امامی‌نژاد: مادر شهید ماکان نصیری هنوز در جست‌وجوی یک بند انگشت فرزندش است

فعال فرهنگی گفت: مادر شهید ماکان هنوز در جست‌وجوی یک بند انگشت فرزندش است و هیچ‌چیز نمی‌تواند او را از یاد فرزندش غافل کند.
کد خبر: ۸۵۵۵۹۴
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۸ - 18August 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، حجت‌الاسلام «حامد امامی‌نژاد» فعال فرهنگی در تجمعات مردمی بابل با اشاره به حادثه مدرسه شجره طیبه میناب، به بیان خاطراتی از سفر‌های خود به این شهر پرداخت. وی اعلام کرد که پنج سفر به میناب داشته است و آخرین سفر وی پیش از اربعین، هم‌زمان با شناسایی پیکر شهدا از طریق آزمایش‌های دی‌ان‌ای (DNA) انجام شده است.

حامد امامی‌نژاد

امامی‌نژاد درباره نخستین سفر خود به میناب اظهار داشت: هنگام ورود به میناب در حوالی سه یا چهار بعدازظهر، پدری را دیدم که زیر آفتاب کنار قبر خاکی فرزندش نشسته بود؛ قبری که تنها با یک پرچم جمهوری اسلامی ایران مشخص شده بود.

وی با اشاره به سن کم خانواده‌های شهدا تصریح کرد: «یک مادر شهید متولد ۱۳۷۵ و برخی پدران شهید ۲۸ تا ۳۳ ساله هستند. در مواردی، پدر و مادری که هر دو جوان بودند، دو پسر خود را از دست داده‌اند. یکی از این خانواده‌ها تعبیر زیبایی به کار برد و گفت: خدا فکر کنم فرشته کم آورده و آمده در میناب چند فرشته بگیرد.

شب‌های گلزار شهدا
امامی‌نژاد با اشاره به برگزاری مراسم روضه در گلزار شهدای میناب گفت: شب‌ها برای خانواده‌های شهدا سخنرانی و روضه برگزار می‌کردم. در یکی از شب‌ها، حدود ساعت یازده شب، پدر و مادر‌ها به سمت ماشین‌های خود رفتند و لحاف و تشک آوردند و کنار قبر فرزندانشان خوابیدند.

وی ادامه داد: در زمان حضور در لبنان و بمباران ساختمان‌ها، اجساد تکه‌تکه را جدا می‌کردم و در کیسه می‌گذاشتم و ذره‌ای پاهایم سست نشد، اما این صحنه آن‌قدر بر من اثر گذاشت که چند دقیقه روی زمین نشستم تا خودم را پیدا کنم.

امامی‌نژاد در ادامه به گفت‌وگوی خود با یکی از پدران شهید اشاره کرد و گفت: از او پرسیدم چرا اینجا می‌خوابی؟ پاسخ داد: مکانیک هستم. هر شب ساعت نه به خانه می‌آمدم و دخترم با شنیدن صدای زنگ می‌گفت مامانی بابا اومده و تمام خستگی را از تنم درمی‌آورد. حالا که دختر هفت ساله‌ام نیست، بهتر است کنار او بخوابم.

وی همچنین به گفت‌و‌گو با یکی از مادران شهدا اشاره کرد و گفت: مادر شهید می‌گفت دختر هشت ساله‌ام عادت داشت شب‌ها دستم را بگیرد تا بخوابد. حالا هر شب دستم را روی سنگ قبرش می‌گذارم و می‌گویم دخترم نگران نباش، مامان تا آخر پیشت می‌ماند.

معلمانی که هنوز داغدار هستند
امامی‌نژاد درباره دومین سفر خود به میناب گفت: در بازدید از مدرسه، سه معلم بازمانده را دیدم که با بغض روی نیمکت نشسته بودند و به فضای مدرسه نگاه می‌کردند. وقتی یکی از کودکان خانواده‌های زائر در مدرسه می‌دوید، یکی از معلمان گفت: بچه ندو! وقتی علت را پرسیدم، گفت: هنوز گوشت بچه‌هایم روی زمین است و تنشان درد می‌گیرد!

وی افزود: مادر شهید ماکان هنوز در جست‌وجوی یک بند انگشت فرزندش است و هیچ‌چیز نمی‌تواند او را از یاد فرزندش غافل کند.

درس امید از شهید سورنا حسین‌پور
امامی‌نژاد با اشاره به شهید سورنا حسین‌پور، درس اخلاقی از زندگی این شهید هشت ساله بیان کرد و گفت: همه بر این باورند که بارزترین ویژگی این شهید، امیدواری بود. نباید در هیچ شرایطی، حتی با از دست دادن همه هستی، ناامید شد. امروز قیام‌هایی برای سیدالشهدا (ع) در دل نیویورک اتفاق می‌افتد؛ پس نباید ناامید شد.

وی در ادامه به خاطره‌ای از مادر شهید سورنا اشاره کرد و گفت: مادرش تعریف می‌کرد که عکس حاج قاسم سلیمانی و رهبر معظم انقلاب را قاب کرده و روی میز گذاشته بودیم. سورنا عکس خودش را آورد و کنار آنها گذاشت و گفت: من دوست دارم کنار این دو شهید بشوم... وقتی به او گفتم اینها سال‌ها زندگی کردند و خدمت کردند، گفت: من از اینها معروف‌تر می‌شوم... امروز این کودک هشت ساله به دلیل خوب سربازی کردن، معروف‌تر شده است.

امید و خدمت برای خدا
حجت‌الاسلام امامی‌نژاد در بخش پایانی سخنان خود گفت: «اکنون زمان آن نیست که فقط برای رضای خدا کار کنیم؛ زمان آن رسیده که کار خدا را بلند کنیم. کار در میدان و خیابان، کار خداست و رضای خدا نیز در پیشه است. کلام اثر دارد؛ پس مراقب باشیم چه می‌گوییم و چه می‌شویم.»

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار