گزارش دفتر بازرسی پنتاگون از خسارات سنگین ارتش تروریستی آمریکا در حملات ویرانگر ایران
گروه بینالملل دفاعپرس - محمد زرچینی؛ در تازهترین و بیسابقهترین اعتراف رسمی مقامات آمریکایی، گزارش ویژه دفتر بازرسی کل پنتاگون (Department of Defense Inspector General) که به تازگی توسط شبکه خبری سیانان منتشر شده است، پرده از ابعاد بیسابقهای از خسارات واردشده به تأسیسات نظامی، دیپلماتیک و لجستیکی ارتش تروریست آمریکا در منطقه غرب آسیا برمیدارد. این گزارش که نخستین ارزیابی رسمی و مدون وزارت دفاع آمریکا از تلفات و خسارات تجهیزات در جریان درگیریهای اخیر با جمهوری اسلامی ایران است، به صراحت تأیید میکند که حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح ایران در ماههای نخست درگیری (از ۲۸ فوریه تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶)، منجر به تخریب صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در هشت کشور منطقه، تخلیه گسترده نیروهای دیپلماتیک، کمبود شدید مهمات استراتژیک و تغییر اجباری و بنیادین در دکترین عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) شده است. این سند رسمی که با همکاری دفاتر بازرسی کل وزارت خارجه و آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) تهیه شده، نه تنها شکستهای میدانی و آسیبپذیری زیرساختهای ارتش آمریکا را مستند میکند، بلکه زمینهساز بحثهای جدی و پنهانی در محافل نظامی و اطلاعاتی واشنگتن درباره کاهش دائمی و تاریخی حضور نظامی این کشور در منطقه غرب آسیا پس از پایان درگیریها شده است.

اهمیت گزارش بازرسی کل پنتاگون
انتشار این گزارش در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۳ شهریور ۱۴۰۵) توسط «دیویس وینکی» و «جنیفر هنسلر» در شبکه سیانان، نقطه عطفی در روایتسازی رسانهای و رسمی واشنگتن از تحولات میدانی منطقه غرب آسیا محسوب میشود. تا پیش از این، مقامات آمریکایی تلاش میکردند با کماهمیت جلوه دادن حملات ایران، آنها را صرفاً اقداماتی محدود، نمادین و بدون تأثیر عمیق بر توان رزمی نیروهای خود توصیف کنند؛ اما گزارش بازرسی کل پنتاگون، به عنوان یک نهاد نظارتی مستقل و درونسازمانی، با استناد به ارتباطات مستقیم و طبقهبندیشده با فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM)، روایتی کاملاً متفاوت و تکاندهنده ارائه میدهد.
این گزارش که بازه زمانی شروع درگیری در ۲۸ فوریه تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ را پوشش میدهد، برای اولین بار به صورت مکتوب و رسمی اذعان میکند که حملات ایران نه تنها محدود نبوده، بلکه دارای عمق استراتژیک و تأثیرات عملیاتی ماندگار بوده است. اهمیت این گزارش زمانی دوچندان میشود که دریابیم این ارزیابی حاصل همکاری مشترک نهادهای نظارتی وزارت جنگ آمریکا «پنتاگون»، وزارت خارجه و آژانس توسعه بینالمللی است. این هماهنگی بیننهادی نشاندهنده آن است که تمام ارکان امنیتی آمریکا به یک اجماع رسیدهاند؛ گستردگی خسارات واردشده آنقدر جدی است که دیگر نمیتوان آن را انکار یا پنهان کرد.
جزئیات بیسابقه خسارات به پایگاههای نظامی در هشت کشور منطقه
بر اساس یافتههای صریح و مستند این گزارش، حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران منجر به آسیب دیدن و تخریب صدها ساختمان و سازه در پایگاههای نظامی آمریکا شده است؛ همچنین گستره جغرافیایی این حملات نشاندهنده عمق نفوذ، دقت اطلاعاتی و توانایی هدفگیری همزمان ایران در سراسر منطقه غرب آسیا است. کشورهایی که پایگاههای آنها مورد هدف قرار گرفته و در گزارش نام برده شدهاند، عبارتند از: کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن.
