جاهطلبی فناورانه ایروان در اوج بیبرقی
گروه بینالملل دفاعپرس: ارمنستان با اطمینان از آغاز دوران فناورانهی جدید سخن میگوید. هوش مصنوعی، مراکز داده، هزاران پردازندهی گرافیکی مدرن و سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال جدید باید این کشور را به یکی از مراکز قابلتوجه فناوری در منطقه تبدیل کند. در نگاه نخست، ارمنستان واقعاً با فرصتی جدید روبروست. برخلاف بسیاری از صنایع سنتی که رقابت در آن برای یک کشور کوچک دشوار است، هوش مصنوعی امکان رقابت در بازار جهانی را از طریق سرمایهی انسانی، فناوری و زیرساختهای نسبتاً جمعوجور فراهم میکند.

با این حال، هوش مصنوعی ویژگیای دارد که در اظهارات سیاسی کمتر به آن پرداخته میشود. هوش مصنوعی با الگوریتم آغاز نمیشود، بلکه با برق آغاز میشود و هرچه برنامههای ارمنستان در حوزهی هوش مصنوعی بزرگتر میشود، این پرسش اساسیتر میشود که آیا سیستم انرژی ارمنستان توان تأمین جاهطلبیهای فناورانه را دارد، یا بخش جدید دیجیتال بهتدریج وابستگی جدیدی به برق وارداتی ایجاد خواهد کرد؟
یکی از نمادهای مسیر فناورانهی جدید، پروژهی هوش مصنوعی «فایربرد» است. در مرحلهی نخست، استقرار بیش از ششهزار پردازندهی گرافیکی و زیرساختی با توان تقریبی حدود ۱۸ مگاوات مطرح است، اما مهمتر از رقم اولیه، برنامههای توسعهی بیشتر این پردازندههاست. اگر زیرساخت اعلامشده گسترش یابد، نیازها میتواند به جای دهها، به صدها مگاوات برسد. برای کاربر عادی، عبارت «ششهزار پردازندهی گرافیکی» بیشتر به معنی توان محاسباتی است، اما برای کارشناس انرژی، همین ارقام معنایی کاملاً متفاوت دارد: مصرفکنندگان جدید بزرگی که باید حجم عظیمی برق را بهطور پیوسته دریافت کنند.
در اینجا تفاوت اساسی مرکز داده با بسیاری از صنایع سنتی اهمیت دارد: مرکز داده را نمیتوان با برق نوسانی تأمین کرد. در مرکز داده، سرورها شبانهروز کار میکنند. علاوه بر خود سیستمهای محاسباتی، برق برای خنکسازی، تجهیزات شبکه، ذخیرهسازی دادهها و کل زیرساخت جانبی لازم است. بنابراین، پرسش تنها در میزان کیلوواتساعتی که ارمنستان در سال تولید میکند، نیست، بلکه به توان پایدار ۲۴ ساعته و هفت روز در هفته نیاز است. به همین دلیل، رونق جهانی هوش مصنوعی بهتدریج به رونق انرژی نیز تبدیل میشود.
چند سال پیش، مسابقهی جهانی هوش مصنوعی عمدتاً بهعنوان رقابت برای متخصصان، الگوریتمها و پیشرفتهترین نیمهرساناها تلقی میشد. امروزه منبع راهبردی دیگری نیز به آنها افزوده شده است: برق. بزرگترین شرکتهای فناوری جهان بهدنبال تأمین حجم عظیمی از تولید پایدار برای مراکز دادهی خود هستند. علاقه به انرژی هستهای بازگشته است، رآکتورهای کوچک مدولار، قراردادهای بلندمدت انرژی و احداث تولید متناسب با زیرساخت محاسباتی مورد بحث قرار میگیرد.
دلیل چنین توجه فراوانی به برق ساده است: پردازندهها هرروز بیش از دیروز به انرژی نیاز پیدا میکنند. با گسترش هوش مصنوعی مولد، نه تنها تعداد مراکز داده، بلکه چگالی مصرف انرژی درون آنها نیز افزایش مییابد. شتابدهندههای مدرن هوش مصنوعی به انرژی بیشتری نسبت به زیرساختهای سرور سنتی نیاز دارند. در نتیجه، مکان مرکز دادهی بزرگ جدید نه تنها بر اساس کیفیت اینترنت، مالیات یا وجود متخصصان، بلکه بر اساس تامین توان لازم برای حفظ پایداری شتابدهندهها تعیین میشود؟ بنابراین برنامههای ارمنستان باید از همین منظر ارزیابی شوند.
با این حال، مشکل اینجاست که جاهطلبیهای فناورانهی ارمنستان دقیقاً در زمانی مطرح میشود که سران این کشور از تغییر اوضاع انرژی سخن میگویند. نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان پیشتر اذعان کرده که مازاد برق پیشین عملاً وجود ندارد و در آینده مصرف داخلی افزایش خواهد یافت. هوش مصنوعی نیز میتواند یکی از عوامل این رشد باشد. وضعیت نسبتاً غیرمعمولی در ارمنستان ایجاد شده است: از یک سو، دولت از ایجاد توان محاسباتی جدید استقبال کرده و درصدد جذب سرمایهگذاریهای کلان فناوری است، و از سوی دیگر، بهطور موازی نیاز به یافتن منابع اضافی برق نیز پدید میآید.
