یادداشت/ اسماعیل یکتایی لنگرودی
حقیقت «مقاومت جواب میدهد»، هرگز کهنه نمیشود
تجربه تاریخی ثابت کرده که رمز عبور از بحرانهای متعدد، چیزی جز «ایستادگی مدبرانه» و «مقاومت آگاهانه» نیست از سوی دیگر حقیقتِ «مقاومت جواب میدهد»، هرگز کهنه نمیشود و هر بار در بوته آزمایش، تازهتر از قبل، سر برمیآورد.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گیلان، «اسماعیل یکتایی لنگرودی» جانباز و آزاده گیلانی؛ در میان انبوه روایتهایی که از هشت سال دفاع مقدس بر جای مانده، همچنان بحثهایی جدی درباره نحوه ثبت و انتقال این حقیقت تاریخی وجود دارد. تجربههای تلخ و شیرین آن سالها، نشان داده که ثبت تاریخ شفاهی، اگر با نگاهی غیرتخصصی و سطحی همراه باشد، نه تنها به غنای آن نمیافزاید، بلکه میتواند اصالت و عمق واقعه را مخدوش کند. آنچه امروز بیش از هر زمانی ضرورت دارد، کار کارشناسی، دقیق و میدانی بر روی خاطرات و اسناد است، تا نسل آینده بتواند با واقعیتهای عینی و نه روایتهای سادهشده، روبهرو شود.

یکی از نقاط عطف در این مسیر، توجه به ادبیات بازداشتگاهی و خاطرات آزادگان است؛ گنجینهای که کمتر به اندازه جایگاهش مورد کنکاش قرار گرفته. در دل اردوگاههای اسارت، در شرایطی که سختترین محدودیتها بر روح و جسم اسرا تحمیل میشد، شکوفایی هنر و ادبیات رخ میداد. نوشتن با سربِ مدادتراششده بر پاکت سیمان یا زرورق سیگار، حکایت از عطشی دارد که فراتر از نیازهای مادی است؛ عطشی برای ثبت حس، اندیشه و هویت در تاریکترین لحظات. شعرهایی که در سلولهای انفرادی سروده میشد، نه فقط مونس شبهای بیخوابی بود، بلکه سندی بر زنده بودن اراده و پایداری است.
اما ثبت این میراث، همچنان با چالشهایی روبهروست. بسیاری از رزمندگان، جانبازان و آزادگان، خود توان یا انگیزه کافی برای نوشتن خاطرات را نداشتهاند و این کار به نویسندگان جوان سپرده شده که هرچند با نیت خیر وارد میشوند، اما گاه از دانش و بینش تاریخی و ادبی کافی برای روایت درست برخوردار نیستند.
آنچه میتواند این خلأ را پر کند، حمایت نظاممند دستگاههای فرهنگی و آموزشی از نویسندگان متخصص و ایجاد بستری برای تولید آثاری است که نه صرفاً به وقایع، که به انگیزهها، ریشهها و لایههای پنهان انسانیِ آن دوران بپردازند. کتابهایی که امروز به عنوان آثار شاخص شناخته میشوند، غالباً حاصل همکاری نزدیک با راویان و سالها مصاحبه و تحقیق هستند و نمونههایی از خاطراتی که تنها به جنگ نپرداخته، بلکه سراسر زندگی یک نسل را از کودکی تا بحران و بازگشت، روایت کردهاند.
امروز، اما میدان نبرد شکل دیگری به خود گرفته است. دشمن از میدان نظامی فراتر رفته و تمام توان خود را بر جنگ رسانهای، عملیات روانی و جنگ شناختی متمرکز کرده است.
در این میدان جدید، القای ناامیدی، دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، و تحریف دستاوردهای انقلاب، مهمترین محورهای تهاجم به شمار میروند. در چنین شرایطی، رسانهها به حساسترین جبهه تقابل تبدیل شدهاند؛ جبههای که اگر نتواند روایت درست، بهموقع و صادقانه از واقعیتها ارائه دهد، میدان به دست دشمن خواهد افتاد. «جهاد تبیین» در این شرایط یک فوریت و ضرورت راهبردی است که میتواند با تقویت امید و همبستگی ملی، معادلات دشمن را بر هم بزند.
تجربه تاریخی ثابت کرده که رمز عبور از بحرانهای متعدد، چیزی جز «ایستادگی مدبرانه» و «مقاومت آگاهانه» نیست. خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، با وجود همه پیشبینیهای منفی، آزاد شد، زیرا منطق مقاومت، منطقی زنده و کارآمد بود. این منطق، نه تنها به دهه ۶۰ تعلق ندارد، بلکه امروز نیز در برابر پیچیدهترین جنگهای ترکیبی، کارایی خود را نشان داده است. وحدت مردم حول محورهای اصولی و اساسی نظام جمهوری اسلامی، اصلیترین سرمایه و مهمترین عامل بازدارندگی در برابر تهدیدات گوناگون است؛ درسی که از دل سالهای دفاع مقدس به یادگار مانده و همچنان راهگشاست.
در نهایت، آنچه از این سالها و تجربهها باقی میماند، نه فقط ثبت خاطرات و تولید آثار ادبی، بلکه درک صحیح از پیامهای آن دوران برای امروز و فرداست. روایت صادقانه، حمایت از نویسندگان متعهد و متخصص، و هوشیاری در برابر جنگ شناختی، سه ضلع مثلثی هستند که میتوانند از گنجینه دفاع مقدس، پلی به سوی آیندهای مستحکمتر بسازند. زیرا حقیقتِ «مقاومت جواب میدهد»، هرگز کهنه نمیشود و هر بار در بوته آزمایش، تازهتر از قبل، سر برمیآورد.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