این فهرست عملاً تمام کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و شامات را در بر میگیرد و نشان میدهد که هیچ پایگاهی در منطقه از گزند حملات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در امان نبوده است. رسانههای آمریکایی پیش از این نیز گزارشهایی مبنی بر انهدام داراییهای حیاتی آمریکا، از جمله تأسیسات راداری پدافند موشکی در روزهای نخست جنگ منتشر کرده بودند. گزارش بازرسی کل پنتاگون اکنون این ادعاها را به طور کامل تأیید و تکمیل میکند. از بین رفتن رادارهای پدافندی به معنای کور کردن چشم بینایی شبکه دفاعی آمریکا در منطقه است؛ امری که این امکان را برای نیروهای ایرانی فراهم کرد تا حملات بعدی را با موفقیت، دقت و ضریب نفوذ بیشتری انجام دهند. تخریب صدها سازه نیز نشاندهنده آن است که این حملات صرفاً به تأسیسات نظامی محدود نبوده، بلکه زیرساختهای پشتیبانی، انبارهای مهمات، آشیانههای هوایی و مراکز فرماندهی و کنترل را نیز در بر گرفته است.

بحران در زنجیره تأمین و تخلیه انبارهای مهمات استراتژیک
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارش برای استراتژیستهای پنتاگون و کنگره آمریکا، اعتراف صریح به تخلیه ذخایر کلیدی مهمات آمریکا (depletion of key US munition stockpiles) است. درگیریهای فرسایشی با ایران در این بازه زمانی چهار ماهه، فشار بیسابقهای بر زنجیره تأمین تسلیحاتی آمریکا وارد کرده است. شلیک گسترده موشکهای رهگیر پدافندی برای مقابله با امواج حملات ایران، همراه با نیاز به انجام حملات هوایی تلافیجویانه و پشتیبانی از عملیات محاصره دریایی بنادر ایران، منجر به کاهش شدید و نگرانکننده ذخایر موشکی شده است.
این کمبود مهمات، نه تنها توان پاسخگویی فوری و بازدارندگی آمریکا را در منطقه محدود کرده، بلکه نگرانیهای عمیقی را در مورد توانایی این کشور برای مدیریت همزمان بحرانهای دیگر در نقاط مختلف جهان (مانند اروپای شرقی یا منطقه ایندو-پاسیفیک) ایجاد کرده است. گزارش به صراحت اشاره میکند که این کمبودها در کنار تخریب فیزیکی پایگاهها، چالشهای لجستیکی را به یک بحران تمامعیار تبدیل کرده و توان مانور نظامیان آمریکا را به شدت کاهش داده است.
تغییر اجباری و بنیادین در دکترین عملیاتی سنتکام
حملات ایران چنان تأثیرگذار و پیوسته بوده که منجر به تغییرات قابل توجه در نحوه عملیات سنتی نیروهای آمریکایی در منطقه شده است. گزارش بازرسی کل تأکید میکند که فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) مجبور شده است به صورت اضطراری نیروها، داراییها و تأسیسات ذخیرهسازی خود را جابهجا کند. این جابهجاییها نه یک مانور تاکتیکی از پیش برنامهریزیشده، بلکه یک عقبنشینی اجباری و واکنشی تحت فشار حملات پیدرپی ایران و نیروهای مقاومت و نیابتی آن است.
یکی از بارزترین و نگرانکنندهترین مثالهای این تغییر دکترین، خروج بالگردهای ارتش تروریست آمریکا از عراق و کویت است. طبق گزارش، این تصمیم اجباری به این معنی است که بیشتر تخلیههای پزشکی بالگردها اکنون از طریق زمینی به مراکز درمانی محلی انجام میشود. این تغییر، یک عقبگرد بزرگ و بیسابقه در استانداردهای پزشکی نظامی آمریکا محسوب میشود. تا پیش از این، تخلیه هوایی سریع (Medevac) یکی از مزیتهای اصلی و تبلیغشده نیروهای آمریکایی برای حفظ جان نیروها و حفظ روحیه آنها در مناطق جنگی بود. بازگشت به تخلیه زمینی، نه تنها زمان رسیدن مجروحان به مراکز درمانی مجهز را افزایش میدهد، بلکه آنها را در معرض خطرات جادهای و حملات کمین در مسیر قرار میدهد. این امر نشاندهنده از دست دادن برتری هوایی مطلق و عدم توانایی در تضمین امنیت خطوط هوایی در عمق مناطق عملیاتی است.
فاجعه در خلیج فارس و تغییر کانون پشتیبانی دریایی به «دیگو گارسیا»
شاید تکاندهندهترین و عملیاتیترین بخش گزارش، مربوط به وضعیت نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس باشد. گزارش به تخریب مرکز منطقهای نیروی دریایی در بحرین اشاره میکند. این پایگاه که ستاد فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا است، نقشی حیاتی و غیرقابل جایگزین در کنترل تنگه هرمز، هدایت عملیات دریایی و پشتیبانی از ناوهای هواپیمابر دارد. گزارش نقلقولی صریح از «هانگ کائو»، وزیر نیروی دریایی در حال انجام (Acting Navy Secretary) را آورده است که اذعان میکند ایران این پایگاه حیاتی را به شدت ویران کرده است.
این تخریب گسترده، طبق یافتههای بازرسی کل، چالشهای قابل توجه و لاینحلی را در ایجاد پایگاههای دریایی و بنادر پشتیبانی مناسب در نزدیکی منطقه نبرد ایجاد کرده است. پیامد مستقیم و فوری این فاجعه لجستیکی، انتقال اجباری مرکز پشتیبانی دریایی به جزیره «دیگو گارسیا» در اقیانوس هند بوده است؛ این پایگاه نظامی راهبردی اگرچه یک پایگاه امن و دور از دسترس موشکهای کوتاهبرد و میانبرد است، اما از نظر جغرافیایی فاصله بسیار زیادی با خلیج فارس دارد. گزارش منابع میدانی معتبر همچنین نشان میدهد که این تغییر مکان اجباری، چرخههای تدارکاتی و رساندن آذوقه و تجهیزات را به ۱۴ تا ۱۸ روز افزایش داده است.

در عملیات نظامی مدرن، به ویژه در شرایط محاصره دریایی و پشتیبانی فوری از حملات هوایی، چرخه تدارکاتی ۱۸ روزه یک ضعف مرگبار و غیرقابل قبول محسوب میشود. این تأخیر طولانی، همراه با کمبودهای متناوب لوازم و اختلال در سیستم پست منطقهای نظامی، دشواریهای ملوانان آمریکایی را در طول ماموریتهای دریایی با طول رکوردشکن در خلیج فارس چندین برابر کرده و تأثیر مستقیمی بر فرسایش روحیه و توان رزمی نیروها گذاشته است.
خسارات دیپلماتیک گسترده و هزینههای مالی سنگین
گزارش بازرسی کل پنتاگون که با همکاری نهادهای نظارتی وزارت خارجه و آژانس توسعه بینالمللی تهیه شده، به طور خاص و با جزئیات به خسارات وارد شده به تأسیسات دیپلماتیک آمریکا نیز پرداخته است. طبق این سند رسمی، آسیبهای وارد شده توسط ایران به تأسیسات دیپلماتیک آمریکا در منطقه غرب آسیا، حدود ۱۸۴ میلیون دلار خسارت مالی مستقیم بر جای گذاشته است.
جالب توجه و تأملبرانگیز است که گزارش اشاره میکند که برآورد هزینههای مربوط به خسارت به سایتهای نظامی آمریکا ارائه نشده است. این سکوت معنادار نشاندهنده آن است که رقم خسارات نظامی به قدری سنگین، پیچیده و یا از نظر سیاسی حساس است که پنتاگون از انتشار عمومی آن خودداری کرده تا از فشار بیشتر افکار عمومی و کنگره جلوگیری کند.
گزارش به جزئیات دقیق این حملات به تأسیسات دیپلماتیک در کشورهای مختلف اشاره دارد که الگویی از حملات هماهنگ را نشان میدهد:
۱. عربستان سعودی (ریاض)؛ در اوایل ماه مارس، سفارت آمریکا در ریاض هدف حمله دو پهپاد ایرانی قرار گرفت. این حمله منجر به خسارات گستردهای شد، از جمله آسیب جدی و مستقیم به ایستگاه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) که در محوطه سفارتخانه قرار دارد. هدف قرار دادن مستقیم تأسیسات اطلاعاتی، پیامی روشن و قاطع درباره توانایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در نفوذ و هدفگیری دقیق مراکز حساس جاسوسی بود.
۲. امارات متحده عربی (دبی)؛ همچنین در اوایل مارس، یک پهپاد کنسولگری آمریکا در دبی را هدف قرار داد و به یک ساختمان تأسیساتی آسیب رساند. «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا، در آن زمان تلاش کرد ابعاد حمله را کوچک جلوه دهد و مدعی شد که پهپاد به پارکینگی مجاور ساختمان اصلی کنسولگری اصابت کرده است. با این حال، گزارش بازرسی کل این حمله را به عنوان بخشی از الگوی سیستماتیک و هدفمند حملات ثبت کرده است.
۳. کویت؛ سفارت آمریکا در کویت در ماه مارس پس از اصابت و آسیب دیدن توسط پهپادهای ایرانی، فعالیتهای خود را به طور کامل متوقف کرد. این سفارتخانه تنها در اواخر ژوئن توانست عملیات اضطراری محدودی را برای شهروندان آمریکایی از سر بگیرد. این تعلیق سهماهه، نشاندهنده شدت آسیب و ناامنی کامل محیط برای دیپلماتهای آمریکایی بوده است.
۴. عراق؛ بیشترین حجم خسارات مالی مربوط به عراق است. یک مقام ارشد وزارت خارجه در ماه مه اعلام کرد که بیش از ۶۰۰ حمله علیه تأسیسات آمریکا در عراق صورت گرفته است. این حملات پیدرپی که توسط نیروهای مقاومت و نیابتی انجام شده، حدود ۱۵۷ میلیون دلار از کل ۱۸۴ میلیون دلار خسارت دیپلماتیک را به خود اختصاص داده است. این آمار خیرهکننده، نشاندهنده فشار خردکننده، مداوم و فرسایشی بر مواضع آمریکا در عراق است.

تخلیه گسترده دیپلماتها و بحران نیروی انسانی
فشار نظامی و امنیتی چنان شدید و غیرقابل کنترل بود که منجر به یکی از بزرگترین تخلیههای دیپلماتیک آمریکا در تاریخ معاصر در منطقه غرب آسیا شد. طبق گزارش، در بازه زمانی ۲۳ فوریه تا ۳۰ ژوئن، تا ۳۵۰۰ نفر از پرسنل دیپلماتیک از منطقه خارج شدند؛ زیرا اکثر پستهای دیپلماتیک آمریکا در وضعیت «خروج دستور داده شده (ordered departure)» یا خروج مجاز قرار گرفتند.
دستور خروج به این معنی است که پرسنل غیرضروری و تمام اعضای خانوادههایشان موظف به ترک فوری منطقه هستند، در حالی که خروج مجاز به پرسنل غیرضروری اجازه میدهد در صورت تمایل منطقه را ترک کنند. وزارت خارجه آمریکا به سرعت پس از شروع جنگ در فوریه، کشورهای بحرین، عراق، اردن، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را در وضعیت خروج دستور داده شده قرار داد.
گزارش اشاره میکند که اکثر این پستهای دیپلماتیک همچنان در وضعیت «عملیات محدود (restricted operations)» سر میبرند. این وضعیت به معنای بازگشت به شرایط عادی نیست؛ بلکه حالتی اضطراری است که پس از شش ماه خروج اجباری اعمال میشود و نشاندهنده تداوم ناامنی و عدم توانایی آمریکا در تضمین امنیت کارکنان خود است. اگرچه برخی دیپلماتها و اعضای خانوادهها شروع به بازگشت تدریجی به منطقه کردهاند؛ اما حضور دیپلماتیک آمریکا همچنان سایهای از گذشته خود است و این امر نفوذ سیاسی، کنسولی و اطلاعاتی واشنگتن را در پایتختهای منطقه به شدت تضعیف کرده است.
آینده حضور آمریکا در غرب آسیا
شاید مهمترین، دوررسترین و تکاندهندهترین نتیجه این گزارش، تأیید غیرمستقیم تغییر دائمی چهره حضور نظامی آمریکا در منطقه حساس و پرآشوب غرب آسیا باشد. گزارش بازرسی کل پنتاگون به صراحت اشاره میکند که تغییرات در ردپای نظامی آمریکا در خاورمیانه ممکن است دائمی شود. منابع آگاه به مقامات نظامی و جامعه اطلاعاتی آمریکا به طور پنهانی و جدی در مورد احتمال کاهشهای ماندگار و دائمی در نیروی انسانی و تأسیسات آمریکا در منطقه پس از پایان جنگ بحث و گفتوگو میکنند. این اعتراف، یک تغییر پارادایم اساسی را نشان میدهد. دکترین سنتی آمریکا بر پایه حضور پررنگ، پایگاههای پیشرو (Forward-deployed) و تضمین امنیت مطلق برای نیروهایش استوار بود؛ اما آسیبپذیری نشاندادهشده در این گزارش، ثابت کرده است که این مدل حضور در برابر توان موشکی، پهپادی و نامتقارن ایران ناپایدار، پرهزینه و ناکارآمد است.
انتقال مرکز لجستیک ارتش تروریست آمریکا به پایگاه نظامی «دیگو گارسیا»، اتکا به تخلیه پزشکی زمینی و تخلیه صدها دیپلمات، همگی نشانههایی از یک کوچ اجباری استراتژیک هستند. این گزارش به طور ضمنی تأیید میکند که ایران با تحمیل هزینههای گزاف مالی، انسانی و عملیاتی، موفق شده است محاسبات استراتژیک پنتاگون را تغییر دهد. بحث درباره کاهش دائمی نیروها، پیروزی بزرگی برای دکترین بازدارندگی فعال ایران محسوب میشود؛ زیرا نشان میدهد که واشنگتن به این نتیجه رسیده است که حفظ وضعیت موجود (Status Quo) دیگر امکانپذیر یا مقرونبهصرفه نیست.

علاوه بر ابعاد نظامی، این گزارش پیامدهای عمیق سیاسی و روانی نیز در پی دارد. برای متحدان منطقهای آمریکا، مانند عربستان سعودی و امارات، دیدن تخریب پایگاههای آمریکایی و ناتوانی پدافند این کشور در جلوگیری از حملات پهپادی و موشکی، زنگ خطری جدی در مورد اعتبار «چتر امنیتی» واشنگتن است. وقتی سفارت آمریکا در ریاض یا کنسولگری در دبی نمیتواند امنیت خود را در برابر پهپادها تضمین کند، پیامدهای آن برای کشورهایی که امنیت خود را به آمریکا گره زدهاند، بسیار نگرانکننده است. این امر ممکن است کشورهای منطقه را به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود و یا تلاش برای تنشزدایی مستقل با ایران سوق دهد.
از سوی دیگر، در داخل آمریکا، این گزارش خوراک لازم را برای منتقدان سیاستهای منطقهای کاخ سفید فراهم میکند. کنگره آمریکا احتمالاً از این گزارش برای به چالش کشیدن بودجههای نظامی درخواستی پنتاگون و سؤال در مورد کارایی فرماندهان ارشد سنتکام استفاده خواهد کرد. اینکه چرا با وجود صرف میلیاردها دلار برای پدافند موشکی، رادارهای حیاتی در روزهای نخست از بین رفتند، یا چرا برنامهریزی لجستیکی به گونهای بود که با از دست رفتن یک پایگاه در بحرین، کل زنجیره تأمین به جزیرهای در اقیانوس هند وابسته شد، سؤالاتی هستند که پاسخ دادن به آنها برای مقامات پنتاگون بسیار دشوار خواهد بود.
پایان افسانه آسیبناپذیری و تغییر موازنه قدرت
گزارش ویژه بازرسی کل پنتاگون که توسط شبکه سیانان منتشر شده، بیش از یک سند اداری یا نظامی خشک و خالی است؛ این گزارش یک اعترافنامه رسمی و بیچونوهذا از شکست دکترین نظامی آمریکا در برابر تواناییهای دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران است. تأیید تخریب صدها سازه در هشت کشور، کمبود شدید مهمات، فلج شدن مرکز فرماندهی دریایی در بحرین و تخلیه گسترده دیپلماتها، روایتی را ترسیم میکند که با تبلیغات اولیه کاخ سفید درباره کنترل اوضاع و برتری مطلق کاملاً در تضاد است.
این سند نشان میدهد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نه تنها توانایی وارد کردن ضربات سنگین، هماهنگ و چندجبههای را داشتهاند، بلکه توانستهاند ابرقدرتی نظامی را مجبور به بازنگری اساسی در نحوه حضور، عملیات و آینده خود در منطقه حساس غرب آسیا کنند. تغییر چرخههای تدارکاتی به ۱۸ روز، اتکا به مراکز درمانی محلی برای مجروحان و بحثهای پنهانی برای کاهش دائمی نیروها، همگی گواهی بر این واقعیت هستند که موازنه قدرت در خلیج فارس به طور غیرقابل بازگشتی تغییر کرده و شکستهای بسیار سنگین آمریکا در میادین نبرد دیگر قابل انکار کردن نیست.
این گزارش، سندی تاریخی خواهد بود که در آینده نشان میدهد چگونه فشار نظامی هدفمند، پیوسته و هوشمند، میتواند یک ابرقدرت را وادار به عقبنشینی عملیاتی، پذیرش شکستهای لجستیکی و تن دادن به واقعیتهای جدید ژئوپلیتیک در منطقه کند. اعتراف پنتاگون به این خسارات، نه پایان یک درگیری، بلکه آغاز فصل جدیدی از بازتعریف حضور آمریکا در منطقه حساس غرب آسیا با قواعدی است که ایران تعیین کرده است.
نکته پایانی اینکه این گزارشها بخش کوچک و تنها نوک کوه یخ است؛ شکستهای ارتش تروریست آمریکا در مواجهه با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به اندازهای ملموس است که نمیتوان آن را انکار کرد و این پیروزیها میتواند زمینه ساز برچیدن بساط پایگاههای نظامی ارتش تروریست و جنایتکار آمریکا از منطقه غرب آسیا باشد.
انتهای پیام/281
