ایران باید دیپلماسی همسایگی را تقویت کند

در شرایطی که غرب‌آسیا در حال عبور از یک دوره پرتنش و ورود به مرحله‌ای تازه از مناسبات قدرت است، ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گسترش همکاری با کشور‌های منطقه و فعال‌تر کردن دیپلماسی خود است.
کد خبر: ۸۵۶۹۴۷
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۵ - 23August 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس _ شایان میرزایی؛ سفر سه‌روزه رئیس مجلس شورای اسلامی به عراق در شرایطی انجام شد که تحولات اخیر منطقه، جنگ و تغییرات در معادلات امنیتی، ضرورت بازتعریف روابط میان کشور‌های منطقه را بیش از گذشته نمایان کرده است. قالیباف در جریان این سفر بر همکاری‌های درون‌زا و کاهش نقش مداخله‌گران خارجی در نظم جدید منطقه‌ای تأکید کرد و پس از بازگشت نیز گفت نظم منطقه‌ای در حال تغییر و تحول جدی است.

و

این تحولات را نباید صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه ایران و عراق دید. آنچه امروز در منطقه در حال شکل‌گیری است، می‌تواند مقدمه‌ای برای ایجاد نوعی همگرایی منطقه‌ای باشد؛ همگرایی‌ای که در آن کشور‌های منطقه بیش از گذشته متوجه شوند امنیت و ثبات آنها نه از مسیر وابستگی به قدرت‌های خارجی، بلکه از طریق همکاری میان خودشان قابل تأمین است.

ایران در چنین شرایطی باید یکی از فعال‌ترین بازیگران این روند باشد.

نخستین گام، تبدیل دیپلماسی منطقه‌ای از یک ابزار مقطعی به یک راهبرد دائمی است. روابط ایران با عراق، عربستان، عمان، قطر، امارات، کویت، ترکیه و دیگر کشور‌های پیرامونی نباید صرفاً در زمان وقوع بحران یا برای حل یک اختلاف فعال شود. تهران باید به شکل مستمر و منظم، کانال‌های سیاسی، پارلمانی، اقتصادی و امنیتی خود را با همسایگان توسعه دهد.

در واقع، دیپلماسی منطقه‌ای زمانی موفق خواهد بود که گفت‌و‌گو حتی در دوره اختلاف نیز متوقف نشود. منطقه‌ای که سال‌ها با رقابت، بی‌اعتمادی و مداخلات خارجی مواجه بوده، نمی‌تواند یک‌شبه به یک نظم پایدار برسد. اما گفت‌و‌گو‌های مستمر می‌تواند از تبدیل اختلافات سیاسی به بحران‌های امنیتی جلوگیری کند.

دومین محور، اقتصاد است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که امنیت بدون اقتصاد پایدار، دوام چندانی ندارد. قالیباف نیز در جریان سفر به عراق بر همین موضوع تأکید کرد و امنیت و اقتصاد را دو بال یکدیگر دانست و خواستار نقشه راه دقیق برای توسعه روابط اقتصادی ایران و عراق شد.

این نگاه باید از سطح روابط تهران و بغداد فراتر برود. ایران می‌تواند به دنبال شکل‌دهی به شبکه‌ای از همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای باشد؛ از توسعه تجارت با همسایگان و ایجاد مسیر‌های ترانزیتی گرفته تا همکاری در حوزه انرژی، برق، گاز، حمل‌ونقل، بنادر و اتصال بازار‌های منطقه.

چنین همکاری‌هایی یک مزیت مهم دیگر نیز دارد: وابستگی متقابل اقتصادی، هزینه درگیری را افزایش می‌دهد. کشوری که بخش مهمی از تجارت، انرژی، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری خود را با همسایگان گره زده باشد، انگیزه بیشتری برای حل اختلافات از طریق مذاکره خواهد داشت.

