جنگ روایتها؛ میدان نبردی که پس از شلیک موشکها آغاز میشود
گروه سیاسی دفاعپرس: جنگهای امروز تنها با موشک، پهپاد، جنگنده و ناو تعیین تکلیف نمیشوند. هر عملیات نظامی، همزمان یک عملیات ارتباطی نیز به همراه دارد. طرفی که بتواند تصویر مطلوب خود از یک رویداد را زودتر، گستردهتر و باورپذیرتر به مخاطبان منتقل کند، میتواند بخشی از آثار سیاسی و روانی عملیات نظامی را نیز مدیریت کند.

در جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، این مسئله نمود ویژهای پیدا کرده است. از همان ساعات نخست هر تحول نظامی، رسانههای رسمی، شبکههای اجتماعی، تحلیلگران، حسابهای کاربری وابسته به دولتها و حتی کاربران عادی، روایتهای متفاوتی از یک رویداد ارائه میکنند. یک حمله از نگاه یک طرف «اقدامی دفاعی» و از نگاه طرف مقابل «تجاوز» توصیف میشود. یک هدف نظامی از سوی مهاجم «با موفقیت منهدمشده» معرفی میشود، در حالی که طرف مقابل از «دفع حمله» یا «بیاثر شدن عملیات» سخن میگوید.
در این میان، سرعت انتشار روایت اهمیت زیادی دارد. در فضای رسانهای امروز، مخاطب معمولاً نخستین روایتهایی را که درباره یک حادثه دریافت میکند، مبنای برداشت اولیه خود قرار میدهد. به همین دلیل، انتشار سریع تصاویر، بیانیهها، ویدئوها و گزارشهای اولیه، خود به بخشی از عملیات جنگی تبدیل شده است. اگر روایت اولیه در ذهن مخاطب تثبیت شود، اصلاح آن در مراحل بعدی بسیار دشوارتر خواهد بود.
اما جنگ روایتها صرفاً رقابت بر سر «چه اتفاقی افتاد» نیست؛ رقابت بر سر «معنای اتفاق» نیز هست. طرفین تلاش میکنند رویدادهای نظامی را در چارچوبی قرار دهند که با اهداف سیاسی و راهبردی آنها سازگار باشد. یک حمله میتواند بهعنوان نمایش قدرت، پاسخ به تجاوز، دفاع از امنیت ملی، مجازات دشمن یا تلاش برای تغییر محاسبات طرف مقابل معرفی شود. بنابراین، آنچه اهمیت دارد فقط واقعیت میدانی نیست؛ نحوه تفسیر و صورتبندی آن واقعیت نیز اهمیت پیدا میکند.
یکی از مهمترین عرصههای این نبرد، مسئله خسارتها و دستاوردهای نظامی است. تصاویر ساختمانهای آسیبدیده، آتشسوزیها، رهگیری موشکها، پرواز جنگندهها و آثار حملات، به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند. با این حال، هر تصویر الزاماً تمام واقعیت را نشان نمیدهد. زاویه فیلمبرداری، زمان انتشار، حذف بخشی از اطلاعات، انتخاب تصاویر خاص و نحوه استفاده از آنها در کنار تیتر و توضیحات، میتواند برداشت متفاوتی از یک رویداد واحد ایجاد کند.
از همین منظر، شبکههای اجتماعی به میدان مهمی برای جنگ روایتها تبدیل شدهاند. در این فضا، مرز میان رسانه رسمی، تحلیلگر، فعال سیاسی و کاربر عادی تا حد زیادی درهم میریزد. یک ویدئوی چندثانیهای میتواند میلیونها بار بازنشر شود، بدون آنکه مخاطب بداند تصویر دقیقاً مربوط به چه زمانی و چه مکانی است. در مقابل، یک گزارش دقیق و مستند ممکن است به دلیل سرعت پایین انتشار، مخاطب بسیار کمتری پیدا کند.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم افکار عمومی داخلی و بینالمللی نیز بخشی از اهداف جنگ هستند. طرفین علاوه بر تلاش برای تأثیرگذاری بر دشمن، به دنبال حفظ روحیه جامعه خود، جلوگیری از ایجاد نگرانی، افزایش اعتماد عمومی و مشروعیتبخشی به ادامه عملیات هستند. در سطح بینالمللی نیز تلاش میشود حمایت سیاسی و دیپلماتیک کشورها و افکار عمومی جهان جلب شود.
در چنین شرایطی، ایران نیز نمیتواند جنگ روایتها را مسئلهای حاشیهای تلقی کند. روایتسازی مؤثر الزاماً به معنای تبلیغات گسترده یا انتشار حجم زیادی از محتوا نیست. مهمتر از حجم، اعتبار، سرعت، انسجام و قابلیت راستیآزمایی اطلاعات است. انتشار روایتهای متناقض، ادعاهای بدون سند یا اطلاعاتی که بعداً نادرستی آنها مشخص شود، میتواند هزینهای به مراتب بیشتر از سکوت موقت داشته باشد.
از سوی دیگر، جنگ روایتها نباید با وارونهسازی واقعیت اشتباه گرفته شود. روایت مؤثر در بلندمدت زمانی شکل میگیرد که با واقعیتهای قابل مشاهده و دادههای قابل راستیآزمایی فاصله زیادی نداشته باشد. در غیر این صورت، ممکن است یک روایت در کوتاهمدت موفق به جلب توجه شود، اما در بلندمدت اعتبار خود را از دست بدهد.
واقعیت این است که در جنگهای جدید، پیروزی نظامی و پیروزی روایی لزوماً یکسان نیستند. ممکن است یک طرف در میدان نظامی دستاوردهایی داشته باشد، اما نتواند تصویر مطلوبی از آن در افکار عمومی ایجاد کند. از سوی دیگر، طرفی ممکن است با مدیریت بهتر اطلاعات و روایت، بخشی از فشارهای ناشی از میدان نظامی را کاهش دهد.
به همین دلیل، جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل را باید همزمان در دو سطح دنبال کرد: سطح نخست، آن چیزی است که در میدان نظامی اتفاق میافتد و سطح دوم، آن چیزی است که درباره آن اتفاق به مردم ایران، جامعه جهانی و حتی نیروهای نظامی طرف مقابل گفته میشود. این دو میدان از یکدیگر جدا نیستند.
در نهایت، هر جنگی علاوه بر قربانیان، خسارتها و اهداف نظامی، یک «حافظه» نیز از خود باقی میگذارد. اینکه این جنگ در سالهای آینده چگونه روایت شود، چه کسی آغازگر آن معرفی شود، کدام طرف دارای ابتکار عمل دانسته شود و افکار عمومی چه تصویری از نتیجه آن داشته باشد، بخشی از همان نبردی است که امروز در شبکههای اجتماعی، رسانهها و فضای دیپلماسی در جریان است. جنگ ممکن است با توقف شلیکها پایان پیدا کند، اما جنگ روایتها میتواند سالها پس از آن ادامه داشته باشد.
انتهای پیام/381
