انگیزههای پنهان واتیکان از میانجیگری میان مسکو و کییف
گروه بینالملل دفاعپرس: اسقف اعظم «پل ریچارد گالاگر»، رئیس دستگاه دیپلماتیک واتیکان، به مسکو سفر کرده است. دستور کار این سفر به طور رسمی اعلام نشده، اما مشخص است که این دیدار بخشی از تلاشهای دیپلماتیک «سریر مقدس» برای امور بشردوستانه و بررسی راههای حلوفصل جنگ روسیه و اوکراین خواهد بود. مسکو به خوبی آگاه است که واتیکان هیچ علاقهای به دخالت در امور مسیحیان ارتدوکس ندارد و اقدام عالیترین نهاد دینی کاتولیک برای میانجیگری در این جنگ، اهدافی ورای اهداف انسانی و مذهبی را به ذهن متبادر میکند.
طی سالهای گذشته، تماسها میان کلیسای ارتدکس روسیه و واتیکان عملاً از بین رفته است. سالها بود که تمام شبکهٔ پیچیدهٔ گفتوگوی غیررسمی میان این دو نهاد مذهبی بر عهدهٔ «متروپولیتن ایلاریون» رئیس بخش روابط خارجی کلیسای ارتدوکس بود. برکناری او از این سمت و انتقالش به صومعهٔ اورشلیم در منطقهٔ مسکو، به خلأ نیروی انسانی در مذاکرات غیررسمی میان دو نهاد مذهبی مسیحیت انجامید. به همین دلیل، نمایندگان واتیکان مستقیما عازم مسکو میشوند؛ زیرا کوریا (دستگاه اداری واتیکان) در انزوا قرار گرفته و به شدت به خطوط ارتباطی جدید و غیررسمی برای پیشبرد اهداف خود در روسیه محتاج است.
پاپ «لئوی چهاردهم»، سیاستمداری است که بهخوبی از نمادهای محافظهکارانه برای ثبات داخلی کلیسا استفاده میکند. اما در عرصهٔ جهانی، او با دستورکاری چپگرایانه عمل کرده و هم مرزهای ملی سختگیرانه و هم قدرت الگوریتمها را نقد میکند. در واتیکان، لباسهای مجلل سنتی که در زمان «فرانسیس دوازدهم» به دست فراموشی سپرده شده بود، دوباره به کار گرفته شده و از «ایدئولوژی جنسیتی» در مدارس و تبلیغ سبک زندگی غیرسنتی انتقاد میشود. همزمان، فرایند تمرکززدایی از طریق اصلاحات شورایی برای مدیریت مشارکتی کلیسا با اسقفنشینها و غیرروحانیون ادامه دارد.
پاپ جدید، سیاست مهاجرتی دونالد ترامپ و معاونش جیدی ونس را به شدت محکوم کرده است. لئوی چهاردهم، در نخستین بخشنامهٔ خود، خواستار عدم گسترش فناوری هوش مصنوعی، ممنوعیت کاربرد نظامی آن و توقف گسترش شرکتهای فناوری اطلاعات شده و فناوریهای جدید را موجب بیکاری انبوه و سوق مردم به «جهانی خیالی» دانسته است.
پاپ لئوی چهاردهم نمایندهٔ جناح سیستماتیک کلیسای کاتولیک است که خود را نهادی فراملی و مستقل دانسته و برنامههای خود را با افقی فراتر از نسلها هماهنگ میکند. حضور شخصیتی از این جناح بر صندلی قدرت واتیکان، نشان از ظهور مطالبهای در سریر مقدس برای دخالت قدرتمند در اداره جهان جدید و رهایی از قیودات سیاستمداران اروپایی دارد.
