نتیجه انتخابات ۱۲ آبان آمریکا در تنگه تعیین می‌شود

سکوت نظامی در جنگ منطقه‌ای ایران علاوه بر منطق نظامی، منطق انتخاباتی نیز دارد. ترامپ نباید از انتخابات آبان ماه جان سالم به در ببرد. ایران امروز نیازی به پیروزی فوری ندارد، اما لازم است دست‌کم تا نیمه آبان به مداخله در امور داخلی دشمن ادامه دهد.
کد خبر: ۸۵۵۹۱۰
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 22August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: دست شستن واشنگتن از اهداف اولیهٔ جنگ منطقه‌ای ایران نشان‌دهنده عجز کاخ سفید از تحمیل اراده خود به تهران است. پس از ماه‌ها آتش‌افروزی بی‌حاصل، برنامهٔ هسته‌ای به مذاکرات بعدی موکول شد، تعطیلی غنی‌سازی اورانیوم دیگر شرط مذاکره نبود، قدرت موشکی ایران به رسمیت شناخته شد و مسئله قطع حمایت از حزب‌الله، حماس و انصارالله از پیش‌شرط‌های آمریکا حذف شد. اکنون تنها چیزی که برای ترامپ باقی مانده، تنگهٔ هرمز و حفظ چند ماه آرامش است؛ آرامشی که ترامپ برای پیروزی در انتخابات به آن نیاز دارد.

انتخابات آمریکا

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا ترامپ به چندماه آرامش نیاز دارد؟ پاسخ را باید در تاریخ ۱۲ آبان جست‌و‌جو کرد؛ روزی که مردم آمریکا در انتخابات میان‌دوره‌ای شرکت خواهند کرد و رای خود را برای تعیین تمام کرسی‌های مجلس نمایندگان و بخشی از کرسی‌های سنا به صندوق می‌اندازند. جنگی که به عنوان نمایش قدرت ترامپ آغاز شد، اکنون به تهدیدی برای خود او تبدیل شده است. ایران حملات آمریکا را تحمل کرد، اما آیا ترامپ می‌تواند شکست در انتخابات را تحمل کند؟

در آستانهٔ جنگ منطقه‌ای ایران، قیمت متوسط هر گالن بنزین در آمریکا حدود ۲.۹۸ دلار بود. یک ماه بعد، این قیمت به چهار دلار نزدیک شد و تا پایان تیر ماه، به ۴.۰۹ دلار رسید. انجمن خودروسازی آمریکا مستقیماً این گرانی را به انسداد تنگهٔ هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران و قیمت بالای نفت مرتبط دانست. ترامپ در سال ۲۰۲۴ با وعدهٔ کاهش هزینه‌های زندگی به کاخ سفید بازگشت، اما اکنون باید توضیح دهد که چرا بنزین دوباره بالای ۴ دلار است و چرا جنگی که خود به راه انداخته یکی از دلایل آن است. برای رأی‌دهنده آمریکایی میزان اورانیوم موجود در ایران اهمیت ندارد، آن‌چه برای یک شهروند ساکن آمریکا مهم است، قیمت اقلام در سوپرمارکت و قیمت بنزین در باک ماشین خود است.

بر اساس نظرسنجی «واشنگتن‌پست» و «ایپسوس» در تیرماه، ۵۴ درصد از رأی‌دهندگان آمریکایی اقتصاد و قیمت‌ها را دخیل در انتخاب کاندیدای مطلوب خود در انتخابات‌ها عنوان کردند، این در حالی است که تنها ۲۰ درصد از آنان برای سیاست خارجی چنین نقشی قائل بودند. ۳۳ درصد از شهروندان آمریکایی تدابیر اقتصادی ترامپ را تأیید کرده و ۶۵ درصد مخالف راهبرد‌های اقتصادی وی بودند. بنابراین، جنگ از دو طریق بر انتخابات تأثیر می‌گذارد: اولاً خودش نامحبوب است، و ثانیاً به افزایش تورم، هزینه‌های خانواده و قیمت بنزین دامن می‌زند. رأی‌دهنده با خود می‌پرسد: چرا باید هزینهٔ جنگی را بپردازم که تمایلی به آغازش نداشتم؟

۳۲ روز اول عملیات موسوم به «خشم حماسی» حدود ۲۷ تا ۲۸ میلیارد دلار برای بودجهٔ فدرال هزینه داشت. در صورت تداوم، هزینهٔ دو ماهه به ۳۸ تا ۴۷ میلیارد دلار می‌رسید. اما پول، بدترین مشکل آمریکا نیست؛ کسری بودجه با چاپ دلار و انداختن بار تورم آن بر دوش سایر کشور‌های جهان جبران می‌شود، اما نمی‌توان موشک را نیز مانند اسکناس چاپ کرد. مصرف پاتریوت، تاد، اس‌ام-۳، اس‌ام-۶ و تاماهاوک در طول جنگ منطقه‌ای ایران چنان بالا بود که بازسازی برخی زرادخانه‌ها تا سال‌ها به طول خواهد انجامید. بر اساس برآورد «سی‌اس‌آی‌اس»، تاماهاوک، پاتریوت و تاد با نرخ فعلی تولید، بیش از سه سال زمان می‌برند تا به سطح پیش‌ازجنگ بازگردند. تا پایان تیر ماه، ذخیرهٔ پاتریوت به کمتر از هزار فروند و تاد به حدود ۲۵۰ فروند کاهش یافت. پنتاگون از صنایع نظامی خواست تولید محصولات خود را شتاب دهند. بر اساس برآوردها، ذخیرهٔ پاتریوت حدود ۶۵ درصد و تاد دست‌کم ۳۸ درصد کاهش یافته است. همچنین، آمریکا دست‌کم ۴۵ فروند پهپاد‌ام‌کیو-۹ ریپر (حدود یک‌چهارم ناوگان) را از دست داده که هر کدام تا ۵۰ میلیون دلار ارزش دارند. این نشان می‌دهد که پهپاد‌های گران‌قیمت در برابر پدافند هوایی قوی، آسیب‌پذیرند و پنتاگون به دنبال جایگزین‌های ارزان‌تر است.

