روایت شهید ناصر شریف از شهید کاوه قهرمان؛

من هم مثل شما هستم

شهید ناصر ظریف در توصیف فرمانده شهید محمود کاوه آورده است: در هوای سرد زمستانی، بلوزش را درمی‌آورد و جلوتر از همه گام برمی‌دارد؛ نه از سرِ خودنمایی، بلکه از سرِ همدلی با نیروهایش و نشان دادن این‌که من هم مثل شما هستم، اگر سخت است، برای من سخت‌تر.
کد خبر: ۸۵۷۲۷۴
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۷ - 24August 2026

به گزارش دفاع‌پرس از خراسان رضوی، «ناصر ظریف» یکم خرداد سال ۱۳۴۱ در مشهد متولد شد. انقلاب اسلامی که پیروز شد او جزو اولین کسانی بود که به گروه گشت پیوست. در پی ماجرا‌های کردستان وارد سپاه پاسداران شد در سال ۱۳۵۸ به فرماندهی شهید محمد بابارستمی به کردستان و شهر سقز اعزام شد. یکسال بعد با حضور شهید «محمود کاوه» در کردستان در کنار او و جمعی دیگر از نیرو‌های خراسانی جبهه کردستان همچون «چنگیز عبدی‌فر»، اولین گروه‌های اسکورت را برای تأمین راه‌ها و ترابری در محور‌های مواصلاتی کردستان تشکیل می‌دهد.

شهیدان لشکر شهدا

با شکل‌گیری تیپ ویژه شهدا به همت شهید «محمد بروجردی» در شمال غرب، شهید ظریف به این یگان پیوست. او در تیپ ویژه شهدا مسئولیت‌های متعددی از جمله فرماندهی گردان حضرت رسول (ص) در عملیات تصرف و پاک‌سازی شهر استراتژیک مهاباد بر عهده داشت.

او هیچگاه هم‌سنگری با شهید کاوه را ترک نکرد، مگر در یک مقطع کوتاه در سال۶۴ که به علت برخی مشکلات از جبهه دور بود. او در تمام ایام دفاع مقدس در لشکر ویژه شهدا، یار جدانشدنی کاوه بود و بعد از شهادت این فرمانده نیز مسئولیت‌های خطیر عملیاتی را بر عهده گرفت.

ظریف تا پایان دفاع مقدس هشت ساله و تا سال ۱۳۷۰ به دلیل وضعیت خاص امنیتی کردستان در منطقه ماند. با حضور طالبان در افغانستان و آغاز ناامنی‌ها در شرق کشور به‌عنوان فرمانده عملیات تیپ یکم ویژه شهدا در شرق خدمت کرد. او به واسطه رشادت‌هایش در تأمین امنیت شرق کشور بار‌ها از سوی مسئولان نظام قدردانی و ستوده شد و جایزه فرمانده برتر در مبارزه با مواد مخدر را از ریاست قوه قضاییه دریافت کرد.

با حضور نظامی آمریکا در عراق و شرایط حساس مرز‌های غربی، با مسئولیت جانشینی تیپ ۸۸ انصارالرضا خراسان جنوبی دوباره به منطقه کردستان اعزام شد. در نهایت ۱۷ شهریور ۱۳۸۳ در مانور عاشورا در منطقه سقز، هنگام شناسایی منطقه، در پی انفجار مین به همراه یکی از همرزمانش، شربت شهادت را نوشیدند. تقدیر الهی بر این بود که شروع و پایان خدمت شهید «ناصر ظریف» در سقز رقم بخورد.

در ادامه روایت شهید «ناصر ظریف» از شهید «محمود کاوه» را می‌خوانید:

از یکسو، قاطع است، شهادت‌طلب است، اهل فرماندهیِ واقعی است و در میدان نبرد، سرباز‌ها پشتِ سرِ او، با آن بدنِ ورزیده و بی‌ادعا، می‌دوند تا مباده عقب بمانند. 

در هوای سرد زمستانی، بلوزش را درمی‌آورد و جلوتر از همه گام برمی‌دارد؛ نه از سرِ خودنمایی، بلکه از سرِ همدلی با نیروهایش و نشان دادن این‌که «من هم مثل شما هستم، اگر سخت است، برای من سخت‌تر».

از سوی دیگر، همان آدم در زمین فوتبال، اجازه می‌دهد سربازی به پایش بپیچد، هُلم بدهد، شیطنت کند و نگذارد گل بزند. این یعنی فرماندهی‌اش هرگز به معنای دست‌نیافتنی بودن نبود؛ بلکه یعنی در میدانِ رفاقت، همه با هم برابرند و یک سربازِ جوان هم می‌تواند با او شوخی کند، بی‌آنکه ذره‌ای از عظمتِ فرمانده کم شود.

رازِ ماندگاری محمود کاوه هم شاید در همین باشد: او فرمانده‌ی دوست‌داشتنی بود. همان که در دلِ سخت‌ترین روزها، هم سپر بود و هم پناه؛ هم الگو بود و هم رفیق.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار