امامجمعه مهستان: میدان نبرد از مرزها به ذهنها تغییر کرده است
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، حجتالاسلاموالمسلمین «مجید صفدری»، امامجمعه شهر جدید مهستان امروز در خطبههای نماز جمعه این شهر اظهار داشت: جنگ ما با آمریکا تمام نشده، بلکه میدان نبرد تغییر کرده است. دشمنی که در میدان سخت و تقابل با نیروهای مسلح کشور قافیه را باخته، اکنون زمین بازی را به درون ذهنها کشانده است. در این جنگ ترکیبی جدید، خاکریزها تنها در مرزهای جغرافیایی قرار ندارند، بلکه در دستگاه محاسباتی مسئولان و تابآوری مردم نیز شکل گرفتهاند.

وی ادامه داد: اگر در میدان نظامی، هدف دشمن تحمیل اراده خود از طریق قدرت سخت است، در میدان جنگ شناختی و روانی، تلاش میکند محاسبات مسئولان را تحت تأثیر قرار داده و اعتماد عمومی را کاهش دهد و جامعه را نسبت به آینده دچار تردید و ناامیدی کند. از این منظر، حفظ انسجام اجتماعی و تقویت روحیه عمومی، بخشی جداییناپذیر از الزامات دفاع ملی است.
امامجمعه شهر جدید مهستان عنوان کرد: مسئولان کشور برای رهایی و نجات از دام مرتجعین نفوذی و در امان ماندن از ویروس ارتجاع، باید مراقب باشند و اجازه ندهند شرایط دوگانهسازیهای موهوم و هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی، در حیطه مسئولیتی آنان شکل گیرد. در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی و جنگ ترکیبی مواجه است، نوع ادبیات و مواضع مسئولان اهمیت ویژهای پیدا میکند.
صفدری گفت: سخن مسئولان تنها یک اظهارنظر شخصی نیست، بلکه میتواند بر محاسبات جامعه، اعتماد عمومی و ارزیابی دشمن از وضعیت داخلی کشور اثر بگذارد. از همین رو، آنها باید بین بیان مشکلات و انتقال ناامیدی تفاوت قائل شوند و در کنار تشریح واقعیتها، مسیر حل مسائل و ظرفیتهای کشور را برای مردم روشن کنند. باید به خاطر داشت که از جمله مسائل اساسی که باید موردتوجه دولت، مسئولان و اجزای حکومتی باشد، رعایت وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی است.
وی با تأکید بر اینکه ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است، اذعان داشت: وحدت در این نگاه، به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا تعطیل کردن نقد نیست، بلکه به معنای آن است که اختلافنظرها و نقدها به عاملی برای تضعیف سرمایه اجتماعی، ایجاد دوگانگیهای مخرب و فرسایش اعتماد عمومی تبدیل نشود. جامعهای که در شرایط دشوار بتواند بر اصول مشترک، منافع ملی و دفاع از کشور متمرکز بماند، از ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها برخوردار خواهد بود.
امامجمعه شهر جدید مهستان مطرح کرد: دشمن در جنگ ترکیبی تلاش میکند از طریق برجستهسازی اختلافات، القای ناتوانی، ایجاد تردید نسبت به آینده و تشدید شکافهای اجتماعی، سنگرهای ذهنی جامعه را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، هر تصمیم و هر موضعگیری باید با روشنبینی و سنجش همهجانبه پیامدهای آن اتخاذ شود. تنها با روشنبینی، حفظ وحدت و ارزیابی دقیق آثار تصمیمات است که میتوان نقشه شوم دشمن برای فتح سنگرهای ذهنی را خنثی کرد.
صفدری اضافه کرد: این امر مستلزم آن است که مسئولان در کنار توجه به مسائل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی، از آثار روانی و اجتماعی سخنان و اقدامات خود نیز غافل نشوند. سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین پشتوانههای کشور در مواجهه با تهدیدهای خارجی است که با اعتماد، همدلی، احساس تعلق ملی و باور به توانایی عبور از مشکلات شکل میگیرد و در صورت بیتوجهی، ممکن است بر اثر سخنان تضعیفکننده، دوگانهسازیهای موهوم و تصمیمات نسنجیده آسیب ببیند.