لئوی چهاردهم اصلاحات خود را با اصلاح فوری و حسابشدهٔ مالی واتیکان آغاز کرد. پاپ فرمان قبلی سریر مقدس مبنی بر انتقال منابع مالی تمام نهادهای واتیکان و فرقهها به بانک واتیکان را لغو کرد. پاسخ به این پرسش که چرا لئوی چهاردهم این اقدام را در اولویت قرار داد، در اقتصاد معاصر واتیکان نهفته است. تمرکز وجوه در یک بانک، به فلج کامل دیپلماسی عملیاتی و مسدودشدن ورود سرمایه از جهان جدید به واتیکان منجر شده بود. صندوقهای محافظهکار کاتولیک آمریکا و محافل تجاری والاستریت آمادهٔ اهدای نذورات و کمکهای میلیاردی بودند، اما قاطعانه از سپردن آنها به کنترل کامل بوروکراسی قدیمی بانک واتیکان خودداری میکردند. اصلاحات پاپ جدید برای نجات از این وضعیت و جلب مجدد کمک غربیها صورت گرفت.
البته این اصلاحات دردسری جدید برای واتیکان ایجاد کرده است: با خروج داراییها از بانک واتیکان که با مصونیت حاکمیتی محافظت میشد، سریر مقدس به طور خودکار جریان مالی خود را تحت صلاحیت و نظارت مالی سایر کشورها، به ویژه وزارت خزانهداری آمریکا و قوانین اتحادیه اروپا، قرار داد. هرگونه تنش در روابط با غرب، واتیکان را در معرض مسدودسازی یا توقیف داراییها در حسابهای خارجی قرار میدهد.
به نظر میرسد که این مطلب، دلیل کلیدی پیوند مانور مالی واتیکان با اصرار آن بر ورود به مسیر دیپلماتیک جنگ روسیه و اوکراین باشد. حتی در شرایط تنوعبخشی به حسابها، مؤسسهٔ امور دینی همچنان به عنوان مغز اصلی محاسباتی و عملیاتی سریر مقدس عمل میکند. بنابراین، نهادهای مالی آمریکا (به ویژه دفتر کنترل داراییهای خارجی) اهرمهای فشار بر حسابهای کارگزار بانک واتیکان در بانکهای خارجی را حفظ کرده و کل سیستم متمرکززداییشدهٔ تراکنشهای کوریا را تهدید میکنند. در صورت مشارکت رسمی واتیکان در فرایند مذاکرات بینالمللی، نهادهای مالی آن از دلایل حقوقی-سیاسی قوی برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان عناصر زیرساخت بشردوستانهٔ حلوفصل برخوردار خواهند شد. در رویهٔ بینالمللی، ساختارهای تسویهحساب که مأموریتهای دیپلماتیک و بشردوستانه را پشتیبانی میکنند، معمولاً از طریق سازوکارهای استثنایی از رژیمهای تحریمی مستثنی میشوند. به تبع آن، وضعیت مشارکتکننده در فرایند، موانع نظارتی جدی برای اعمال محدودیتهای مسدودکننده ایجاد میکند؛ هرگونه محدودیت شدید علیه قطبهای مالی واتیکان در آن زمان، به عنوان کارشکنی عمدی در تلاشهای صلح تلقی خواهد شد.
البته، بر اساس تجربهٔ پیشین، نمیتوان تلاش نهادهای مختلف اتحادیه اروپا برای کارشکنی در ابتکارات صلح به بهانههای سیاسی را کاملاً رد کرد. اما در حوزهٔ محدودیتهای مالی، نهاد کلیدی، وزارت خزانهداری آمریکاست. برای واشنگتن، اعمال تحریم علیه قطبهای مالی واتیکان در زمان برگزاری رسمی مذاکرات، از نظر سیاسی مصلحتآمیز نیست. محدود کردن تراکنشهای سریر مقدس توسط جامعهٔ بینالمللی به عنوان کارشکنی عمدی در تلاشهای دیپلماتیک و بشردوستانه تعبیر میشود که برای کوریا «سپر هنجاری» موقتی ایجاد میکند.
