انتقام باید به راهبردی برای عبور ایران از یک پیچ تاریخی تبدیل شود
به گزارش خبرنگار سیاسی دفاعپرس، مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، صبح امروز (یکشنبه) در نشست «بایستههای سیاسی انتقام» با طرح پنج گزاره بهعنوان چارچوب تحلیلی بحث خود اظهار داشت: نخستین گزاره این است که در فلسفه تاریخ، مفهومی تحت عنوان «انسان تاریخی» وجود دارد؛ یعنی افرادی که از سطح فردیت معمول فراتر میروند و قدرت ایجاد تحولات بزرگ تاریخی را پیدا میکنند.

وی افزود: در قرآن از چنین انسانهایی با تعبیر «امت» یاد شده و در ادبیات انقلاب اسلامی نیز درباره برخی شخصیتها گفته شده است که یک نفر به اندازه یک امت ظرفیت و اثرگذاری دارد. بنابراین همه انسانها در سطح تاریخی قرار ندارند و انسان تاریخی فردی است که به دلیل سعه وجودی و نقش تاریخی خود، اثرگذاری بسیار گستردهای پیدا میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به نمونههایی از شخصیتهای انقلاب اسلامی گفت: شهید بهشتی و برخی دیگر از شخصیتهای برجسته انقلاب را میتوان در این چارچوب تحلیل کرد. درباره امام خمینی(ره) نیز شهید مطهری تأکید کرده بود که حیات و وجود امام برای جامعه اسلامی واجد اهمیتی فراتر از یک فرد عادی است.
جمشیدی ادامه داد: بنابراین هنگامی که یک انسان تاریخی هدف قرار میگیرد، مسئله صرفاً از دست رفتن یک فرد نیست، بلکه ممکن است یک نقطه عطف تاریخی و یک محور اثرگذار در جامعه هدف قرار گرفته باشد.
وی دومین گزاره خود را «عادیسازی تدریجی ترور» عنوان کرد و گفت: دشمن ممکن است در یک فرآیند تدریجی، خطوط قرمز جامعه را جابهجا کند؛ بهگونهای که اقداماتی که در گذشته غیرقابل تصور بوده، به مرور عادی شود. بنابراین مقابله با این روند نیازمند ایجاد بازدارندگی مؤثر است.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربههای گذشته افزود: اگر در برابر اقدامات تروریستی و هدف قرار دادن شخصیتهای برجسته، پاسخ متناسب و بازدارنده شکل نگیرد، ممکن است این تصور در طرف مقابل ایجاد شود که هزینه اقدام پایین است و میتوان از خطوط قرمز عبور کرد.
جمشیدی در ادامه سومین گزاره خود را ضرورت توجه به «خشونت قانونی و مشروع» در ادبیات دینی دانست و اظهار داشت: در مواجهه با تهدیدهای جدی، نباید همه اشکال خشونت را یکسان تلقی کرد. در متون دینی و فقهی، در کنار دعوت به رحمت و عفو، احکام کیفری و دفاعی نیز وجود دارد و نمیتوان اصل وجود این احکام را انکار کرد.
وی افزود: مسئله اصلی، تمایز میان خشونت کور و رفتار هیجانی با اقدام قانونی، هدفمند و مبتنی بر ضابطه است. در چنین چارچوبی، قدرت نظامی و بازدارندگی نه الزاماً برای آغاز جنگ، بلکه برای جلوگیری از تکرار تجاوز و تحمیل هزینه به متجاوز مورد استفاده قرار میگیرد.
جمشیدی با بیان اینکه «قدرت» میتواند خود عاملی برای جلوگیری از جنگ باشد، تصریح کرد: اگر دشمن بداند که هر اقدام تجاوزکارانه با هزینهای جدی روبهرو خواهد شد، انگیزه او برای تکرار تجاوز کاهش مییابد. بنابراین بازدارندگی را باید یکی از کارکردهای اصلی قدرت در سیاست خارجی دانست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به «فتنهها و تنشهای داخلی» اشاره کرد و گفت: در تحلیل ترور شخصیتهای تاریخی و سیاسی، باید زمینههای اجتماعی و سیاسی آن نیز بررسی شود. ایجاد شکاف اجتماعی، تخریب جایگاه شخصیتهای کلیدی و عادیسازی ادبیات خشونت علیه آنان میتواند در بلندمدت زمینه را برای اقدامات شدیدتر فراهم کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: اگر جامعهای بهتدریج نسبت به تعرض به شخصیتهای محوری و ارزشهای بنیادین خود حساسیتش را از دست بدهد، دشمن نیز ممکن است در محاسبات خود جسورتر شود. بنابراین حفظ خطوط قرمز و ایجاد بازدارندگی، بخشی از سیاست دفاعی هر نظام سیاسی است.
جمشیدی در ادامه پنجمین گزاره خود را «عبور از یک پیچ تاریخی» عنوان کرد و گفت: مسئله امروز را نباید صرفاً مسئله بقا یا حفظ وضع موجود دانست؛ بلکه میتوان آن را یک امکان تاریخی برای جهش تمدنی تلقی کرد.
وی افزود: اگر از ظرفیتهای این دوره بهدرستی استفاده شود، ایران میتواند از این مرحله با قدرت بیشتری عبور کند و جایگاه خود را در منطقه و جهان ارتقا دهد؛ اما اگر این فرصت تاریخی از دست برود، ممکن است پیامدهای آن به تضعیف موقعیت کشور منجر شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش شخصیتهای تاریخی در تحولات اجتماعی اظهار کرد: تاریخ نشان میدهد شخصیتهای استثنایی بسیار کمیاب هستند و نمیتوان تصور کرد که یک جامعه بهصورت نامحدود چنین شخصیتهایی تولید میکند. بنابراین هنگامی که یک شخصیت تاریخی از میان میرود، باید آثار و پیامدهای آن را فراتر از سطح فردی بررسی کرد.
جمشیدی در ادامه به مفهوم «انتقام» پرداخت و گفت: انتقام در این چارچوب نباید صرفاً یک واکنش احساسی تلقی شود، بلکه میتواند بخشی از یک راهبرد بازدارنده باشد. هدف از اقدام متقابل، صرفاً پاسخ دادن به یک حادثه گذشته نیست؛ بلکه باید به گونهای باشد که طرف مقابل و دیگر بازیگران، هزینه عبور از خطوط قرمز را در محاسبات خود لحاظ کنند.
وی با اشاره به برخی نمونههای تاریخی و دینی افزود: در ادبیات دینی نیز برخورد با تهدیدها صرفاً به واکنشهای احساسی محدود نشده است؛ بلکه در مواردی هدف، ایجاد شرایطی بوده که دشمن از تکرار تجاوز منصرف شود.
جمشیدی همچنین تأکید کرد: نباید میان «انتقام» و «ساختن کشور» دوگانهای مطلق ایجاد کرد. تقویت اقتصادی، علمی، نظامی، سیاسی و اجتماعی کشور نیز میتواند بخشی از پاسخ راهبردی به تهدیدها باشد؛ چراکه افزایش قدرت ملی، خود یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی است.
وی با اشاره به مفهوم «خشونت مقدس» در ادبیات دینی اظهار کرد: در ادبیات اسلامی، در کنار مفاهیمی مانند رحمت و عفو، احکام و سازوکارهایی برای مقابله با تجاوز و جنایت نیز وجود دارد. بنابراین باید میان خشونت غیرقانونی و اقدامات مشروع و ضابطهمند تمایز قائل شد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: مسئله اصلی این نیست که جامعه به سمت خشونت کور حرکت کند؛ بلکه باید چارچوبی روشن برای اقدام مشروع، هدفمند و بازدارنده تعریف شود. اقدام بدون ضابطه میتواند خود به عاملی برای بیثباتی تبدیل شود، اما فقدان پاسخ نیز ممکن است دشمن را به تکرار اقدامات خود تشویق کند.
جمشیدی در پایان گفت: اگر مسئله انتقام را در چارچوب «بازدارندگی» و «عبور از پیچ تاریخی» تحلیل کنیم، پاسخ به ترور یک شخصیت تاریخی صرفاً یک اقدام مقطعی نخواهد بود، بلکه میتواند بخشی از راهبرد کلان کشور برای تثبیت خطوط قرمز، افزایش قدرت ملی و جلوگیری از تکرار اقدامات مشابه باشد.
انتهای پیام/381