وی توضیح داد: از این رو، حفظ سرمایه اجتماعی برای روزهای سرنوشتساز آینده، نیازمند مسئولانی است که ضمن شناخت دقیق میدان، از ایجاد ناامیدی و تضعیف انگیزههای ملی پرهیز کنند و در تصمیمگیریها، آثار اجتماعی و امنیتی اقدامات خود را نیز در نظر بگیرند. در این چارچوب، مقابله با جنگ شناختی دشمن تنها با ابزار رسانهای ممکن نیست، بلکه به حکمرانی هوشمندانه، تقویت اعتماد عمومی و مراقبت مستمر از انسجام اجتماعی نیاز دارد.
امامجمعه شهر جدید مهستان یادآور شد: در ابتدای تشکیل دولت سیزدهم، زمانی که هیئت دولت به محضر مقام معظم رهبری رسید، ایشان جملهای ماندگار را درباره تجربه دهه ۹۰ بیان کردند و فرمودند که «دهه ۹۰ دهه عبرت شد» این تعبیر، از منظر منتقدان سیاست خارجی آن دوره، ناظر بر تجربهای بود که بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای اجرایی و دیپلماتیک کشور را به مذاکرات هستهای و توافق برجام اختصاص داد.
صفدری افزود: اما در نهایت با خروج آمریکا از توافق و عمل نکردن طرفهای غربی به تعهدات خود، نتیجه مورد انتظار حاصل نشد. در این نگاه، دهه ۹۰ صرفاً یک دوره زمانی در تاریخ سیاسی کشور نیست، بلکه مجموعهای از تجربهها و درسهای راهبردی است که باید در تصمیمگیریهای آینده موردتوجه قرار گیرد. منتقدان معتقدند دولتی که با شعار تعامل گسترده با جهان و حل مشکلات اقتصادی از مسیر مذاکره روی کار آمد، بخش مهمی از توان خود را صرف توافقی کرد.
مذاکره نباید به اعتماد سادهلوحانه به غرب منجر شود
وی اذعان داشت: این توافق قرار بود گشایشهای اقتصادی و سیاسی ایجاد کند اما در عمل، خروج آمریکا از برجام و استمرار فشارهای اقتصادی نشان داد که اتکا به وعدههای قدرتهای خارجی، بدون تضمینهای معتبر و بدون حفظ ظرفیتهای داخلی، نمیتواند مبنای مطمئنی برای تأمین منافع ملی باشد. در این چارچوب، انتقاد اصلی متوجه رویکردی است که تصور میکرد با مذاکره و توافق میتوان همه مشکلات کشور را حل کرد.
امامجمعه شهر جدید مهستان گفت: این توافق همچنین با تکیه بر شناخت زبان و منطق دیپلماتیک غرب، مسیر تعامل با آمریکا و اروپا را هموار ساخت. با این حال، منتقدان این رویکرد بر این باورند که تجربه برجام نشان داد حتی اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، طرف مقابل ممکن است از توافق خارج شود یا از اجرای تعهداتش سر باز زند. از این منظر، آنچه اهمیت دارد، نه نفی اصل مذاکره، بلکه پرهیز از اعتماد سادهانگارانه به طرفهایی است که سابقه بدعهدی و نقض تعهدات دارند.
صفدری افزود: مذاکره زمانی میتواند در خدمت منافع ملی قرار گیرد که بر پایه شناخت دقیق از طرف مقابل، حفظ قدرت چانهزنی، تضمین منافع کشور و آمادگی برای سناریوهای مختلف انجام شود. در همین راستا، انتقاد از کسانی که تجربههای گذشته را نادیده میگیرند و بار دیگر بر دلبستگی به غرب تأکید میکنند، بخشی از همین نگرانی است. از نگاه این جریان، ملت ایران نباید اجازه دهد تجربههای پرهزینه گذشته به فراموشی سپرده و بار دیگر همان مسیر بدون توجه به درسهای آن تکرار شود.
وی تأکید کرد: در برابر این رویکرد، بر این نکته تأکید میشود که جمهوری اسلامی ایران همواره بر اساس سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» عمل کرده است. این اصول، از منظر گفتمان انقلاب اسلامی، به معنای نفی مذاکره یا قطع ارتباط با جهان نیست؛ بلکه چارچوبی برای تعیین شیوه، زمان، حدود و اهداف تعاملات خارجی محسوب میشود. بر اساس این نگاه، ایران مقتدر از مذاکره منطقی پرهیز نمیکند، اما مذاکره را به معنای پذیرش خواستههای طرف مقابل یا چشمپوشی از حقوق ملت نمیداند.
امامجمعه شهر جدید مهستان اظهار داشت: مذاکره باید ابزاری برای تثبیت منافع ملی، رفع موانع و تأمین حقوق کشور باشد، نه مسیری برای تحمیل اراده قدرتهای خارجی بر جمهوری اسلامی. در همین چارچوب، تأکید میشود که پایبندی به اصول عزت، حکمت و مصلحت، در موضوعات مختلف سیاست خارجی از جمله مسائل امنیتی، اقتصادی، منطقهای و بینالمللی باید استمرار داشته باشد.
صفدری ادامه داد: این اصول، معیار تشخیص منافع واقعی کشور و جلوگیری از تصمیمهایی هستند که ممکن است در کوتاهمدت با وعده گشایش همراه باشند، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی بر ملت تحمیل کنند. در این دیدگاه، موضوع انتقام خون امام شهید و شهدای عزیز نیز در امتداد همین اصول قرار میگیرد. تأکید بر مذاکره منطقی، به معنای کنار گذاشتن مطالبه عدالت یا چشمپوشی از جنایات دشمنان نیست.
وی توضیح داد: از نگاه مطرحشده، جمهوری اسلامی ایران میتواند در عرصه دیپلماسی با عقلانیت و محاسبه دقیق عمل کند و در عین حال، از حقوق ملت و خون شهیدان خود دفاع کند. بر این اساس، مذاکره و مقاومت دو مفهوم متضاد تلقی نمیشوند؛ بلکه مذاکره باید در خدمت اقتدار و تأمین منافع کشور باشد و مقاومت نیز باید با حکمت و مصلحت همراه شود. قطعاً هیچیک از این دو نباید بهانهای برای عقبنشینی از اصول و حقوق اساسی ملت ایران قرار گیرد.
امامجمعه شهر جدید مهستان بیان داشت: در بخش دیگری از این دیدگاه، بر مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی ایران تأکید میشود و این نظام، مردمیترین نظام دنیا معرفی میگردد. بر همین اساس، خواست اکثریت جامعه باید همواره محترم شمرده شود و در تصمیمگیریهای کلان کشور موردتوجه قرار گیرد. از این منظر، ملت ایران ملتی آگاه، مقاوم و برخوردار از تجربههای تاریخی است که فریب تبلیغات و روایتسازیهای سیاسی را نمیخورد.
صفدری عنوان کرد: منتقدان معتقدند تلاش برای معرفی آمریکا به عنوان کشوری صلحطلب و مظلوم، درحالیکه سابقه طولانی از جنگ، تحریم و مداخله در امور دیگر کشورها دارد، با واقعیتهای تاریخی و تجربه ملتها سازگار نیست. در مقابل، ایران به عنوان کشوری که خود را مدافع مظلومان و ملتهای تحتفشار میداند، نباید با روایتهای تبلیغاتی دشمن، جنگطلب معرفی شود.