سومین ضرورت، گسترش همکاری‌های امنیتی درون‌منطقه‌ای است. تجربه جنگ‌ها و بحران‌های چند دهه اخیر نشان داده است که حضور قدرت‌های خارجی الزاماً به امنیت پایدار منجر نشده است. بنابراین، کشور‌های منطقه باید به تدریج سازوکار‌هایی برای گفت‌وگوی امنیتی، مدیریت بحران، مبارزه با تروریسم، حفاظت از خطوط کشتیرانی و مقابله با تهدیدات مشترک ایجاد کنند.

ایران می‌تواند در این زمینه ابتکار عمل بیشتری به خرج دهد؛ نه با هدف ایجاد یک بلوک علیه کشور خاصی، بلکه با تأکید بر اصل ساده «امنیت منطقه توسط کشور‌های منطقه». چنین رویکردی حتی می‌تواند به کاهش سوءتفاهم میان ایران و کشور‌های عربی خلیج فارس کمک کند.

چهارمین مسئله، استفاده از ظرفیت دیپلماسی پارلمانی است. سفر قالیباف به عراق نشان داد که در شرایط پیچیده امروز، روابط میان کشور‌ها صرفاً از مسیر دولت‌ها عبور نمی‌کند. مجالس، گروه‌های دوستی پارلمانی، فعالان اقتصادی و نخبگان سیاسی نیز می‌توانند کانال‌های مؤثری برای استمرار گفت‌و‌گو باشند. رایزنی‌های اخیر ایران و عراق نیز موضوعات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی را همزمان دربر گرفته است.

این ظرفیت باید به سایر کشور‌های منطقه نیز گسترش پیدا کند. تشکیل نشست‌های منظم میان پارلمان‌های کشور‌های منطقه، ایجاد کارگروه‌های اقتصادی و امنیتی و پیگیری توافقات عملی می‌تواند دیپلماسی رسمی کشور را تکمیل کند.

البته افزایش همکاری منطقه‌ای به معنای نادیده گرفتن اختلافات نیست. ایران همچنان با برخی کشور‌های منطقه اختلافات جدی دارد و نمی‌توان انتظار داشت همه مسائل در کوتاه‌مدت حل شوند. اما سیاست خارجی موفق الزاماً سیاستی نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد؛ بلکه سیاستی است که اختلافات را مدیریت و همکاری‌های مشترک را افزایش دهد.

از سوی دیگر، نباید دیپلماسی منطقه‌ای را در برابر قدرت نظامی قرار داد. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که قدرت بازدارندگی و توان دفاعی برای حفظ منافع ملی ضروری است؛ اما قدرت نظامی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که در کنار آن، شبکه‌ای از روابط سیاسی و اقتصادی نیز وجود داشته باشد.

امروز فرصت مناسبی برای ایران فراهم شده است تا از یک «کشور مهم در منطقه» به یکی از معماران نظم منطقه‌ای تبدیل شود. این امر نه با شعار، بلکه از مسیر ابتکار‌های دیپلماتیک، توافق‌های اقتصادی، گفت‌و‌گو‌های امنیتی و ایجاد منافع مشترک امکان‌پذیر است.

پیام سفر قالیباف به عراق نیز می‌تواند دقیقاً در همین چارچوب فهم شود. اگر کشور‌های منطقه در حال حرکت به سمت ترتیبات جدید امنیتی و اقتصادی هستند، ایران نباید صرفاً ناظر این روند باشد. تهران باید در قلب این روند قرار گیرد و برای آن ابتکار ارائه کند.

در نهایت، آینده منطقه احتمالاً متعلق به کشوری نیست که صرفاً بیشترین قدرت نظامی را در اختیار دارد؛ بلکه متعلق به کشوری است که بتواند قدرت نظامی، دیپلماسی فعال، اقتصاد منطقه‌ای و شبکه‌ای از روابط پایدار با همسایگان را در کنار یکدیگر قرار دهد. ایران از ظرفیت‌های تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی لازم برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. اکنون مسئله اصلی، تبدیل این ظرفیت‌ها به یک راهبرد منسجم و مستمر است؛ راهبردی که در آن گفت‌و‌گو با همسایگان نه یک انتخاب مقطعی، بلکه یکی از پایه‌های اصلی امنیت و منافع ملی ایران باشد.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها