یادداشت/

وقتی شعر، لباس رزم و میدان می‌پوشد

زبان فارسی، هم خانه‌ی غزل‌های عاشقانه است و هم میدان حماسه‌های پایداری؛ و امروز شعر، به یک رزمنده تبدیل شده و در کنار تجمعات مردمی در برابر طوفان‌های زمانه ایستاده است.
کد خبر: ۸۶۳۲۹۸
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۸ - 19September 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس_«حدیثه صالحی»؛ تاریخ ادبیات ما، تاریخ پیوند میان کلام و حماسه است. در روز شعر و ادب فارسی، که با نام استاد «محمدحسین شهریار (بهجت)» گره خورده است، یادآوری این پیوند بیش از هر زمان دیگری ضروری است. شهریار، که خود در اوج غزل‌سرایی ایستاده است، با «حیدربابایه سلام» نشان داد که زبان فارسی و ادبیات بومی می‌توانند پل میان دل مردم و آرمان‌های پایداری باشند. از همان روز‌هایی که شاهنامه فردوسی، هویت ملی را با ضرب‌آهنگ حماسه‌آفرینی پیوند زد، شعر در خون ما با مفهوم ایستادگی عجین شد. اما آنچه امروز در میادین و در حاشیه تجمع‌های مردمی شاهد آن هستیم، تحولی فراتر از یک تغییر سبک است؛ ما شاهد ظهور «شعر مقاومت» هستیم.

وقتی شعر، لباس رزم و میدان می‌پوشد

شعر مقاومت در ایران پس از انقلاب، ریشه در تجربه زیست‌شده‌ای دارد که نخست در آئین‌های مذهبی و سپس در سنگر‌های هشت سال دفاع مقدس شکل گرفت. در سال‌های جنگ تحمیلی، شعر از تالار‌های ادبی به جبهه‌ها کوچ کرد و شاعرانی، چون «قیصر امین‌پور» و «سیدحسن حسینی» کلمه را به سلاحی برای روایت ایستادگی تبدیل کردند. این شعر، اگرچه در دهه‌های بعد دچار فراز و فرود شد، اما هرگز نمرد؛ زیرا در بطن خود، پیوندی ناگسستنی با مردم و میدان داشت.

آنچه امروز در تجمع‌های مردمی شاهد آن هستیم، در حقیقت بازگشت همان روح حماسی است، اما این بار نه در سنگر‌های خاکی، بلکه در میدان‌های شهری و در بستر مقاومتی نوین. شعر آئینی پس از انقلاب، با تکیه بر مفاهیمی، چون شهادت، عدالت و استکبارستیزی، زمینه ذهنی و زبانی لازم را برای ظهور این شعر میدانی فراهم کرد. شاعران امروز، وارثان همان سنتی هستند که از شاهنامه تا شعر دفاع مقدس، همواره در لحظه‌های تاریخی، کنار مردم ایستاده است.

در روز‌های اخیر، با افزایش حضور توده‌های مردم در میدان‌ها، شکوه متفاوتی از کلام را تجربه می‌کنیم. اشعاری که در این شب‌ها و در میان جمعیت سروده می‌شوند، تنها تلاشی برای چیدمان قافیه و وزن نیستند. این کلمات، بازتاب مستقیم روحیه مقاومت و تجسم عینی پیوند میان قلم و میدان هستند. وقتی کلام، با محوریت رهبر شهید در میان مردم جاری می‌شود، شعر از حالت یک کالای تزیینی خارج شده و به یک سلاح معنوی تبدیل می‌شود. این اشعار، صدای قلب مردمی است که در برابر ظلم، ایستاده‌اند.

تحلیل این پدیده نشان می‌دهد که استقبال گسترده مردم از این فضای حماسی، یک تغییر پارادایم در جامعه شاعران ایجاد کرده است. شاعران، که روزگاری در خلوت اتاق‌های کار یا در فضا‌های انتزاعی ادبیات صرف سرگردان بودند، اکنون از آن خلوت خارج شده‌اند. آنها دریافته‌اند که کلمات اثرگذار، آنهایی هستند که در میان میدان خیابان معنا پیدا می‌کنند. این استقبال مردمی، انگیزه‌ای شده است تا شاعران به سمت تولید آثار حماسی و تاثیرگذار در فضای عمومی حرکت کنند؛ آثاری که نه برای نقد صرف، بلکه برای تثبیت ارزش‌ها و روایت حقیقت روز نوشته می‌شوند.

ما با این جریان، شاهد تداوم سنت دیرین شعر حماسی ایران اسلامی هستیم که اکنون در لباسی مدرن و با زبانی مقتدرانه، خود را بازتعریف می‌کند. این شعر جدید، همان شعری است که از خون شهدا و از اراده ملت نیرو گرفته است و نشان می‌دهد که ادبیات ما، هرگز در برابر جریان‌های بزرگ تاریخ، خاموش نخواهد ماند.

آنچه امروز در میادین و میان مردم جاری است، تداوم منطقی یک سنت چند هزار ساله است. شعر مقاومت، با عبور از تالار‌های ادبی و سنگر‌های دفاع مقدس، اکنون به میدان‌های شهری رسیده و در کنار مردم، نفس می‌کشد. این جریان، نشان‌دهنده زنده‌بودن ادبیاتی است که ریشه در باور‌ها و آرمان‌های یک ملت دارد. تا زمانی که کلمه، پناه مردم باشد و شاعر، صدای میدان، این شعر نه‌تنها خاموش نخواهد شد، بلکه به یکی از ماندگارترین فصل‌های ادبیات معاصر ایران تبدیل خواهد شد. ادبیات ما، با این پیوند دوباره با مردم، آینده خود را نه در خلوت کتاب‌ها، بلکه در دل تاریخ رقم می‌زند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار