انصارالله یمن؛ پدیده شکستناپذیر در جنگ با نوکیسگان سعودی
گروه بینالملل دفاعپرس: از سال ۲۰۱۵، مناقشهای خونین در یمن جریان دارد که کشور را به دو نیم تقسیم کرده است. شمال یمن که منطقهای پرجمعیت است، تحت کنترل جنبش «انصارالله» که نزدیکترین متحد آن ایران است درآمده و جنوب یمن که تا همین اواخر میان نیروهای مزدور عربستان و امارات تقسیم شده بود، در نهایت و در سال ۲۰۲۵، به کنترل کامل مزدوران سعودی درآمد. با این حال، نظامیان وابسته به عربستان هنوز نتوانستهاند ثبات امنیتی را در مناطق تحت کنترل خود برقرار کنند و رهبران آنها همچون سالهای گذشته بیشتر در خاک عربستان به سر میبرند.

از سال ۲۰۲۲، مناقشه یمن در حالت تعلیق بود. آتشبس منعقد شده میان انصارالله و سعودیها نیز به طور کلی رعایت میشد، اما در جبهه داخلی، وضعیت شکنندهتر بود و درگیریهای مرزی، هرچند به نبرد تمامعیار تبدیل نمیشد، اما به طور منظم رخ میداد. طرفین منازعه در جبهه داخلی یمن نتوانستند به توافقی نهایی برای کاهش تنش دست یابند و اختلافات بر سر مسائل کلیدی سیاسی و مالی میان طرفین نیز همچنان غیرقابل حل به نظر میرسد.
مناقشه چندینساله که با مداخلات نظامی خارجی ائتلاف عربی به رهبری ریاض و اخیراً آمریکا و اسرائیل همراه بوده، به فروپاشی اقتصادی (بر اساس صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی سرانه تنها ۳۸۷.۵ دلار در سال است که کمتر از سودان جنوبی و آفریقای مرکزی است) و فاجعه انسانی انجامیده که سازمان ملل آن را یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی در جهان میداند. بر اساس اطلاعات دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، در سال ۲۰۲۶، ۲۲.۳ میلیون یمنی به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتند؛ ۲.۲ میلیون کودک زیر ۵ سال دچار سوءتغذیه شدید بودند و ۱۴.۴ میلیون نفر به آب، بهداشت و خدمات بهداشتی نیاز داشتند.
با این حال، یمن به دلیل موقعیت جغرافیایی راهبردی خود، همچنان بر اوضاع منطقه غرب آسیا تأثیر میگذارد. انصارالله کنترل سواحل شرقی تنگه بابالمندب را که حدود ۱۰ درصد از هیدروکربنهای جهان از آن عبور میکنند، در اختیار دارد.
فاصله ساحل شرقی تا ساحل غربی در وسیعترین نقطه این تنگه تنها ۹۰ کیلومتر است و با توسعه فناوریهای پهپادی، هر نیرویی با حداقل تجهیزات فنی مستقر در این منطقه میتواند کشتیرانی را به مخاطره بیندازد. انصارالله نه تنها به پهپادها و قایقهای بدون سرنشین، بلکه به زرادخانه قابلتوجهی از موشکهای بالستیک نیز مجهز است که این امر، تسلط بیچون و چرای انصارالله بر تنگه بابالمندب را تضمین کرده است.
علاوه بر این، یمن در همسایگی عربستان قرار دارد. مرز طولانی میان دو کشور (نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومتر) عمدتاً از مناطق کوهستانی و بیابانی تشکیل میشود که امکان نفوذ مهاجران غیرقانونی، قاچاق کالا و در صورت لزوم، گروههای خرابکار یا پهپادها را فراهم میسازد.
در تابستان امسال حوادث مهمی رخ داد که نشاندهنده احتمال تشدید تنش در یمن بود. در ۱۳ تیر، شدیدترین درگیریهای چند سال اخیر میان طرفهای درگیر در استان راهبردی الحدیده رخ داد. در ۲۲ تیر، نظامیان مزدور سعودی به فرودگاه صنعا حمله کردند تا از فرود یک هواپیمای ایرانی که هیأت انصارالله را از تهران بازمیگرداند، جلوگیری کنند. فردای آن روز، «محمد البخیتی» از رهبران جنبش انصارالله، در مصاحبه با الجزیره، مسئولیت این حادثه را به عربستان نسبت داد و تهدید به محاصره این کشور کرد. در ۲۹ تیر، انصارالله رسماً از آغاز محاصره دریایی علیه عربستان خبر داد و به دنبال آن حملات متعددی به زیرساختهای نفتی و ترابری عربستان انجام گرفت.
تشدید مناقشه میان مزدوران سعودی و انصارالله یمن در چارچوب تنشهای نظامی رخ داده ذیل جنگ منطقهای ایران قرار میگیرد. اهداف انصارالله یمن کاملاً واضح است. یکی از اهداف اصلی، تضعیف هرچه بیشتر یا در حالت ایدهآل، حذف آمریکا از منطقه است. برای این کار، نخست باید متحدان محلی آمریکا را تضعیف کرد. بنابراین، انسداد تنگه بابالمندب توسط انصارالله و حملات به زیرساختهای نفتی باید به عنوان هشدار دیگری به ریاض تعبیر شود که شرطبندی بر اسب مرده واشنگتن پیامدهای بسیار منفی در پی خواهد داشت.
عواقب محاصره برای عربستان چیست؟ با وجود تلاشهای ریاض در سالهای اخیر برای تنوعبخشی به درآمدها، صادرات نفت و فرآوردههای نفتی همچنان بیش از نیمی از درآمد خزانه سعودی را تأمین میکند. پیشتر، بخش اعظم این صادرات از طریق تنگه هرمز صورت میگرفت. پس از انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران، سعودیها تلاش کردند تا حداقل بخشی از نفت صادراتی را با استفاده از خط لوله «شرق-غرب» (با ظرفیت حداکثر ۷ میلیون بشکه در روز) به سواحل غربی منتقل کنند. اما اگر انصارالله بابالمندب را به طور مؤثر بر روی سعودیها ببندند، گزینه مناسبی برای حفظ صادرات باقی نمیماند. زیرساختهای لجستیکی برای انتقال چنین حجمی از طریق کانال سوئز یا خط لوله سامد (مصر) وجود ندارد. همچنین دو سوم نفت سعودی به کشورهای آسیا-اقیانوسیه فروخته میشود و حمل آن از مسیری طولانیتر در اطراف آفریقا با هزینه عوارض کانال سوئز، قیمت را به سطحی غیررقابتی افزایش خواهد داد.
تردیدی نیست که انصارالله به راحتی قادر به انسداد مؤثر این تنگه است؛ محاصره دریایی آنها علیه کشتیهای صهیونیستی در سال ۲۰۲۴ بسیار مؤثر بود و بندر ایلات را در آستانه ورشکستگی قرار داد. همچنین امروزه و با توجه به پیشرفت فناوریهای مدرن، بخش شمالی آبهای دریای سرخ نیز در برد تسلیحات انصارالله قرار دارد. بنابراین، وضعیت کنونی، ریاض را در معرض از دست دادن بخش عظیمی از درآمدهای خود قرار داده است.
در این شرایط، سعودیها سیاستی محتاطانه را در پیش گرفتهاند. از یک سو، به نظر میرسد از تشدید تنش اجتناب میکنند: در ۱۱ مرداد، محمد بن سلمان در تماس تلفنی از دونالد ترامپ خواست «گفتوگو را در اولویت» حل اختلافات با ایران قرار دهد. از سوی دیگر، آشکارا از قطع روابط با آمریکا خودداری کرده و حتی به صورت نمایشی آن را تقویت میکنند. به عنوان مثال، در ۳۱ تیر، ریاض و واشنگتن توافقنامه همکاری هستهای دوجانبهای امضا کردند که به گفته وزارت انرژی آمریکا، «برای دههها» کاربرد خواهد داشت. ریاض در پاسخ به انسداد بابالمندب توسط انصارالله، در ۸ مرداد ائتلافی نمایشی را برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ و خلیج عدن تشکیل داد. یک هفته بعد، در ۱۶ مرداد، سران عربستان، ترکیه و پاکستان توافقنامه سهجانبه دفاعی در مکه امضا کردند. کارآمدی این اقدامات زیر سوال قرار دارد و بدیهی است که به بازگشایی بابالمندب در آینده نزدیک کمکی نمیکنند.
در تحلیل اوضاع دریای سرخ و خلیج عدن، چند عامل تعیینکننده باید مد نظر قرار گیرد:
۱. سعودیها و متحدانشان توانایی پیروزی بر انصارالله یا دستیابی به نتایج قابلتوجه از طریق نظامی را ندارند و در آینده نیز به نظر نمیرسد عربستان قادر به ایجاد برتری نظامی در مقابل انصارالله باشد.
انصارالله به صورت کامل بر پرجمعیتترین مناطق یمن تسلط دارد، میلیونها هوادار مجاهد دارد و خط مشی اصولی این جنبش علیه اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقهای واشنگتن، مورد حمایت اکثریت قریببهاتفاق مردم یمن است. توان نظامی انصارالله نیز چشمگیر است: زرادخانه بزرگی از تسلیحات متنوع و پیشرفته و حدود ۲۰۰ هزار رزمنده (به علاوه منابع بسیج چند ده هزار نفری) که بخش بزرگی از آنها به خوبی آموزش دیده و دارای تجربه رزمی غنی هستند. از سوی دیگر سرزمینهای تحت کنترل انصارالله عمدتاً کوهستانی است که خطر مداخله زمینی خارجی را تقریباً منتفی میکند. مخالفان داخلی انصارالله، حتی با حمایت سعودیها، ضعیف و دچار اختلافات داخلی هستند و نمیتوانند انصارالله را شکست دهند. ایجاد خسارت قابلتوجه یا محدود کردن جدی توانایی انصارالله در کنترل بابالمندب صرفاً از طریق حملات هوایی نیز تقریباً غیرممکن است.
۲. جنبش انصارالله یک بازیگر سیاسی مستقل است و برخلاف تصور غلط برخی، به هیچ عنوان وابستگی یا دستنشاندگی نسبت به ایران یا هر کشور دیگری ندارد. درست است که دکترین انصارالله تا حد زیادی با فلسفه تدوینشده توسط حضرت امام خمینی (ره) هماهنگ است و شعارهای آنها بازتاب دهنده شعارهای انقلاب اسلامی ایران است، همچنین درست است که صنعا و تهران دشمنان مشترکی دارند (آمریکا و اسرائیل) و در سالهای اخیر نیز اقدامات خود را هماهنگ میکنند، اما انصارالله از زمان شکلگیری در اوایل دهه ۲۰۰۰ همواره منافع ملی یمن را در اولویت قرار داده و بر تواناییهای خود تکیه کردهاند. این مشی انصارالله پس از اواسط دهه ۲۰۱۰ که حمایت قابلتوجهی از تهران دریافت کردند نیز حفظ شده است.
۳. انصارالله یک جنبش سیاسی عملگرا به شمار میرود. اگرچه بسیاری از اقدامات آنها در نگاه اول ایدئولوژیک به نظر میرسد، در عمل همواره بر اساس منطق سیاسی رفتار میکنند. به عنوان نمونه، انصارالله در تنظیم رفتارهای خود در قبال عربستان عمدتاً با ملاحظات عملگرایانه رفتار میکند. وضعیت کنونی منطقه فرصتی منحصربهفرد به آنها در جهت اعمال فشار بر ریاض برای دستیابی به توافق نهایی داده است که شامل مشروعیتبخشی بینالمللی (دستکم در سطح عربی) و بهبود وضعیت اسفناک اقتصادی در مناطق تحت کنترل آنها میشود. برای انصارالله، سعودیها از سال ۲۰۰۹ که در کارزار ضدانصارالله «علی عبدالله صالح» دیکتاتور سابق یمن مشارکت کردند، دشمن نظامی اصلی محسوب میشوند. همچنین آنها به خصومت تاریخی بسیاری از یمنیها با همسایه شمالی واقفاند.
بر سردی تاریخی روابط میان جامعه عمدتاً یکجانشین جنوب شبه جزیره عربستان و عشایر کوچروی بیابانهای مرکزی این شبه جزیره، عوامل متعددی نیز افزوده شده است: برخی یمنیها سعودیها را تازهبهثروترسیده و نوکیسه میدانند؛ تعداد دیگری از یمنیها که تعدادشان به میلیونها نفر میرسد در دوران اقامت به عنوان کارگر مهاجر در عربستان با تبعیض مواجه شدهاند؛ عدهای نیز الحاق استانهای «اصالتا یمنی» عسیر، جیزان و نجران به عربستان را به یاد دارند و بسیاری از شیعیان و حتی اهل سنت یمن، با آموزههای وهابی رواج یافته از سوی عربستان موافق نیستند. در نهایت، بمبارانهای شدید یمن توسط ائتلافی به رهبری ریاض در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، به تثبیت بیشتر نگرش منفی یمنیها نسبت به سعودیها انجامید.
بنابراین، اظهارات انصارالله مبنی بر اینکه محاصره بابالمندب علیه کشتیهای سعودی پاسخی متقارن به اقدامات مشابه عربستان در سالهای گذشته است، نباید به عنوان تلاشی برای پنهان کردن «دست تهران» تلقی شود. این اظهارات را باید، اولاً، تأییدی بر این دانست که این اقدام عمدتاً بر اساس منافع خود جنبش صورت گرفته و ثانیاً، پیامی برای مخاطبان داخلی است که اکثراً از موضع تند ضدسعودی حمایت میکنند.
در حال حاضر، شاهد تشدید محدود تنش در مناقشه میان انصارالله و عربستان هستیم که از سال ۲۰۲۲ در حالت تعلیق بود. این تشدید تنش گرچه در چارچوب رویارویی ایران و آمریکا در جنگ منطقهای ایران رخ میدهد، اما انگیزههای آن صرفاً یا حتی عمدتاً به این موضوع بازنمیگردد و بیشتر به روابط دوجانبه میان یمن و عربستان مربوط میشود. به عبارت دیگر، هدف از این تشدید تنش دوگانه است: انصارالله به دنبال کسب امتیازات از سعودیها در موضوعات کلیدی روابط دوجانبه هستند و تهران نیز میکوشد پیوندهای سعودی-آمریکایی را تضعیف، یا دستکم بیطرفی ریاض را در رویارویی با واشنگتن تضمین کرده و با تشدید بحران بازار جهانی هیدروکربنها بر آمریکا فشار آورد. بر این اساس، منطقی است که اوضاع دریای سرخ دستکم تا زمان کاهش واقعی تنش میان آمریکا و ایران، و به احتمال بیشتر تا دستیابی به تفاهم میان انصارالله و عربستان، همچنان متشنج باقی بماند.
با منتفی شدن احتمال پیروزی نظامی بر انصارالله یمن و نیز پیامدهای فاجعهبار محاصره طولانی و مؤثر بابالمندب، به نظر میرسد ریاض به دنبال تشدید گسترده تنش نباشد. با توجه به کارآمدی اهرم فشار یافتشده توسط ایران و انصارالله (بستن تنگهها)، امکان امتیازدهی ریاض، در میانمدت در دسترس خواهد بود.
انتهای پیام/ 999