در اینجا موضوعی بسیار حساس از نظر سیاسی مطرح میشود: واردات. رهبران ارمنستان امکان توسعهی تجارت برق با کشورهای همسایه را رد نمیکنند و آذربایجان نیز یکی از گزینههای مطرح است. از دید اقتصادی، خود تجارت برق امری غیرعادی نیست. سیستمهای انرژی بسیاری از کشورها به یکدیگر متصل هستند و دولتها بسته به زمان روز، فصل، هزینه و بار، همزمان برق وارد و صادر میکنند. مشکل زمانی رخ میدهد که واردات دیگر بخشی از یک سیستم متنوع نباشد و به ضرورت تبدیل شود.
فرض کنیم که زیرساخت هوش مصنوعی ارمنستان واقعاً بهسرعت رشد کند. یک مرکز محاسباتی بزرگ پدید آید، سپس مرکز دوم ایجاد شود و به همین دلیل، سرمایهگذاران تعداد پردازندهها را افزایش دهند، توان ابری بیشتری ایجاد شود و همزمان مصرف معمول اقتصاد نیز رشد کند. در مقطعی، سیستم به توان تضمینشدهی بسیار بیشتری نیاز خواهد داشت. اگر تا آن زمان تولید داخلی افزایش نیافته باشد، گزینههای کمی باقی میماند: محدود کردن اتصال مصرفکنندگان جدید یا جبران کسری از طریق واردات؛ و اینجاست که پارادوکس شکل میگیرد: ارمنستان میخواهد یکی از پیشرفتهترین بخشهای اقتصاد قرن بیست و یکم را ایجاد کند، اما توسعهی آن وابستگی به منابع خارجی انرژی را افزایش میدهد. خود واردات برق تهدید نیست. آسیبپذیری زمانی ظاهر میشود که ارمنستان بدون آن نتواند زیرساخت دیجیتال حیاتی خود را تأمین کند، زیرا مراکز داده دیگر فقط ساختمانهای تجاری با رایانه نیستند و با گسترش دیجیتالیسازی اقتصاد، به بخشی از زیرساخت راهبردی دولت تبدیل میشوند.
به همین دلیل، تجارت بالقوهی برق با آذربایجان شایستهی توجه ویژه است. پس از تغییر اوضاع منطقهای و رو به اتمام بودن تنشها میان باکو و ایروان، احیای روابط اقتصادی ارمنستان و آذربایجان میتواند بخشی طبیعی از روند صلح بوده و در چنین شرایطی برق یکی از کالاهای قابلمعامله است، اما تفاوت زیادی میان این دو گزاره وجود دارد: «ارمنستان میتواند برق ارزان از آذربایجان خریداری کند، وقتی به صرفه باشد» و «ارمنستان باید از آذربایجان برق بخرد، چون تولید داخلی کافی نیست». اولین گزاره از جنس خرید و فروشهای عادی بازار است، اما گزاره دوم به معنای وابستگی ارمنستان به آذربایجان است.
این بحث بهویژه در سایهی اظهارات الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، دربارهی نیروگاه هستهای «متسامور»، حساستر میشود. طرف آذربایجانی بارها موضوع ایمنی این نیروگاه را مطرح و خواستار تعطیلی آن شده است. در اینجا ترکیب ناخوشایندی از شرایط پدید میآید: از یک سو، کشور همسایه، مهمترین منبع تولید پایهی ارمنستان را نقد میکند و از سوی دیگر، همین کشور بهطور بالقوه میتواند تأمینکنندهی برق ارمنستان باشد و همزمان، خود ارمنستان قصد دارد مصرف انرژی خود را با زیرساخت هوش مصنوعی بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. حتی اگر میان این فرایندها ارتباط مستقیمی وجود نداشته باشد، از منظر راهبرد بلندمدت دولتی، چنین ترکیبی دستکم باید تأملبرانگیز باشد.
در بحثهای پیرامون نیروگاه هستهای ارمنستان، اغلب موضوع قدمت تأسیسات و لزوم بازنگری در آنان غالب است، اما انقلاب هوش مصنوعی نگاه به انرژی هستهای را کاملاً دگرگون کرده است. ارمنستان نه تنها باید به پایان عمر نیروگاه هستهای ارمنستان بیندیشد، بلکه باید به این فکر کند که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد. اگر دولت همزمان برقیسازی حملونقل، توسعهی صنعت، افزایش مصرف داخلی و تبدیل شدن به مرکز منطقهای هوش مصنوعی را برنامهریزی کند، نیاز به تولید پایدار نه کاهش، بلکه افزایش خواهد یافت.
در این زمینه انرژی خورشیدی میتواند نقش بزرگی ایفا کند. ارمنستان شرایط مساعدی برای توسعهی آن دارد و در سالهای اخیر، تولید انرژی خورشیدی خود را بهسرعت گسترش داده است، اما خورشید ویژگی مهمی دارد: خورشد در شبها وجود ندارد، در حالی که مرکز داده شبها خاموش نمیشود. بنابراین، رشد انرژی تجدیدپذیر باید با تولید پایه و تنظیمکننده، ذخیرهسازها، نوسازی شبکه و ظرفیتهای پشتیبان اضافی همراه باشد. به همین دلیل، پرسش از واحد جدید هستهای یا رآکتورهای کوچک مدولار بهتدریج از یک موضوع صرفاً تخصصی انرژی، به بخشی از راهبرد فناورانهی ارمنستان تبدیل خواهد شد.
در اینجا پرسش اصلی از سیاست دولت ارمنستان مطرح میشود: اگر ارمنستان واقعاً قصد دارد به بازیگری جدی در حوزهی هوش مصنوعی تبدیل شود، باید بداند که برنامهی فناوری را نمیتوان جدا از برنامهی انرژی در نظر گرفت. نمیتوان نخست از ایجاد صدها مگاوات توان محاسباتی سخن گفت و سپس به دنبال یافتن منبع صدها مگاوات توان برق گشت. این فرایندها باید همزمان برنامهریزی شوند؛ هر پروژهی بزرگ مرکز داده باید با پاسخ به دستکم چند پرسش همراه باشد: برق از کجا تأمین میشود، چه بخشی توسط تولید داخلی تأمین میشود، چه ظرفیتهای پشتیبانی وجود دارد، شبکه تا چه حد برای بار جدید آماده است و در صورت قطع واردات چه اتفاقی میافتد. در غیر این صورت، موفقیت سرمایهگذاری میتواند به ناگاه به مشکل انرژی تبدیل شود.
با این حال، این وضعیت به معنای کنار گذاشتن پروژههای هوش مصنوعی نیست. برعکس، اگر سیاست فناوری و انرژی بهدرستی تلفیق شوند، چالش امروز ایروان میتواند به مزیتی جدی برای این کشور تبدیل شود.
ارمنستان میتواند تولید خورشیدی، سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، نوسازی ظرفیتهای حرارتی، تسریع در احداث خطوط انتقال برق، توسعهی تبادل انرژی با گرجستان و ایران و همزمان اتخاذ تصمیم نهایی راهبردی دربارهی آیندهی انرژی هستهای را پیش ببرد. واردات نیز ممکن است از ایران، گرجستان و در آینده از آذربایجان وجود داشته باشد، اما واردات باید سیستم را پشتیبانی کرده و در بازار رقابت ایجاد کند، نه اینکه جایگزین تولید داخلی شود. این تفاوت اساسی است. امنیت انرژی به معنای تولید هر کیلووات در داخل کشور نیست، بلکه به معنای توانایی دولت برای ادامهی کار عادی حتی در صورت قطع یکی از منابع خارجی است.
در سالهای آینده، دولتها نه تنها بر سر برنامهنویسان و سرمایهگذاری، بلکه بر سر مگاواتها نیز رقابت خواهند کرد. برندگان مسابقهی هوش مصنوعی ممکن است تنها کشورهایی نباشند که بهترین دانشگاهها یا جذابترین نظام مالیاتی را دارند، بلکه کسانی که میتوانند به شرکتهای فناوری برق ارزان، پایدار و قابلپیشبینیبلندمدت ارائه دهند برندگان اصلی این رقابت خواهند بود. بنابراین، پروژههای کنونی ارمنستان در حوزهی هوش مصنوعی باید بهعنوان سیگنالی به کل سیستم انرژی این کشور تلقی شود. اگر واقعاً سخن از صدها مگاوات زیرساخت محاسباتی آینده است، ارمنستان به صدها مگاوات توان جدید یا تضمینشدهی انرژی نیاز دارد و مطلوب است که بخش قابلتوجهی از این توان در داخل خود ارمنستان باشد. در آن صورت است که پروژهی هوش مصنوعی فایربرد و پروژههای بعدی واقعاً میتوانند پایهی اقتصاد جدید ارمنستان شوند.
در غیر این صورت، اتفاق بسیار عجیبی رخ خواهد داد: ارمنستان به هزاران پردازندهی جدیدترین نسل افتخار خواهد کرد، اما همزمان از همسایگان خود خواهد پرسید که آیا برق کافی برای روشن کردن آنها وجود دارد یا خیر. استقلال فناورانه بدون پایداری انرژی فقط برای بولتنهای خبری و تبلیغی مناسب است، زیرا هرچقدر هم که هوش مصنوعی «مصنوعی» باشد، برق موردنیاز آن کاملاً واقعی است و بنابراین، چالش اصلی پروژه جهش هوش مصنوعی در ارمنستان فقط واردات پردازندههای گرافیکی نیست، بلکه چالش اصلی، نبود برق در پریزهای این کشور برای تامین انرژی این پردازنده هاست.
انتهای پیام/ 999
