بررسی سینمای کودک و نوجوان با محوریت شهدا و دفاع‌مقدس در ایران و کردستان

دانیال ساعدپناه، هنرمند جوان سنندجی، که سالهاست در عرصه هنر سینما و هوش مصنوعی تلاش می‌کند و طی سالیان اخیر با بهره گیری از ظرفیت بالای هوش مصنوعی، سعی در ارتقای شناخت و علاقه‌مندی نسل کودک و نوجوان به فرهنگ ایثار و شهادت، از طریق ساخت مجموعه‌های هوش مصنوعی کوتاه و جذاب را دارد، در یادداشتی به مقوله بررسی سینمای کودک و نوجوان با محوریت شهدا و دفاع‌مقدس در ایران و کردستان پرداخته است، که روندی تحلیلی را در این راستا مد نظر قرار داده است.
کد خبر: ۸۶۱۹۷۲
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۹ - 13September 2026
به گزارش دفاع‌پرس از کردستان، دفاع مقدس یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ معاصر ایران است، اما انتقال این میراث تاریخی به نسل کودک و نوجوان همواره با یک پرسش اساسی روبه‌رو بوده است: چگونه می‌توان مفاهیمی مانند ایثار، مسئولیت، شجاعت، همدلی، فداکاری و هویت ملی را بدون تبدیل شدن اثر به یک روایت صرفاً آموزشی، به زبان جذاب و قابل‌درک نسل جدید منتقل کرد؟
 
بررسی سینمای ۴۷ ساله کودک و نوجوان با محوریت شهدا و دفاع مقدس  در ایران و کردستان
 
سینمای ایران در چهار دهه گذشته آثار ارزشمندی با حضور کودکان و نوجوانان یا با تمرکز بر تجربه آنان از جنگ تولید کرده است؛ آثاری مانند «باشو، غریبه کوچک»، «کودک و فرشته»، «اتوبوس شب»، «ترکش‌های صلح»، «یدو»، «بزرگ‌مرد کوچک»، «مهران» و مجموعه پویانمایی «گروه لندی» نمونه‌هایی از این مسیر هستند. 
 
با این حال، بررسی کارنامه موجود نشان می‌دهد که تعداد آثار واقعاً طراحی‌شده برای مخاطب کودک و نوجوان با محوریت مستقیم شهدا، همچنان محدود است. حتی در بسیاری از نمونه‌های موفق، کودک و نوجوان بیشتر «شخصیت داستان» یا «دریچه ورود به جنگ» بوده‌اند تا مخاطب اصلی یک منظومه منسجم درباره زندگی، منش و وصیت شهدای مشخص.
 
این خلأ در سطح منطقه‌ای، به‌خصوص در استان کردستان، محسوس‌تر است. کردستان از مهم‌ترین جغرافیا‌های تاریخ معاصر دفاع و مقاومت ایران است و شمار زیادی از شهدای بومی این منطقه، ظرفیت روایی بسیار بالایی دارند. با وجود این، آثار تصویری کودک و نوجوان که مستقیماً زندگی و میراث این شهدا را برای نسل جدید روایت کنند، در مقایسه با ظرفیت تاریخی استان بسیار محدودند.
 
۱. مسئله اصلی: شهدا برای نسل امروز چگونه روایت شوند؟ 
یکی از مشکلات مهم در تولید آثار تاریخی برای کودکان و نوجوانان، فاصله میان «اهمیت موضوع» و «جذابیت روایت» است.
 
نسل جدید الزاماً با شنیدن یک سخنرانی تاریخی یا مشاهده مجموعه‌ای از تصاویر آرشیوی با یک شخصیت تاریخی ارتباط عاطفی برقرار نمی‌کند. مخاطب نوجوان پیش از آنکه از خود بپرسد «این شخصیت چه جایگاهی در تاریخ دارد؟»، می‌پرسد: «او چه انسانی بوده است؟ چه آرزویی داشته؟ چه انتخابی کرده؟ با خانواده‌اش چگونه رفتار می‌کرده؟ چه چیزی برایش مهم بوده؟»
 
این تغییر زاویه دید اهمیت زیادی دارد. در روایت کودک و نوجوان، شهید نباید فقط به‌عنوان یک «عنوان تاریخی» ظاهر شود؛ بلکه باید به‌عنوان انسانی با ویژگی‌های قابل لمس معرفی شود.
 
تجربه سینمای ایران نیز نشان داده است که هنگامی که جنگ از دریچه یک شخصیت کودک یا نوجوان روایت می‌شود، امکان ارتباط مخاطب افزایش پیدا می‌کند. یک بررسی منتشرشده درباره سینمای کودک و دفاع مقدس تصریح می‌کند که برخی آثار این حوزه، با وجود استفاده از شخصیت‌های کودک و نوجوان، عملاً مخاطب بزرگسال نیز داشته‌اند و همین مسئله یکی از ویژگی‌های مهم این جریان سینمایی بوده است.
 
بنابراین، مسئله فقط «ساخت فیلم درباره شهدا» نیست؛ مسئله، طراحی یک زبان روایی مناسب برای نسلی است که با رسانه‌های تعاملی، ویدئو‌های کوتاه، انیمیشن و شخصیت‌های مجازی بزرگ شده است.
 
۲. چند اثر شاخص ایران در حوزه کودک، نوجوان و دفاع مقدس؛
«باشو، غریبه کوچک»: بهرام بیضایی در «باشو، غریبه کوچک» جنگ را از منظر یک کودک آواره روایت می‌کند. باشو پس از حمله‌های جنگی از جنوب کشور جدا می‌شود و به شمال می‌رسد؛ جایی که با زنی روبه‌رو می‌شود که زبان او را نمی‌فهمد. 
 
این فیلم محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و یکی از مهم‌ترین نمونه‌های سینمای ایران در پرداخت انسانی به پیامد‌های جنگ از نگاه کودک محسوب می‌شود.
 
اهمیت «باشو» در این است که فیلم تلاش نمی‌کند تاریخ را برای کودک توضیح دهد؛ بلکه کودک را در مرکز تجربه تاریخی قرار می‌دهد.
 
«کودک و فرشته»: کودک و فرشته از نمونه‌های شاخص سینمای کودک و نوجوان دفاع مقدس است. این فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیز مورد توجه قرار گرفت و چند جایزه دریافت کرد.
 
اهمیت این اثر در پیوند میان یک بحران تاریخی بزرگ و تجربه شخصی و کودکانه است؛ روشی که می‌تواند برای تولید آثار امروزی نیز آموزنده باشد.
 
«اتوبوس شب: اتوبوس شب کیومرث پوراحمد نیز نمونه قابل‌توجهی است که شخصیت نوجوان را در مرکز داستان جنگ قرار می‌دهد. داستان فیلم از قصه «یک اسیر و ۳۹ نفر» گرفته شده و درباره نوجوانی است که در جریان مأموریتی، مسئولیت دشواری را بر عهده می‌گیرد. فیلم در بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیز موفق به دریافت پروانه زرین بهترین کارگردانی بخش ملی شد.
 
«ترکش‌های صلح»: این فیلم از جمله آثاری است که در ویترین سینمای کودک و دفاع مقدس قرار گرفته و در جشنواره کودک و نوجوان نیز مورد توجه قرار گرفت.
 
«بزرگ‌مرد کوچک»: از مهم‌ترین نمونه‌ها برای بحث «شهید و مخاطب نوجوان» است؛ زیرا مستقیماً به زندگی شهید نوجوان بهنام محمدی می‌پردازد. این فیلم علاوه بر حضور در جشنواره کودک و نوجوان، جایزه شهید بهنام محمدی را نیز در این جشنواره دریافت کرد و بازیگر نوجوان فیلم برای ایفای این نقش مورد تقدیر قرار گرفت.
 
از نظر موضوعی، این اثر اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد شخصیت «نوجوان قهرمان» می‌تواند نقطه اتصال میان تاریخ دفاع مقدس و جهان ذهنی نوجوان امروز باشد.
 
«یدو»: یدو یکی از جدیدترین نمونه‌های مهم این مسیر است. فیلم به کارگردانی مهدی جعفری، جهان کودک و نوجوان را در روز‌های دفاع مقدس در آبادان به تصویر می‌کشد و از معدود آثاری بود که در جشنواره فیلم فجر به‌طور مشخص به‌عنوان فیلم مختص کودک و نوجوان معرفی شد. این فیلم با مشارکت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و بنیاد سینمایی فارابی تولید شد.
 
«یدو» نشان می‌دهد که برای ارتباط با نسل جدید، لازم نیست همیشه جنگ را از زبان فرماندهان و عملیات روایت کرد؛ گاهی خانه، خانواده، مهاجرت، ترس، مسئولیت و انتخاب یک نوجوان، داستان را بسیار انسانی‌تر می‌کند.
 
«مهران»: مهران نیز در سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، جایزه شهید بهنام محمدی را دریافت کرد؛ جایزه‌ای که به دلیل توجه فیلم به فرهنگ مقاومت و ارائه آن با زبانی قابل فهم برای نسل امروز اهدا شد.
 
«شیر‌های آلواتان»: در حوزه پویانمایی نیز «شیر‌های آلواتان» نمونه‌ای مهم است. این انیمیشن سه‌بعدی با مضمون جنگ ساخته شد و هدف آن آشنا کردن کودک و نوجوان با فضای دفاع و رزم از طریق داستانی ماجراجویانه بود.
 
این تجربه اهمیت یک نکته را نشان می‌دهد: انیمیشن می‌تواند موضوعی تاریخی و جدی را از طریق عناصر ماجراجویانه و شخصیت‌های جذاب برای مخاطب کم‌سن‌تر قابل دسترس کند.
 
«گروه لندی»: گروه لندی نمونه تازه‌تری از تلاش برای تبدیل قهرمانان مقاومت به شخصیت‌هایی قابل ارتباط با کودک امروز است. این مجموعه در ۲۶ قسمت ۱۱ دقیقه‌ای، با الهام از شهید نوجوان علی لندی و آموزه‌های شهید حاج قاسم سلیمانی ساخته شده و از شخصیت‌های کودکان برای روایت داستان‌های امروزی استفاده می‌کند. اهمیت این تجربه فقط در موضوع آن نیست؛ بلکه در «بازطراحی زبان روایت» برای کودک امروز است.
 
۳. آثار مهمی که مستقیماً کودک‌محور نیستند، اما برای نوجوان قابل استفاده‌اند؛
بخشی از کارنامه دفاع مقدس ایران متعلق به آثاری است که الزاماً برای کودک ساخته نشده‌اند، اما ظرفیت بالایی برای مخاطب نوجوان دارند.
 
برای نمونه، «کانی مانگا» در جغرافیای کردستان و کوهستان‌های این منطقه می‌گذرد و از آثار مهم سینمای جنگ ایران به شمار می‌رود.
 
«مجنون» نیز به زندگی شهید مهدی زین‌الدین در دوران جنگ می‌پردازد و وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۴ برای آن پروانه حمایت صادر کرد و تماشای آن را برای دانش‌آموزان متوسطه اول و دوم و خانواده‌ها و مربیان توصیه کرد.
 
این نمونه‌ها یک مرز مهم را روشن می‌کنند: «اثر دفاع مقدسی» الزاماً برابر با «اثر کودک و نوجوان» نیست. برای برنامه‌ریزی فرهنگی دقیق، باید میان این دو گروه تفاوت گذاشت.
 
۴. کردستان؛ جغرافیایی با ظرفیت روایی بسیار بزرگ و تولید کودک‌محور بسیار محدود؛
کردستان از منظر روایت دفاع مقدس یک منطقه عادی نیست. تاریخ این استان با موضوعاتی مانند مقاومت، امنیت مرزها، زندگی مردم مناطق کردنشین و حضور فرماندهان و رزمندگان شاخص گره خورده است.
 
یکی از مشهورترین نمونه‌ها «شور شیرین» است که با محوریت شهید محمود کاوه و بخشی از حوادث کردستان، به‌ویژه مناطق سقز و بوکان، ساخته شده است. این اثر در سال‌های اخیر حتی در قالب سریال پنج قسمتی نیز از تلویزیون پخش شده است.
 
با این حال، نکته مهم این است که «شور شیرین» را نمی‌توان یک اثر اختصاصی کودک و نوجوان دانست. همین تمایز نشان می‌دهد که ظرفیت تاریخی کردستان الزاماً به معنای وجود تولید متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان نیست.
 
در نتیجه می‌توان گفت در حوزه کردستان، مسئله فقط کمبود «فیلم دفاع مقدس» نیست؛ مسئله مهم‌تر، کمبود روایت‌های اختصاصی، مستمر و متناسب با زبان کودک و نوجوان درباره شهدای خود استان است.
 
۵. چرا تعداد این آثار کم است؟
کمبود آثار کودک و نوجوان درباره شهدا و دفاع مقدس را نمی‌توان با یک علت توضیح داد؛ مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، روایی، تولیدی و رسانه‌ای در این موضوع نقش دارند.
 
الف) هزینه بالای تولید دفاع مقدس: بازسازی تاریخی، طراحی لباس و صحنه، لوکیشن، تجهیزات و ایجاد فضای دوره جنگ هزینه‌بر است. فعالان این حوزه نیز بار‌ها از بالا بودن هزینه تولید آثار جنگی و دشواری تأمین امکانات سخن گفته‌اند.
 
برای یک پروژه کودک و نوجوان، این مشکل دوچندان می‌شود؛ زیرا اثر علاوه بر هزینه تولید باید از نظر فیلمنامه و طراحی بصری نیز استاندارد‌های ژانر کودک را رعایت کند.
 
ب) مشکل اقتصاد اکران: فیلم کودک به خودی خود بازار پیچیده‌ای دارد. خانواده باید تصمیم بگیرد، کودک یا نوجوان مخاطب مستقیم باشد و در بسیاری موارد هزینه بلیت نیز باید از سوی والدین پرداخت شود؛ بنابراین اگر فیلمی هم‌زمان «تاریخی»، «دفاع مقدسی» و «کودک و نوجوان» باشد، با چند لایه از محدودیت بازار مواجه می‌شود.
 
ج) مسئله زبان روایت: یکی از مشکلات مهم این است که گاهی فیلمی درباره کودک ساخته می‌شود، اما برای کودک ساخته نشده است.
 
این تمایز بسیار مهم است. پژوهش‌ها و نقد‌های موجود درباره سینمای کودک دفاع مقدس نیز به این مسئله اشاره کرده‌اند که بخشی از آثار، با وجود حضور شخصیت‌های کودک، همچنان مخاطب بزرگسال را در نظر داشته‌اند.
 
د) ترس از کلیشه: برای نسل جدید، تکرار الگوی «فرمانده ـ عملیات ـ پیروزی» الزاماً جذاب نیست.
 
نوجوان امروز ممکن است بیشتر با پرسش‌هایی مانند «این آدم قبل از شهادت چه شخصیتی داشت؟»، «چرا چنین انتخابی کرد؟»، «رابطه‌اش با خانواده چگونه بود؟» و «وصیت او برای آینده چه بود؟» ارتباط برقرار کند.
 
هـ) تغییر الگوی مصرف رسانه: مخاطب نوجوان امروز فقط سینما نمی‌بیند. او با محتوای کوتاه، پویانمایی، بازی، شبکه‌های اجتماعی و شخصیت‌های مجازی دائماً در تماس است.
 
به همین دلیل، تولید یک فیلم بلند سنتی تنها یکی از گزینه‌های روایت است؛ قالب سریالی کوتاه، شخصیت ثابت و تولید مستمر نیز می‌تواند برای انتقال یک مجموعه تاریخی مؤثرتر باشد.
 
و) دشواری تبدیل اسناد به درام: وصیت‌نامه، خاطره، نامه و سند تاریخی، به خودی خود فیلمنامه نیستند. این اسناد باید از نظر روایت، شخصیت‌پردازی و زبان برای مخاطب امروز بازآفرینی شوند، بدون اینکه محتوای تاریخی آنها تحریف شود. همین مسئله یکی از مهم‌ترین چالش‌های تبدیل میراث دفاع مقدس به آثار جذاب برای نوجوانان است.
 
۶. یک فرصت متفاوت: به جای «آموزش شهدا»، «شناختن انسانِ شهید»؛
شاید یکی از مسیر‌های مؤثر برای آینده این باشد که تولیدکنندگان از عبارت «آشنایی کودکان با شهدا» فراتر بروند و به دنبال «شناخت انسان پشت نام شهید» باشند.
 
برای مثال، به جای اینکه یک نوجوان فقط بداند «فلان شخص شهید فلان عملیات است»، باید با بخشی از شخصیت او آشنا شود: چه چیزی دوست داشت؟ چه آرزویی داشت؟ چه نوع رابطه‌ای با خانواده داشت؟ در نوجوانی چگونه فکر می‌کرد؟ چه دغدغه‌ای درباره آینده داشت؟ چه چیزی او را به مسئولیت‌پذیری رساند؟ و در نهایت، در وصیت خود چه پیامی برای آیندگان باقی گذاشت؟ این زاویه دید می‌تواند شهید را از یک تصویر رسمی و دور، به شخصیتی انسانی و قابل درک تبدیل کند.
 
۷. «وصیت‌نامه‌خوانی شهدای استان کردستان»؛ یک امکان روایی متفاوت؛
در چنین فضایی، پروژه‌ای با عنوان «وصیت‌نامه‌خوانی شهدای استان کردستان» که علاوه بر نسخه عادی دارای نسخه سه بعدی واقعی می‌باشد می‌تواند از یک جهت متفاوت با بسیاری از تولیدات موجود تعریف شود.
 
نقطه تمایز آن لزوماً «هوش مصنوعی» نیست. نقطه تمایز اصلی، می‌تواند پیوند میان سند واقعی، شخصیت روایی جوان و تاریخ بومی کردستان باشد. در این مدل، وصیت‌نامه به‌عنوان یک سند تاریخی باقی می‌ماند، اما برای مخاطب امروز در یک قالب روایی قابل فهم ارائه می‌شود.
 
«رایان» بازیگر هوش مصنوعی با فناوری واقعیت مجازی؛ حضور یک شخصیت ثابت مانند «رایان» نیز می‌تواند از نظر ارتباط با نوجوان اهمیت داشته باشد؛ زیرا مخاطب می‌تواند در طول قسمت‌های مختلف، یک شخصیت آشنا را دنبال کند و از طریق او با شخصیت‌های تاریخی متفاوت روبه‌رو شود. این ساختار از نظر ارتباطات رسانه‌ای سه مزیت مهم دارد:
 
اول، تداوم شخصیت: مخاطب در هر قسمت با یک چهره آشنا وارد موضوع جدید می‌شود.
 
دوم، قابلیت سریالی شدن: هر شهید می‌تواند یک روایت مستقل داشته باشد و در عین حال در یک جهان روایی مشترک قرار بگیرد.
 
سوم، پیوند سند و فناوری: هوش مصنوعی می‌تواند در خدمت بازسازی فضا، تصویرسازی، شخصیت‌پردازی و ارائه یک زبان بصری تازه قرار بگیرد؛ نه اینکه جای سند تاریخی را بگیرد.
 
۸. چرا این ایده می‌تواند برای کردستان اهمیت داشته باشد؟
اهمیت چنین پروژه‌ای فقط در تولید یک محصول رسانه‌ای جدید نیست. استان کردستان دارای سرمایه‌ای غنی از خاطرات، وصیت‌نامه‌ها، تصاویر، خانواده‌های شهدا و شخصیت‌های تاریخی است. اگر این سرمایه صرفاً در آرشیو‌ها باقی بماند، ارتباط آن با نسل جدید به مرور دشوارتر خواهد شد.
 
از این منظر، یک مجموعه سریالی می‌تواند نقش «پل رسانه‌ای» را ایفا کند؛ پلی میان: سند تاریخی ← شخصیت شهید ← روایت تصویری ← نوجوان امروز، و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فناوری باید در خدمت محتوا قرار گیرد.
 
در این نگاه، هوش مصنوعی هدف نیست؛ ابزار جدیدی برای رساندن یک محتوای قدیمی و ارزشمند به مخاطب جدید است.
 
۹. معرفی حرفه‌ای پروژه؛ بدون شعار تبلیغاتی؛
در میان انبوه محتوای تصویری امروز، شاید مسئله اصلی این نباشد که نسل جدید «شهدا را فراموش کرده است»؛ مسئله این است که هنوز راه‌های کافی برای گفت‌و‌گو با این نسل درباره شهدا پیدا نکرده‌ایم.
 
