توان بازدارندگی سپاه در خلیج فارس؛ چالش جدی برای شناورهای آمریکایی
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرسـ رحیم محمدی؛ شاید از زمان حملات محور صهیونیستی ـ آمریکایی به کشورمان و بهویژه از زمان حملات ارتش تروریستی آمریکا به سواحل جنوبی کشورمان با عبارت مینریزی دریایی توسط ایران در رسانههای مختلف مواجه شده باشید؛ عملی مشروع که برای مقابله با تردد شناورهای دشمن یا شناورهایی که قصد دارند از تمهیدات دریایی اتخاذشده از سوی کشورمان در آبهای خلیج فارس تخطی کنند، صورت میگیرد.

البته مینریزی دریایی در خلیج فارس فقط محدود به روزهای اخیر نمیشود، زیرا در دورانی که ارتش بعثی عراق به ایران حمله کرده بود، آن زمان نیز نیروی دریایی آمریکا در پشتیبانی از دولت متخاصم عراق در خلیج فارس با ایران وارد منازعه نظامی شد؛ با این هدف که روند و جریان صدور نفت از ایران را قطع کند؛ از این روی، نیروی دریایی سپاه تصمیم میگیرد که برای مقابله با این اقدام آمریکا و در راستای همان سیاست کلی «صدور نفت یا برای همه یا برای هیچکس» اقدام به مینریزی دریایی کند.
مینریزی ایران در خلیج فارس موجب شد تا طرح اسکورت نفتکشهای کویتی که آمریکا آن را برای مصون نگاهداشتن نفتکشهای مورد اشاره از حملات ایران اجرا میکرد، با شکست مواجه شود؛ زیرا نفتکش «بریجتون» که حامل نفت کویت بود، به واسطه برخورد با مین دریایی منفجر شد و طرح مورد اشاره بینتیجه ماند.
نکتهای که به آن اشاره شد، بدین معناست که مینریزی دریایی یکی از راههای مقابله با دشمنی است که به لحاظ در اختیارداشتن تجهیزات و شناورهای دریایی نسبت به ایران امکانات بیشتری دارد؛ به عبارت دیگر، مینریزی دریایی شیوهای در نبرد نامتقارن دریایی محسوب میشود.
اما از آن زمان یعنی از دوران دفاع مقدس هشتساله، شیوه مینریزی توسط نیروی دریایی سپاه تغییر یافته است؛ بدین شکل که اگر آن دوران مینریزی توسط شناورها صورت میگرفت، امروز و در هنگامه نبرد با ارتش تروریستی آمریکا از ساحل انجام میشود و در این رابطه نیروی دریایی سپاه موشکی در اختیار دارد که میتواند به ۴۰ مین دریایی تبدیل شود؛ موضوعی که جزئیات بیشتری از آن منتشر نشده است.
اگرچه تاکنون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهصورت رسمی مطلبی در خصوص استفاده از این شیوه در جنگ با آمریکا منتشر نکرده است، ولی بر اساس اخبار غیررسمی، امروز نیروی دریایی سپاه با برخورداری از راکتاندازهای موسوم به «فجر ۵»، عمل مینریزی را از خط ساحلی انجام میدهد. راکتانداز توپخانهای «فجر ۵» در دهه ۱۳۷۰ توسعه یافته و دارای چهار پرتابگر است و بر اساس آنچه برای نسخه زمینی آن اعلام شده، بین ۷۵ تا ۱۸۰ کیلومتر برد دارد و میتواند راکتهای کالیبر ۳۳۳ میلیمتر را شلیک کند.
راکتهای فجر ۵ حاوی مینهای دریایی پس از رسیدن به مختصات مورد نظر با بهرهگیری از فیوز مجاورتی، مینها را با استفاده از چتر بر روی سطح آب پراکنده میسازد؛ پس این شیوه علاوه بر افزایش سرعت به نسبت مینریزی سنتی با شناورها، موجب غافلگیری هم میشود؛ چرا که با استفاده از مینریزی توپخانهای میتوان با سرعت موانع دریایی را با وسعت زیادی ایجاد کرد تا موجب اخلال در روند عبور و مرور دریایی شده و لانچرهای مورد استفاده در این شیوه هم میتواند پس از شلیک در کوتاهترین زمان ممکن از منطقه عملیاتی خارج شود.
حال چنانچه همین مشخصات را هم در برد راکتهای حاوی مین دریایی لحاظ کنیم، میتوان دریافت که ایران به راحتی قادر است عرض دهانه تنگه هرمز که حدود ۳۹ کیلومتر میشود را با استفاده از این نوع مهمات، کاملاً برای شناورهای بیگانه و متخلف نا امن کند.
انتهای پیام/ 231
