.

معبر بیستم کتاب تحت عنوان «نیمۀ پنهان بدر» به یکی از مأموریتهای مهم و حساس تخریب در عملیات بدر میپردازد که این مأموریت به نوعی با سرنوشت عملیات بدر گره خورده بود. یک از گروه از نیروهای زبدۀ تخریب لشکر عاشورا (به انتخاب "شهید جوادی") همراه با یک گروه از تخریب قرارگاه مأموریت مییابند پلی را در اتوبان بصره-العماره منفجر کنند. این گروه به فرماندهی بهمن کدخدایی و معاونت میرارشد موسوی در ساعات پایانی شب 24 اسفند 1363 از رودخانۀ دجله عبور کرده و به محل مأموریت اعزام میشوند، اما قبل از رسیدن به اتوبان، در یک درگیری با دشمن، فرمانده(بهمن کدخدایی) و جانشین گروه(میرارشد موسوی) و نیروی شناسایی(یعقوب شکاری) به شهادت میرسند. به همین دلیل و پاکسازی نشدن منطقه از لوث وجود نیروهای عراقی که باعث حرکت کُند بچههای گروه میشود، گروه انفجارات تخریب نمیتواند به موقع پای کار حاضر شود و با روشن هوا(25اسفند) و حضور پررنگ زرهی دشمن در منطقه، بچههای تخریب با دستخالی برمیگردند و...
این معبر را تعدادی از افراد حاضر در آن مأمویت مهم، از جمله "رسول صارمی"، "جعفر عبیری"، "عادل علایی"، "اسماعیل تقوی"، "فرهاد اسماعیلی"(بیسیمچی گروه)، "محمد محمدزاده" و... روایت کردهاند.
برشی از معبر دوم: «وارد کوچه که میشوم، اکبر به سویم میدود و مهربانانه میگوید: «پسردایی، نمیآیی بازی کنیم؟» این را میگوید و برمیگردد به توپ سرخ پلاستیکی که وسط کوچه است، اشاره میکند. در بین بچههای فامیل، اکبر تنها کسی است که نمیتوانم به خواستههایش جواب رد بدهم. با خنده نگاهم میکند و منتظر جواب میماند. به سمت توپ خیز برمیدارم و با شوتی که اکبر به توپ میزند، بازی شروع میشود و لحظاتی بعد داد و هوارمان کوچه را پر میکند....
کتاب نیمۀ پنهان بدر، از فروشگاه اینترنتی انتشارات صریر قابل دسترسی و خرید است.
انتهای پیام/.