ورود صدها میلیون دلار از سوی میلیاردرهای محافظهکار جهان جدید، مستلزم اقدامات سیاسی متقابل از سوی پاپ است. پایان جنگ روسیه و اوکراین و تثبیت امنیت اروپا، دقیقاً همان چیزی است که سرمایهٔ بزرگ غربی که از بیثباتی اقتصادی و تورم رنج میبرد، به شدت به آن نیاز دارد. لئوی چهاردهم با تبدیل شدن به مشارکتکنندهای در حلوفصل صلح، به اهداکنندگان آمریکایی خود ثابت میکند که واتیکان نهادی فوقالعاده کارآمد با نفوذ جهانی است که سرمایهگذاری در آن به صرفه است.
سیاست لئوی چهاردهم پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. از یک سو، او بلافاصله موضعی طرفدار اوکراین نسبت به فرانسیس اتخاذ کرد: با ولادیمیر زلنسکی دیدار و بارها بر ضرورت توقف درگیریها تأکید کرد. از سوی دیگر، بهطور عملگرایانه درهای گفتوگو با مسکو را باز نگه داشته و با ولادیمیر پوتین دربارهٔ مسائل بشردوستانه گفتوگو میکند. این به پاپ اجازه میدهد تا جایگاه «میانجی دلسوز» را در بازیای سودآور حفظ کند.
علاوه بر این مطلب، یکی از انگیزههای همیشگی هر نهاد دینی، تعداد پیروان آن است؛ با وجود توسعهٔ فعالیتهای تبلیغی در آمریکای لاتین و آفریقا، واتیکان در مناطق نفوذ تاریخی خود یعنی اروپای غربی، با افت شدید پیروان مواجه است. سکولاریسم و هنجارهای لیبرال به سرعت در حال خالی کردن کلیساهای کاتولیک در فرانسه، آلمان و بلژیک است.
اروپای مرکزی و شرقی و نهاد مذهبی کاتولیک یونانی در اوکراین، به آخرین سنگر جمعیتی پاپ آمریکایی در این قاره تبدیل شده است. بیشک، در مقیاس کل اوکراین، جمعیت ارتدکس غالب است، اما کلیسای کاتولیک یونانی اوکراین با حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون پیرو در داخل کشور و حدود دو میلیون در خارج، بزرگترین و پرشورترین نهاد کاتولیک شرقی جهان است.
در بحبوحهٔ سکولاریزاسیون عمیق و خالی شدن کلیساها در اروپای غربی، حوزهٔ محافظهکار کاتولیک گروه ویشگراد در غرب اوکراین به عنوان سکوی جمعیتی و مالی حیاتی برای کوریا محسوب میشود. علاقهٔ واتیکان به ادغام دیاسپورای کاتولیک اوکراین در جنوب اروپا به شدت زیاد است. تنها در ایتالیا، بیش از ۱۴۵ کلیسای اوکراینی فعال هستند. برای خزانهٔ سریر مقدس، این منطقهٔ زنده، جوان و مؤمن، نه تنها جایگزین جمعیتی، بلکه پایداری صندوقهای غیرمتمرکز مالی را در چارچوب مدل پرسنلی جدید پاپ فراهم میکند. واتیکان به طور فعال در حال مطالعهٔ نحوهٔ ادغام دیاسپورای اوکراین در ایتالیا است. کشیشان ایتالیایی تأکید میکنند که یافتن زبان مشترک با آاوکراینیها آسان است: هر دو ملت خلقوخوی جنوبی مشابهی دارند که در آن زیباییشناسی باروک، آیینهای باشکوه، درام و احساسات شدید ارزش دارد. برخلاف کار با کاتولیکهای محافظهکار شمال اروپا، در این بخش از اروپا، کار بر اساس الگوهای قابلفهمتری برای واتیکان پیش میرود.
