چین؛ چالش گذار سبز از بزرگترین بحران انرژی
گروه بینالملل دفاعپرس: در نیمه اول سال ۲۰۲۶، سهم زغال سنگ در سبد انرژی چین برای نخستین بار به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافت و به ۴۹.۷ درصد رسید. این در حالی است که سهم انرژیهای تجدیدپذیر از مرز ۴۰ درصد عبور و به ۴۱.۲ درصد رسید. به عبارت دیگر، از هر چهار کیلوواتساعت برق تولیدی در چین، یک کیلوواتساعت از منابع تجدیدپذیر تأمین شده است. رسانههای چینی این لحظه را «نقطه عطفی تاریخی» و آغاز گذار واقعی از تولید مبتنی بر زغالسنگ به تولید غیرفسیلی نامیدهاند.

چین در دهه اخیر گامهای بلندی در جهت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی برداشته و با فاصلهای چشمگیر، به رهبر بلامنازع جهانی در حوزه انرژیهای جایگزین تبدیل شده است. این کشور زنجیرههای تولید مستقل از جهان برای خودروهای برقی، نیروگاههای بادی و خورشیدی ایجاد کرده و با قاطعیت به سمت تحقق تعهدات خود در توافق پاریس حرکت میکند؛ تعهداتی که هدف آنها رسیدن به اوج انتشار کربن تا سال ۲۰۳۰ و تحقق کربن خنثی تا سال ۲۰۶۰ است. با این حال، پکن اکنون با پرسشی دشوار مواجه است: چگونه میتوان گذار سبز را در شرایطی پیش برد که مصرف انرژی به طور مداوم در حال افزایش است؟ رشد خودروهای برقی، ایستگاههای شارژ جدید را طلب میکند و توسعه سریع هوش مصنوعی، مراکز دادهی عظیمالجثهای را میطلبد که مصرف انرژی سرسامآوری دارند.
تنها یک دهه پیش، دستیابی به چنین اهدافی غیرممکن به نظر میرسید. در سال ۲۰۱۵، مجموع ظرفیت نصبشدهٔ نیروگاههای چین ۱.۵ میلیارد کیلووات بود و سهم نیروگاههای زغالسنگی با ۶۵.۷ درصد، به وضوح بر سایر منابع سایه انداخته بود. نیروگاههای برق آبی ۲۱ درصد و نیروگاههای هستهای تنها ۲۶ میلیون کیلووات را به خود اختصاص داده بودند و دیگر منابع در آمار رسمی جای نداشتند. در آن زمان، ستون اصلی انرژی پاک، نیروگاههای کلاسیک برقآبی بودند؛ از جمله بزرگترین سد جهان، «سانشیا» (سه دره) با ظرفیت ۲۲.۵ میلیون کیلووات و سد «بایهتاتان» با ظرفیت ۱۴ میلیون کیلووات، اما چین اکنون به مرز ظرفیتهای برق آبی خود نزدیک شده و موضوع استفاده از آبهای فرامرزی، چالشبرانگیز شده است؛ از این رو، دیگر بر روی این منبع سرمایهگذاری عمدهای نمیکند.
انرژی هستهای نیز از دیرباز در دستور کار چین بوده و با همکاری آمریکا، فرانسه و روسیه، نخستین نیروگاههای هستهای ساخته شدند. امروز چین با ۵۹ راکتور عملیاتی و ظرفیت ۶۲.۴۸ میلیون کیلووات، پس از آمریکا و فرانسه در رتبه سوم بیشترین تعداد راکتور جهان قرار دارد و ۵۳ راکتور دیگر نیز در دست ساخت است. راکتورهای نسل سوم بومی مانند «هوالونگ» و «گوهه» به بهرهبرداری رسیده و کار روی نسل چهارم نیز آغاز شده است. چین برای نوزدهمین سال متوالی، سریعترین نرخ ساخت نیروگاههای هستهای را دارد و این بخش همچنان برای تنوعبخشی به سبد انرژی، جایگاهی ممتاز دارد.
در حوزه خودروهای برقی، چین از سال ۲۰۰۹ با سیاستهای حمایتی مانند یارانه خرید، به رشد شتابانی دست یافت و از سال ۲۰۱۴، به طور پیوسته در صدر فروش جهانی خودروهای برقی قرار دارد. سهم چین از بازار جهانی خودروهای برقی حدود ۷۰ درصد است و زیرساختهای کامل (از جمله ایستگاههای شارژ) و قیمتهای مناسب، این خودروها را برای عموم در دسترس قرار داده است. چین اکنون نه تنها تأمینکننده بازار داخلی، بلکه صادرکنندهای فعال در رقابت با برندهایی مانند تسلاست.
در انرژی خورشیدی و بادی نیز چین به سرعت به جایگاه نخست جهانی دست یافته است. از سال ۲۰۱۵، این کشور بزرگترین تولیدکننده پنلهای خورشیدی و دارنده بزرگترین ظرفیت نصبشدهٔ نیروگاههای بادی است. نیروگاه خورشیدی «تنگلی» با ظرفیت ۱.۵۴۷ میلیون کیلووات و نیروگاه بادی «جیوچوان» با ظرفیت ۷.۹۶۵ میلیون کیلووات، از بزرگترینهای جهان هستند. در نیمه اول ۲۰۲۶، سهم تولید برق از این دو منبع به ۲۴.۶ درصد رسید.
با وجود این دستاوردها، سهم زغالسنگ در تولید برق سالها بین ۶۰ تا ۷۰ درصد در نوسان بود. چین حدود نیمی از زغالسنگ جهان را استخراج میکند و پس از آمریکا، روسیه و استرالیا، چهارمین دارنده ذخایر اثباتشده زغال سنگ است. از سال ۲۰۰۹، به دلیل رشد مصرف، چین مجبور به افزایش واردات زغالسنگ شد، اما تا سال ۲۰۲۲، سقف غیررسمی ۳۰۰ میلیون تنی برای واردات اعمال میشد. در سال ۲۰۱۵، پکن «انقلاب زغالسنگ» را آغاز و صدور مجوزهای جدید معادن را ممنوع کرد، اما بحرانهای انرژی بعدی و ناپایداری تولید انرژیهای تجدیدپذیر، باعث شد این سیاست به صورت «موجی» اجرا شود و عملاً مصرف افزایش یابد. استخراج زغالسنگ پس از کاهش در سال ۲۰۱۶، در سالهای بعد روند صعودی داشت.
یکی از راهحلهای مهم، معرفی فناوریهای جدید تصفیه (مفهوم زغالسنگ سبز) بود که به عنوان یک راهحل مصالحهآمیز به نظر میرسد.
در سال ۲۰۲۵، مجموع ظرفیت نصبشدهٔ نیروگاههای چین به ۳.۸۹ میلیارد کیلووات رسید که ۱۶.۱ درصد نسبت به سال قبل افزایش داشت. از این میان، ظرفیت بادی و خورشیدی به طور مشترک به ۱.۸۴ میلیارد کیلووات (۴۷.۳ درصد) رسید. سهم برق آبی ۴۴۸ میلیون کیلووات و انرژی هستهای ۶۲ میلیون کیلووات بود. اما در تولید واقعی برق، سرعت تغییر بسیار کندتر است: نیروگاههای حرارتی همچنان ۶۴.۸۸ درصد، برق آبی ۱۳.۵۵ درصد، بادی ۱۰.۸۵ درصد، خورشیدی ۵.۹ درصد و هستهای ۴.۸۲ درصد را به خود اختصاص دادهاند. تأکید اصلی دولت بر انرژی خورشیدی و بادی است و زیرساختهایی با «ظرفیت مازاد» برای جبران شرایط نامساعد جوی (مثل روزهای بدون باد یا آفتاب) ساخته میشود. برای انرژی خورشیدی این عامل اهمیت بیشتری دارد، از این رو ظرفیت نصبشدهٔ آن بسیار بیشتر از انرژی بادی است، هرچند نباید نقش استفاده از ظرفیت مازاد تولید داخلی را نیز نادیده گرفت.
سهم تولید زغالسنگ در حال کاهش است، اما این روند «پرشی» بوده است؛ مثلاً در سال ۲۰۲۰ سهم آن به ۶۸.۵ درصد افزایش یافت و در سال ۲۰۲۵ به ۵۹.۸ درصد کاهش یافت. این کاهش در شرایطی رخ داد که مصرف کل برق از ۷.۵۲ تریلیون کیلوواتساعت در ۲۰۲۰ به ۱۰.۳۷ تریلیون کیلوواتساعت در سال ۲۰۲۵ رسید. به عبارت دیگر، انرژی جدید تقریباً به طور کامل صرف پاسخگویی به رشد مصرف شده است و استفاده از زغالسنگ نه تنها کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از موارد افزایش یافته است.
انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران در سال ۲۰۲۶، بازار انرژی را متلاطم کرد و قیمت سوختهای فسیلی از جمله زغالسنگ را افزایش داد. در کمال شگفتی، چین در واکنش به این بحران، به جای افزایش واردات، مسیر کاهش آن را در پیش گرفت و سعی کرد با تکیه بر منابع داخلی، رفع بحران را به انتظار بنشیند. اگرچه ارزش واردات زغالسنگ در سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵۲.۷ درصد افزایش یافت، اما در نیمه اول سال، رشد کل واردات فقط ۲.۶ درصد بود. کارشناسان چینی معتقدند که با ادامه بحران، پکن به طور موقت واردات را کاهش خواهد داد و منتظر تغییرات در سیاستهای تولیدی، تعرفهای و ... در کشورهای تأمینکننده اصلی (اندونزی، روسیه و مغولستان) خواهد ماند. با توجه به اینکه مزیت قیمتی واردات در شرایط انسداد تنگه هرمز کاهش یافته، چین ترجیح میدهد تولید داخلی را افزایش دهد تا هزینههای خارجی را بالا نبرد. این کشور ظرفیت این کار را دارد، زیرا مصرف اصلی زغالسنگ بر تولید داخلی (روزانه حدود ۱۲.۵ میلیون تن) استوار است و دولت چین از فروردین شروع به ایجاد ذخیرهای برای ۳۲ روز مصرف کرده است.
با این حال، نشانههایی از تناقض در آمار وجود دارد. در اول خرداد ماه، انفجاری در معدن زغالسنگ استان «شانشی» رخ داد که بزرگترین حادثه معدنی چین از سال ۲۰۰۹ به شمار رفته و ۹۰ کشته برجای گذاشت. بررسیها نشان داد که مدیران معدن، با به کارگیری کارگران غیرمجاز برای استخراج زغالسنگ ثبتنشده، مقررات ایمنی را نقض کرده بودند. این رویداد نشان میدهد که آمار رسمی ممکن است تمام واقعیت را منعکس نکند و میزان تولید واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلامی باشد. همچنین، در نیمه اول سال ۲۰۲۶، واردات گاز طبیعی ۸.۷ درصد، نفت ۱.۸ درصد و زغالسنگ تنها ۲.۶ درصد کاهش یافت که با توجه به بحران انسداد تنگه هرمز، بسیار غیرمنطقی به نظر میرسد. به نظر میرسد چین یا از ذخایر راهبردی خود استفاده کرده یا آمار را دستکاری میکند.
در ۲۴ مرداد ماه، «کد محیط زیست» چین به اجرا درآمد که دومین کد مدون پس از کد مدنی است و بر تعهد جدی دولت به گذار سبز تأکید دارد. به نظر میرسد آمار نیمه اول سال ۲۰۲۶، بیش از آنکه نشاندهنده واقعیت باشد، نوعی «بسیج هماهنگ» دستگاهها برای نمایش موفقیت در آستانه اجرای این کد است. واقعیت این است که گذار سبز در حال رخ دادن است، اما سرعت آن احتمالاً کمتر از آن چیزی است که آمار نشان میدهد.
چین برای نخستین بار یک برنامه پنجساله ویژه برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر (همزمان با پانزدهمین برنامه پنجساله، ۲۰۲۶-۲۰۳۰) تصویب کرده که بر لزوم حفظ امنیت انرژی تأکید دارد. در حوزه زغالسنگ، این به معنای ایجاد ذخایر ۱۰۰ میلیون تنی است. برای انرژی خورشیدی و بادی، هدف افزایش سهم تولید به ۳۰ درصد تا سال ۲۰۳۰ است که برخی کارشناسان پیشبینی میکنند زودتر از موعد (۲۰۲۸) محقق شود. تا سال ۲۰۳۰، ظرفیت هستهای باید به حدود ۱۱۰ گیگاوات و برق آبی به ۴۱۰ گیگاوات برسد. همچنین سهم مصرف انرژی غیرفسیلی به ۲۵ درصد و ظرفیت انرژی بادی و خورشیدی به بیش از ۵۰ درصد کل خواهد رسید و سهم تولید از منابع غیرفسیلی به ۵۰ درصد رسیده و به منبع اصلی تبدیل خواهد شد. این اهداف بلندپروازانه، اما به نظر قابلدستیابی هستند.
مصرف زغالسنگ در چین به دلیل رشد کلی مصرف انرژی کاهش نیافته است. پیشبینی میشود مصرف برق در سال ۲۰۲۶ بین ۵ تا ۶ درصد افزایش یابد و مصرف زغالسنگ نیز روند صعودی داشته باشد. انتظار میرود مصرف زغالسنگ در سال ۲۰۲۶ به ۵.۱۵ میلیارد تن برسد که نسبت به سال قبل ۰.۸ میلیارد تن افزایش خواهد داشت. زغالسنگ در درجه اول در بخش نیروگاهها مصرف میشود (۵۶.۰۸ درصد) و مصرف آن در صنایع پتروشیمی به ویژه تولید کودهای کشاورزی رو به افزایش است. چین در کوتاهمدت قصد ندارد از زغالسنگ دست بکشد.
در حال حاضر، پکن با چالشی جدی روبروست: چگونه میتوان در شرایط افزایش روزافزون مصرف انرژی (ناشی از خودروهای برقی، مراکز داده و هوش مصنوعی) گذار سبز را پیش برد؟ چین از تمامی منابع ممکن، از جمله هیدروژن، تبدیل زغالسنگ و سویا به سوخت، استفاده خواهد کرد. ایجاد یک سیستم انرژی مستقل از شوکهای خارجی، به چین امکان ادامه رشد اقتصادی، حفظ اعتماد عمومی و ایجاد چهرهای از یک کشور آسیبناپذیر در برابر بحرانهای انرژی را میدهد.
با این حال، میزان واقعی آسیبپذیری چین تنها زمانی مشخص میشود که ذخایر راهبردی آن به پایان برسد. تا آن زمان، آمار رسمی ممکن است تصویر کاملی از واقعیت ارائه ندهد. رشد مصرف انرژی در چین برای مدتها تقاضا برای زغال سنگ را حفظ خواهد کرد و با توجه به محدودیتهای زیستمحیطی داخلی، سهم واردات در تأمین نیازهای پکن افزایش خواهد یافت.
انتهای پیام/ 999
