ضربه ویرانگر ایران به اقتصاد آمریکا با افزایش ۷۸ درصدی قیمت گازوئیل
گروه بین الملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ حدود هفت ماه است که از جنگ ایران و آمریکا میگذرد و بازار انرژی در سراسر جهان با اشتباهات سیاستمداران آمریکایی دچار التهاب شده است. در حالی که کاخ سفید همچنان بر طبل جنگطلبی و فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران میکوبد، شبح بحران انرژی و تورم افسارگسیخته، گلوی اقتصاد آمریکا را فشرده است.

پالایشگاه «وست مینستر» در کالیفرنیا؛ دونالد ترامپ از همه مدیران فعال در صنعت نفت خواسته با حداکثر تولید ادامه دهند
و این سیاست از نظر مردم آمریکا شکست خورده خواهد بود. منبع تصویر: «آلیسون دینر»
بر اساس جدیدترین گزارشهای منتشر شده از رسانههای غربی، قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستین بار در تاریخ از مرز ۶ دلار در هر گالن عبور کرده و در نه ماه اخیر، افزایشی خیرهکننده و بیسابقه ۷۸ درصدی را تجربه کرده است. این در حالی است که تلاشهای نمایشی «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا و تیم انرژیاش برای افزایش ظرفیت پالایشگاهی، نهتنها در کوتاهمدت گرهای از کار مردم باز نکرده، بلکه به اذعان کارشناسان مستقل، به دلیل پیامدهای مستقیم سیاستهای خصمانه واشنگتن در قبال ایران و اختلال در جریان انرژی تنگه هرمز، با بنبستی استراتژیک و غیرقابلجبران مواجه شده است. گزارش پیشرو، تحلیلی انتقادی و عمیق بر این شکست سیاستهای انرژی و امنیتی آمریکا است که نشان میدهد چگونه ماجراجوییهای ژئوپلیتیک کاخ سفید، در نهایت به شلیک به پای اقتصاد و معیشت خود مردم این کشور منجر شده است.
طوفان انرژی در قلب امپراتوری
آمریکا که دههها خود را به عنوان «ابرقدرت انرژی» جهان معرفی کرده و با تکیه بر تولید نفت و گاز، وعده استقلال انرژی و ثبات بازارهای جهانی را داده بود، اکنون در تلهای گرفتار شده که خود با دستان خود بافته است. در سپتامبر ۲۰۲۶، در حالی که واشنگتن تلاش میکند چهرهای مقتدر از مدیریت اقتصادی خود نشان دهد، واقعیتهای میدانی حکایت از فروپاشی تدریجی این ادعاها دارد.
گزارش اخیر شبکه خبری «سیانان» تحت عنوان «چرا تلاش ترامپ برای ساخت پالایشگاههای بیشتر، قیمت بنزین را کاهش نخواهد داد»، پرده از حقایقی تلخ برمیدارد که حتی رسانههای جریان اصلی غربی نیز ناچار به اعتراف به آن شدهاند. این گزارش به صراحت تأیید میکند که جهش قیمت سوخت، ریشه در تحولات ژئوپلیتیک ناشی از «جنگ در ایران و اوکراین» دارد و سیاستهای واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران، مستقیماً زنجیره تأمین انرژی جهانی را مختل کرده است. اکنون، قیمت گازوئیل با عبور از مرز روانی و تاریخی ۶ دلار در هر گالن، به زنگ خطری جدی برای طبقه متوسط و کارگران آمریکایی تبدیل شده است؛ زنگ خطری که نشان میدهد هزینه جنگطلبی کاخ سفید را نه دشمنان فرضی، که شهروندان مالیاتدهنده آمریکایی پرداخت میکنند.پ
رکوردشکنی قیمت سوخت و فروپاشی معیشت طبقه متوسط
آمارها بیرحمتر از هر تحلیل سیاسی سخن میگویند؛ بر اساس دادههای انجمن خودروی آمریکا (AAA)، قیمت میانگین ملی بنزین در این کشور به ۴.۳۱ دلار در هر گالن رسیده که بالاترین رقم ثبتشده برای ماه سپتامبر در تاریخ این کشور است؛ اما فاجعه اصلی در بخش گازوئیل رخ داده است. قیمت گازوئیل برای اولین بار در تاریخ ثبتشده از مرز ۶ دلار در هر گالن عبور کرده است. این رقم، نشاندهنده یک افزایش ۷۸ درصدی در تنها نه ماه اخیر است؛ جهشی که کمر تولیدکنندگان کوچک، شرکتهای حملونقل و در نهایت مصرفکننده نهایی را شکسته است.
گازوئیل شریان حیاتی اقتصاد آمریکاست؛ در حقیقت این سوخت نه تنها برای خودروهای سنگین و کامیونهایی که کالاهای مصرفی را در سراسر قاره پهناور آمریکا جابهجا میکنند، بلکه برای ماشینآلات کشاورزی، قطارهای باری و ژنراتورهای اضطراری ضروری است. افزایش ۷۸ درصدی قیمت این حامل انرژی، به معنای افزایش مستقیم قیمت مواد غذایی، کالاها و خدمات است. این یک تورم پنهان است که قدرت خرید خانوادههای آمریکایی را میبلعد و شکاف طبقاتی را در این کشور عمیقتر میکند.
علاوه بر این، قیمت سوخت جت نیز به بالاترین سطح خود از ماه آوریل تاکنون رسیده است که این امر صنعت هوانوردی و گردشگری آمریکا را که هنوز از پیامدهای بحرانهای قبلی کاملاً بهبود نیافته، با چالشهای جدیدی مواجه کرده است. این وضعیت نشان میدهد که بحران انرژی در آمریکا، یک نوسان گذرا نیست، بلکه یک بیماری ساختاری است که ریشه در سیاستگذاریهای کلان و اشتباهات استراتژیک دارد.
توهم افزایش پالایشگاهها
در واکنش به این بحران فزاینده و فشار افکار عمومی، دونالد ترامپ و تیم انرژیاش دست به دامان راهحلهای نمایشی و نوستالژیک شدهاند. کاخ سفید اخیراً مدیران اجرایی شرکتهای نفتی را به این ساختمان فراخوانده تا آنها را به بازگشایی پالایشگاههای تعطیلشده، افزایش ظرفیت پالایشگاههای موجود و ساخت پالایشگاههای جدید ترغیب کند. «تیلور راجرز»، سخنگوی کاخ سفید، در گفتوگو با سیانان در این زمینه میگوید: رئیس جمهور ترامپ و تمام تیم انرژی او به حمایت از بازگشایی پالایشگاههای تعطیلشده، گسترش ظرفیت پالایشگاههای موجود و ساخت پالایشگاههای جدید برای کاهش قیمتها و تقویت امنیت ملی ادامه خواهند داد؛ اما واقعیت میدانی با این شعارهای پوپولیستی فاصلهای نجومی دارد. نخستین و مهمترین مانع، زمان است. از سال ۱۹۷۷ تاکنون هیچ پالایشگاه نفت جدیدی با ظرفیت قابلتوجه در آمریکا ساخته نشده است. تعداد پالایشگاههای فعال امروز، تقریباً نصف تعداد آنها در سال ۱۹۸۲ است. حتی اگر به سرعت شرایط جنگی به حالت عادی بازگردد، سالها طول میکشد تا بنزین و گازوئیل مورد نیاز برای کاهش قیمتهای فعلی تولید شود.
«جان آئرز» مدیر بازاریابی سوختهای تصفیهشده در شرکت تجزیهوتحلیل دادههای «Novi Labs»، بهدرستی به پوچی این برنامه اشاره میکند. وی در این زمینه میگوید: تنگه هرمز چهار تا پنج سال دیگر چه شکلی خواهد بود؟ فرض بر این است که تا آن زمان باز خواهد شد و پالایشگاههای روسیه به حالت عادی بازخواهند گشت. بنابراین، آنچه اکنون یا سال آینده اتفاق میافتد، هنگام برنامهریزی برای یک پروژه توسعه بزرگ، واقعاً اهمیتی ندارد.
این اعتراف تلخ نشان میدهد که سیاستمداران واشنگتن در پی راهحلهای بلندمدت نیستند، بلکه به دنبال مقصران داخلی یا نمایشهای سیاسی برای فریب افکار عمومی تا زمان انتخابات هستند. ساخت یک پالایشگاه جدید نیازمند سرمایهگذاری چندمیلیارد دلاری و طی کردن فرآیندهای پیچیده زیستمحیطی و قانونی است که حداقل ۳ تا ۵ سال زمان میبرد. در این بازه زمانی، چه تضمینی وجود دارد که سیاستهای ماجراجویانه فعلی علیه ایران تغییر کند و بازار آرام شود؟
ریشه بحران
رسانههای غربی ممکن است سعی در کمرنگ کردن نقش آمریکا داشته باشند، اما شواهد گویای حقیقت دیگری است. سیانان در این زمینه میگوید: جهش قیمت بنزین، توسط جنگها در ایران و اوکراین ایجاد شده است و جنگ ایران انتقال محمولههای نفت خام را در جهان قطع کرده است.
این جملات، اعترافی غیرمستقیم، اما آشکار به شکست سیاست «فشار حداکثری» و تقابل نظامی-امنیتی با جمهوری اسلامی ایران است. واشنگتن با تصور اینکه میتواند با ایجاد ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز، جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورد؛ در واقع شاهرگ انرژی جهان را هدف قرار داد. تنگه هرمز محل عبور حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از کل مصرف نفت جهان است و لذا هرگونه اختلال در این آبراه، نه تنها ایران، بلکه کل اقتصاد جهانی و بهویژه وارداتکنندگان بزرگ انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
«دارن وود» مدیرعامل «اکسونموبیل» در تابستان امسال در گفتوگو با سیانبیسی در این زمینه میگوید: در ۳۵ سال فعالیت من در صنعت پالایش، همواره مازاد عرضه (پالایش) وجود داشته است؛ اما هم اکنون ما با یک محدودیت پالایشگاهی مواجه هستیم. بنابراین، قیمتهای پمپ بنزین توسط عرضه و تقاضای محصولات پالایشی تعیین میشود، نه نفت خام.

تصویری که قیمت گازوئیل در ایالت واشنگتن آمریکا را نشان می دهد (منبع عکس: «الکس روبلسکی» -بلومبرگ)
این محدودیت پالایشگاهی مستقیماً ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک است. پالایشگاهها در منطقه غرب آسیا و روسیه به دلیل حملات نظامی و تنشهای منطقهای که ریشه در سیاستهای بیثباتکننده آمریکا دارد، آسیب دیدهاند. روسیه، که زمانی صادرکننده بزرگ سوخت تصفیهشده بود، اکنون به دلیل کمبود سوخت در داخل و تحریمها، به یک واردکننده خالص تبدیل شده است. حتی تأسیساتی که هنوز در خلیج فارس فعالیت میکنند، به دلیل اختلالات مداوم در کشتیرانی و ناامنی ناشی از حضور نظامی آمریکا، نمیتوانند به اندازه سابق صادرات داشته باشند.
«جان آئرز» از تحلیلگران صنعت انرژی به درستی اشاره میکند که مشکل، کاهش جزئی ظرفیت پالایش آمریکا در سالهای اخیر نیست؛ مشکل این است که ما ۲ میلیون بشکه در روز عرضه ترکیبی بین روسیه و منطقه غرب آسیا را از بازارهای جهانی از دست دادهایم. این در بازاری که از قبل نسبتاً فشرده بود، یک عدد عظیم است. این از دست دادن عرضه، نتیجه مستقیم سیاستهایی است که کاخ سفید برای منزوی کردن ایران و تقابل با روسیه در پیش گرفته است. واشنگتن با ایجاد «جنگ ایران»، نه تنها ایران را تضعیف نکرد، بلکه بازار انرژی را به گونهای مختل کرد که اکنون دود آن مستقیماً به چشم مردم آمریکا میرود.
سودجویی افسارگسیخته شرکتهای نفتی
در حالی که مردم آمریکا در صف پمپبنزینها با حسرت به اعداد روی تابلوهای قیمت نگاه میکنند، شرکتهای نفتی در حال جشن گرفتن سودهای نجومی هستند. این تناقض آشکار، چهره واقعی نظام سرمایهداری آمریکایی را در زمان بحران نشان میدهد. گزارش سیانان فاش میکند که پالایشگاههای آمریکایی در حال حاضر برای هر بشکه گازوئیل حدود ۱۰۰ دلار و برای هر بشکه بنزین بین ۴۰ تا ۵۰ دلار سود خالص کسب میکنند. «تام کلوزا» تحلیلگر مستقل نفت و مشاور شرکت «گلف اویل» با اشاره به توانایی شرکتهای آمریکایی در سودهای نجومی از نفت و گاز در این زمینه میگوید: این اعداد نهتنها خارج از نمودار هستند، بلکه خارج از کهکشاناند. در حقیقت این حاشیه سود رکوردشکن، باعث شده است که پالایشگاههای آمریکا در سال جاری با نزدیک به ۱۰۰ درصد ظرفیت خود کار کنند. شرکت «اکسونموبیل» تنها در سهماهه دوم سال، ۱۴.۵ میلیارد دلار سود خالص کسب کرد که بیش از دو برابر سود همین دوره در سال گذشته است؛ اما این شرکتها به جای آنکه این ثروت عظیم را صرف زیرساختهایی کنند که امنیت انرژی کشور را در بلندمدت تضمین کند، آن را به جیب سهامداران و مدیران اجرایی سرازیر میکنند.
«دارن وود» به سرمایهگذاران اعتراف کرد که این شرکت حتی تعمیرات و نگهداری ضروری را برای حفظ خروجی و سودآوری به تعویق انداخته است. وی همچنین هشدار میدهد که میزان استفادهای که ما دیدهایم، نمیتواند برای بلندمدت حفظ شود؛ بنابراین تعطیلیهای موقت برای تعمیرات و نگهداری در اواخر امسال اجتنابناپذیر خواهد بود و این امر منجر به کاهش بیشترعرضه و افزایش مجدد قیمتها خواهد شد.
سؤال اساسی اینجاست؛ چرا با وجود این سودهای کلان، شرکتهای نفتی به ندای کاخ سفید برای ساخت پالایشگاه جدید پاسخ مثبت نمیدهند؟ پاسخ در منطق کوتاهمدت «والاستریت» نهفته است. «جان آئرز» در این زمینه میگوید: آنها پول را به بازخرید سهام و پرداخت سود سهام بازمیگردانند؛ حتی زمانی که شرکتهایی مانند Marathon و Phillips ۶۶ سودهای بادآورده خود را دوباره در کسبوکارشان سرمایهگذاری میکنند، بیشتر هزینههای سرمایهای آنها در طی چند سال گذشته در بخش میاندستی (مانند خطوط لوله) بوده است، نه در بخش پالایش. این به این دلیل است که «والاستریت» میخواست آنها پول خود را آنجا سرمایهگذاری کنند.
این وضعیت نشان میدهد که کاخ سفید کنترلی بر غولهای نفتی خود ندارد؛ لذا سیاستهای واشنگتن که منجر به افزایش قیمتها شده، در نهایت به عنوان یک یارانه پنهان و عظیم به جیب شرکتهای چندملیتی نفتی واریز میشود، در حالی که مردم آمریکا باید قبض این مهمانی را با تورم و کاهش کیفیت زندگی خود پرداخت کنند.
جنگ ایران و محاسبه اشتباه واشنگتن؛ پایان یک توهم
سیاست خارجی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، بر پایه یک محاسبه اشتباه فاحش استوار بوده است؛ این توهم که واشنگتن میتواند با ایجاد تنش نظامی، تحریمهای فلجکننده و فشار بر تنگه هرمز، ایران را بدون هیچ هزینهای برای خود مجبور به تسلیم کند؛ اما واقعیتهای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این استراتژی نهتنها شکست خورده، بلکه به یک شمشیر دو لبه تبدیل شده که گلوی اقتصاد آمریکا را فشرده است.
افزایش ۷۸ درصدی قیمت گازوئیل در نه ماه اخیر، یک شاخص اقتصادی خشک و خالی نیست؛ این رقم، مالیات مستقیمی است که سیاستمداران جنگطلب واشنگتن بر دوش کارگران، رانندگان کامیون و کشاورزان آمریکایی تحمیل کردهاند. وقتی زنجیره تأمین سوخت به دلیل تنشهای ساختگی در خلیج فارس مختل میشود، این تولیدکننده آمریکایی است که هزینه حملونقل محصول خود را افزایشیافته میبیند و این هزینه در نهایت به مصرفکننده آمریکایی منتقل میشود.
رسانههای غربی ممکن است سعی کنند این بحران را به «جنگ ایران» نسبت دهند و ایران را مقصر جلوه دهند؛ اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این «جنگ»، جنگی است که واشنگتن با اصرار بر حضور نظامی بیثباتکننده و تحریمهای یکجانبه، آن را دامن زده است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که امنیت تنگه هرمز در گرو امنیت همه کشورهای منطقه است و هرگونه اقدام ماجراجویانه از سوی نیروهای بیگانه، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. امروز، بازارهای جهانی این پاسخ قاطع و بازدارندگی ایران را در قالب قیمت ۶ دلاری گازوئیل در آمریکا احساس میکنند.

صف پمپ بنزین در یکی از ایستگاه های بنزین شرکت نفتی «گاز پروم» روسیه (منبع عکس: «الکساندر نمنوف»- خبرگزاری «آسوشیتد فرانس پرس»)
علاوه بر این، تقاضای بنزین در تابستان امسال (به استثنای دوره همهگیری) احتمالاً پایینترین سطح را از سال ۲۰۰۱ خواهد داشت. این کاهش تقاضا به دلیل بهبود بهرهگیری از سوخت، افزایش خودروهای الکتریکی و گسترش دورکاری است؛ اما گازوئیل داستان متفاوتی دارد. اقتصاد آمریکا برای حرکت، به شدت به گازوئیل وابسته است و هیچ جایگزین فوری برای آن وجود ندارد. بنابراین، فشار ناشی از سیاستهای ضد ایرانی، بهطور نامتناسبی بر بخشهای حیاتی و حساس اقتصاد آمریکا تأثیر میگذارد.
آیندهای مبهم و هشدارهای جدی کارشناسان
چشمانداز آینده برای بازار انرژی آمریکا روشن نیست و هشدارهای کارشناسان، حاکی از تداوم این بحران است. همانطور که پیشتر اشاره شد، تعطیلیهای اجتنابناپذیر برای تعمیرات و نگهداری پالایشگاهها در ماههای آینده، عرضه را کاهش داده و قیمتها را باز هم بالاتر خواهد برد. تام کلوزا از تحلیلگران حوزه انرژی در این زمینه میگوید: آمریکای شمالی در حال حاضر و احتمالاً برای ۵ تا ۱۰ سال آینده، بهترین قاره برای ایجاد پالایشگاههای گوناگون است؛ اما بعد از آن، چه کسی میداند که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این عدم قطعیت، دقیقاً همان چیزی است که سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای پالایشگاهی را غیرجذاب میکند. شرکتهای نفتی نمیخواهند میلیاردها دلار را در پروژهای سرمایهگذاری کنند که ممکن است به دلیل تغییر قوانین زیستمحیطی، گذار به انرژیهای پاک، یا مهمتر از همه، تغییر ناگهانی در معادلات ژئوپلیتیک منطقه پرآشوب غرب آسیا (مانند عادیسازی روابط یا تغییر استراتژی واشنگتن)، بیارزش شود.
این بنبست استراتژیک نشان میدهد که دولت آمریکا در تلهای گرفتار شده که خروج از آن آسان نیست. از یک سو، فشار افکار عمومی برای کاهش قیمت سوخت افزایش مییابد و از سوی دیگر، ابزارهای لازم برای کاهش سریع قیمتها (مانند افزایش ظرفیت پالایش) به دلیل موانع زمانی و اقتصادی در دسترس نیستند. تنها راهحل منطقی، کاهش تنشهای ژئوپلیتیک و بازگشت به دیپلماسی واقعبینانه است؛ راهحلی که به نظر میرسد جریانهای تندرو در واشنگتن هنوز حاضر به پذیرش آن نیستند.
پایان عصر زورگویی و آغاز دوران پسلرزههای داخلی
گزارش پیشرو و شواهد غیرقابلانکار ارائهشده توسط رسانههایی مانند سیانان، پرده از یک حقیقت بزرگ برمیدارد؛ عصر زورگویی و تحمیل اراده یکجانبه بر ملل مستقل، به پایان رسیده است. سیاستهای خصمانه و ماجراجویانه آمریکا و ارتش تروریست این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران که با هدف ایجاد فشار و تغییر رفتار تهران طراحی شده بود، اکنون به شکل یک بحران انرژی بیسابقه در داخل واشنگتن بازتاب یافته است.
عبور قیمت گازوئیل از مرز ۶ دلار در هر گالن و افزایش ۷۸ درصدی آن در نه ماه اخیر، یک زنگ بیدارباش برای مردم و سیاستمداران آمریکایی است. این اعداد نشان میدهند که «امنیت ملی» که کاخ سفید مدعی تقویت آن از طریق ساخت پالایشگاههای جدید است، با تصمیمات اشتباه در سیاست خارجی قربانی شده است. نمیتوان در خلیج فارس تنش آفرید، تنگه هرمز را ناامن کرد و سپس انتظار داشت که قیمت سوخت در پمپبنزینهای «تگزاس» و «کالیفرنیا» ثابت بماند.
سودهای نجومی شرکتهای نفتی و بیتفاوتی والاستریت نسبت به زیرساختهای واقعی، نشاندهنده فساد ساختاری سیستمی است که منافع گروههای کوچک را بر رفاه عمومی مقدم میشمارد. تلاشهای نمایشی برای افزایش ظرفیت پالایشگاهی، تنها مسکنی ناکارآمد برای دردی مزمن است که ریشه در سیاستگذاریهای غلط دولت جنگ طلب و فاسد دونالد ترامپ دارد.
واشنگتن اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد؛ یا به مسیر پرخطر و شکستخورده تقابل با ایران ادامه میدهد و شاهد تشدید بحرانهای اقتصادی، تورم بیشتر و نارضایتی فزاینده مردم خود خواهد بود، یا اینکه به واقعیتهای میدانی تن میدهد و مسیر عقبنشینی و احترام متقابل را در پیش میگیرد. تاریخ ثابت کرده است که ملت ایران در برابر فشارها ایستادگی میکند، اما این کاخ سفید است که در نهایت باید هزینه مالی و سیاسی اشتباهات محاسباتی خود را بپردازد. امروز، این مردم آمریکا هستند که با پرداخت ۶ دلار برای هر گالن گازوئیل، تاوان جنگطلبی دولت جمهوری خواه نادان خود را میدهند؛ تاوانی که با ادامه این روند، سنگینتر و دردناکتر هم خواهد شد.
انتهای پیام/281