از سوی دیگر نظرسنجی رویترز و ایپسوس نشان می‌دهد که اگر امروز انتخابات برگزار می‌شد، حزب دموکرات با کسب ۴۱ درصد آرا در برابر آرای ۳۷ درصدی حزب جمهوری‌خواه به پیروزی می‌رسید. همچنین محبوبیت ترامپ در آمریکا به ۳۵ درصد کاهش یافته است. جنگ ابتدا موشک‌ها و پهپاد‌های آمریکا را نابود کرد و حالا نوبت به محبوبیت ترامپ در افکار عمومی شده که به همین سرنوشت دچار شود.

مجلس نمایندگان ۴۳۵ کرسی دارد که چهار کرسی آن خالی است. ترکیب فعلی شامل ۲۱۸ جمهوری‌خواه، ۲۱۲ دموکرات و یک نماینده مستقل است. «کوین کیلی» سناتور مستقل مجلس نمایندگان با جمهوری‌خواهان هم‌رأی است، بنابراین ترامپ عملاً ۲۱۹ رأی در اختیار دارد. در سنا، ۵۳ جمهوری‌خواه در برابر ۴۵ دموکرات و دو مستقل (که با دموکرات‌ها هم‌رأی‌اند) وجود دارد. دموکرات‌ها برای کسب اکثریت در این مجلس به چهار کرسی دیگر نیاز دارند. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که دموکرات‌ها شانس بیشتری برای تصاحب مجلس نمایندگان دارند، اما سنا همچنان در دست جمهوری‌خواهان خواهد ماند. بدترین سناریو برای ترامپ، از دست دادن هر دو مجلس است.

اگر هر دو مجلس به دست دموکرات‌ها بیفتد، ترامپ همچنان رئیس‌جمهور و فرماندهٔ کل قوا خواهد ماند، اما دوران خوشی که حزب خودش چک‌ها را امضا می‌کرد، به پایان می‌رسد. در چنین شرایطی شمشیر در دست رئیس‌جمهور است، اما کیف پول در دست کنگره قرار دارد. ترامپ می‌تواند دستور حمله بدهد، اما برای جنگ طولانی به هواپیما، موشک، پاتریوت و تاد جدید، قرارداد‌ها و میلیارد‌ها دلار نیاز دارد که باید از دموکرات‌ها درخواست کند. اینجاست که جنگ دیگری آغاز می‌شود: باید تهران را برای باز کردن تنگه و دموکرات‌ها را برای اختصاص دادن بودجه متقاعد کرد. از دست دادن کنگره نه تنها به جنگ منطقه‌ای ایران، بلکه به پروژه‌های بزرگ ترامپ مانند «شورای صلح» غزه، اصلاحات مد نظر وی در ناتو و حتی خرید گرینلند ضربه می‌زند، زیرا هر کدام نیاز به بودجهٔ کنگره دارند. اگرچه دستورات اجرایی توسط دونالد ترامپ امضا می‌شود، اما اختیار تصویب بودجه در آمریکا منحصرا در اختیار کنگره است.

علاوه بر کمبود بودجه، دموکرات‌ها با کنترل مجلس، ریاست کمیته‌ها را در دست گرفته و تحقیق، استماع و درخواست اسناد آغاز می‌شود. سؤالاتی مانند: جنگ منطقه‌ای ایران چقدر هزینه داشت؟ بر چه مبنای قانونی انجام شد؟ موشک‌ها کجا رفتند؟ چرا اهداف تغییر کردند؟ قرارداد‌های نظامی به چه کسانی رسید؟ و سوالاتی از این قبیل، می‌تواند دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ را تبدیل به تجربه‌ای تلخ کند. جایی که تحقیق هست، واژهٔ «استیضاح» نیز دور از انتظار نیست. حتی اگر سنا با برکناری ترامپ مخالفت کند، دو سال مشغول کردن ترامپ و کابینه‌اش، برای فلج کردن دولت کافی است.

بنابراین، توقف کنونی در جنگ منطقه‌ای ایران نه تنها منطق نظامی، بلکه منطق انتخاباتی نیز دارد. ترامپ نباید از رأی‌گیری آبان جان سالم به در ببرد. شاید به همین دلیل، تهران امروز نیازی به پیروزی بر آمریکا ندارد؛ تنها کافی است تهران تا آبان ماه ادامه دهد. مذاکرات شروع، قطع و ازسرگرفته می‌شوند و پس از هر بار از سرگیری مذاکرات، شرایط جدیدی از سوی تهران مطرح می‌شود. این ابهام مدیریت‌شده، بازار‌ها را عصبی کرده و هرگونه تغییر در وضعیت تنگه، قیمت نفت و به تبع آن، نتایج نظرسنجی‌ها را جابه‌جا می‌کند. واشنگتن به آرامش، نفت ارزان و عدم تلفات نیاز دارد، در حالی‌که تهران همه اهرم‌ها رادر اختیار دارد. ایران به لحظه‌ای نزدیک‌ می‌شود که قیمت ادامهٔ جنگ برای ترامپ از بهای سازش با ایران بیشتر شود. تا ۱۲ آبان، ایران و آمریکا مشغول جنگ اراده‌ها خواهند بود. 

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها