بررسی چشم انداز چندجانبه گرایی در کتابخانه داستایوفسکی

کارشناسان شورای امور بین‌الملل روسیه در یک نشست، چشم انداز چندجانبه گرایی در سیاست دولت‌ها را بررسی کردند.
کد خبر: ۸۶۰۶۴۰
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰ - 08September 2026

به گزارش خبرنگار بین‌الملل دفاع‌پرس، در دهم شهریورماه، یک «نشست صبحانه شهری» در کتابخانه «داستایفسکی» با موضوع «در جستجوی چندجانبه گرایی: دستاورد‌های تابستان ۲۰۲۶» برگزار شد که به آغاز فصل جدید فعالیت‌های سیاسی بین المللی اختصاص داشت. موضوع اصلی این نشست، بررسی قالب‌های چندجانبه تعامل در جهان مدرن و اهمیت آنها برای دولت‌های بزرگ و کوچک بود. در این رویداد، «آندری کورتونوف»، «تیموفی بورداچف» و «ایوان سافرانوک» کارشناسان شورای امور بین‌الملل روسیه دیدگاه‌های خود را درباره نظم جهانی کنونی ارائه کردند. مدیریت این نشست بر عهده «یولیا ملنیکوا»، مدیر بخش برنامه‌های آسیا و اوراسیای این شورا بود.

نشست چندجانبه گرایی

«آندری کورتونوف» در این نشست، اظهار داشت که سه راهبرد برای کشور‌های اکثریت جهانی در قبال قدرت‌های بزرگ که سعی در تحمیل سیاست‌های خود دارند، قابل تشخیص است: اتحاد علیه آنها، کناره‌گیری از مسئله یا پیوستن به یکی از طرفین غالب. در چنین فضایی نیاز به چندجانبه‌گرایی در حال افزایش است و کشور‌های اکثریت جهانی به همکاری با بریکس و سازمان همکاری شانگهای علاقه بیشتری نشان می‌دهند و نهاد‌های منطقه‌ای مانند آسه‌آن، اتحادیه عرب و اتحادیه آفریقا نیز فعال‌تر می‌شوند.

وی خاطرنشان کرد: با این حال، قالب‌های چندجانبه اغلب ضعیف هستند و نمی‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در حل و پیشگیری از مناقشات ایفا کنند. برای نمونه، کشور‌های بریکس و اتحادیه‌های آمریکای لاتین نتوانستند به ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط آمریکا واکنش نشان دهند و اظهارات کشور‌های اکثریت جهانی درباره سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل نیز نادیده گرفته می‌شود. سازمان‌های چندجانبه موجود دارای کاستی‌های ساختاری هستند و چندجانبه‌گرایی امروز بیش از آنکه راهبردی باشد، تاکتیکی است.

کورتونوف تصریح کرد: اکثر کشور‌ها حاضر به قربانی کردن حاکمیت ملی خود به نفع سازمان‌ها نیستند، بنابراین این نهاد‌ها اغلب تنها به مسائل فنی و کم‌تنش‌تر می‌پردازند. سازمان همکاری شانگهای نمونه‌ای از بلوغ چندجانبه‌گرایی واقعی است؛ در حالی که ۲۵ سال پیش وظایف آن تنها به مبارزه با «سه نیروی شر» (تروریسم، جدایی‌طلبی، افراط‌گری) محدود می‌شد، اکنون به سازمانی کامل با بودجه و مقر اختصاصی تبدیل شده و به مقابله با چالش‌های جدید و حساس می‌پردازد و کارایی آن در مقابله با تهدیدات سنتی نیز افزایش یافته است.

وی همچنین تاکید کرد: گاهی عقب‌نشینی‌هایی از چندجانبه‌گرایی رخ می‌دهد، مانند خودداری آرژانتین از پیوستن به بریکس، اما این موضوع از تقاضای عینی برای چندجانبه‌گرایی نمی‌کاهد. سازمان ملل همچنان به‌عنوان بستری برای بیان مواضع و جلب توجه جهانی به مسائل و نیز ابزاری برای تعیین اهداف توسعه ملی ارزشمند است. نقش حداکثرگرایانه سازمان ملل، کارکرد یکپارچه‌سازی نظام‌مند و احیای عناصر مدیریت جهانی است. برای روسیه، مشارکت در قالب‌های چندجانبه به‌دلیل تجربه تاریخی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ ساختار‌های شکل‌گرفته پیرامون این کشور اغلب شبه‌چندجانبه و با سلطه یک مرکز قدرت بوده‌اند و اکنون روسیه باید بیاموزد که چگونه در چندجانبه‌گرایی واقعی عمل کند تا کارایی سیاست خارجی خود را حفظ کند.

«تیموفی بورداچف» نیز در این نشست اظهار داشت که چندجانبه‌گرایی باید از طریق رفتار دولت‌ها و سازگاری آنها با جهان در حال تغییر بررسی شود. دولت به‌عنوان بازیگر اصلی به سیاست جهانی بازگشته، اما تعداد دولت‌ها و الزامات وارد بر آنها افزایش یافته است و همه کشور‌های تازه‌تأسیس نمی‌توانند معیار‌های دولت‌سالاری را برآورده سازند. چندجانبه‌گرایی نه برای ایجاد نظام مدیریت جهانی، بلکه برای بقای دولت‌ها ضروری است و در این معنا، شکلی از دیپلماسی محسوب می‌شود. ظهور قالب‌های جدید با جستجوی امنیت در جهان در حال تغییر همراه است و این سازوکار‌ها قابل استانداردسازی نیستند.

وی همچنین خاطرنشان کرد: سازمان ملل نتیجه پیروزی اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم بود و کشور‌های غربی پیش از آن تمایلی به ایجاد نهاد‌های بین‌المللی جهانی نداشتند. سازمان ملل پروژه‌ای منحصر‌به‌فرد و یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های تاریخ بشریت است. منشور این سازمان روی کاغذ همچنان معتبر بوده و مسئله اساسی این است که برای پایداری و عدالت نظام بین‌الملل باید رعایت شود. بنابراین مسئله این نیست که آیا بریکس یا شانگهای می‌توانند جایگزین سازمان ملل شوند، بلکه این است که آیا اکثریت جهانی می‌توانند غرب را بدون جنگ جدید جهانی به رعایت منشور سازمان ملل وادار کنند؟ برای تمام قدرت‌های بزرگ، از جمله روسیه، تهدیدات موجودیت و توسعه عمدتاً داخلی است، بنابراین محیط خارجی مبتنی بر چندجانبه‌گرایی چندگانه برای آنها مساعد است.

بورداچف تصریح کرد: دیپلماسی روسیه تجربه همکاری به‌عنوان عضوی برابر در قالب‌های مختلف را دارد و چندجانبه‌گرایی که به دولت امکان می‌دهد هم‌زمان در چندین ساختار هم‌پوشان شرکت کرده و مناسب‌ترین ساختار را برای هر مسئله انتخاب کند، به‌طور طبیعی با منافع روسیه و سبک سیاست خارجی آن همخوانی دارد.

همچنین «ایوان سافرانوک» در این نشست اظهار داشت که قالب‌های چندجانبه دوران جنگ سرد به دو دسته اصلی تقسیم می‌شدند: قالب‌های بلوکی (برای «خودی‌ها» مانند ناتو و پیمان ورشو) و قالب‌های باز که به دنبال ایجاد دستورکار مشترک برای «خودی‌ها» و «سایر کشورها» بودند (مانند سازمان امنیت و همکاری اروپا). اما بعداً این قالب‌ها ترکیبی شدند؛ اولی به سیاست «در‌های باز» روی آورد (هرچند نه برای همه) و دومی توسط قدرت‌های بزرگ انحصاری شد. سازمان‌های ایجادشده در دوره پسادوقطبی به‌طور کامل قابل‌درک نیستند: نه بستر‌های کاملی برای هماهنگی منافع همه کشور‌ها هستند و نه ابزاری برای تحقق منافع گروهی محدود؛ بلکه کارکرد آنها بیشتر سازماندهی تعامل مستمر است تا اقدام مشترک.

وی خاطرنشان کرد: کشور‌های کوچک و متوسط غیرغربی (اکثریت جهانی) به ایده سیستم بین‌المللی با قوانین شفاف و فرصت‌های متنوع عادت کرده‌اند و به‌دنبال همکاری بدون تعهدات سخت به قدرت‌های بزرگ هستند، اما این کشور‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند قوانین تعامل بین‌المللی را وضع کنند، بنابراین فعالانه در هر قالب چندجانبه موجود شرکت می‌کنند. قدرت‌های بزرگ نیز اخیراً به‌دنبال کاهش تعهدات خود به کشور‌های کوچک برای افزایش آزادی عمل در سیاست خارجی هستند، اما همچنان روی حمایت آنها در شرایط‌های خاص حساب می‌کنند. اگر قدرت‌های بزرگ بتوانند خودمختاری بیشتری به‌دست آورند و تعهدات خود را به حداقل برسانند، زمینه‌های تشکیل ساختار جدیدی از قدرت‌های بزرگ شکل خواهد گرفت. برای موقعیت بین‌المللی روسیه، ملاحظات متناقضی وجود دارد: برای بقا به خودمختاری بیشتر و تعهدات کمتر نیاز است که مستلزم احتیاط در مشارکت در ساختار‌های متعهدکننده است، اما برای توسعه به تعامل و گشودگی بیشتر از جمله ایجاد سیستم تعهدات دوجانبه با دولت‌های دوست نیاز دارد.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار