سیدهادی نصرالله؛ مهم نیست پسر چه کسی هستی!
به گزارش خبرنگار گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، نام «سید محمدهادی نصرالله» برای بسیاری با نام پدرش، شهید «سیدحسن نصرالله» گره خورده است؛ اما روایت زندگی او بیشتر از آنکه درباره نسبت خانوادگیاش باشد، درباره انتخاب مسیری است که در نهایت به شهادت ختم شد.

سید هادی نصرالله، فرزند ارشد دبیرکل حزبالله لبنان، در نوجوانی به صفوف مقاومت اسلامی لبنان پیوست و مانند دیگر نیروها مراحل گزینش و بررسیهای امنیتی را پشت سر گذاشت. چند سال بعد، در جریان عملیاتی در جنوب لبنان به شهادت رسید؛ در حالی که نیروهای اسرائیلی در ابتدا نمیدانستند یکی از پیکرهای بهدستآمده متعلق به فرزند دبیرکل حزبالله است.
عملیات جبل الرفیع
۲۲ شهریور ۱۳۷۶ برابر با ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۷، گروهی چهار نفره از رزمندگان حزبالله در ارتفاعات «جبل الرفیع» در منطقه «اقلیمالتفاح» در جنوب لبنان به مواضع ارتش رژیم صهیونیستی حمله کردند.
گزارشهای منتشرشده در آن زمان از کشته شدن چهار نظامی اسرائیلی در این عملیات حکایت داشت. اما هنگام بازگشت نیروها، حملات سنگین ارتش اسرائیل و بالگردهای نظامی، مسیر عقبنشینی را دشوار کرد.
در جریان درگیری، سه رزمنده به شهادت رسیدند و پیکرهای آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد. تصاویر پیکرها نیز از تلویزیون اسرائیل پخش شد. مدتی بعد مشخص شد یکی از این شهدا، سید محمدهادی نصرالله، فرزند ارشد سیدحسن نصرالله بوده است.
«مهم نیست پسر چه کسی هستی»
سید هادی در سال ۱۹۷۹ متولد شد. بنا بر روایتهای منتشرشده درباره زندگی او، در ۱۵سالگی و با موافقت پدرش تحصیل را رها کرد و به مقاومت پیوست.
اما عضویت او به دلیل جایگاه پدرش سادهتر نشد. هادی باید مانند دیگر نیروها مراحل امنیتی و گزینش را طی میکرد.
در یکی از همین مراحل، زمانی که مسئولان حفاظت اطلاعات از او درباره مشخصاتش سؤال کردند، هادی گفت که فرزند سیدحسن نصرالله است. پاسخ مسئول مربوطه، اما روشن بود: «مهم نیست؛ اطلاعات شخصیات را بنویس.»
هادی که از این برخورد متعجب شده بود، موضوع را با پدرش در میان گذاشت. سیدحسن نصرالله نیز در پاسخ تأکید کرد که ضوابط مقاومت برای همه یکسان است و هر فرد باید مراحل قانونی و امنیتی خود را طی کند.
در نهایت، برای هادی نیز مانند دیگر نیروها پروندهای تشکیل شد و او مراحل گزینش را پشت سر گذاشت.
زندگی در کنار احتمال شهادت
هادی سالهای جوانی خود را در مناطق عملیاتی جنوب لبنان گذراند؛ از ارتفاعات «جبل صافی» و «اللویزه» گرفته تا «ملیتا».
او در آوریل ۱۹۹۷ ازدواج کرد؛ با این حال، زندگی مشترک نیز او را از فعالیتهایش در مقاومت دور نکرد. نزدیکانش میدانستند که حضور در جبهه برای او بخشی از زندگی روزمره بود و احتمال شهادت، موضوعی دور از ذهن به شمار نمیرفت.
سیدحسن نصرالله بعدها درباره آخرین دیدارش با فرزندش روایت کرد که هادی معمولاً درباره مأموریتهایش توضیح زیادی نمیداد، اما در آخرین دیدار، هنگام خداحافظی رفتار متفاوتی داشت.
به گفته او، هادی از عملیاتی پیشرو صحبت کرده و گفته بود ممکن است اجازه حضور در آن را پیدا کند.
در جریان همان عملیات، گزارشها با فاصلههای کوتاه به فرماندهی میرسید. با اعلام شهادت نخستین رزمنده و قطع ارتباط با نیروهای باقیمانده، احتمال حضور هادی در میان آنها جدی شد.
سیدحسن نصرالله بعدها گفت که در آن لحظات درباره هویت شهدا سؤال نکرد؛ چرا که همه رزمندگانی که در آن عملیات حضور داشتند، برای او مانند فرزند خودش بودند.
بازگشت پیکر پس از یک سال
پیکر سید هادی نصرالله در سال ۱۹۹۸، در جریان مبادله اسرا و پیکر شهدای لبنان با اسرائیل، به لبنان بازگردانده شد و در «روضه الشهیدین» در جنوب بیروت به خاک سپرده شد.
شهادت او از همان زمان به یکی از روایتهای شناختهشده درباره حضور خانواده رهبران حزبالله در میدان نبرد تبدیل شد؛ روایتی که جایگاه خانوادگی هادی برای او امتیازی در فعالیت نظامی ایجاد نکرد.
نام نظامی او «ابوحسن» بود؛ نامی که در روایتهای منتشرشده، نشانهای از علاقه و ارادت او به پدرش دانسته شده است.
سید هادی نصرالله در ۱۸سالگی به شهادت رسید. او در حالی به پایان راه رسید که برای نیروهای اسرائیلی، هویت واقعیاش تا زمان شناسایی پیکر مشخص نبود.
روایت زندگی او بیش از هر چیز با یک تصویر گره خورده است: جوانی که میتوانست با نام پدرش شناخته شود، اما ترجیح داد در میدان نبرد، مانند دیگر رزمندگان حضور داشته باشد.
انتهای پیام/ 122