وی مطرح کرد: از این نگاه، مسئله اصلی در سیاست خارجی، شناخت درست دشمن، حفظ استقلال تصمیمگیری و جلوگیری از وارونهنمایی واقعیتهاست. بازخوانی تجربه دهه ۹۰ و برجام، در این چارچوب، با هدف نفی اصل تعامل با جهان صورت نمیگیرد؛ بلکه تأکیدی است بر اینکه تعامل خارجی باید بر پایه قدرت، هوشیاری، تضمین منافع ملی و شناخت دقیق از طرف مقابل انجام شود.
ایران مقتدر از حقوق ملت عقبنشینی نمیکند
امامجمعه شهر جدید مهستان اضافه کرد: مذاکره منطقی همچنان میتواند بخشی از سیاست خارجی ایران باشد، اما این مذاکره نباید با سادهانگاری، اعتماد بیپشتوانه یا نادیده گرفتن تجربههای گذشته همراه شود. از این منظر، ایران مقتدر کشوری است که ضمن حفظ آمادگی برای گفتوگو و تعامل، از حقوق ملت، استقلال کشور و اصول خود عقبنشینی نمیکند و تجربههای گذشته را چراغ راه تصمیمهای آینده قرار میدهد.
صفدری با بیان اینکه آنچه باید از آن پرهیز شود، تبدیل نقد به تخریب، اختلافنظر به دشمنی و مسائل کارشناسی به دوقطبیهای آسیبزاست، تصریح کرد: ایران قوی، جز با اتکا به اتحاد مقدس ملت، تلاش مستمر و حرکت در مسیر اصولی که رهبر معظم انقلاب ترسیم فرمودهاند، محقق نخواهد شد. حفظ انسجام ملی، تقویت امید اجتماعی، افزایش تابآوری و پرهیز از رفتارهایی که به نفع دشمن و به زیان سرمایه اجتماعی کشور تمام میشود، از مهمترین الزامات این مسیر است.
وی اظهار داشت: امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که جامعه و مسئولان، ضمن توجه جدی به مشکلات و مطالبات مردم، بر اصول مشترک و منافع ملی استوار بمانند و اجازه ندهند اختلافات فرعی، دوگانهسازیهای کاذب یا سخنان تضعیفکننده، مسیر پیشرفت و اقتدار کشور را با مانع مواجه کند. عبور از پیچهای تاریخی پیش رو، نیازمند وحدت، بصیرت، عقلانیت و تلاش شبانهروزی است.
امامجمعه شهر جدید مهستان با تأکید بر اینکه تکلیف همگانی امروز جز این نیست که از هر آنچه انسجام ملی را خدشهدار میکند پرهیز کنیم و بر اصولی که رهبر معظم انقلاب ترسیم فرمودهاند، استوار بمانیم، عنوان کرد: مقام معظم رهبری در پیام خود به مناسبت هفته دولت، با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از دوگانهسازیهای موهوم، نسبت به پیامدهای سخنان ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی هشدار دادند.
صفدری تأکید کرد: ایشان فرمودند که «بیتردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی و هر نوع دوگانهسازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم میتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد؛ لذا بنده قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است.»
وی گفت: در این بیانات، وحدت و انسجام ملی یکی از مهمترین الزامات عبور جمهوری اسلامی ایران از شرایط پیچیده و پیچهای تاریخی پیش است؛ ضرورتی که با امنیت ملی، قدرت بازدارندگی، تابآوری اجتماعی و امکان تحقق اهداف بلندمدت کشور پیوند مستقیم دارد. دوگانهسازیهایی مانند جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی و سازش یا جنگطلبی هنگامی به تهدید تبدیل میشوند که جامعه را در برابر انتخابهای کاذب قرار دهند و میان بخشهای مختلف مردم و حاکمیت شکاف ایجاد کنند.
امامجمعه شهر جدید مهستان اذعان داشت: در چنین فضایی، اختلافنظرهای طبیعی و کارشناسی میتواند به تقابلهای فرسایشی تبدیل شود و موضوعات اساسی کشور را تحتالشعاع قرار دهد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه اختلافات سیاسی و اجتماعی از مسیر نقد و گفتوگوی منطقی خارج شده و به دوقطبیهای مخرب تبدیل شدهاند، هزینههای آن مستقیماً به مردم و منافع ملی تحمیل شده است.
صفدری مطرح کرد: از همین رو، تأکید بر پرهیز از دوگانهسازیهای موهوم به معنای تعطیل کردن نقد یا نادیده گرفتن تفاوت دیدگاهها نیست، بلکه ناظر بر ضرورت جلوگیری از تبدیل اختلافنظر به شکاف اجتماعی و تضعیف انسجام عمومی است. از مجموع این پیام و سایر تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی میتوان دریافت که مهمترین راه عبور از پیچهای تاریخی پیش روی ایران اسلامی، حفظ وحدت و انسجام ملی است.
وی ادامه داد: کشور در مسیر پیشرفت و اقتدار، با مسائل پیچیدهای در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و بینالمللی مواجه است. عبور از این شرایط نیازمند تصمیمهای دقیق، مدیریت جهادی، عقلانیت، صبر و همراهی عمومی است؛ اما تحقق این الزامات بدون وجود یک سرمایه اجتماعی منسجم و پایدار دشوار خواهد بود. وحدت، ظرفیت تصمیمگیری و اقدام ملی را افزایش و امکان بهرهبرداری دشمن از اختلافات داخلی را کاهش میدهد.
صفدری گفت: هر اقدامی که به تضعیف اعتماد عمومی، افزایش شکافهای اجتماعی یا ایجاد احساس بیافقی در جامعه منجر شود، میتواند توان کشور را در مواجهه با فشارهای خارجی کاهش دهد. شرط تحقق ایران هرچه قویتر، اتکا به اتحاد مقدس ملت و تلاش شبانهروزی در مسیر تعیینشده است. قدرت ملی تنها در تجهیزات نظامی یا ظرفیتهای اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه به میزان تابآوری مردم، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و توان کشور برای حفظ مسیر خود در شرایط دشوار نیز وابسته است.
فشار خارجی نباید به مسئله داخلی تبدیل شود
امامجمعه شهر جدید مهستان اظهار داشت: تابآوری دوگانه ملت و مردم، یعنی هم ایستادگی جامعه در برابر فشارها و هم مسئولیتپذیری مسئولان در حل مشکلات، زمانی معنا پیدا میکند که هر دو در مسیر حفظ انسجام و تقویت اعتماد عمومی حرکت کنند. مردم باید احساس کنند که مشکلات و دغدغههای آنان موردتوجه قرار دارد و مسئولان نیز باید با جدیت، صداقت و کارآمدی برای رفع کاستیها تلاش کنند.
صفدری گفت: در شرایط کنونی، تکلیف همگانی تنها در بیان شعار وحدت خلاصه نمیشود، بلکه باید در رفتار، گفتار، تصمیمگیری و نحوه مواجهه با مسائل کشور نیز نمود پیدا کند. پرهیز از سخنان ناامیدکننده، خودداری از تضعیف انگیزههای ملی و عمومی، مقابله با دوگانهسازیهای موهوم و مراقبت از سرمایه اجتماعی، بخشی از الزامات این مسیر است. مسئولان، نخبگان، فعالان سیاسی، رسانهها و عموم مردم، هر یک در حفظ این انسجام نقش دارند.
امامجمعه شهر جدید مهستان عنوان کرد: این افراد باید از اقداماتی که زمینه اختلاف و فرسایش اعتماد عمومی را فراهم میکند، پرهیز کنند. در عین حال، حفظ وحدت نباید به معنای چشمپوشی از مشکلات یا تعطیل کردن مطالبهگری و نقد منصفانه باشد. نقد دلسوزانه و اصلاحگرانه، هنگامی که در چارچوب منافع ملی و با رعایت مصالح عمومی انجام شود، میتواند به تقویت نظام و افزایش کارآمدی آن کمک کند.