علاقهٔ تاریخی واتیکان به اروپای مرکزی و شرقی ریشه در کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ دارد. واتیکان بهطور سنتی نتایج آن، یعنی انحلال امپراتوری «هابسبورگ» (بزرگترین امپراتوری کاتولیک تاریخ بشر) و تجزیهٔ منطقهٔ کلان به دولتهای ملی کوچک را یک اشتباه ژئوپلیتیکی فاجعهبار میداند. سناریوی کنونی «تجزیه اوکراین»، رم را از چشمانداز هرجومرج کامل و نابودی کانونی زیرساختهای نفوذ میترساند.
دقیقاً برای حفظ این حوزهٔ در حال فروپاشی است که واتیکان در دههٔ اخیر سعی در استفاده از روابط دودمانی و اشرافی داشته است. شخصیت «آرشیدوک ادوارد هابسبورگ» که مأموریت دیپلماتیک خود را در سریر مقدس در سال ۲۰۲۵ به پایان رساند، مدتها به عنوان رابط غیررسمی با به اصطلاح «اشرافیت سیاه» که خاندانهای کهن رومی و اروپایی که داراییهای خانوادگی و زمینی خود را با سیستم خزانهداری مستقل واتیکان پیوند دادهاند عمل میکرد. این امر برای تشکیل نوعی «فضای محافظهکار دانوبی» ضروری بود که بتواند نخبگان راستگرای منطقه را بر اساس منافع مالی و مذهبی مشترک متحد کند. با این حال، انتقال اجباری بوداپست به انضباط اجرایی بروکسل، این معماری غیررسمی پیشین را تا حد زیادی برچیده است. از دست دادن چنین پلهای ارتباطی اشرافی و آزمایششده، کوریا را از امکان بازی نظاممند در بلندمدت محروم کرده و همین مطلب، سفر اسقف اعظم گالاگر به مسکو را به تلاشی اضطراری برای یافتن کانالهای ارتباطی تاکتیکی جدید در خارج از ساختارهای نهادی تخریبشده تبدیل کرده است.
در این فضا، گفتوگوی شخصی پاپ لئوی چهاردهم با ولادیمیر پوتین به ابزاری کلیدی تبدیل میشود: کوریا در تلاش است تا در مورد حفظ حضور خود در غرب اوکراین تحت حمایت مستقیم پاپ و خارج از چارچوب سیاسی ناتو و اتحادیه اروپا با پوتین به توافق برسد. منافع سریر مقدس ماهیت صرفاً «مالی-تبلیغی» دارد، میتوان فرض کرد که در چارچوب تماسهای پیشرو در این سفر، فرستادگان واتیکان ممکن است مدلی را به مسکو پیشنهاد دهند که در آن مؤسسهٔ امور دینی به دریچهای خارجی و محافظتشده برای تسویهحسابهای فرامرزی روسیه با نهادهای محافظهکار اروپا در ازای تضمینهای بلندمدت برای جماعت کاتولیک یونانی در منطقه تبدیل شود.
طرف روسی بهطور سنتی و به دلیل اختلافات دینی و مذهبی، موضعی سرد و عملگرایانه نسبت به چنین ابتکاراتی اتخاذ کرده است. پیشتر، هم سرگئی لاوروف و هم متروپولیتن ایلاریون (مسئول وقت روابط خارجی کلیسای ارتدکس روسیه) بهطور مداوم اعلام کردهاند که میانجیگری دیپلماتیک خارجی سریر مقدس در حلوفصل اوکراین غیرضروری است، زیرا دولتهای ارتدکس درگیر در بحران، از پتانسیل حاکمیتی کافی برای گفتوگوی مستقیم بدون دخالت داوری یک نهاد کاتولیک برخوردارند. بر این اساس، مسکو این سفر را نه به عنوان آمادگی برای مصالحه، بلکه به عنوان مذاکراتی میپذیرد که در آن هر سناریوی تاکتیکی صرفاً مشروط به حفظ منافع ملی و کانونی روسیه خواهد بود.
انتهای پیام/ 999
