انتقام از «امامکشی» با انتقام شخصی تفاوت دارد/ باید بازدارندگی در برابر دشمن ایجاد شود
به گزارش خبرنگار سیاسی دفاعپرس، مجتبی عرب در نشست «بایستههای سیاسی انتقام» با تبیین آیه ۳۲ سوره مائده اظهار داشت: در این آیه آمده است که هرکس نفسی را بدون آنکه مرتکب قتل یا فساد در زمین شده باشد به قتل برساند، مانند آن است که همه مردم زمین را کشته و هرکس انسانی را احیا کند، مانند آن است که همه مردم را احیا کرده است.

وی افزود: معمولاً این آیه در سطحی حداقلی به نجات جان انسان توسط هلال احمر، بیمارستانها، آتشنشانی و امثال آن تطبیق داده میشود؛ در حالی که در روایات و تفسیر قرآن، معنای احیای نفس میتواند به هدایت یک انسان و نجات او از ضلالت نیز توسعه پیدا کند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت توجه به سیاق آیات گفت: این آیه در بستر داستان هابیل و قابیل قرار گرفته و پس از این ماجرا، مسئله محاربه و برخورد با مفسدان مطرح میشود. بنابراین باید پرسید چرا پس از داستان هابیل و قابیل، تعبیر «کَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِی إِسْرَائِیلَ» آمده و چرا این حکم به بنیاسرائیل نسبت داده شده است.
عرب ادامه داد: اگر صرفاً قتل یک انسان عادی موضوع آیه باشد، ارتباط این ماجرا با بنیاسرائیل و داستان هابیل و قابیل نیازمند توضیح است. از این منظر میتوان یکی از لایههای مهم آیه را مسئله «امامکشی» دانست؛ یعنی کشتن کسی که نقش هدایت و رهبری جامعه را بر عهده دارد، میتواند در سطحی بسیار فراتر از قتل یک فرد تحلیل شود.
وی تصریح کرد: در این نگاه، اگر کسی امام را بکشد، گویی یک عالم را کشته است و احیای امام نیز به معنای احیای یک جامعه خواهد بود. احیای امام صرفاً به معنای احیای جسمانی نیست، بلکه میتواند به معنای خارج کردن امام از انزوا، احیای جایگاه هدایت و فراهم کردن زمینه اثرگذاری او بر جامعه باشد.
عرب با اشاره به برخی شواهد تاریخی و قرآنی گفت: در قرآن و روایات، بنیاسرائیل با پدیده پیامبرکشی نیز شناخته شدهاند و این مسئله نشان میدهد که موضوع قتل رهبران الهی، صرفاً یک جنایت فردی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهایی برای مسیر هدایت و انسجام یک جامعه داشته باشد.
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «انتقام الهی» در برخی بیانات رهبر انقلاب گفت: در برخی موارد، انتقام اساساً به معنای انتقام شخصی نیست. برای نمونه، اجرای حدود الهی یا مجازات متخلف در چارچوب نظام قضایی، میتواند مصداق اجرای حکم الهی باشد، نه انتقامگیری شخصی.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به بیانات رهبر انقلاب درباره شهادت سردار شهید قاسم سلیمانی اظهار داشت: در این ادبیات، مسئله تنها برخورد با مباشر قتل نیست، بلکه آمران و کسانی که در این جنایت نقش داشتهاند نیز مورد توجه قرار میگیرند. در کنار آن، مفهوم «انتقام سخت» نیز به عنوان اخراج آمریکا از منطقه و غلبه بر سیاستهای آن مطرح شده است.
عرب تأکید کرد: بنابراین آنچه با آن مواجه هستیم، صرفاً شهادت یک شخصیت دینی، نظامی یا یک سردار نیست؛ بلکه باید مسئله را در سطح یک پدیده کلانتر دید و برای تحلیل آن از ظرفیتهای معارف دینی و فقه سیاسی استفاده کرد.
وی افزود: اگر «امامکشی» را یک پدیده متفاوت از قتل عادی بدانیم، بسیاری از قواعدی که در روابط شخصی درباره عفو، گذشت و قصاص مطرح میشوند، الزاماً قابل تطبیق مستقیم با این مسئله نیستند. در قتل عادی، قرآن از یک سو قصاص را مطرح میکند و از سوی دیگر عفو را مورد تشویق قرار میدهد؛ اما در مسئلهای که به هدایت و انسجام یک جامعه مربوط است، باید قواعد دیگری را نیز مورد توجه قرار داد.
عرب با اشاره به سیره اهل بیت(ع) گفت: یکی از نکات مهم در سیره اهل بیت(ع)، حفظ و احیای شعار خونخواهی امام حسین(ع) است. این مسئله را نمیتوان صرفاً به معنای کینهجویی شخصی و انتقال خصومت از یک نسل به نسل دیگر دانست؛ چراکه با منطق فقهی و قرآنی نمیتوان انتقام قتل یک فرد را از نسلهای بعدی مطالبه کرد.
وی ادامه داد: استمرار گفتمان خونخواهی امام حسین(ع) در جامعه شیعی را باید در سطح دیگری تحلیل کرد. در ادبیات دینی، تعبیر «ثارالله» درباره امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین(ع) به کار رفته و این مسئله نشان میدهد که خونخواهی امام حسین(ع) صرفاً یک مطالبه شخصی نبوده، بلکه به یک گفتمان دینی و اجتماعی تبدیل شده است.