وی افزود: دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی پیش از آغاز جنگ نظامی، بهطور مستمر ایران را با تهدید حمله نظامی مواجه و با تکرار این ادعا که «همه گزینهها روی میز است»، تلاش میکرد از طریق ایجاد هراس، محاسبات مسئولان و افکار عمومی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون، پس از دو جنگ نظامی مستقیم علیه ایران و ناکامی آنان در تحقق اهداف اعلامی، بخش مهمی از ظرفیت فشار دشمن به سمت اقتصاد و تحریمهای اقتصادی منتقل شده است.
امامجمعه شهر جدید مهستان تأکید کرد: این تغییر میدان، نشاندهنده آن است که فشار اقتصادی همچنان یکی از ابزارهای اصلی دشمن برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. در شرایطی که تهدید نظامی نتوانسته است اراده ملت ایران را درهم بشکند، تلاش برای ایجاد محدودیت در مبادلات مالی، تجاری و انرژی، با هدف افزایش هزینههای اداره کشور و تحتفشار قرار دادن زندگی مردم دنبال میشود.
صفدری بیان داشت: در چارچوب این رویکرد، ترامپ، وزیر خزانهداری آمریکا و دیگر مقامات آمریکایی از طرحهایی سخن گفتهاند که هدف آنها قطع یا محدودسازی شریانهای مالی، تجاری و انرژی جمهوری اسلامی ایران عنوان شده است. این سیاست، در واقع ادامه همان راهبرد فشار حداکثری است که این بار با تمرکز بیشتر بر مسیرهای اقتصادی و تلاش برای محدود کردن ارتباطات تجاری ایران با جهان دنبال میشود.
وی خاطرنشان کرد: طرد اقتصادی، صرفاً به معنای اعمال تحریمهای رسمی نیست؛ بلکه میتواند مجموعهای از فشارها بر مبادلات بانکی، حملونقل دریایی، صادرات و واردات، دسترسی به منابع مالی و مسیرهای تأمین کالا را دربر بگیرد. هدف چنین فشاری، افزایش هزینههای اقتصادی کشور، تشدید دشواریهای معیشتی و ایجاد نارضایتی عمومی است؛ بهگونهای که فشار خارجی به مسئلهای داخلی تبدیل شود.
امامجمعه شهر جدید مهستان عنوان کرد: در این میان، تنگه هرمز جایگاهی ویژه دارد. این آبراه، علاوه بر اهمیت راهبردی در انتقال انرژی، یکی از مهمترین مسیرهای تجارت دریایی منطقه و جهان است. تلاش آمریکا برای بازگرداندن حملونقل نفت و کالا به شرایط پیش از جنگ، نشان میدهد که مسئله هرمز برای واشنگتن تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه با اعتبار راهبردی، امنیت انرژی و مدیریت نظم دریایی جهانی پیوند خورده است.
صفدری اذعان داشت: همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی، رسانههای غربی نیز تلاش میکنند این فشارها را به عنوان نشانهای از پیروزی قطعی آمریکا و مقدمه فروپاشی ایران جلوه دهند. در این روایت، تحریم و محدودیت اقتصادی نه یک ابزار فشار، بلکه عاملی تعیینکننده برای تغییر رفتار یا ساختار سیاسی ایران معرفی میشود. با این حال، در فضای رسانهای غرب، روایتهای متفاوتی نیز وجود دارد.
وی اضافه کرد: برخی رسانههای نسبتاً آزاد و واقعبین، از فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تغییر اهداف جنگ و دشواری مدیریت همزمان تقابل با ایران و چین سخن میگویند. وجود این دو رویکرد متناقض، نشاندهنده شکاف درونی در روایتسازی دشمن است؛ شکافی که بیانگر آن است که همه محافل رسانهای و تحلیلی غرب، ارزیابی یکسانی از توان آمریکا و چشمانداز فشار بر ایران ندارند.
فشار اقتصادی پایان تقابل با ایران نیست
امامجمعه شهر جدید مهستان ادامه داد: از یک سو، رسانههای نزدیک به جریانهای سیاسی و امنیتی آمریکا تلاش میکنند تصویری از قدرت مطلق و موفقیت قطعی فشار اقتصادی ارائه دهند و از سوی دیگر، برخی تحلیلها به هزینههای فزاینده جنگ، دشواریهای راهبردی آمریکا و محدودیتهای عملیاتی آن اشاره میکنند. این تناقض، ضرورت بررسی واقعیتهای میدانی را فراتر از تبلیغات رسانهای آشکار میسازد.
صفدری اضافه کرد: واقعیت میدانی آن است که جغرافیای گسترده ایران، موقعیت منطقهای و مسیرهای جایگزین تجاری با کشورهایی همچون روسیه و چین، تحقق محاصره کامل اقتصادی را با دشواری جدی مواجه میکند. ایران کشوری با مرزهای زمینی گسترده، ظرفیتهای متنوع اقتصادی و دسترسی به مسیرهای متعدد تجاری است و همین ویژگیها امکان اعمال فشار مطلق و قطع کامل ارتباطات اقتصادی آن با جهان را کاهش میدهد.
وی بیان داشت: اهمیت تنگه هرمز برای بازار انرژی و تجارت جهانی، موجب شده است که هرگونه تلاش برای اعمال فشار بر ایران در این حوزه، پیامدهایی فراتر از مرزهای کشور داشته باشد و بر اقتصاد کشورهای صنعتی و متحدان آمریکا نیز اثر بگذارد. همین واقعیت، نشان میدهد که فشار اقتصادی علیه ایران، برخلاف تبلیغات برخی رسانههای غربی، یک مسیر کمهزینه و بدون پیامد برای آمریکا نیست.
امامجمعه شهر جدید مهستان مطرح کرد: هرچه فشارها بر مسیرهای مالی، تجاری و انرژی افزایش یابد، هزینههای آن میتواند به شکل افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین، تورم و بیثباتی اقتصادی در کشورهای مختلف نیز بازتاب پیدا کند. انتقال تمرکز دشمن از تهدید نظامی به فشار اقتصادی، به معنای پایان تقابل با جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه نشاندهنده تغییر ابزارها و شیوههای اعمال فشار است.
صفدری تأکید کرد: در چنین شرایطی، شناخت دقیق میدان اقتصادی و رسانهای، تقویت ظرفیتهای داخلی، توسعه مسیرهای جایگزین تجاری و حفظ انسجام اجتماعی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. مقابله با پروژه طرد اقتصادی، نیازمند نگاهی جامع است که همزمان واقعیتهای اقتصادی، ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی و اهداف سیاسی دشمن را در نظر بگیرد. تداوم این روند، بیانگر آن است که طرفهای مقابل همچنان تلاش میکنند از سازوکارهای بینالمللی برای اعمال فشار بر ایران استفاده کنند.
وی اظهار داشت: در شورای امنیت نیز با وجود حمایتهای چین و روسیه، دو عضو دائم این شورا که دارای حق وتو هستند، تلاشهای غربیها به نتیجه نمیرسد. این وضعیت نشان میدهد که ساختار تصمیمگیری بینالمللی دیگر به آسانی گذشته در اختیار یک جریان واحد قرار نمیگیرد و کشورهای مختلف، بر اساس منافع و محاسبات خود، در برابر فشارهای یکجانبه موضعگیری میکنند.
امامجمعه شهر جدید مهستان خاطرنشان کرد: از این منظر، تلاش برای فعالسازی مجدد پرونده ایران، نه تنها به معنای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است، بلکه نشانهای از پیچیدهتر شدن مناسبات قدرت در نظام بینالملل نیز به شمار میرود؛ نظامی که در آن، استفاده از ابزارهای سیاسی و حقوقی برای تحمیل اراده یکجانبه با موانع بیشتری مواجه شده است. ایران از ابتدای انقلاب اسلامی مسیر استقلال سیاسی را در پیش گرفته و هرگز این سرمایه ارزشمند را از دست نخواهد داد.
انتهای پیام/