«وصیت‌نامه‌خوانی شهدای استان کردستان» می‌تواند یکی از تجربه‌هایی باشد که این فاصله را از زاویه‌ای متفاوت بررسی می‌کند. در این مجموعه، قرار نیست فقط نام‌هایی از گذشته تکرار شوند؛ قرار است بخشی از صدای به‌جامانده از انسان‌هایی که در تاریخ این سرزمین زندگی کرده‌اند، دوباره در یک قالب جدید شنیده شود. قرار نیست فناوری جای حقیقت تاریخی را بگیرد؛ بلکه تلاش می‌شود فناوری، امکان تازه‌ای برای ارائه آن حقیقت فراهم کند.
 
در اینجا فقط توجه و تمرکز به «رایان» به عنوان بازیگر هوش مصنوعی با فناوری‌های سه بعدی واقعی و فناوری واقعیت مجازی نشده، در مرکز این تجربه، «رایان» به‌عنوان یک شخصیت قرار می‌گیرد؛ شخصیتی که می‌تواند مخاطب کودک و نوجوان امروز را وارد جهانی کند که در آن، وصیت‌نامه یک سند دور از دسترس نیست، بلکه آغاز یک گفت‌و‌گو با گذشته است.
 
شاید ارزش اصلی این مجموعه نیز همین باشد: به جای آنکه از نوجوان امروز بخواهیم به گذشته برگردد، روایت گذشته را به زبان رسانه‌ای امروز به نزد او بیاوریم. اگر «نسل امروز» قرار است میراث دفاع مقدس را بشناسد، این شناخت فقط با تکرار نام‌ها اتفاق نمی‌افتد؛ با قصه، شخصیت، پرسش، احساس و روایت انسانی شکل می‌گیرد؛ و شاید یک مجموعه درباره وصیت‌نامه شهدای کردستان بتواند از همین نقطه آغاز کند: از یک سند واقعی؛ برای ساختن یک گفت‌وگوی تازه میان گذشته و آینده.
 
جمع‌بندی؛ سینمای ایران تجربه‌های ارزشمندی در حوزه کودک، نوجوان و دفاع مقدس دارد؛ از «باشو، غریبه کوچک» و «کودک و فرشته» تا «اتوبوس شب»، «بزرگ‌مرد کوچک»، «یدو»، «مهران» و نمونه‌های پویانمایی مانند «شیر‌های آلواتان» و «گروه لندی». با این حال، این کارنامه در برابر گستره موضوعی دفاع مقدس و به‌ویژه ظرفیت شخصیت‌های واقعی شهدا، همچنان محدود است.
 
در کردستان، این فاصله محسوس‌تر است. آثاری مانند «شور شیرین» نشان داده‌اند که تاریخ مقاومت این منطقه قابلیت تبدیل شدن به روایت تصویری دارد، اما تولیدات اختصاصی و مستمر برای کودک و نوجوان درباره شهدای استان، در مقایسه با ظرفیت تاریخی موجود بسیار اندک است.
 
بنابراین، «وصیت‌نامه‌خوانی شهدای استان کردستان» را می‌توان نه فقط یک پروژه مرتبط با هوش مصنوعی، بلکه تلاشی برای یافتن یک فرم روایی تازه برای میراث تاریخی ارزیابی کرد؛ فرمی که در آن سند تاریخی، شخصیت انسانی، سریال‌سازی و فناوری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
 
موفقیت چنین پروژه‌ای نیز در نهایت نه با میزان استفاده از فناوری، بلکه با یک معیار مهم‌تر سنجیده خواهد شد: آیا مخاطب نوجوان پس از پایان هر قسمت، فقط نام یک شهید را به خاطر می‌سپارد، یا واقعاً می‌خواهد بیشتر درباره زندگی و شخصیت او بداند؟
 
اگر پاسخ، گزینه دوم باشد، فناوری توانسته است به هدف اصلی خود برسد: ساختن یک مسیر تازه برای ارتباط نسل جدید با یک میراث قدیمی.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار